ندای وحی

قرآنی ،اعتقادی،مذهبی ، تربیتی

ندای وحی

اکبر احمدی
ندای وحی قرآنی ،اعتقادی،مذهبی ، تربیتی

پزشکی

جلوگیری از اثرات منفی گوشت قرمز

 

زیاده روی در مصرف گوشت قرمز احتمال ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، فشارخون بالا، کلسترول خون و برخی از سرطان ها را افزایش می دهد. در نتیجه لازم است که با ترفندها و روش هایی اثرات منفی گوشت
 قرمز را کاهش دهید.
گوشت

 

گوشت قرمز,گوشت,تغذیه,رژیم غذایی

سازمان های سلامت عمومی بی وقفه در حال هشدار دادن در خصوص مصرف بیش از اندازه ی گوشت قرمز هستند. با توجه به مضرات مصرف بیش از اندازه ی این ماده ی غذایی به نظر می رسد که این هشدارها کاملاً به جا است و مصرف کننده ها باید بیشتر نسبت به این اخطارها هشیار باشند. چون زیاده روی در مصرف گوشت قرمز احتمال ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، فشارخونبالا، کلسترول خون و برخی از سرطان ها را افزایش می دهد. در نتیجه لازم است که با ترفندها و روش هایی اثرات منفی گوشت قرمز را کاهش دهید.


میزان 
گوشت قرمز مورد نیاز بدن
درست است که 
گوشت قرمز یک ماده ی غذایی مفید بوده و برای سلامتی بدن لازم و ضروری است اما باید بدانید که اکثر متخصصان بر این باور هستند که حداکثر نیاز بدن به این ماده ی غذایی 500 گرم در هفته و یا 70 گرم در روز است. بیش از این میزان خطر ابتلا به مشکلات قلبی عروقی و برخی سرطان ها مانند سرطان کلورکتال و سرطان سینه را افزایش می دهد. علاوه بر این به نظر می رسد این ماده ی غذایی باعث آسیب به بافت های پستانی دختران نوجوان و زنان جوان می شود.
به نظر می رسد که مصرف میزان بالای این ماده ی غذایی دو مرتبه در هفته و یا بیشتر باعث ایجاد تغییراتی در فلور 
روده می شود. به این ترتیب تعادل بین باکتری هایی که در روده زندگی می کنند از بین رفته و در نتیجه منجر به بروز مشکلات زیادی می شود. حواستان باشد که اثرات منفی مصرف بیش از اندازه ی گوشت های قرمز صنعتی مانند سوسیس، کالباس و غیره بیشتر است.


تکه های کم چرب را انتخاب کنید
تا حد ممکن تکه های کم چرب را انتخاب کنید. برای این کار می توانید از شانه ی گوسفند یا فیله ی گاو استفاده کنید.


از 
گوشت های ارگانیک استفاده کنید
اگر نمی توانید مصرف 
گوشت قرمز را کاهش دهید بهتر است گوشت مصرفی تان را از جاهایی خریداری کنید که ارگانیک باشد. حواستان باشد که در دامداری ها از آنتی بیوتیک ها و هورمون های رشد برای پرورش دام ها استفاده می شود. هر چه حیوان مورد نظر طبیعی تر و بدون ترکیبات شیمیایی رایج در دامداری ها پرورش یافته باشد گوشت سالم تری مصرف خواهید کرد.

قبل از طبخ گوشت قرمز بری کاهش اثرات منفی آن، گوشت را در مواد مفید خوابانده و خوش طعم کنید. برای این کار از روغن زیتون بکر به اضافه ی سبزیجات معطر و همچنین لیموترش وسرکه استفاده کنید

گوشت قرمز را با گیاهان معطر طبخ و مصرف کنید
برای جبران اثرات منفی ترکیبات شیمیایی و چربی های 
مضر موجود در گوشت های قرمز بهتر است آن ها را با سبزیجات معطر طبخ کنید. رزماری (سبزی معطر پرخاصیت است که به کنترل و کاهش خطر ابتلا به دیابت کمک می کنند) و همچنین آویشن، جعفری یا نعنا و غیره جزو سبزیجات مفید، معطر و حاوی آنتی اکسیدان هستند که به کاهش اثرات منفی گوشت قرمز کمک می کنند.


میوه ها را دریابید
نیترات و نیتریت موجود در 
گوشت های قرمز در بدن ما تبدیل به «نیتروزامین» می شوند. این ترکیبات شیمیایی امکان رشد تومورها را بالا می برند. بهتر است در مصرف گوشت قرمز زیاده روی نکنید و در کنار آن مصرف میوه را افزایش دهید. به خاطر اینکه به کمک ویتامین های A،C،E و غیره که در میوه ها به میزان زیادی وجود دارند می توانید خطر بروز تومورها را کاهش دهید. در نتیجه توصیه می کنیم علاوه بر سبزیجات معطر از میوه ها و سبزیجاتی مانند پرتقال، گوجه فرنگی، زردآلوی خشک، انجیر یا آلوخشک نیز در کنار گوشت قرمز استفاده کنید تا اثرات منفی آن کاهش پیدا کند.


کاری، زنجبیل و سیر: یک نوک انگشت، یک دنیا معجزه
زردچوبه خواص ضد
سرطانی بالایی دارد و در کنار فلفل تأثیر آن ده برابر می شود. زنجبیل باعث بهبود عملکرد روده ها می شود و مواد غذایی تولید شده از طریق مصرف گوشت قرمز را از بدن دفع می کند. در نتیجه این ترکیبات شیمیایی مدت زمان طولانی در تماس با مخاط روده ها نمی مانند. می توانید گوشت را قبل از پخت با زنجبیل خوش طعم کنید. علاوه بر این «آلیسین» موجود در سیر باعث دفع توکسین ها یا همان سموم از بدن می شوند. در نتیجه توصیه می کنیم این سه ماده را همیشه در آشپزخانه ی خود داشته باشید. چون شما را از آسیب های احتمالی مصرف زیادگوشت قرمز در امان می دارند.

 

,گوشت قرمز, گوشت, تغذیه,خواص سبزیجات، خواص میوه جات ،خواص خوراکیها،سبزیجات

باربکیو: بله یا خیر؟
هر بار که 
گوشت را طبخ می کنید یکی از ترکیبات آن به نام «کراتین» تجزیه و به «آمین هتروسیکلیک» تبدیل می شود که جزو ترکیبات سرطان زا هستند. کباب یا گریل کردن گوشت باعث می شود که به میزان بیشتری از این ترکیبات آسیب رسان تولید شوند.

علاوه بر این، چربی هایی که از گوشت چکیده و روی زغال می ریزند باعث ایجاد دود سمی می شوند که سرشار از «هیدروکربن های پولی سیکلیک آروماتیک» است. بنابراین بهتر است از روش کباب کردن گوشت بپرهیزید.


سبزیجات فراوان در کنار گوشت
در کنار 
گوشت قرمز، هویج، فلفل دلمه ای قرمز و سبز، کرفس و خیار سرو کنید. از قارچ، تربچه، بروکلی و گل کلم غافل نشوید. فراموش نکنید که در کنار غذاهای گوشتی حتماً سالاد سرو کنید. به جای مصرف گوشت قرمز با سیب زمینی سرخ کرده و مواد غذایی چرب دیگر، آن را با سبزیجات سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی میل کنید.

 

گوشت را قبل از طبخ در مواد مفید بخوابانید
قبل از طبخ 
گوشت قرمز بری کاهش اثرات منفی آن، گوشت را در مواد مفید خوابانده و خوش طعم کنید. برای این کار از روغن زیتون بکر به اضافه ی سبزیجات معطر و همچنین لیموترش وسرکه استفاده کنید.
 

فاطمه مهدی پور

 


موضوعات مرتبط: پزشکی
برچسب‌ها: پزشکی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:57 | نویسنده : اکبر احمدی |

تربیتی

اختلالات یادگیری

بدرالسادات همایونیان اختلالات یادگیری را ۳ دسته گفتاری، نوشتاری و ریاضی دانست و اظهار داشت: تعدادی از دانش‌آموزان در مقاطع تحصیلی خود در ریاضی دچار مشکل‌ می‌شوند و با وجود تلاشی که می‌کنند پیشرفت مورد انتظار را به دست نمی‌آورند معمولاً معلمان آن ها را نصیحت می‌کنند تا بیشتر درس بخوانند و بازیگوشی نکنند.

 

وی افزود: جملاتی مانند برای پیشرفت در ریاضی معلم خصوصی باید بگیری، پیشرفت در ریاضی ارثی است، پایه‌ات از ابتدا ضعیف بوده است و چرا سر کلاس توجه نمی‌کنی بسیار متداول است غافل از این که ضعیف بودن در ریاضی می‌تواند به دلیل اختلال یادگیری در محاسبه باشد.

 

اختلالات یادگیری در کودکان

وی افزود: برخی والدین و اولیای مدرسه دانش‌آموز را سرزنش می‌کنند و از آن بدتر گاهی با ارزیابی مقایسه‌ای عزت نفس او را خدشه‌دار می‌کند همچنین محروم کردن کودک از تفریح و بازی و داشتن برنامه‌ای فشرده رفتارهایی است که متأسفانه اعمال می‌شود در حالی که این رفتارها نتایج بدتری را همراه دارد.

 

گام اول بررسی ضایعات مغزی است

این روانشناس کودک ادامه داد: اولین گام بررسی ضایعه مغزی در کودک است چنانچه هوش او طبیعی باشد و به لحاظ روانی اختلالی مشاهده نشود باید نوروسایکولوژیست‌ها و روانشناسان کودکان استثنایی به درمان مبتلایان به اختلال یادگیری بپردازند.

 

وی با بیان اهمیت رفتارهایی چون سینه‌خیز رفتن، چنگ زدن و پرتاب کردن در عدم ابتلا به اختلالات یادگیری گفت: محققان یادگیری مشاهده کرده‌اند چنانچه کودکی فعالیتی را انجام ندهد مثلاً پیش از راه رفتن سینه‌خیز نرود در بزرگسالی به اختلالات یادگیری مبتلا می‌شود متأسفانه گاهی برخی والدین خوشحال می‌شوند که فرزندشان بدون گذر از مرحله چهار دست و پا رفتن شروع به راه رفتن می‌کند در حالی که این مرحله در رشد مغز و عدم ابتلا به اختلالات یادگیری در آینده مؤثر است و چنانچه رفتاری جا بماند در رشد کودک اختلال ایجاد می‌شود.

 

مدرسه

همایونیان افزود: جالب است بدانید چنانچه کودکی هفت ساله مبتلا به اختلالات یادگیری باشد باید جهت درمان از ابتدا شروع کنیم در گام اول ابتدا بهره هوشی او محاسبه می‌شود بر این اساس تمام آیتم‌های کلامی و بیانی باید توسط خرده‌ آزمون‌ها محاسبه شود تا میزان توانمندی فرد در ابعاد مختلف سنجیده شود البته آزمون‌های هوشی کلیت را نشان می‌دهند و آزمونی در جهان وجود ندارد که به طور دقیق هوش را محاسبه کند.

 

به تفاوت‌های فردی توجه کنید

این متخصص حوزه بهداشت روان ادامه داد: چنانچه ۲ نفر از هوش‌بهره یکسان داشته باشند و نمرات یکسانی در خرده آزمون‌ها بگیرند ممکن است در دروس مشابه نمرات مختلفی کسب کنند که این به تفاوت‌های فردی مربوط می‌شود.

وی گفت: بهتر است والدین کودک را خسته نکنند و در برنامه‌ریزی خود این نکته را لحاظ کنند که کودکان با یکدیگر متفاوت هستند و گاهی تفاوت در توجه، دقت و تمرکز منجر به کسب نمرات متفاوت می‌شود.

 

این روانشناس کودک تصریح کرد: توجه یا فعال و انتخابی است یا انفعالی. توجه انفعالی بر اثر محرک‌های بیرونی مانند سر و صدا بر هم می‌خورد بنابراین در این راستا باید شرایط لازم برای بهره‌گیری هر چه بهتر کودک از محیط آموزشی و پرورشی مناسب را فراهم آوریم.

 

شناخت استعداد در سال اول ابتدایی اتفاق می‌افتد

این متخصص حوزه بهداشت روان گفت: اگر کودک ریاضی، خواندن و نوشتن را از پایه یاد نگیرد در سال های آتی با مشکل مواجه می‌شود همچنین شناخت استعداد در سال اول ابتدایی اتفاق می‌افتد متأسفانه گاهی کودکان گروه‌بندی و طبقه‌بندی را بلد نیستند و ردیف کردن را نمی‌دانند همچنین آموزش کوچک تر، بزرگ تر، بالا، پایین، حجم، سبکی و سنگینی پیش از دبستان در عدم ابتلا به اختلالات ریاضی و پیشرفت تحصیلی موثر است.

 

مدرسه

وی افزود: همچنین بهتر است طیف رنگ ها را به کودکان آموزش دهیم از سویی دیگر اولیای مدرسه باید این موضوع را بدانند که ممکن است برخی کودکان به دلیل مشکلات مالی نتوانند به مهد کودک رفته و این مفاهیم را پیش از دبستان یاد بگیرند بهتر است این کودکان شناسایی شده و آموزش‌های اولیه پیش از تدریس درباره آن ها اعمال شود.

 

کودکان خود را از بازی محروم نکنید

وی با بیان اهمیت بازی در دوران کودکی جهت رشد کودک و پیشگیری از ابتلا به اختلالات یادگیری گفت: متأسفانه برخی والدین کودکان را از بازی محروم می‌کنند و ترجیح می‌دهند برای آن ها کلاس‌های فوق برنامه و آموزش زبان دوم و سوم فراهم کند غافل از این که برای درمان کودکانی که در ریاضی مشکل دارند از بازی استفاده می‌شود.

وی افزود: والدین و آموزگاران باید نسبت به یادگیری ریاضی در کودکی که کلاس اول است توجه زیادی کنند و نسبت به فهم او ریاضی را آموزش دهند متأسفانه برخی معلمان حوصله آموزش جمع و تفریق را به تمام دانش‌آموزان ندارند و ممکن است دانش‌آموزی بدون یادگیری این ها وارد مرحله بعدی یادگیری که ‌آموزش ضرب و تقسیم است شود و نتواند آن ها را یاد بگیرد.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: فارس


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:54 | نویسنده : اکبر احمدی |

تربیتی

انتخاب مدرسه، معیارهای اساسی کدامند؟(۱)

برای بعضی‌ها بیشتر شبیه یک مسابقه دو است؛ آن هم دوی استقامت. همان که باید حسابی خودت را آماده کرده باشی. همان که باید بدوی و خسته نشوی. همان که خیلی‌ها به خط پایانش نمی‌رسند و آن هایی هم که از خط پایان عبور می‌کنند، حسابی از نا و نفس افتاده‌اند. مقصود از این شبه مسابقه، همان ماجرای قدیمی انتخاب بهترین مدرسه و ثبت‌نام دانش‌آموز است.

 

همان که با تعطیلی مدرسه‌ها آغاز می‌شود و پدر و مادرها باید در کنار هزار و یک کار دیگر، از صبح تا شب بدوند و بگردند و تلاش کنند تا یک مدرسه مناسب و باب میل خود و جیبشان  ـ البته از نگاه خودشان ـ بیابند و تازه وقتی مدرسه پیدا شد، باید آن دویدن اساسی ـ مانند صد متر آخر مسابقه ـ را شروع کنند تا با صد اما و اگر و شاید، فرزند دلبندشان را در آن مدرسه خوشنام و نشان، ثبت‌نام کنند.

مدرسه

 

 

معیارها متفاوت است

بعضی‌ها فقط می‌خواهند مدرسه نزدیک به خانه‌شان باشد و موضوع دیگری برایشان مطرح نیست، اما گروهی هم هستند که تا از چند و چون فعالیت‌های آموزشی و تربیتی معلم‌ها و مربیان سر درنیاورند، دلشان آرام نمی‌گیرد. برخی هم به امکانات و فضای مناسب آموزشی توجه بیشتری نشان می‌دهند و گروهی از والدین ترجیح می‌دهند مدرسه‌ای را برای ثبت‌نام انتخاب کنند که خیلی به دانش‌آموزان سخت نگیرد.

 

بنابراین باید گفت معیارهای انتخاب مدرسه خوب، بسیار متفاوت است و موردی که از نظر برخی مثبت به حساب می‌آید، برای گروهی دیگر امتیازی منفی تلقی می‌شود.

 

دکتر پروین ناظمی، روانشناس با اشاره به این موضوع، می‌گوید: معیارهای انتخاب مدرسه، در مقاطع تحصیلی مختلف با یکدیگر تفاوت دارد و والدین باید با توجه به نیازهای کودک و نوجوان، بهترین مدرسه را انتخاب کنند.

 

مدرسه
 

 

این روانشناس توضیح می‌دهد:

در دوره دبستان یکی از مهم‌ترین معیارها برای انتخاب مدرسه، فضایی است که در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد تا آن ها بتوانند آزادی عمل، تحرک و جنب‌وجوش کافی داشته باشند. بنابراین مهم است به این موضوع هم توجه داشته باشیم که دانش‌آموزان دبستانی باید  زنگ ورزش یا تفریح، فضا و امکانات مناسبی در اختیار داشته باشند. علاوه بر این، معلم کلاس اول دبستان نیز نقش بسیار مهمی در ادامه فعالیت‌های آموزشی کودک دارد و می‌تواند انگیزه ادامه تحصیل را در وجود او شکل دهد یا به آن ضربه بزند.

 

محمد الهی نیز با تأکید بر نقش معلم پایه اول، یادآور می‌شود: نقش معلم در سال اول دبستان بسیار مهم است، زیرا اگر دانش‌آموز در این سال، معلم خوبی داشته باشد جذب درس و مدرسه خواهد شد و حتی تا پایان دوره تحصیلش هم او را به یاد خواهد داشت.

 

او معتقد است در مقاطع بالاتر، به تدریج کادر اداری و مدیریتی مدرسه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا اگر بهترین معلم‌ها و دبیران در مدرسه‌ای حضور داشته باشند که مدیریت خوب و یکپارچه‌ای ندارد، روند آموزشی و تربیتی دانش‌آموز دچار آسیب خواهد شد، اما مدیریت قوی می‌تواند یک کادر معمولی را هم با برنامه‌ریزی و هماهنگی به خوبی پیش ببرد و نتایج خوبی برجای گذارد.

 

دکتر ناظمی درخصوص معیارهای والدین می‌افزاید: یکی دیگر از نکات مهم  انتخاب مدرسه مناسب در دوره دبستان، نزدیک بودن مدرسه به خانه است. زیرا کودکان در سال‌های نخست تحصیل توانایی بیدار شدن صبح خیلی زود را ندارند و در مسیر طولانی خانه تا مدرسه خسته و دلزده می‌شوند.

 

با وجود این، بسیاری از پدر و مادرها به اشتباه تصور می‌کنند اگر فرزندشان به مدرسه خوبی برود که تا خانه‌شان فاصله زیادی دارد، بهتر است، اما چنین شیوه‌ای از نظر کارشناسان توصیه نمی‌شود.

 

مدرسه

این روانشناس به دانش‌آموزانی اشاره می‌کند که دوره دبستان را پشت‌سر گذاشته‌اند و می‌خواهند وارد مقاطع بالاتر شوند و می‌گوید: در این سنین هدایت و پرورش روحی، روانی و اخلاقی دانش‌آموزان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و با توجه به این‌که آن ها در سنین بلوغ هستند، پایه رفتارهای صحیح، عزت نفس و اعتماد به نفس‌شان در همین دوره شکل می‌گیرد. بنابراین نحوه برخورد مسئولان مدرسه و شرایطی که برای‌ دانش‌آموزان ایجاد می‌شود در این باره بسیار مهم است.

 

از طرفی، پدر و مادرهایی که می‌خواهند فرزندشان را ثبت‌نام کنند معمولا شناخت دقیق و درستی از کادر اداری و معلم‌های مدرسه ندارند و به همین دلیل ممکن است فقط با دیدن فضا و ساختمان، حیاط و امکانات فیزیکی مدرسه در این مورد تصمیم بگیرند.

 

الهی با اشاره به این موضوع، می‌گوید: اگر پدر و مادرها بخواهند کمی تخصصی‌تر در این‌ باره تصمیم‌گیری کنند، می‌توانند با والدین کسانی که در همان مدرسه درس خوانده یا می‌خوانند، صحبت کرده و نظر آن ها را جویا شوند تا بتوانند درخصوص وضع علمی و رفتار معلم‌ها و کادر اداری اطلاعات به نسبت درستی به دست آورند.

 

این کارشناس آموزشی بر این باور است که نوع رفتار، سابقه، مهارت و تجربه کادر ادرای و مدیریتی مدرسه اهمیت زیادی دارد. اولیای دانش‌آموزانی که از مقطعی به مقطع بالاتر می‌روند نیز به گفته وی، معمولا از کادر مدرسه قبلی‌شان مشورت می‌گیرند و براساس نظر آن ها که مورد اعتمادشان هستند، تصمیم‌گیری می‌کنند.

 

آموزش و پرورش در کنار هم

این روزها در بیشتر مدارس، تأکید و توجه زیادی به موضوع آموزش فشرده و سنگین درسی می‌شود و بسیاری از والدین هم طرفدار چنین برنامه‌هایی هستند. در صورتی‌که به گفته دکتر ناظمی، تمام این برنامه‌ها باید براساس شرایط روحی دانش‌آموز و توانایی‌هایش طراحی شود تا او را خسته و دلزده نکند. یادمان باشد چنین برنامه‌های سنگین و سختی، انگیزه درس خواندن را از دانش‌آموزان و به خصوص دبستانی‌‌ها می‌گیرد.

 

ادامه دارد...

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: جام جم


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:54 | نویسنده : اکبر احمدی |

تربیتی

انتخاب مدرسه، معیارهای اساسی کدامند؟(۲)

مدرسه

برای بعضی‌ها بیشتر شبیه یک مسابقه دو است؛ آن هم دوی استقامت. همان که باید حسابی خودت را آماده کرده باشی. همان که باید بدوی و خسته نشوی. همان که خیلی‌ها به خط پایانش نمی‌رسند و آن هایی هم که از خط پایان عبور می‌کنند، حسابی از نا و نفس افتاده‌اند. مقصود از این شبه مسابقه، همان ماجرای قدیمی انتخاب بهترین مدرسه و ثبت ‌نام دانش‌آموز است. در مطلب قبل درباره انتخاب مدرسه و معیارهای متفاوت برای خانواده ها صحبت شد، در ادامه به موارد دیگر می پردازیم:

 

وی ادامه می‌دهد: علاوه بر این، باید به موضوع آموزش مهارت‌های زندگی هم توجه داشته باشیم که متاسفانه گاهی در مدارس ما نادیده گرفته می‌شود و به همین دلیل دانش‌آموزان پس از پایان دوره تحصیل، فقط درس‌های‌شان را به خوبی بلد هستند؛ ولی مهارت تصمیم‌گیری، حل مساله، قدرت ابراز وجود، خودآگاهی و... را ندارند. بنابراین بهتر است مدارس ما بخشی از وقت و کارشان را به آموزش این مسائل اختصاص دهند تا دانش‌آموزان را آماده ورود موفق به جامعه کنند.

 

معیارهای اساسی کدامند؟

 

همچنین بعضی از پدر و مادرها با صراحت می‌گویند حذف زنگ ورزش یا کم شدن آن به نفع فرزندان‌شان است و پایه درسی‌ آن ها را تقویت می‌کند. در حالی که دکتر ناظمی این نظر را قبول ندارد و یادآور می‌شود: بچه‌ها به دلیل شرایطی که دارند، به فعالیت‌های بدنی نیازمندند تا بتوانند به نیازهای درونی‌شان جهت دهند و انرژی‌شان را به شکل صحیح تخلیه کنند.

 

بنابراین حذف زنگ ورزش و کم‌اهمیت به حساب آوردن آن اشتباه بزرگی است که متاسفانه در بعضی از مدارس اتفاق می‌افتد؛ پس خوب است والدین هنگام انتخاب مدرسه به این نکته هم توجه کنند.

 

امکانات تا چه حد مهم است؟

گروهی از والدین به ظاهر مدرسه و امکانات فیزیکی آن توجه زیادی نشان می‌دهند و در مقابل، عده دیگری چنین امکاناتی را ضروری نمی‌دانند.

 

آقای الهی اما وجود چنین خدمات و امکاناتی را در بهبود وضع مدرسه مؤثر می‌داند و می‌گوید: زمانی که امکانات آزمایشگاهی، کارگاهی و کلاس‌های هوشمند در مدرسه‌ای وجود داشته باشد، هم یادگیری دانش‌آموزان بهتر خواهد شد و هم کار انتقال مطالب برای معلم راحت‌تر است.

 

بنابراین وجود امکانات مناسب هم باید یکی از معیارهای انتخاب مدرسه باشد زیرا در این دوره اگر معلم غیر از گچ و تخته و کتاب، امکان دیگری در دسترس نداشته باشد، به خوبی نمی‌تواند اطلاعات را به دانش‌آموزان منتقل کند و در نتیجه، محصلان دچار افت تحصیلی می‌شوند. اما مدرسه‌ای که وسایل کمک درسی مجهزی دارد، از نظر تحصیلی وضع بهتری خواهد داشت و دانش‌آموزانش هم بهتر و بیشتر رشد خواهند کرد.

 

مدرسه

با این حال، در این مورد هم نباید افراط کرد، زیرا مدارسی هم هستند که امکانات خیلی خاصی ندارند، اما عملکردشان مناسب و گاه بهتر از دیگر مدارس است.

 

بنابراین نباید فراموش کنیم پیدا کردن یک مدرسه خوب کار به نسبت سختی است و در خانواده‌های مختلف، معیارهای متفاوتی دارد، اما این وظیفه پدر و مادر است که در این مورد تحقیق کنند و بهترین مدرسه را برای فرزندشان بیابند.

 

اگر در محدوده نباشید، بازنده‌اید

هوا بس ناجوانمردانه گرم است، اما پدر و مادرها چاره‌ای ندارند، باید بیابند و فرزندشان را حضوری و گاه پس از امتحانات کتبی و شفاهی در مدرسه ثبت‌نام کنند. در میان والدینی که پوشه به دست در حیاط و راهروهای مدرسه ایستاده‌ و راه می‌روند، بعضی‌ها خوشحال و راضی، کارها را انجام می‌دهند، فرزندشان ثبت‌نام می‌شود و به خانه برمی‌گردند و بعضی‌های دیگر هم سرگردان و مستأصل در کار این ماراتن نفسگیر می‌مانند و به این فکر می‌کنند که چطور باید مسئولان مدرسه را راضی کرد تا این دانش‌آموز هم در همان مدرسه ثبت‌نام شود؟

 

یکی با اخم و ناراحتی به فرزندش یادآوری می‌کند «بچه! چقدر گفتم یه کم بیشتر درس بخون؛ اگه فقط یه ذره بیشتر تلاش کرده بودی حالا اوضاع طور دیگری بود»، دیگری از دور بودن خانه‌شان می‌گوید و مادری هم انگار پایش به زمین چسبیده باشد، حیران و متحیر کنار حیاط ایستاده و سکوت کرده است.

 

در این میان پدر و مادرهایی که موفق نمی‌شوند فرزندشان را در مدرسه دلخواه ثبت‌نام کنند، معمولا به قانون‌هایی اشاره می‌کنند که مسئولان و مدیران مدارس با استناد به آن ها از ثبت‌نام دانش‌آموز خودداری کرده‌اند و خیلی‌ها بر این باورند که این‌ها همه بهانه است تا جایی برای دانش‌آموزان آشنا خالی بماند.

 

تعیین محدوده جغرافیایی، پر بودن ظرفیت کلاس‌ها و شرط معدل از مواردی است که هنگام ثبت‌نام در بعضی از مدارس به آن ها اشاره‌ می‌شود و همین‌ها هم دلیلی است برای ثبت‌نام نکردن دانش‌آموزان. بنابراین اگر بخواهیم به انتخاب مدرسه مناسب فکر کنیم، می‌بینیم والدین در مورد مدارس دولتی عادی امکان انتخاب زیادی ندارند.

 

محمد الهی، کارشناس آموزشی نیز با تائید این مطلب می‌گوید: قرار گرفتن خانه دانش‌آموز در محدوده جغرافیایی تعیین ‌شده، یکی از قوانینی است که برای ثبت‌نام در مدارس دولتی عادی باید به آن دقت شود. با توجه به این‌که تمام مدارس دولتی عادی، محدوده جغرافیایی ثبت‌نام دارند، به نظر می‌رسد والدین اختیار زیادی در این زمینه نخواهند داشت؛ مگر این‌که پس از مراجعه به ستاد ثبت‌نام و تکمیل فرم‌های ویژه، نسبت به ثبت‌نام دانش‌آموز اقدام کنند.

 

در غیر این صورت کار خاصی از دست والدین ساخته نیست، مگر این‌که به یک شیوه قدیمی متوسل شوند؛ تهیه اجاره ‌نامه تقلبی، اجاره‌نامه‌ای که در ظاهر نشان می‌دهد آن ها در محدوده جغرافیایی مدرسه ساکن هستند که البته این کارشناس آموزشی می‌گوید در بعضی مدارس درباره این آدرس‌ها هم تحقیق می‌شود تا مسئولان مدرسه نسبت به درست بودن آن ها اطمینان پیدا کنند.


 

مرکز یادگیری سایت تبیان - منبع: جام جم 
تهیه و تنظیم: مریم فروزان کیا

 


موضوعات مرتبط: تربیتی
برچسب‌ها: تربیتی

تاريخ : یک شنبه 13 / 6 / 1394 | 7:49 | نویسنده : اکبر احمدی |

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در آفاق (بخش دوم)
خداي متعال مي فرمايد: ان في السموات و الارض لايات اللمومنين 1 بدون شک در آسمانها و زمين نشانهاي فراواني (خداشناسي) براي اهل ايمان هست.
ان في خلق السموات و الارض و اختلاف اليل و النهار لايات لاولي الالباب 2 همانا در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز نشانه هايي براي انديشمندان هست.
قالت رسلهم افي الله شک فاطر السموات و الارض 3 رسولان آنها گفتند: آيا درخدا شک است؟! کسي که آسمانها و زمين را آفريده است؟!

دقت در آفرينش آسمانها
در حديث معروفي در ذيل آيه 191 آل عمران رسيده است، شبي از شبها پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم پس از استراحت کوتاهي از جا برخاسته وضو گرفت و مشغول نماز شد آنقدر در نماز اشک ريخت که جلوي لباس آنحضرت تر شد سپس سر به سجده گذاشت و چندان گريست که زمين از اشک چشمش مرطوب شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گريان بود هنگاميکه بلال موذن مخصوص پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم او را به نماز صبح خواند حضرت را گريان ديد عرض کرد يا رسول خدا چرا گريه مي کني در حاليکه مشمول لطف و عفو خداوند هستي؟ فرمود آيا من بنده شاکر خداوند نباشم؟ چرا نگريم؟ در حاليکه در اين شب آيت تکان دهنده اي بر من نازل شد، سپس آيه فوق از سوره آل عمران و چهار آيه پشت سر آن را تلاوت فرمود و در پايان فرمود: ويل لمن قرا هاولم يتفکر فيها واي بر کسي که آنها را بخواند و در آن انديشه نکند. 4
اولين نکته اي که در مطالعه فضا مورد توجه واقع مي شود وسعت حيرت آور آن مي باشد اگر شبي تاريک که نور ماه در آسمان نمي درخشد نظري به آسمان بيندازيم منطقه اي طولاني مانند قوسي که از افق تا افق کشيده شده ملاحظه مي کنيم که به سفيدي آب نهري در سياهي زمين شباهت دارد و به آن کهکشان گفته مي شود. در هر کهکشان ستارگان بي شماري وجود دارد، قطر کهکشان ما (که منظومه شمسي ما در آن قرار دارد) يکصد هزار سال نوري است يعني اگر بخواهند با سرعت سيصد هزار کيلومتر در ثانيه از طرفي تا طرف ديگر اين کهکشان مسافرت کنند صد هزار سال طول مي کشد و خورشيد با سرعت فوق العاده اي که دارد و به دور اين کهکشان در حرکت است 250 ميليون سال طول مي کشد که يک دور گرد اين کهکشان بچرخد 5 (قبلا بيان کرديم که طبق آخرين تحقيقات دانشمندان حداقل يک ميليارد کهکشان در عالم وجود دارد و تنها در کهکشان ما يکصد ميليارد ستاره وجود دارد).6
در هر صورت يکي از آيات و نشانه هاي با عظمت خداوند متعال آفرينش آسمانهاست که قرآن هم با عظمت خاصي از آن ياد نموده و 313 مرتبه نام آسمان به لفظ مفرد و جمع در آيات قرآن آمده است و در مواردي آشکارات بشر را دعوت کرده که در خلقت آسمانها دقت کند تا بر معرفت او افزوده شود.
در سوره (ق) مي فرمايد: افلم ينظروا الي السماء فوقهم کيف بنياناها و زيناها و مالها من فروج آيا به آسماني که بر فراز آنان است توجه نکردند که چگونه آنرا بنا کرديم و بوسيله ستارگان زينت بخشيديم و هيچ شکافي در آن نيست. مخصوصا در روايات اسلامي آمده است که سحر خيزان وقتي براي نماز شب بر مي خيزند نخست به آسمان نگاه کنند و آيات آخر سوره آل عمران را بخوانند.

توجه و نظر معصومين: به آفرينش آسمانها
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آنگاه که براي نماز شب بر مي خاست نخست مسواک مي کرد و سپس نظري به آسمان مي افکند و اين آيات را تلاوت مي کرد: ان في خلق السموات و الارض... .7

مناجات علي عليه السلام هنگام مطالعه آسمان
يکي از اصحاب امير المومنين عليه السلام بنامحبه عرني مي گويد شبي من با نوف در حياط دار الاماره کوفه خوابيده بوديم اواخر شب ناگهان متوجه شديم علي عليه السلام در صحن دار الاماره مانند افراد و اله و حيران دستها را به ديوار نهاده و اين آيات را تلاوت مي فرمود: ان في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولي الالباب يذکرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفکرون في اخلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار انک من تدخل النار فقد اخزيته و ما للظالمين من انصار ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان آمنوا بربکم فامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار ربما و اننا ما وعدتنا علي رسلک و لا تخزنا يوم القيمه انک لا تخلف الميعاد. حبه گويد: حضرت اين آيات را مکرر تلاوت مي فرمود و چنان مجذوب مطالعه آسمان زيبا حضرت اين آيات را مکرر تلاوت مي فرمود و چنان مجذوب مطالعه آسان زيبا و خالق اين زيبائيها بود که گويا هوش از سرش پريده بود کم کم بالاي سرم رسيده و پرسيدند حبه خوابي يا بيدار؟، جواب دادم بيدارم، آقا شما که با اين جهاد و کوشش و با آنهمه سوابق درخشان و آنهمه زهد و تقوي، چنين اشک مي ريزي ما بيچارگان چه کنيم؟ حضرت چشمها را به پايين انداخته و شورع به گريه کردند و فرمودند: اي حبه همگي ما در برابر خداوند ايستگاهي داريم که هيچ يک از اعمال ما بر او پوشيده نيست اي حبه بطور قطع خداوند از رگ گردن به من و تو نزديکتر است، اي حبه هيچ چيز نمي تواند من و ترا از خدا پنهان دارد آنگاه حضرت رفيقم نوف را مورد خطاب قرار داده و فرمود: اي نوف خوابي؟ جواب داد: نه يا علي حالت حيرت انگيز و شگفت آور شما موجب شد که امشب فراوان بگيم حضرت فرمود: اي نوف اگر امشب از خوف خدا فراوان گريه کردي فردا در پيشگاه خدا چشمانت روشن خواهد شد، اي نوف: هيچ قطره اشکي از ديدگاه کسي از خوف خدا جاري نمي شود مگر آنکه دريايي از آتش را خاموش مي کند. آخرين جمله حضرت به ما اين بود که: از خداوند در ترک انجام مسئوليتها بترسيد آنگاه در حاليکه زمزمه مي کرد از جلوي ما گذشت و فرمود: خدايا اي کاش مي دانستم هنگاميکه غافلم تو از من اعراض نموده اي يا به من توجه داري و اي کاش مي دانستم با اين خواب طولانيم و کوتاهي در سپاسگزاري نعمتهايت حالم در نزد تو چگونه است . نوف مي گويد بخدا قسم حضرت تا صبح در همين حال بود.8
امام سجاد عليه السلام: براي نماز شب بيدار شدند دست در آب نموده که وضو بگيرند به آسمان نظر نموده و مشغول تفکر در اوضاع آنها مي شويد و همچنان مبهوت عظمت آسمانها شده و فکر مي کردند تا صبح شد و موذن اذا گفت و هنوز دست حضرت در آب بود.
امير المومنين عليه السلام يم فرمايد: سبحانک ما اعظم ما نري من خلقک و ما اصغر کل عظيمه في جنب قدرتک و ما اهول ما نري من ملکوتک و ما احقر ذلک فيما غاب عنا من سلطانک و ما اسبغ نعمک في الدنيا و ما اسغرها في نعم الاخره9خداوندا منزهي تو چقدر بزرگ است آنچه از آفرينش تو مشاهده مي کنيم و چقدر هر بزرگي کنار قدرت تو کوچک است و چقدر شگفت انگيز است آنچه از ملکوت تو مي بينيم و چقدر اينها نسبت به آنچه از سلطنت تو بر ما پنهان است کوچک مي باشد و چقدر نعمتهاي تو در دنيا فراوان است و چه اينها نسبت به نعمتهاي آخرت اندک مي باشد.

تمرين
1 ـ گريه پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم براي چه بود و به بلال چه فرمودند؟
2 ـ کهکشان چيست و قطر کهکشان ما چقدر است؟
3 ـ خلاصه داستان حبه عرني درباره مناجات علي عليه السلام را بنويسيد.

1 ـ سوره جانبه، آيه 3.
2 ـ سوره آل عمران، آيه 191.
3 ـ سوره ابراهيم، آيه 10.
4 ـ پيام قرآن، جلد دوم، صفحه 62 (با نقل از تفاسير متعدد).
5 ـ راه تکامل، جلد 6، صفحه 103.
6 ـ پيام قرآن، جلد 2، صفحه 176.
7 ـ مجمع البيان ذيل آيه مذکور.
8 ـ سفينه البحار، جلد 1، صفحه 95 ـ بحار الانوار 41، صفحه 22.


موضوعات مرتبط: اعقاید شناسی
برچسب‌ها: اصول عقاید

تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:53 | نویسنده : اکبر احمدی |

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در آفاق (بخش اول)
زمين
و في الارض آيات للموقنين و در زمين نشانه هايي براي اهل يقين هست1، در قرآن حدود 80 مرتبه درباره آفرينش زمين بحث شده و از پيروان قرآن دعوت به شناخت عظمت خلقت زمين شده است. امام صادق عليه السلام خطابه به مفضل مي فرمايند: فکر کن در خصوصيات آفرينش اين زمين که بگونه اي قرار داده شده که محکم و استوار محل استقرار اشياء باشد و مردم بتوانند در احتياجاتشان بر آن کوشش کنند و هنگام آرامش و استراحت بروي زمين نشسته و يا بخواب روند... و عبرت بگير، از آنچه هنگام زلزله ها بمردم مي رسد که ديگر زمين آرامشي ندارد و مردم ناچار به ترک خانه ها شده و فرار مي کنند. 2
تعجب اينجاست که اين سفينه فضايي با اين عظمت و ميلياردها مسافر و با سرعتي فوق العاده مانند گهواره اي با قرار و آرام مي باشد بفرموده مولا علي عليه السلام در دعاي صباح: يا من ارقدني في مهاد امنه و امانه، اي کسي که مرا بخواب بردي در گهواره امن و آرام.
قسمت عمده زمين را اقيانوسها و درياها گرفته، عجايبي در آنها وجود دارد که خود احتياج به بحث مفصل و جداگانه اي دارد يا من في البحار عجايبه اي کسيکه شگفتيهاي قدرتت در درياهاست.3
از حضرت علي عليه السلام در مناجات ديگري آمده: انت الذي في السماء عظمتک و في الارض قدرتک و في البحار عجائبک خدايا تو هستي که عظمتت در آسمان و قدرتت در زمينو شگفتيهاي خلقتت در درياهاست.4 امام صادق عليه السلام خطاب به مفضل مي فرمايد: اگر مي خواهي وسعت حکمت آفريدگار و کوتاهي دانش مخلوقات را بداني نظر کن به آنچه در اقيانوسها از انواع ماهيان و جنبندگان آب و صدفها وجود دارد انواعي که شماره ندارد و منافع آن تدريجا براي بشر روشن مي شود. 5

خورشيد و ماه
و من آياته الليل و النهار و الشمس و القمر و از نشانه هاي خداوند شب و روز و خورشيد و ماه است 6 و در سوره يونس مي فرمايد: او خدايي است که خورشيد را روشنايي و ماه را نور قرار داد و براي آنها جايگاهايي قرار داد تا تعداد سالها و حساب را بدانيد و خداوند اين را جز به حق نيافريده، او نشانه ها را براي گروهي که اهل دانش هستند بيان مي کند.
خورشيد با نور جهانتاب خود نه تنها بستر موجودات را گرم و روشن مي سازد بلکه سهم بزرگي در پرورش گياهان و زندگي حيوانات دارد ـ امروز اين حقيقت ثابت شده که هر حرکت و جنبشي در کره زمين از برکت تابش نور خورشيد است.
کره خورشيد يک ميليون و سيصد هزار مرتبه از زمين بزرگتر است، حرکت منظم خورشيد در برجهاي آسماني، و طلوع و غرب حساب شده آن که با نظم دقيقي صورت مي گيرد علاوه بر تشکيل فصلهاي مختلف به پيدايش تقويم و حساب منظم زمان که براي زندگي اجتماعي بشر فوق العاده اهميت دارد کمک مي کند. ماه در هر ساعت 3600 کيلومتر به دور زمين مي گردد که در هر ماه قمري (کمي بيش از 29 روز) يک بار به دور زمين گردش مي کند و همراه زمين سالي يکبار به دور خورشيد مي چرخد.
براي حرکت هر يک از ماه و خورشيد و زمين خواص فوق العاده اي است که فکر و درک بشر از آن عاجز است. آنچه ما مي يابيم اينست که اين حرکت منظم و دقيق وسيله محاسبه زمان و سبب پيدايش شب و روز و ماه و سال است.
امام صادق عليه السلام در روايت مفضل مي فرمايد: در طلوع و غروب خورشيد انديشه کن که خداوند حاکميت روز و شب را با آن برپا مي کند.
اگر طلوع خورشيد نبود نظم جهان به کلي به هم مي خورد... و زندگي يا نبودن نور خورشيد و آثار آن ناگوار مي شد... و اگر غروب آ« نبود مردم آرامش و قرار نداشتند با اينکه احتياج زيادي براي آسايش جسم و آرامش روح دارند.
1 ـ سپس در ارتفاع و انخفاض خورشيد که سبب پيدايش فصول چهارگانه است و منافع و آثاري که براي آنست بينديش. ... بوسيله ماه خدا را بشناس که مردم با نظام مخصوصش ماه ها را مي شناسند و حساب سال را نگه مي دارند. بين چگونه شبهاي تاريک را روشن مي سازد و چه فايده اي در آن نهفته است. 7 ستارگان: انان زينا السماء الدنيا بزينه الکواکب8 ما آسمان پايين را به زيور ستارگان زينت داديم.
علي عليه السلام در حديثي مي فرمايند: اين ستارگاني که در آسمانند شهرهايي همچون شهرهاي روي زمينند که هر شهري از آن با شهر ديگر باستوني از نور مربوط است. 9

عظمت کهکشانها
يکي از نشانه هاي بزرگ خداوند اين است که: با ستونهاي نامرئي و نظاماتي که بر قانون جاذبه و دافعه حکمفرماست کرات آسماني را برپا داشته که اگر کمترين تغييري در اين موازنه پيدا شود و تعادل آنها به هم بخورد يا با شدت به يکديگر برخورد مي کنند و متلاشي مي شوند و يا به کلي دور مي شوند و رابطه آنها از هم گسسته مي شود.
تا آنجا که دانشمندان تحقيق کرده اند کهکشاني که منظومه شمسي ما در آن واقع شده است يکصد ميليارد ستاره در آن مي باشد که خورشيد يکي از ستارگان متوسط آن محسوب مي شود. برپايه آخرين تحقيقات حداقل يک ميليارد کهکشان در عالم وجود دارد، اينجاست که عقل و دانش بشري با تحير وصف ناپذيري اعتراف مي کند که عظمت و بزرگي از آن خداوندي است که اين عالم بي نهايت بزرگ را آفريده است.

تمرين
1 ـ امام صادق عليه السلام درباره آفرينش زمين چه مي فرمايد؟
2 ـ امام صادق عليه السلام درباره خورشيد چه مي فرمايند؟
3 ـ تعداد کهکشانها و تعداد ستاره هاي کهکشان ما چقدر است؟

1 ـ سوره ذاريات، آيه 20.
2 ـ بحار الانوار، جلد 3، صفحه 121.
3 ـ دعاي جوشن کبير.
4 ـ جلد 97، بحار الانوار، صفحه 97.
5 ـ بحار الانوار، جلد 3، صفحه 103.
6 ـ سوره فصلت، آيه 37.
7 ـ بحار الانوار، جلد 55، صفحه 175.
8 ـ سوره صافات، آيه 6.
9 ـ بحار الانوار، جلد 55، صفحه 91.


موضوعات مرتبط: اعقاید شناسی
برچسب‌ها: اصول عقاید

تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:51 | نویسنده : اکبر احمدی |

اصول عقاید

نشانه هاي خداوند در وجود انسان
سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق.1
ما نشانه هاي خود را در سراسر جهان و در وجود خود انسانها به آنها نشان مي دهيم تا بدانند او بر حق است. و في خلقکم و ما يبث من دابه آيات لقوم يوقنون. 2
و در آفرينش شما و جنبندگاني که همه جا منتشرند نشانه هائي است براي گروهي که اهل يقين اند. و من آياته ان خلقکم من تراب تم اذا انتم بشر تنتشرون. 3
و از نشانه هاي خداوند اين است که شما را زا خاک آفريد سپس انسان شديد و در روي زمين پراکنده شديد. با اينکه دانشمندان دانشهاي گوناگوني را فرا گرفته اند و در زمينه هاي مختلف سرگرم تحقيق و بررسي هستند ولي خود انسان به صورت يک موجود ناشناخته باقي مانده است و سالياني دراز مي طلبد تا دانشمندان جهان بتوانند اين معماي بزرگ عالم هستي را گشايند و زواياي آنرا روشن سازند و شايد هيچگاه نتوانند اين کار را انجام دهند.
دکتر کارل فرانسوي پس از سالها مطالعه و بررسي بالاخره مي گويد: هنوز زيست شناسان به حقيقت اسرار بدن انسان پي نبرده اند و نام کنتابش را که در اين زمينه نوشته، اناسن موجود ناشناخته گذاشته است. و اينجاست که بايد اعتراف کنيم قبل از هر چيز وجود خود انسان نشانه اي بزرگ از عظمت خداوند است.

شناخت خويشتن
يکي از نشانه هاي مهم علم و حکمت و تدبير پروردگار آفرينش انسان است که شناخت او موجب شناخت خالق و آفريننده اش مي باشد.
قال علي عليه السلام: من عرف نفسه فقد عرفه ربه4، هر کس خودش را شناخت خدايش را شناخته است. عجبت لمن يجهل نفسه کيف يعرف ربه 5، تعجب دارم از کسي که خودش را نشناخته چگونه خدايش را مي شناسد.
من عرف نفسه فقد انتهي الي غايه کل معرفه و علم6، هر کس خودش را شناخت به تحقيق به هر شناخت و علمي رسيده است.
معرفه النفس انفع المعارف 7، شناخت نفس بهترين شناختها است.
عجبت لمن ينشد ضالته و قد اضل نفسه فلا يطلبها 8، در شگفتم از کسي که دنبال گمشده اش مي گردد در حالي که خودش را گم کرده و آنرا طلب نمي کند.
در اين بخش به گوشه اي از ابعاد وجود اين موجود اسرارآميز (انسان) اشاره مي کنيم تا بياري خدا زمينه اي براي معرفت پروردگار که آفريننده اين همه اسرار است پديد آيد.
يکي از اصحاب امام صادق عليه السلام مي گويد از هشام بن حکم (از شاگردان امام صادق) پرسيدم اگر کسي از من پرسيد چگونه خدايت را شناختي به او چه پاسخي بدهم؟ هشام گفت، مي گويم: من خداوند جل جلاله را بوسيله خودم شناختم زيرا او نزديکترين چيزها به من است، مي بينم ساختمان بدنم اجزاء مختلفي دارد که هر کدام با نظم خاصي در جاي خود قرار گرفته اند، ترکيب اين اجزاء قطعي و روشن است آفرينش آنها متين و دقيق است و انواع و اقسام نقاضي ها در آن بکار رفته است، مي بينم براي من حواس مختلف و اعضاء گوناگوني از قبيل چشم، گوش، شامه، ذائقه و لامسه ايجاد شده است و عقل همه عاقلان محال مي داند که ترکيب منظمي بدون ناظم، و نقشه دقيقي بدون نقاش بوجود آيد، از اين راه پي بردم که نظام وجودم و نقاشي هاي بدنم از اين قانون مستثني نيست و نيازمند به آفريدگار است.9
شخصي از امام رضا عليه السلام تقاضا کرد که دليل بر وجود خداوند را بيان نمايند، حضرت فرمودند: علمت ان الهذا البنيان بانيا فاقررت به، من در ساختمان وجودم نظر کردم دانستم که اين بنا بنيانگذاري دارد پس به آن اقرار کردم.10
امام صادق عليه السلام مي فمرايد تعجب از مخلوقي که مي پندارد خدا از بندگانش پنهان است در حاليکه آثار آفرينش را در وجود خود مي بيند با ترکيبي که عقلش را مبهوت و انکارش را باطل مي سازد و بجان خودم سوگند اگر در نظام آفرينش فکر مي کردند قطعا با دلائلي قانع کننده به آفريدگار جهان رهنمون مي شدند.11
ساختمان اسرار آميز بدن انسان دانشمندان براي شناساندن خصوصيات انسان علومي را پايه گذاري کرده و توانسته اند به گوشه اي از اسرار آن آگاه گردند زيرا در هر عضوي از اعضاء انسان يک جهان اسرار توحيد نهفته است اين اسرار را مي توان در امور ذيل جستجو نمود:
1 ـ ساختمان اسرار آميز سلولهاي بدن انسان: بدن انسان مانند يک ساختمان از سلولهائي تشکيل يافته که هر کدام به تنهائي موجود زنده اي است که مانند ساير جانداران زندگي، هضم، جذب، دفع و توليد دارند. در بدن يک انسان معمولي تعداد اين سلولها که مرتبا بوسيله خون و به کمک قلب تغذيه مي شوند معادل ده ميليون ميليارد مي باشد، هر يک از اين سلولها موظفند به گونه اي خاص درآيند، گاهي بصورت گوشت، گاهي به صورت پوست، گاه ميناي دندان و گاهي اشک چشم را تشکيل مي هند، طبيعي است که هر کدام غذاي خاصي مي خواهند که قلب بايد بوسيله خون به آنها برساند.
2 ـ دستگاه گوارش که آبدارخانه و آشپزخانه بدن بشمار مي رود.
3 ـ دستگاه گردش خون که سرويس سريع پخش غذاي کشور تن حساب مي شود.
4 ـ دستگاه تنفس که تصفيه خانه خون بدن انسان است.
5 ـ دستگاه مغز و اعصاب که ستاد فرماندهي کل قواي انسان است.
6 ـ گوش و چشم و بيني که شبکه آگاهي و سازمان اطلاعات مغز محسوب مي شود.
7 ـ ساير اعضاء بدن.
سازمان هر يک از اين دستگاههاي شگفت آور ما را به وجود آفريدگاري دانا و توانا راهنمائي مي کند.12
براي پي بردن و چگونگي فعاليت و فيزيولوژي هر يک از اعضاء بدن انسان هزاران دانشمند مطالعه کرده و هزاران کتاب درباره آن نوشته اند، آيا هيچکس باور مي کند که براي شناخت هر يک از اين اعضاء اين همه عقل و هوش و درايت لازم باشد اما براي ساختن آنها علم و عقلي لازم نبوده باشد؟ چگونه ممکن است پي بردن به طرز کار و فعاليت هر يک از اين اعضاء بدن انسان سالها مطالعه لازم باشد اما آفرينش آنها بدست عوامل بيشعور (طبيعت) صورت گيرد؟ کدام عقلي باور مي کند؟ آفرينش شگفت انگيز مغز مهمترين و دقيق ترين دستگاه بدن انسان مغز اوست، مغز وسيله اي براي فرماندهي قواي بدن و اداره تمام دستگاههاي وجود انسان مي باشد. مغز براي کسب اطلاعات لازم، درک احتياجات اعضاء و رساندن دستورهاي لازم به تمام بدن از رشته هاي باريکي که در سراسر بدن پخش است استفاده مي کند اين رشته ها سلسله اعصاب ناميده مي شوند.
توجه به چگونگي فعاليت اين دستگاه عظيم که در جمجمه انسان با حجمي کوچک قرار گرفته ما را به عظمت و قدرت و حکمت آفريدگار جهان رهنمون مي سازد.


موضوعات مرتبط: اعقاید شناسی
برچسب‌ها: اصول عقاید

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:48 | نویسنده : اکبر احمدی |

معناشناسی آرامش

ـ قرآن:

خدواند فرموده: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ؛[۲۵] بى ترديد، ما قرآن را به تدريج نازل كرده ايم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود.

پس برای کسب آرامش، باید با قرآن مأنوس بود. سعد بن طریف از امام باقر-علیه السلام- و ایشان از پیامبر-صلی الله علیه و آله- نقل می کند:

مَنْ قَرَأ عَشْرَ آيَاتٍ فِي لَيْلَةٍ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسِينَ آيَةً كُتِبَ مِنَ الذَّاكِرِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَةَ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْقَانِتِينَ وَ مَنْ قَرَأ مِائَتَيْ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْخَاشِعِينَ وَ مَنْ قَرَأ ثَلَاثَ مِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْفَائِزِينَ وَ مَنْ قَرَأ خَمْسَمِائَةِ آيَةٍ كُتِبَ مِنَ الْمُجْتَهِدِينَ... ؛[۲۶]

هرکس ده آیه در شب بخواند، از غافلان نخواهد بود و هرکه پنجاه آیه بخواند، از ذاکران محسوب می گردد. هرکس صد آیه بخواند، از فرمان برداران خواهد بود و هرکه دویست آیه بخواند، از خشوع کنندگان است. هرکس سیصد آیه بخواند، از رستگاران است و هرکه پانصد آیه بخواند، از تلاش کنندگان خواهد بود... .

آیت الله جوادی آملی در مورد ذکربودن قرآن می فرماید:

سراسر قرآن، ياد خداست. بر اين اساس، تلاوت و تعليم و تعلم قرآن، مطالعه و تدريس و نگارش معارف قرآني، استنباط احكام فقهي از آيات الاحكام و هر آنچه به قرآن بازگردد، ذكرالله است. البته اين ذكر هم درجاتي دارد؛ كسي كه قرآن كريم را تلاوت مي كند، در حال ذكر لساني است و آن كه معارف قرآني را در دل مي پروراند، به ذكر قلبي مشغول است. هر فرد به حسب درجه خاص خود و به اندازه اي كه در خدمت قرآن است، از آن فيض مي برد و به ياد حق بوده و به همان اندازه بيناست. [۲۷]

فیض کاشانی نقل می کند:

زنِ زیبایی چشمش به جوانی زیبا که همواره ملازم مسجد کوفه بود، افتاد و دلباخته او شد. چند بار سر راه او را گرفت تا نظرش را جلب کند؛ اما جوان به او توجه نمی کرد. روزی به او گفت: تمام وجودم را محبت تو گرفته. در کار من و خودت، خدا را منظور دار! جوان به منزل آمد و نامه ای به وی نوشت که ای بانوی محترم! بدان بار اوّل که بنده معصیت می کند، خداوند حلم می ورزد و بار دوم، پرده پوشی می کند؛ اما اگر بنده لباس معصیت بر تن کند، غضب می کند و آیه: يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ؛[۲۸] [خدا] نگاه هاى دزدانه و آنچه را كه دل ها نهان مى دارند، مى داند ، مرا به خود مشغول کرده است.

چند روز بعد، زن آمد و گفت: ای جوان! بین من و تو دیگر ملاقاتی نخواهد بود. گریه شدیدی نمود و گفت: بر من منّت بگذار و مرا موعظه ای کن. جوان این آیه را خواند: وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ؛ و اوست كسى كه شبانگاه، روح شما را [هنگام خواب] مى گيرد و آنچه را در روز به دست آورده ايد، مى داند. زن سرش را پایین انداخت و گریه شدیدی نمود. سپس به منزل آمد و ملازم عبادت شد تا اینکه با اندوه درگذشت.[۲۹]

 


موضوعات مرتبط: آرامش در زندگی
برچسب‌ها: معناشناسی آرامش

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:21 | نویسنده : اکبر احمدی |

معناشناسی آرامش

عوامل ایجاد آرامش در قرآن

احساس امنیت و آرامش، در آیات قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- در سطح وسیعی مورد توجه قرار گرفته حتی نگاهی قدسی به این مقوله شده است و آرامش، فقط از سوی خداوند بر بندگان مؤمن وارد می شود؛ هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَکِيماً؛[۱۴] اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند. و سپاهيان آسمان ها و زمين از آنِ خداست و خدا همواره داناى سنجيده كار است.

آیه، به صراحت منشأ آرامش را فقط خداوند می داند. بنابراین، سایر عوامل آرامش، به صورت مستقل عمل نمی کنند؛ بلکه بر اساس اذن الهی رخ می دهند؛ مثلاً همسر، در نگاه قرآن عامل آرامش است؛ اما طبق آیه ۲۱ سوره روم، ازدواج، از آیات الهی است و خداوند است که بین دو زوج مودت و رحمت ایجاد می کند؛ وجَعَلَ بَيْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ اوست که ميانتان دوستى و رحمت نهاد. شب نیز عامل آرامش است؛ اما خداست که آن را موجب آرامش قرار داده: جَعَلَ اَللَّيْلَ سَكَناً؛[۱۵] اوست که شب را مایه آرامش قرار داده است.

بنابراین، توقع آرامش از اسباب دنیایی، انتظاری بیجاست. از دنیا نمی توان به آرامش رسید؛ اما در دنیا با اسباب آسمانی و با لطف الهی می شود به آرامش دست یافت. در حدیث آمده است:

أوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ علیه السلام يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛ وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِي الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيَا فَلَا يَجِدُونَهَا؛[۱۶]

خداوند به حضرت داود-علیه السلام- وحی فرستاد: پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم و مردم در پنج چیز دیگر دنبال آن می گردند و آن را نمی یابند: علم را در گرسنگی و تلاش قرار دادم و مردم آن را در سیری و راحتی می یابند و آن را به دست نمی آورند. عزت را در اطاعت خودم قرار دادم و مردم آن را در خدمت پادشاه می جویند و بدان نمی رسند. من بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در کثرت مال دنبال می کنند و آن را نمی یابند. رضایتم را در ناراحتی و نافرمانی نفس قرار دادم و مردم آن را در خشنودی نفس می جویند و به آن نمی رسند. راحتی و آرامش را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا پی جویی می کنند و آن را نمی یابند.

قرآن کریم در آیات نورانی خود استقامت، اقامه نماز، انفاق، ایمان، باران، پرداخت زکات، تسلیم، تقوا، توکل، خواب، دعا، دلداری، دوستی با خدا، ذکر الهی، زمین، شب، عمل صالح، قصه انبیا، مائده آسمانی، مسکن، مشاهده حقایق، ملائکه، نزول تدریجی قرآن، وعده الهی، وفای به عهد، هدایت پذیری، همسر، مکه، قبول تقدیر الهی و یا کمک به دیگران را از جمله عوامل آرمش بخش مطرح می کند.

در ادامه، به برخی عوامل کلیدی که مایه آرامش می شوند، اشاره می کنیم:

 


موضوعات مرتبط: آرامش در زندگی
برچسب‌ها: معناشناسی آرامش

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:18 | نویسنده : اکبر احمدی |

معناشناسی آرامش

هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ. اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بیفزایند.

الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أولئِکَ لَهُمُ الْأمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ؛ [۱] كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده اند، برای آنان آرامش است و ايشان راه يافتگان اند.

مقدمه

آرامش، گمشده دیروز و امروز انسان است. در متون دینی، به ویژه قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- این امر جایگاه مهمی دارد؛ به گونه ای که شاه بیت دین، یعنی ایمان ، از ریشه أمن به معنای آرامش گرفته شده است. بشر امروز با خلأ معنویت و آرامش دست وپنجه نرم می کند و برای رسیدن به این گمشده، به هر وسیله ای دست می زند. رشد عرفان های کاذب و نوظهور، مصرف روزافزون مواد مخدّر و قرص های آرام بخش، تولید و تکثیر کتاب ها و نرم افزارهای روان شناختی، همگی دلیل روشنی بر این سرگشتگی و احساس فقر و نیاز است.

به راستی مشکل از کجاست؟ علت نگرانی ها، اضطراب ها و تشویش های روزافزون بشر چیست؟ اصولاً آرامش چیست و منشأ آن کجاست؟ عوامل و موانع دستیابی به آن چیست؟ راه رسیدن به آرامش کدام است؟ اینها پرسش هایی است که این نوشتار می کوشد به اختصار به آنها پاسخ گوید.


موضوعات مرتبط: آرامش در زندگی
برچسب‌ها: معناشناسی آرامش

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 12 / 6 / 1394 | 7:14 | نویسنده : اکبر احمدی |

مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

هود [نام يكى از پيامبران]

علاوه بر يادى كه از هود - پيامبر قوم عاد - در آيات 50 تا 60 شده است، اين سوره مشتمل بر معارف الهى و احكام و عبادات، و آغاز و فرجام خلقت مى‏باشد و از آيه 25 تا 45 سرگذشت مفصل نوح پيامبر و همچنين سرگذشت صالح و لوط و شعيب و موسى نقل شده است. 
اين سوره 123 آيه دارد وپنجاه و دومین سوره قرآن مجید است و در سال 9 بعثت در مكه نازل شده است. 
پيامبر اکرم(ص) فرموده: سوره هود مرا پير كرد.
اين بخاطر آيه 112 است كه خدا دستور به استقامت مى‏دهد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره هود:
اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گناهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت

يوسف [نام يكى از پيغمبران]

سوره یوسف 111 آيه دارد و پنجاه و سومین سوره قرآن مجید است ودر سال يازدهم بعثت در مكه نازل شده است.
این سوره پس از سوره هود نازل شده سرگذشت عبرت آموز يوسف، پسر يعقوب پيامبر را به تفصيل، بيان مى‏كند و در آيات آخر، يادى مجدد از دعوت انبياء و موضعگيرى مخالفان و پيروزى و نصرت نهائى خداوند بعمل مى‏آيد تامؤمنين، به راه خويش دلگرم ‏تر شوند.
در بعضى احاديث آمده كه چون در اين سوره فتنه‏ گرى زليخا و غير او آمده به زنان ياد ندهيد و بجاى آن سوره «نور» يادشان دهيد كه سرشار از مواعظ و احكام حجاب است.
(از على عليه السلام تفسير البرهان ج 2 ص 242).
نام دیگر این سوره «احسن القصص» است.

فضیلت و خواص قرآئت سوره یوسف:
چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن – آسان شدن سختی مرگ_مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات

رعد [غرش آسمان و ابر]

در آيات 12 و 13 سخنانى درباره رعد و برق و صاعقه، آمده و از اين پديده‏هاى طبيعى بعنوان مظهرى از قدرت و رحمت ‏خداوند ياد شده است. 
اينها هم در مسير كلى سوره كه از توحيد و خلقت و بعثت و راه و بيراهه و ... بحث مى‏كند مى‏باشد. 
از آيه 14 به بعد محور سخن، حالت پذيرى حق يا انكار آن است و نتايج‏ خوب حق پذيرى و پاى بندى به تعهدات در مقابل خداوند را بيان مى‏كند و اينكه پيروزى نهائى از آن طرفداران دين خداست. اين سوره 43 آيه دارد و نود و ششمین سوره قرآن مجید است و در اواخر سال 6 هجرى در مدينه بعد از سوره محمد نازل شده است.

فضیلت و خواص سوره رعد:
رهایی ازصاعقه –ورود به بهشت شفیع شدن برای خانواده – کمک به انقلاب علیه ظالمان_ اعطای حسنات استقامت در روز قیامت

 ابراهيم [نام يكى از انبياء]

در آيات 37 تا 42 اين سوره، از دعوت و دعاى اين بينانگذار توحيد، ابراهيم بت‏شكن ياد مى‏كند و در آيات ديگر، مطالبى از رسالت و توحيد و توصيف آخرت بيان شده است. 
در اين سوره اشاره‏اى هم به سرگذشت اقوام بنى اسرائيل و عاد و ثمود دارد و سرنوشت‏ شوم تكذيب كنندگان را يادآورى مى‏كند. 
این سوره هفتاد و دومین سوره قرآن مجید است و بعد از سوره نوح، در مكه، قبل از هجرت نازل شده است، به استثناى بعضى آيات و 52 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرائت سوره ابراهیم:
رفع فقر وجنون ومصیبت – جلوگیری از گریه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشیر مادر –اعطای حسنات – رفع ناراحتی کودکان

حجر [نام سرزمين قوم ثمود]

حجر، نام سرزمينى بين مدينه و شام بود كه قوم ثمود آنجا مى‏زيستند و خداوند، حضرت «صالح‏» را براى هدايت مردم آن فرستاد. 
در آيه 80 خداوند از تكذيب اين قوم نسبت به پيامبران و سر انجام شومشان كه دچار عذاب شدند ياد مى‏كند. 
داستانهاى تنذيرى(تنذیر: ترساندن از عذاب الهی) و سرگذشت اقوام ديگر در رابطه با نبوت، از مطالب ديگر اين سوره است. در چند آيه هم از خلقت اوليه آدم و دشمنى ابليس با انسان و برنامه‏هاى اغواگرانه‏اش بحث‏ شده است. 
این سوره پنجاه و چهارمين سوره‏ قرآن مجید است كه قبل از هجرت، در سال چهارم بعثت در مكه نازل شده و 99 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره حجر:
اعطای حسنات- رفع فقر و جنون ومصیبت –ازدیاد شیر زنان –ازدیاد رزق_رونق خرید و فروش

نحل [زنبور عسل]

زنبور عسل و خانه سازى آن در كوه و كوخ و تهيه عسل از ميوه‏ها و گلها و شفابخش بودن عسل در آيه 68 و 69 اين سوره بيان شده و الهام خدائى به زنبور در اين تدبيرها و نقشه‏ها ذكر شده است. 
نعمتهاى فراوان زمينى و آسمانى خدا از قبيل دريا و كشتى، ماهيها، جواهرات دريائى، روشنائى ستارگان، باران، و چهارپايان و همچنين از مسئله وحى، بعثت، قيامت، بطلان عقايد مشركين، كيفر اقوام و ... از ديگر موضوعات اين سوره است.
بهمين جهت نام ديگرش «نعم‏» (نعمتها) است. 
در اين سوره، همچنين به بعضى از عادات و رسوم جاهلى هم اشاره و از آنها مذمت ‏شده است. 
اين سوره هفتادمین سوره قرآن مجید است که در مكه بعد از سوره كهف (و قسمتى هم در مدينه) نازل شده و 128 آيه دارد.

فضیلت و خواص قرآئت سوره نحل:
عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منقرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قیامت

 


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: مشخصات و مفاهیم سوره های قرآن

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:36 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن شناسی


 

كيفيت نزول سوره علق

تقريبا يقينى است كه اولين سوره نازل شده از قرآن مجيد، سوره مباركه علق ، (( اقرء باسم ربك الذى خلق )) مى باشد ولى آيا همه اين سوره ، يكدفعه نازل شده و يا در چند نوبت نازل گرديده است ؟
در مجمع البيان مى گويد: اكثر مفسران عقيده دارند كه (علق ) اولين سوره اى است كه نازل گرديده است . پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - در كوه (حرا) ايستاده بود كه جبرئيل آمد و پنج آيه از آيات آن را بر وى خواند.
ابن كثير نيز در تفسير خود گفته است كه : جبرئيل تا آيه (( علم الانسان ما لم يعلم )) را بر آن حضرت خواند.
واحدى در مقدمه اسباب النزول ، بعد از نقل مطلب فوق ، در روايت ديگرى نقل كرده است كه : ابتدا پنج آيه از صدر سوره ، نازل شد. دنبال آن نيز وقتى كه خداوند خواست ، نازل گرديد.
ولى ظهور روايات ائمه معصومين - عليهم السلام - آن است كه همه سوره ، يكدفعه نازل شده است ؛ مثلا در كافى از حضرت صادق - عليه السلام - نقل شده كه فرمود: (( اول ما نزل على رسول الله صلى الله عليه و آله ، اقرء باسم ربك ، وآخره : اذا جاء نصرالله . )) (56)
و در روايت امام رضا- عليه السلام - است كه به حسين بن خالد، فرمود: (( سمعت ابى يحدث عن ابيه : ان اول سورة نزلت : بسم الله الرحمن الرحيم اقرء باسم ربك و آخر سورة نزلت : اذا جاء نصر الله و الفتح )) (57).
در اين صورت ، بايد گفت كه : رسول خدا - صلى الله عليه و آله - قبل از نزول وحى ، نماز مى خوانده است . مورد اذيت و آزار قرار گرفته و قرآن در اولين وحى ، از آن خبر داده است .
مرحوم علامه امينى در الغدير(58)، در رواياتى نقل كرده است كه : اولين كسى كه با رسول خدا - صلى الله عليه و آله - نماز خواند (على بن ابيطالب ) بود. از جمله چنين نقل شده است .
(( عن حكيم مولى ذاذان ، قال : سمعت عليا يقول : صليت قبل الناس سبع سنين و كنا نسجد و لا نركع و اول صلوة ركعنا فيه ، صلوة العصر )) .
يعنى : (هفت سال قبل از مردم ، نماز خوانده ام . ما، در آن نماز سجده مى كرديم ولى ركوع نداشت . و اولين نمازى كه در آن ركوع كرديم ، نماز عصر بود)
بنابراين ، رسول خدا (ص ) حتى قبل از نزول وحى ، يك نوع نماز بى ركوع مى خوانده و مورد اهانت نيز واقع شده است . اگر همه سوره ، يكدفه نازل شده باشد، چاره اى جز قبول اين روايات نداريم .
ولى اگر ابتدا، پنج آيه اول نازل شده و بعد از تشريع نماز، بقيه سوره نازل شده باشد، (( اراءيت الذى ينهى عبدا اذا صلى )) (59) را مى شود بر نماز معمولى و متعارف حمل كرد


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:31 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن شناسی


 

تعليم اسماء

در رابطه با تعليم اسماء به حضرت آدم - عليه السلام - كه مضمون (( و علم آدم الاسماء كلها )) مى باشد، لازم است آيات سوره بقره را نقل و بررسى كنيم تا - ان شاء الله - مطلب روشنتر شود:
(( و اذا قال ربك للملائكة انى جاعل فى الارض خليفة قالوا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال : انى اعلم ما لا تعلمون و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئونى باسماء هؤ لاء ان كنتم صادقين قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباءهم باسمائهم . قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموات و الارض و اعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون .))
در آيات شريفه ، دو مطلب مطرح است : يكى اينكه خداوند از خلقت آدم و آدميان به ملائكه خبر داد، دوم اينكه ملائكه خواستند آنها خليفه و جانشين خداوند در روى زمين بشوند، اما خداوند را پيش آورد كه ملائكه دانستند كه سمت خلافت و جانشينى از آنها ساخته نيست . اينك اين جريان را تحت چند (بند) مى آوريم .
والله عالم :
1 - (( و اذ قال ربك للملائكة ... )) ؛ گفتگويى است ميان خدا و فرشتگان اما كيفيت آن معلوم نيست . به هر حال ، خداوند متعال ، خلقت آدم را به ملائكه فهمانده است .
2 - (( قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء )) ؛ از اين سخن معلوم مى شود كه اولا: منظور از (خليفه ) تنها حضرت آدم - عليه السلام - نيست بلكه آدم و همه فرزندان او مى باشند. وگرنه تنها به وسيله حضرت آدم (يفسد و يسفك ) قابل تحقق نيست . ثانيا: ملائكه از اينكه خليفه روى زمين ، از عالم ماده خواهد بود، فهميدند كه در ميان آدميان اصطكاك به وجود آمده و فساد و خونريزى به وجود خواهد آمد.
ولى در روايت عياشى از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه ملائكه ، آن را نسلهاى قبل از انسان ديده بودند. (( قال ابوعبدالله عليه السلام و ما علم الملائكة بقولهم اتجعل فيها و من يفسد فيها و يسفك الدماء لولا انهم قد كانوا راءوامن يفسد فيها و يسفك الدماء )) .
و ثالثا: اين قول آنان ، يك نوع مقدمه چينى براى خلافت خودشان است .
3 - (( و نحن نسبح بحمدك ... )) ؛ يعنى ما پيوسته در فرمان تو هستيم . و افساد و خونريزى هم نمى كينم . پس ما را خليفه خويش ‍ كن . ظاهرا (و نحن نسبح ) به جاى (آماده فرمانبرى هستيم ) مى باشد نه اينكه فقط با حمد و تسبيح ، كار خلافت تمام شود.
4 - (( قال انى اعلم ما لا تعلمون )) ؛ اين آيه شريفه به جاى آن است كه اين كار از شما ساخته نيست . آنگاه علت (ساخته نبودن ) در آيه بعدى ، توضيح داده شده است .
5 - (( و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة قال انبئونى باسماء هؤ لاء... )) ؛ منظور از تعليم اسماء، خلقت استعداد و زمينه ، در وجود حضرت آدم است نظير: (( خلق الانسان علمه البيان )) (54)
به عبارت ديگر: مثلا خداوند متعال استعداد خشت زدن را در وجود حضرت آدم قرار داد و آدم خشت زد و خانه اى ساخت آن وقت خداوند متعال به ملائكه گفت : شما هم اين كار را بكنيد. آنها گفتند: خدايا ما را طورى آفريده اى كه اين كار را نمى توانيم انجام بدهيم . خداوند فرمود: پس اذعان كنيد كه كار خلافت از شما ساخته نيست .
اگر منظور از (تعليم اسماء) مثلا اين باشد كه خداوند به آدم گفت : اين مداد، اين كاغذ و اين پاكت است ، آن وقت استدلال تمام نبود؛ زيرا ملائكه حق داشتند كه بگويند: پس به ما هم ياد بده تا ما هم بگوييم ، بلكه منظور اين است كه ملائكه بفهمند كه در نهاد انسان ، چيزى گذاشته شده كه در نهاد آنها نيست ؛ نظير اينكه خداوند متعال به عقاب بگويد پرواز كن ، بعد به انسان نيز بگويد: تو هم اين كار را بكن . و او پاسخ دهد كه من بال ندارم .
6 - در عين حال ، خداوند منان (( يفسد فيها و يسفك الدماء )) را در خليفه ، مى پذيرد ولى مى فهماند كه آن ضررى به خليفه بودن ندارد. نهايت اين است كه خليفه به خليفه خوب و خليفه بد، تقسيم مى شود.
7 - بنابر آنچه گفته شد، منظور از (الاسماء) تمام استعدادهاى انسانها براى همه كارهاست كه در نهاد انسان به تعليم تكوينى گذارده شده است .
8 - (( ثم عرضهم على الملائكة )) ضمير (هم ) و (هؤ لاء) راجع به انسانهاست و شايد ميان خبر دادن به ملائكه و خلقت آدم و زياد شدن انسانها، فاصله ، بسيار زياد بوده است آن وقت خداوند متعال كار آنها را به ملائكه نشان داده است . و اگر هم راجع به آدم باشد، به علت آن است كه حضرت آدم ، نمونه همه آدمها بود. و بسيار بعيد و ناسازگار است كه ضمير (هم ) به (مسميات ) برگردد. چنانكه گفته اند.
اين مطلب در سوره اعراف ، صريحتر نقل شده است ، مى فرمايد: (( و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لاءدم )) (55) چنانكه ملاحظه مى كنيم ، فرمان (اسجدوا) بعد از (خلقناكم ) آمده است . و خلاصه معناى آيه شريفه چنين است :
(سپس آدم يا آدميان را به ملائكه نشان داد و فرمود: از كارهاى اينها و از آنچه اينان مى توانند انجام دهند، به من خبر دهيد، آنها كه قدرت آن را نداشتند گفتند: (( سبحانك لا علم لنا... ))
9 - (( قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انبئهم باسمائهم قال الم اقل لكم انى اعلم غيب السموات و الارض )) .
على الظاهر ضمير (انبئهم ) در هر دو مورد، راجع به ملائكه و نيز ضمير (اسمائهم ) در هر دو مورد، راجع به انسانهاست ؛ يعنى خداوند به حضرت آدم فرمود: كار آدميان را انجام بده . او هم انجام داد. و ملائكه بار ديگر يقين كردند كه كار آدم ، از آنها ساخته نيست . و آدم بايد خليفه باشد نه آنها. شايد مراد از (غيب السموات و الارض ) همان كارهاى انسان و كشف رموز طبيعت باشد كه به دست انسان به وجود آمده و كشف شده و خواهد شد، كه آن وقت ، همه در عالم غيب بودند و هنوز به عالم شهود تنزل نكرده بودند.
10 - چون اين حقيقت براى ملائكه روشن گرديد و دانستند كه (خلافت ) از آنها ساخته نيست ؛ تسليم شدند و خداوند به ايشان فرمود: (( اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابى واستكبر و كان من الكافرين )) .
تا اينجا آيات شريفه گذشته به طور طبيعى ، تفسير گرديد، كه قلب انسان به آن مطمئن و آرام مى شود.


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:29 | نویسنده : اکبر احمدی |

قرآن شناسی


 

انسان سازى قرآن

(( كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور )) .(42)
يعنى : (اين قرآن كتابى است كه ما براى تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آورى و به عالم نور رسانى ).
(( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) (43)
يعنى : (همانا اين قرآن ، مردم را به راست ترين و استوارترين طريق ، هدايت مى كند.)
كسى كه قرآن را بخواند و معانى آن را بداند و مفاهيم آن را درست درك نمايد، چنين شخصى ، اعتقاد به معاد پيدا مى كند. و مى داند كه جهان و خلقت ، بدون هدف و بدون حساب و كتاب نيست ، بلكه همه اعمال وى ، خوب يا بد، عكس العمل و برگشتى خواهد داشت .
همچنين به وجود خداوند و صفات او آنچنان كه قرآن معرفى مى كند آشنا شده و يقينش افزون خواهد شد. و نيز به نبوت ، امامت و نظامهاى جهان و آنچه در قرآن آمده ، معتقد خواهد شد. و آنگاه كه چنين اصولى در قلب كسى جاى گرفت ، او را يك دنيا نورانيت داده و راه دنيا و آخرت را به او نشان خواهد داد. و او را يك انسان مؤ من ، متقى ، شجاع ايثارگر، فعال ، دلسوز و عابد، بار خواهد آمد.
چنانكه اين آثار، در طول تاريخ قرآن ، در ميلونها انسان ، جامه عمل پوشيده است و مكتب انسان ساز قرآن ، پيوسته چنين اشخاصى را تربيت كرده و مى كند (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) آرى اثر قرآن چنين است .
حضرت آدم (ع ) خلقت حضرت آدم - عليه السلام - يك خلقت استقلالى است . آدم و همسرش ، به طور مستقل آفريده شده اند بى آنكه - نعوذ بالله - بگوييم از موجود ديگرى مشتق شده باشند، خلقت آدم ، يك خلقت فوق العاده و معجزه بود؛ مانند مبدل شدن عصاى موسى به مار و اژدها.
به عبارت ديگر: خداوند متعال اراده فرموده و در اثر اراده او، يك مجسمه گلى ، مبدل به انسان كامل و عاقل شده است . در قرآن مجيد، كيفيت و ابتداى خلقت موجودات زنده ، مطرح نشده است اما خلقت حضرت آدم و همسرش ، به طور مستقل ، مطرح شده است .
اميرالمؤ منين - صلوات الله عليه - در خطبه اول نهج البلاغه ، مى فرمايد: (خداوند پس از خلقت آسمانها و زمين ، مقدارى خاك را از سخت و نرم و شيرين و شور زمين جمع كرد و آن را با آب آميخت تا گل خالص شد (شورى ، شيرينى ، سختى و نرمى درهم فرو رفتند) و آن را با رطوبت عجين كرد تا گل چسبنده گرديد كه داراى اطراف ، پيوستگيها، اعضا و قسمتهاى متمايز... سپس آن را صلب و سخت گردانيد تا مانند سفال شد. و مدتى در همان حال نگاه داشت . و سپس روح در آن دميد. به محض دميدن روح ، آدم برخاست در حالى كه انسانى بود داراى قواى تعقل كه آنها را به كار مى برد و داراى فكر بود كه با آن در كارها تصرف مى كرد. و اعضاى خويش را براى حل مشكلات به كار مى گرفت .)
عين عبارت مولا على - عليه السلام - چنين است :
(( ثم جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربة سنها بالماء حتى خلصت و لا طها بالبلة حتى لزبت ، فجبل منها صورة ذات احناء و وصول و اعضاء و فصول ، اجمدها حتى استمسكت و اصلدها حتى صلصلت لوقت معدود و امد معلوم ثم نفخ فيها من روحه فمثلت انسانا ذا اذهان يجيلها و فكر يتصرف بها و جوارح يختدمها...(44)))
اين عبارت از آن حضرت - عليه السلام - به فهم آيات قرآن بسيار كمك مى كند. خداوند مى فرمايد: (( و اذ قال ربك للملائكة انى خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون فاذا سويتة و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )) (45).
يعنى : (و آنگاه كه پروردگار به فرشتگان عالم اظهار فرمود كه من بشرى از ماده گل و لاى كهنه متغير خلق خواهم كرد پس چون آن عنصر را معتدل بيارايم و در آن از روح خويش بدمم ، همه بر او سجده كنيد).
(صلصال ) به معناى (سفال ) است . آن را به گل خشك نيز معنا كرده اند كه به هنگام دست زدن ، صدا كند.
(مسنون ) به معناى ريخته شدن است يعنى مجسمه شكل گرفته شده .
(حماء) به معناى لجن سياه بد بوست .
(تسويه ) همان مجسمه ساختن است .
(نفخت فيه من روحى ) از زنده شدن و انسان شدن آن مجسمه ، حكايت دارد.
و همچنين است آيه شريفه (( اذ قال ربك للملائكة انى خالق بشرا من طين فاذا سويته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )) (46).
آرى ، نفخ روح ، مجسمه گلى را مبدل به انسان و مسجود ملائكه گردانيد. و (آدم ) علم شخص است نه علم نوع . چنانكه برخى چنين فكر كرده اند.
خلقت انسان در دو مرحله
بنا به فرموده قرآن كريم خلقت انسان در دو مرحله صورت پذيرفته است ؛ يعنى خداوند متعال ابتدا حضرت آدم و حوا را از خاك آفريد: (( خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها )) (47) و آنگاه تكثير بشر را در توالد و تناسل قرار داد. چنانكه مى فرمايد:
(( الذى احسن كل شى ء خلقه و بداء خلق الانسان من طين ثم نسله من سلالة من ماء مهين ، ثم سواه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الابصار والافئده قليلا ما تشكرون )) (48)
يعنى : (آن خدايى كه هر چيز را به نيكوترين وجه خلقت نمود و انسان را نخست از گل آغاز كرد. سپس نسل و ذريه او را چكيده اى از آب بى قيمت قرار داد. و بعد انسان را به صورت مجسمه درآورد و از روح خود در آن دميد. و براى شما گوشها و چشمها قرار داد. (با وجود اين همه احسان ) باز بسيار اندك ، شكر و... سپاسگزارى حق مى كنيد).
نگارنده اين سطور، تقريبا يقين دارد. كه خلقت ساير موجودات زنده نيز همينطور بوده است ؛ مثلا خداوند متعال ، ابتدا يك شتر نر و يك شتر ماده و يك اسب نر و يك است ماده و هكذا، از خاك آفريده و سپس نسل و تكثير آنها را (زاد و ولد) قرار داده است . ولى از قرآن كريم براى اين سخن ، دليلى وجود ندارد. اما در روايات ، شواهدى در اين زمينه يافته است ؛ مثلا در بحارالانوار (49) از محاسن برقى از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه از آن حضرت ، از خلقت درخت خرما سؤ ال نمودند، فرمود: (( ان الله تبارك و تعالى لما خلق آدم من الطينة التى خلقه منها، فضل منها فضلة فخلق نخلتين ذكرا و انثى فمن اجل ذلك انها خلق من طين تحتاج الانثى الى اللقاح كما تحتاج المراءة الى اللقاح ... ))
يعنى : (خداى تبارك و تعالى وقتى كه آدم را از گل معروف آفريد، مقدارى از آن اضافه ماند، از آن ، دو درخت خرما آفريد، يكى نر و يكى ماده . بدين جهت ، درخت ماده احتياج به تلقيح دارد، همانطور كه زن نياز به لقاح دارد، (گرده هاى درخت نر را به درخت ماده مى پاشند و به آن (تاءبير) گويند) و از درخت خرما انواع درخت به وجود مى آيد؛ خرماى خوب و بد، نازك ، غليظ، نر، ماده ، زاينده و نازا (عقيم )...) .
و در روايت ديگر از محاسن برقى از امام صادق - عليه السلام - آمده است كه فرمود: (( عن ابى عبدالله عليه السلام قال : استوصوا بعمتكم النخلة خيرا فانها خلقت من طينة آدم ... ))
يعنى : (به عمه خودتان درخت خرما، وصيت خير كنيد كه آن از گل آدم آفريده شده ...).
اين دو حديث ، در محاسن برقى (50) نقل شده است ، اطلاق (عمه ) به درخت (خرما) از جهت ماده بودن است . گويى كه آن خواهر آدم - عليه السلام - و عمه بنى آدم مى باشد. روايت در حد خود، بسيار عجيب و قابل دقت مى باشد.
تكثير انسان در روى زمين
در تكثير و گسترش انسانها در روى كره زمين ، جز حضرت آدم و همسرش موجود ديگرى دخالت نداشته است . و خداوند متعال مى فرمايد: (( يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس ‍ واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء(51).))
يعنى (اين مردم ! بترسيد از پروردگار خود، آن خدايى كه همه شما را از يك تن بيافريد و هم از آن جفت او را خلق كرد. و از آن دو تن ، خلقى بسيار در اطراف عالم از مرد و زن برانگيخت ).
اين آيه شريفه صريح است در اينكه در انتشار نسل بشر، فقط آن دو سبب و وسيله بوده اند. همچنين است آيه 189 از سوره اعراف . آيه و ششم از سوره زمر. و آيه : (( يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا... (52))) .
يعنى : (اى مردم ! ما همه شما را نخست ، از يك مرد و زنى آفريديم . و آنگاه شعبه هاى بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد...).
و درباره مسئله ازدواج فرزندان حضرت آدم و حوا بايد گفت كه : خواهر را به برادر داده اند، كه اين به حكم ضرورت جايز بود. و چاره اى غير از آن وجود نداشت .
در روايت احتجاج طبرسى (53) از امام سجاد - صلوات الله عليه - آمده است كه : نزد ابوحمزه ثمالى به مردى از قريش فرمود: (( فزوجهما على ما خرج لهما من عندالله ، قال : ثم حرم الله نكاح الاخوات بعد ذلك .))
يعنى : (آدم - عليه السلام - خواهر را به برادر داد روى آن قرعه اى كه از جانب خدا اصابت كرد. فرمود: پس خداوند تزويج خواهران را حرام فرمود).
در برخى از روايات نيز آمده است كه ازدواج برادر با خواهر، در شريعت حضرت نوح - عليه السلام - تحريم شده است .
در تفسير الميزان ، پس از اختيار اين طريق فرموده است : (حكم به حرمت در اسلام و ساير شريعتها، حكم تشريعى و تابع مصالح و مفاسد است . حكم تكوينى نيست كه قابل تغيير نباشد. وقت آن در دست خداست . و او فاعل مايشاء و حاكم ما يريد است . جايز است كه روزى براى داعى ضرورت ، مباح و سپس براى برطرف شدن ضرورت ، و اينكه موجب انتشار فحشاست آن را تحريم نمايد).
نگارنده گويد: اين تنفر و تحريم اشدى كه فعلا در بين ما هست ، در اثر تحريم شريعتهاست . و اگر شريعتها نهى نكرده بودند، اكنون مردم اين كار را مى كردند و هيچ تنفر و ناراحتى هم نداشتند.


موضوعات مرتبط: قرآن شناسی
برچسب‌ها: قرآن شناسی

تاريخ : جمعه 11 / 6 / 1394 | 7:19 | نویسنده : اکبر احمدی |

فرهنگ شهادت و ايثار (1)

بدون شك يكي از عوامل مهم و اساسي مقاومت و پيروزي در دفاع هشت ساله، نيروي انساني است، نيروهاي متشكل از بهترين و قوي‌ترين مردان بويژه جوانان عاشق و شهادت طلب ميهن اسلامي، كه در دفاع از انقلاب اسلامي و تماميت ارضي كشور مقدس جمهوري اسلامي سراز پا نمي‌شناختند. مقاومت تحسين برانگيز جوانان برومند اين سرزمين در برابر استكبار جهاني، صحنه‌هاي بي‌بديل و بي‌نظيري از شهادت و ايثار را خلق كرد كه اگر به ضبط و ثبت و تفسير و توزيع آن اهتمام نورزيم، به فرهنگ وتاريخ مردم اين مرز و بوم، جفايي جبران‌ناپذير روا داشته‌ايم. خلق اين آثار اعجاب‌آور و حيرت‌انگيز كه طبق فرمايش آن مقتداي سفر كرده، به جز در برهه‌اي كوتاه از صدر اسلام همانند ندارد، حجت را بر همگان تمام كرده است.
شاعر امروز ايراني مي‌تواند يك بار ديگر همانند فرزانه طوس، مثنوي حماسه بسرايد و اين بار قهرمان شعرش نه رستم دستان كه شهيدان بزرگواري چون شهيد همّت و شهيد باكري باشند؛ مي‌تواند مثنوي معنوي را جاني دوباره بخشد و تمثيل‌ها را از صحنه‌هاي نبردي انتخاب كند كه از تراوش خون و جان است. عارف فرزانه ايراني، امروزه مي‌تواند تذكرة الاوليايي ديگر با مضمون اين شهيدان گمنام به رشته تحرير درآورد؛ مي‌تواند بوستاني دگر بسرايد و گلستاني نو بيافريند و اسرارالتوحيد را تفسيري دگر نمايد. مفسر و اهل علم ما مي‌تواند يك بار ديگر مقام مولا علي‌عليه السلام در نهج‌البلاغه را فصل‌العين خويش قرار داده، معناي كلام حضرتش را اين بار در چهره معصوم بسيجي شهيدي جستجو كند كه ره صد ساله را يك شبه پيموده است؛ آن جا كه مولا مي‌فرمايد:
هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ عَلي حَقيِقَةِ الْبَصيرة وَ باشَرُوا روُحَ اليقين و ستلانوا ما اسْتَوْعهُ المُترِفونَ و اَنِسوُ بماستوحشَ مِنَ الْجاهِلُونَ وَ صَحبوا الدُّنيا بِاَندانِ ارواحُها مُعلّقه بِالمَحَل الاْعْلي اوُلئكَ خُلَفاءُ اللَّهِ فِي اَرْضِه و الدُّعاة اِلي دينَه آه آه شُوقاً اِلي رُؤيتِهِم
امواج علم بر اساس حقيقت ادراك و بصيرت آن‌ها هجوم برد و به يكباره آنان را احاطه نمود و جوهره ايمان و يقين را به جان و دل خود مسّ كرد و آنچه را خوشگذران‌ها سخت و ناهموار داشتند، نرم و ملايم و هنجار انگاشته و به آنچه جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند، انس گرفتند.
فقط با بدن خاكي خود همنشين دنيا شدند؛ با روح‌هايي كه بر بلندترين قله از ذِروه قدس عالم ملكوت آويخته بود. ايشانند در روي زمين جانشينان خدا و داعيان بشر به سوي دين خدا. آه! آه! چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم؟
به راستي آيا مولا مشتاق ديدار جواناني نيست كه به عشق مولا از همه چيز خود گذشته‌اند تا دين خدا را ياري رسانند؟
طفيل هستي عشقند آدمي و پري
ارادتي بنما تا سعادتي ببري
بكوش خواجه و از عشق بي نصيب مباش
كه بنده را نخرد كس به عيب بي‌هنري
مي‌صبوح و شكر خواب صبحدم تا چند؟
به عذر نيم‌شبي كوش و گريه سحري
آري، از اين مَنظَر بايد يك بار ديگر به خاطرات رزمندگان اسلام مراجعه كرد و آن حادثه‌هاي تكرار نشدني را دوباره و صدباره خواند و از آن‌ها براي تفسير و تأويل عرفان و حكمت اسلامي بهره‌جست و فهميد كه در اين نبرد، رابطه سلاح و ايمان، رابطه لازم و ملزوم است؛ هر گاه ايمان باشد، سلاح مؤثر است و لاغير و هر گاه صداقت باشد، پيروزي تابع است؛ همان گونه كه مولاي متقيان‌عليه السلام فرمود:
فَلَمَّا رَأَي‌اللَّه صِدْقَنا بِعَدوّنا الْكَيتْ وَ اَنْزَلَ عَلَيهِ النَّصْر 
آنگاه كه خداوند صداقت ما را ديد، دشمن ما را به خواري دچار ساخت و پيروزي را نصيب ما گردانيد.
با چنين انگيزه مقدسي است كه بار ديگر به سراغ خاطرات دليرمردان دفاع مقدس رفتيم تا به شكار لحظه‌ها نشسته، و اندكي از انبوه دُرّ و جواهر موجود در اين عرصه را گرد هم آوريم، تا شايد با مطالعه سطر سطر اين حماسه‌ها، بار ديگر آتش حسرت و افسوس وجودمان را فراگيرد و شگفتي‌هاي موجود در اين خاطرات، ما را از خواب غفلت بيدار كند.


موضوعات مرتبط: دفاع مقدس
برچسب‌ها: فرهنگ شهادت و ايثار (1)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 10 / 6 / 1394 | 7:24 | نویسنده : اکبر احمدی |

فرهنگ شهادت و ايثار (2)

 

4. دنيا گريزي و ساده‌زيستي :

 

در ميان تعاليم ديني از «دنيا» با تعابير مختلفي ياد مي‌شود؛ گاهي مورد مذمت بسيار قرار مي‌گيرد و گاهي مورد ستايش. لذا قبل از همه لازم است براي فهم ماهيّت «دنيا»، از نصوص ديني پرسش كنيم و نظر دين و بزرگان آن را در اين‌باره جويا شويم.
در برخي از نصوص ديني «دنيا» مورد توجه قرار گرفته است؛ طوري كه مولاي متقيان علي‌عليه السلام مي‌فرمايند:
وَ انَّما ينظُرُ المُؤمِن اِلي الدُّنيا بعينِ الاعتِبار، وَ يقتات مِنها بِبَطنِ الاضطِرار 
بنابراين، دنيا عبرتكده مي‌باشدو بهره وري از آن در حد نياز و ضرورت، مفيد است. 
معبر آخرت ما دنياست، پس بايد از اين معبر خوب استفاده كرد.
اما آياتي هم در قرآن كريم وجود دارد كه »دنيا« را نكوهش مي‌كند، از جمله: 
وَ مَا الحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ مَتاعُ الغُرُورِ 
دنيا جز متاع فريب و غرور چيزي نيست. 
وَ مَا الْحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ 
دنيا جز بازيچه كودكان و هوسراني بي‌خردان نيست. 
ياد آوري مي‌شود دنياي مذموم، دنيايي است كه به هنگام تعارض و تزاحم با آخرت، ترجيح داده مي‌شود. كافران، مشركان، منافقان و دنياپرستان، كساني هستند كه آخرت را فداي دنيا مي‌كنند.
در روايات ديگري اين چنين آمده است:
فيها اَوحي اللَّه تَعالي اِلي موسي اعلَم ان كلّ فِتنَه بَذرها حُبُّ الدُّنيا 
در آنچه خداوند به حضرت موسي وحي كرده است؛ بدان! بذر تمامي فتنه‌ها دنيا دوستي است. 
حُبُّ الدُّنيا رَأسُ الفِتنَ وَ اَصلُ المِحَن. 
دنيا دوستي سر منشأ فتنه‌ها و مايه رنج‌هاست. 
براي مبارزه در راه خدا شرايطي وجود دارد كه تحصيل آن لازم است و موانعي نيز هست كه پرهيز از آن‌ها واجب مي‌باشد. اما مهم‌ترين ركن و اصلي‌ترين شرط، همان تجارت دنيا و آخرت است؛ يعني فروش دنيا و خريد آخرت؛ و منظور از دنيا كه رأس هر خطيئه است، همان توجه به غير خداست، زيرا همان طور كه آخرت درجاتي دارد، دنيا نيز دركاتي دارد كه بعضي از برخي ديگر فروتر و پست‌تر مي‌باشد. شرط اصلي جهاد در راه خدا، همانا اجتهاد در تشخيص دنيا با همه دركات، و تمييز آخرت با همه درجات آن است و همچنين اقدام به داد و ستد و از دست دادن دنيا كه در حقيقت رهايي از دركات آن مي‌باشد. 
قرآن كريم در اين‌باره مي‌فرمايد:
قُل اِن كان آباؤُكُم و اِخوانُكُم و اَزواجُكُم وَ عَشيرتُكُم وَ اَموالٌ اقْتَرَفتُموها و تِجارةٌ تَخشَونَ كَسادَها و مَساكِنُ تَرضَونَها اَحَبّ اِلَيكُم مِنَ اللَّه رَسولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَربَّصوا حَتّي يَأتِي اللَّه بِأمرِه وَ اللَّهُ لايَهدي القَومَ الفاسِقين 
اي رسول! بگو اي مردم اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خويشاوندان خود و اموالي را كه جمع كرده و مال‌التجاره‌اي كه از كسادي آن بيم داريد و منازلي كه به آن دل خوش نموده‌ايد، بيش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست مي‌داريد، پس منتظر باشيد تا قضاي حتمي خدا جاري گردد كه خداوند قوم فاسق بدكار را هدايت نخواهد كرد. 
البته مال و زن و فرزند و دارايي‌هاي دنيا تا آن جا خوب و ارزشمند هستند كه مانع راه خدا و رسول و جهاد در راه او نشوند، در غير اين صورت، آفات هدايت و دين داري به حساب مي‌آيند و كساني كه در بند دنيا و دودمان خود گرفتار شوند، از بزرگ‌ترين زيانكاران به شمار مي‌روند. اما يك مجاهد فداكار همواره اميال و منافع مادي خود را فداي منافع اسلام و خداي تعالي مي‌كند و نه تنها سرمايه‌هاي دنيايي، بلكه سرمايه معنوي خود، يعني جان را نيز تقديم خدا مي‌كند. 
امام راحل‌قدس سره فرمودند:
«بايد انسان تمام اميال خودش را فداي ميل اسلام بكند؛ همان طور كه شما و همه رزمندگان ما واقعاً يك چهره‌هايي هستيد كه جان خودشان را كه سرمايه همه چيز است، اين را دارند فدا مي‌كنند براي اسلام.» 
بنابراين، تا زماني كه انسان از دلبستگي به دنيا اجتناب كند و آنچه را كه دارد، در هر شرايطي فداي منافع اسلام كند، انگيزه دفاع در او قوت مي‌گيرد و فرهنگ دفاع نيز در مدار خود استوار مي‌ماند. اما اگر به دنيا و رفاه‌طلبي رو آورد، نه تنها انگيزه دفاع از اسلام و ارزش‌ها در او از بين نمي‌رود، بلكه دلبستگي‌ها و تعلّقات دنيايي، او را در موضع دشمني با مدافعان اسلام قرار مي‌دهد.


موضوعات مرتبط: دفاع مقدس
برچسب‌ها: فرهنگ شهادت و ايثار (2)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 10 / 6 / 1394 | 7:22 | نویسنده : اکبر احمدی |

فرهنگ شهادت و ايثار (3)

 

فرهنگ شهادت و ايثار (3)

 

انس با قرآن

انيس روز و شب رزمندگان در جبهه‌ها بعد از خداي متعال، قرآن كريم بوده است. رزمندگان با شوق تلاوت قرآن و تفكر در معاني آيات آن، حقيقت اين آيه را عينيت بخشيدند كه:
اِنَّ هذاالقرآن يَهدي لِلّتي هِي اَقوَم 
به راستي كه قرآن، دستورالعمل سير و سلوك رزمندگان بوده است؛ به تعبير زيباي استاد معظم حضرت علامه حسن‌زاده آملي (حفظه‌الله):
«ما در عرفان عملي، دستورالعملي جز قرآن نداريم و روايات و ادعيه كه از اهل بيت عصمت: صادر شده، همه رشته‌هايي هستند كه از درياي بيكران قرآن منشعب شده و همه مرتبه نازله قرآن‌اند». 
رزمندگان ما با علم به اين كه قرآن كتاب انسان‌سازي است، با تعمّق در آيات قرآن، دردهاي دل خود را درمان مي‌كردند و نيرو و توان مقابله با دشمن را مرهون دلبستگي به قرآن مي‌دانستند، و يك لحظه از قرآن جدا نبودند؛ مخصوصاً در زمان عمليات، آيات و سوره‌هايي را كه حفظ بودند، در دل و زبان زمزمه مي‌نمودند و يا قرآن را در جيب روي سينه نگهداري مي‌كردند، و چه بسيار شهيداني كه خون پاكشان بر صفحات قرآن همراه آنان، نقش بست، و به راستي كه مصداق اين كلام نوراني مولاي متقيان بودند كه فرمود: 
تالينَ لأجزاء القرُآن يرتلونها تَرتيلاً يحزنون به انفسَهُم و يستثيرون به دواء دائهم. 
قرآن را بخش بخش، همراه با تأنّي و تفكر و با ترتيل قرائت مي‌كنند و بر اثر تعمّق در آيات آن، دل‌هايشان محزون مي‌شود و از اين طريق، دردهاي باطني خويش را درمان مي‌كنند.
از مصاديق بارز رابطه‌اي كه مولاي متقيان علي‌عليه السلام بين عاشقان بيدار دل و قرآن برقرار كرده است، رزمندگان ما بوده‌اند. مرحوم الهي قمشه‌اي‌قدس سره چه زيبا اين حالات را به نظم درآورده است:
همه شب تا سحر، آن عشقبازان
ز شوق دوست، چون شمع گدازان
كنند اجزاء قرآن را تلاوت
به ترتيب و تفكر وز درايت
كنند از فكر در آيات قرآن
هزاران دردِ جان خويش درمان
كتاب عشق، قرآن است درياب
صحيفه سدّ سجان است درياب
مي شيرين پاك آسمان است
ز قرآن جو كه تاك آسماني است
شهود غيبي و غيب شهودي است
صعود قوسي و قوس صعودي است
خوشا آنان كه شب زين دفتر عشق
همي خوانند نام دلبر عشق
خوشا آنان كه هر شب تا سحرگاه
بدين خوش نغمه از دل بر كنند آه
همچنين مايه آرامش دل آزادگان سرافراز ما در زندان‌هاي مخوف رژيم بعثي عراق، سه چيز بوده است: خدا، قرآن و اهل بيت‌عليهم السلام. مرحوم فيض كاشاني غزلي دارد كه بيانگر حال عزيزان ما در گوشه‌هاي اسارت است:
اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفيق
من و خدا و كتابي و گوشه خلوت
مراد از كتاب، قرآن كريم است كه انيس دل آرام عزيزان ما بوده است.
در اين جا به ذكر خاطره‌اي از آزاده سرافراز مهندس يحيوي بسنده مي‌كنيم:
فكر كردم كه شايد روز براي خواندن قرآن بهتر باشد. صبح شد، اتاق كمي روشن‌تر بود، ولي باز هم نمي‌شد به راحتي قرآن خواند. تنها راه ورود نور به اتاق، پنجره‌اي بود به عرض نيم متر و طول دو متر كه سر تا سر آن از پوشش كركره مانندي از آلومينوم پوشيده شده بود. از اين پنجره حدود ساعت دو صبح نور خيلي باريكي وارد اتاق مي‌شد كه از سوي ديوار غربي سلول شروع مي‌شد. بعد حركت مي‌كرد و نصف سلول را طي مي‌كرد و از روي ديوار شرقي قطع مي‌شد. در اتاق به آن تاريكي براي خواندن قرآن اين بهترين فرصت بود. قرآن را دست مي‌گرفتم و با نور حركت مي‌كردم و قرآن مي‌خواندم.



موضوعات مرتبط: دفاع مقدس
برچسب‌ها: فرهنگ شهادت و ايثار (3)

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 10 / 6 / 1394 | 7:16 | نویسنده : اکبر احمدی |

لحظه ای تامل

طعم مرگ 



هر کدام از ما، هر که باشیم، هر جا باشیم، در زمانی معیّن، در جایی معلوم که از آن بی خبریم، فرشته مرگ به سراغمان خواهد آمد و مرگ ما را در بر خواهد گرفت و این چشم ماست که مرگ را زشت یا زیبا می بیند.

جان آدمی اگر آسمانی باشد و از خاک بریده و به سوی خدا پر کشیده، جدا شدنش از جسم خاکی آسان و دل پذیر و زیباست و اگر جان، زمینی باشد و با خاک انس گرفته و به دنیا دل بسته، جدا شدنش از جسم خاکی و زمینی، سخت، طاقت فرسا و زجرآور است. 

هر کدام از ما، هر که باشیم و هر جا باشیم، طعم مرگ را خواهیم چشید و طعم مرگ برای هر کدام از ما، محصول یک عمر کردار درست یا غلط است. 

خوب است که هر کداممان به درون خود بنگریم و ببینیم که آیا طعم مرگ برایمان تلخ و زهرآلود است یا شیرین و گوارا؟



راه گریزی نیست 



آی آدم ها! مرگی که شما از آن می گریزید، به یقین روزی ملاقاتتان می کند.

به هرجا که بگریزید، هر طریقی که پیش بگیرید، حتی اگر آن را از یاد ببرید، مرگ اتفاقی است که در لحظه ای که فکرش را نمی کنید، رخ می نماید و بر خط ممتد عمر شما نقطه پایان می گذارد.

نه راه گریزی هست و نه راه انکاری. مرگ درست در لحظه ای که از آن بی خبریم، فرا می رسد؛ 

سر زده و حتمی، و ما به یقین با آن روبه رو خواهیم شد.


زهی سعادت آنان که مهیای رفتنند و میزبانِ همیشه منتظرِ میهمان مرگ، و خوشا به حال آنها که چنان پاک و آسمانی اند و شیفته عروج به عرش خدا، که مرگ برایشان زنگ رهایی از دنیاست.

بانگ رحیل 



راهیان سفر، همه در کاروان سرای دنیا منتظر نشسته اند، تا کی گاه سفرشان فرا رسد و نوبت به نامشان افتد و راهی سفر آخرت شوند. 

اما کاروان سرا و خواب و غفلت، سفر را از یاد می برد. مسافران هر یک به کاری مشغولند؛ گروهی به کار تهیه سفر، گروهی در خواب و رؤیا، و گروهی سرگرم زرق و برق کاروان سرا و تجملات این مسافرخانه دو روزه. 

کاروانی هر صبح راه می افتد و یک یک راهیان سفر به نام خوانده می شوند، بی آنکه از پیش بدانند امروز رفتنی اند. راه گریزی نیست. نامت که خوانده شد، اهل سفری و رفتنی. 

باید رفت ؛
چه بار سفر مهیا کرده باشی، چه در خواب مانده باشی و چه با کاروان سرای رنگارنگت تازه خو گرفته باشی. 

هر چند آوای کاروان مرگ برای آنان که با کاروان سرا خو گرفته اند، بانگ تلخ کامی و حسرت و عذاب است؛ 

اما همین آواز، برای آنان که بار سفر بسته اند، آهنگ خوش وصال است و آغاز رسیدن ها و داشتن ها.

بنگر که بانگ رحیل با دل تو چه خواهد کرد؟

می گذاریم و می رویم 

می گذاریم و می رویم، می دانیم اما دل می بندیم. 
می گذاریم و می رویم، می دانیم اما روی هم جمع می کنیم. 
می گذاریم و می رویم، می دانیم اما به رفتن نمی اندیشیم. 

ما همه آنچه را اندوخته ایم و همه آنچه را برای خود جمع کرده ایم، می گذاریم و می رویم.

به روشنی پیداست که باور نکرده ایم. باور نکرده ایم؛ مرگ را، رفتن را، سفر از دنیا به آخرت را

ورنه این چنین گرم ساختن خانه دو روزه مان نمی شدیم و این چنین به رنگارنگی اش نمی اندیشیدیم و این چنین در آبادی اش نمی کوشیدیم و به خاطر این رنگارنگی، پا بر بایدها نمی گذاشتیم و رفتن را از یاد نمی بردیم. 

کاش برای باور کردن، گهگاهی سری به آنها که گذاشته اند 
و رفته اند، می زدیم!

تا راه چاره باقی است 



آدمی جایزالخطاست؛ اشتباه می کند، به خطا می افتد و این خطا را حتی اگر به عمد باشد، می شود کتمان کرد، پوشاند، پنهان کرد. 

می شود عذرخواهی کرد. می شود راه گریزی جست. می شود از زیر بارش شانه خالی کرد. می شود از نتیجه تلخ اشتباه به کسی پناه برد. می شود جبرانش کرد. همه اینها مربوط به زمانی است که تو در دنیا به اشتباهت پی ببری، اما اگر اشتباه آدمی و خطاکاری اش تا روز حساب در پرونده اش بماند و خود او به حساب خطا و درست اعمالش نرسد، دیگر راه نجاتی نیست؛ 

چون در روز حساب، نه می شود پنهان کرد، نه می شود عذرخواهی کرد، نه می شود گریخت، نه می شود خطا را به دوش دیگران انداخت، و نه می شود به کسی یا کسانی پناه برد. 

پس تا راه چاره باقی است، برای خطاکاری هامان چاره ای بیندیشیم.

بیهوده نیستیم



آیا این همه آمدن، رفتن و آفریدن، این همه تولد، زندگی و مرگ، می تواند
بی هدف باشد؟

می شود همه بی هیچ هدفی متولد شوند، زندگی کنند و بمیرند و تمام؟ 

می شود این عالم با این عظمت و با این نظم شگفت،
بی هیچ هدفی آفریده شده باشد؟

می شود که ما بیهوده خلق شده باشیم و فردا روزی به سوی خدایمان باز نگردیم و عملمان حساب رسی نشود. 

می شود که خدای حکیم، کارهای بندگانش را بی هیچ کیفر
و پاداشی رها کند؟ 


می دانیم که چنین نیست؛ 
به یقین می دانیم، اما از یاد می بریم.
چنان آسوده و بی خیال و خواب آلودیم که گویی مرگ که از در رسد،
پایان همه چیز است.

گویی حسابی در راه نیست. 
گویی بیهوده آمده ایم و بیهوده می رویم. 
اما بی شک چنین نیست.
باید باور کرد باید قدری بیشتر اندیشید و باید مهیا شد.

 


موضوعات مرتبط: لحظه ای تامل
برچسب‌ها: لحظه ای تامل

تاريخ : چهار شنبه 9 / 6 / 1394 | 7:2 | نویسنده : اکبر احمدی |

پیام های وحی آسمانی




پیـــام های آسمــانی 

جزء هشتم

(برگرفته از تفسیر نور)



 
1. وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِى الْأَرْضِ وَ جَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

در زمين جايگاهتان داديم و راه‏ هاى معيشتتان را 
در آن قرار داديم. و چه اندك سپاس مى ‏گزاريد.

يادآورى و توجّه به نعمت‏هاى الهى، زمينه ‏ى شكوفايى 
معرفت و محبّت و تسليم خدا شدن است.


«وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ»

( أعراف، 10)

2. قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا 
فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ


گفت: از اين مقام فرو شو. تو را چه رسد كه در آن 
گردنكشى كنى؟ بيرون رو كه تو از خوارشدگانى.


نه علم و شناخت شيطان به خدا، نجات‏بخش است 
و نه عبادت‏هاى طولانى او، بلكه راه نجات، 
تسليم خدا بودن است. 


«تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ»

(أعراف، 13)


3.قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا 
وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسرِينَ

گفتند: اى پروردگارما، به خود ستم كرديم واگر ما را نيامرزى
و بر ما رحمت نياورى از زيان‏ديدگان خواهيم بود.


هر گونه خلافى، ظلم به خويش است، چون مخالفت با فرمان خدا
مخالفت با تكامل و سعادت واقعى خود است. 

«ظَلَمْنا أَنْفُسَنا» 

از آداب دعا و استغفار، ابتدا اعتراف به گناه است. 

«قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا»

( أعراف، 23)

4. وَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا وَ اللَّهُ أَمَرَنَا بِهِا
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

چون كار زشتى كنند، گويند: پدران خود را نيز چنين يافته ‏ايم و خدا ما را 
بدان فرمان داده است. بگو: خدا به زشتكارى فرمان نمى‏ دهد.
چرا چيزهايى به خدا نسبت مى ‏دهيد كه نمى ‏دانيد؟


توجيه گناه، بزرگ‏تر از خود گناه و نشانه‏ ى سلطه و نفوذ شيطان است. 

«أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ» ... 

«قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا»
 

چه توجيه اجتماعى (نياكان) 
و چه توجيه مذهبى (امر خدا به زشتى ‏ها).

(أعراف، 28)


5. يَابَنِى ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُم ‏عِندَ كُلِّ‏ مَسْجِدٍ
وَ كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ وَلَاتُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ

اى فرزندان آدم، به هنگام هر عبادت لباس خود بپوشيد. 
و نيز بخوريد و بياشاميد ولى اسراف مكنيد، 
كه خدا اسرافكاران را دوست نمى‏ دارد. 

بهترين و زيباترين لباس، براى بهترين مكان است.

«خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»

اوّل نماز، آنگاه غذا.

«عِنْدَكُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا»

اوّل توجّه به روح و معنويّت، 
آنگاه توجّه به جسم

(أعراف، 31)


6.وَ لِكُلِّ ‏أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً
وَ لَا يَسْتَقْدِمُونَ


هر امتى را مدت عمرى است. چون اجلشان فراز آيد، 
يك ساعت پيش و پس نشوند.



فرصت و امكاناتى كه در دست ماست، رفتنى است،
پس تا حدّ توان، صحيح‏ترين استفاده را بكنيم. 

«لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ»

( أعراف، 34)


7 .وَ نَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ 
قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُم وَ مَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ

ساكنان اعراف مردانى را كه از نشانيشان مى ‏شناسند آواز دهند
و گويند: آن خواسته كه گرد آورده بوديد و آن همه سركشى 
كه داشتيد شما را فايده‏ اى نبخشيد.


مال، قدرت، دوستان و طرفداران، عامل نجات نيستند. 

«ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ»

(أعراف، 48)

8 . اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ

پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانيد، زيرا او 
متجاوزان سركش را دوست ندارد.


دعا وقتى مؤثّر است كه خالصانه و همراه با تضرّع باشد. 

«تَضَرُّعاً وَ خُفْيَه» 


دعا نكردن، دعاى بى ‏تضرّع و دعاى ريايى، 
از نمونه‏ هاى سركشى و تجاوز است.

«الْمُعْتَدِينَ»

( أعراف، 55)


9 . أَ وَ عَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُم ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُم عَلَى‏ رَجُلٍ مِّنكُم‏ 
لِيُنذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُواْ وَ لَعَلَّكُم‏ تُرْحَمُونَ


آيا از اينكه بر مردى از خودتان از جانب پروردگارتان 
وحى نازل شده است تا شما را بترساند و پرهيزگارى كنيد و كارى 
كند كه مورد رحمت قرار گيريد، به شگفت آمده ‏ايد؟


گاهى حجاب معاصرت و هم‏دوره بودن، 
مانع پذيرش حقّ و منطق صحيح اوست. 

«أَ وَ عَجِبْتُمْ» 

قوم نوح مى‏گفتند: چرا او پيامبر باشد و به او وحى برسد و 
به ما نرسد؟ او كه همانند ماست و با ما تفاوتى ندارد! 

(أعراف، 63)

10. وَ اذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُم خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِى الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ 
مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَ تَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ ءَالَاءَ اللَّهِ 
وَ لَا تَعْثَوْاْ فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ 

به ياد آريد آن زمان را كه شما را جانشينان قوم عاد كرد و در اين زمين
جاى داد تا بر روى خاكش قصرها برافرازيد و در كوهستان هايش 
خانه‏ هايى بكنيد. نعمتهاى خدا را ياد كنيد
و در زمين تبهكارى و فساد مكنيد.


مسكن، از نعمت‏هاى ويژه الهى است. 

«قُصُوراً» ... «بُيُوتاً» ... «آلاءَ اللَّهِ » 

رفاه، مسكن و قصر، اگر از ياد خدا جدا باشد زمينه ‏ى 
فساد مى ‏شود.

«قُصُوراً» ... «بُيُوتاً» ... «مُفْسِدِينَ»

(أعراف، 74)


موضوعات مرتبط: پیام های وحی آسمانی
برچسب‌ها: پیام های وحی آسمانی

تاريخ : چهار شنبه 9 / 6 / 1394 | 6:56 | نویسنده : اکبر احمدی |

گوناگون

بهترین روزها و ماه ها

از ابن عباس پرسیدند: بهترین روزها، و بهترین ماه ها، و بهترین عمل ها کدام است؟ گفت: بهترین روزها جمعه است، بهترین ماه ها ماه رمضان است، و بهترین اعمال نمازهای پنجگانه در اول وقت. این سخن را برای علی- علیه السّلام- نقل کردند فرمود: اگر از تمام علمای مشرق تا مغرب عالم بپرسند غیر از این جواب ندهند، اما من می گویم: بهترین عملها آن است که قبول درگاه خدا شود، و بهترین ماه ها ماهی است که در آن از گناه توبه کنی، و بهترین روزها روزی است که با ایمان به سوی خدا روی.

 

بهترین عمل در ماه رمضان

«مرحوم محدث قمی در مفاتیح الجنان از ایشان نقل می کنند که صدوق می فرماید: در جلسه ای بودیم که علما بودند علمای شیعه در یک جلسه بودند و مذاکره شد. گفتگو شد که شب قدری که اعمالش از هزار ماه بهتر است چه عملی فضیلتش از همه اعمال بهتر است؟ همه گفتند: تعلیم و تعلّم یعنی شب نوزدهم، بیست و یکم، شب بیست و سوم آن عملی که از همه اعمال فضیلتش بیشتر است این است که انسان یک مسأله ای یاد بگیرد، اگر امشب یک ساعت تفکر کردی، در خود فرورفتی و با خود صحبت کردی، اگر امشب پای منبر نشستی و جمله ای برداشت کردی، این از هر عملی فضیلتش بیشتر است.

لذا بعضی از بزرگان که روی آنها حساب می شود می بینیم کتابشان تاریخ دارد و شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کتابش تمام شده مثلًا صاحب جواهر(ره) که فقهش، چکش برای مراجع تقلید است فردی که مثل او در اسلام کم نظیر یا بی نظیر است این مرد یک جواهری نوشته که الان در چهل و دو جلد چاپ شده است. در آخر جواهر تاریخ می گذارد می فرماید که از جواهر، از این کتاب فارغ شدم. شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، معلوم می شود پیش صاحب جواهر بهترین اعمال، حتی از قرآن سر گذاشتن، از جوشن کبیر خواندن حتی از دعا و توبه که ثوابش خیلی زیاد است. فقه نوشتن بوده است

همچنین استاد بزرگوارعلامه طباطبائی(ره) در جلد بیستم(المیزان) این کتاب پرازش، این تفسیر کم نظیر یا بی نظیر را که افتخاری برای شیعه شد، ایشان هم می رماید که از این تفسیر فارغ شدم تفسیرم شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان به پایان رسید».

برگرفته از کتاب: تربيت فرزند از نظر اسلام، ص 208-207


پیوندهای سعادت و خوشبختی

«وَالَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛(خردمندان) کسانی هستند که پیوندهایی را که خداوند به برقراری آنها فرمان داده است حفظ می کنند و از خدای خود و سختی حساب می ترسند». در این آیه سه علامت دیگر انسان های عاقل بیان شده است که عبارتند از:

ب)صله رحم؛

ج)ترس از عذاب پروردگار؛

د)ترس از عذاب آخرت.

یک فرد با ایمان پیوندی با خدا دارد که از صمیم دل به آن معتقد است و همه شؤون خود را از مرگ و زندگی و... از آن او می داند و پیوندی نیز با مردم دارد و در بین آنان زندگی می کند و از کمک ها و همکاری هایشان بهره می برد و آنان بخشی از بار زندگی او را به دوش می کشند. فرد عاقل و خردمند هر دو پیوند را محترم می شمارد و به کلیه پیوندها احترام می گذارد؛ زیرا گسستن پیوندهای الهی جز یأس و نومیدی و آلودگی به گناه چیزی نیست. زندگی مادی بدون تکیه گاهی معنوی، جز بدبختی نتیجه ای ندارد و پشت پا زدن به پیوندهای اجتماعی، در حالی که یک نوع نمک نشناسی و ناجوانمردی است، خود موجب گسسته شدن رابطه فرد با اجتماعی است که بار زندگی او را به دوش گرفته و صمیمانه به او خدمت می کند. احترام به این دو پیوند پیش از آن که نشانه ایمان باشد یکی از نشانه های افراد عاقل و فهمیده است که از این دو پیوند برای سعادت و خوشبختی خود استفاده می کنند. این آیه و هم چنین آیات بعدی در صدد بازگویی نشانه های افراد عاقل و خردمند است، امّا چگونه این آیه به این دو پیوند اشاره می کند؟ به بیانی روشن تر، آن جا که آیه از خشیت در برابر خدا و ترس از سختی حساب سخن می گوید[1]، هدف آن بیان حفظ پیوند با خداست؛ زیرا مردان عاقل و واقع بین، در پرتو توجه به عظمت خدا و احساس کوچکی در برابر آن قدرت بی نهایت، کانونی از خشیت و بیم، خضوع و خشوع می گردند. کدام خردمند است که در سنجش بی نهایت نیاز با بی نهایت قدرت و عظمت، بیم و خشیت به او دست ندهد؟ آن جا که آیه سخن از احترام به پیوندهایی به میان می آورد که خدا به برقراری آنها دستور داده است[2]، هدف بازگویی پیوندهای معنوی اجتماعی است که در آیین مقدس اسلام به طور مؤکد به حفظ آنها دستور داده شده است. اکنون باید دید مقصود از پیوندهایی که خداوند به حفظ آنها فرمان داده چیست؟ در اسلام یک سلسله پیوندها به طور مؤکد محترم شمرده شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1.احترام به پیامبران عالی قدر و پیشوایان بزرگ.[3] در قرآن احترام به دسته دوم و مودّت با آنان، پاداش رسالت و یا چیزی مانند آن معرفی شده است آن جا که می فرماید: «...قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُربی..؛[4] بگو من(پیامبر) در برابر آن خدمات ارزنده خود به جامعه انسانی مزد و پاداشی نمی خواهم، جز این که به نزدیکان من مهر بورزید و بدانان احترام بگذارید». مقصود از «ذوی القربی» آن گروه از بستگان پیامبر است که، مهر و مودّت آنان موجب سعادت انسان و از این رهگذر از هدایت و راهنمایی آنان بهره مند می شود و به عبارت دیگر، مقصود از این که به آنان مهر ورزیم این نیست که تنها به موضوع محبت اکتفا کنیم؛ بلکه مهر به آنان سبب می شود با آنان ارتباط پیدا کرده، از رهبری و دانش هایشان، که از پیامبران به ارث برده اند، بهره مند شویم و از هدایت و راهنمایی دیگران بی نیاز گردیم.

2.احترام به پدر و مادر و تحکیم روابط خود با آنان. قرآن مجید در موارد گوناگونی به این نوع پیوند که میان پدر و مادر و فرزند برقرار است اشاره کرده و به هر دو طرف توصیه می کند درباره یکدیگر نیکی کنند؛ مثلًا به فرزندان دستور می دهد با پدر و مادر به نیکی رفتار نمایند چنان که می فرماید: «وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا...؛[5] با آنان به خوبی رفتار کن». هم چنین در آیات دیگری به پدر و مادر دستور داده است که نیازمندی های فرزندان خود را تا حد امکان و توانایی تأمین نمایند.

3.پیوند با بستگان و خویشاوندان نزدیک و دور. در هیچ آیینی مانند اسلام به این نوع پیوند توجه نشده است و با مراجعه به آیات و احادیث اسلامی اهمیت حفظ پیوند با بستگان و به اصطلاح «صله رحم» به خوبی روشن می گردد. یکی از آیات قرآن قاطعان رحم را در کنار مفسدان نام برده و می فرماید: «فَهَلْ عَسَیتُمْ إِنْ تَوَلَّیتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکمْ* أُولئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعَمی أَبْصَارَهُمْ؛[6] آیا در نظر داشته اید که پس از کسب قدرت در روی زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ آنان کسانی هستند که خداوند آنهارا از رحمت خود دور ساخته و چشم و گوش آنها را بسته است».

4.احترام به معلم، رعایت حقوق دوستان و همسایگان. احترام و حفظ همه این پیوندهایی که بیان کردیم از نظر اسلام لازم است و از گسستن آنها نهی شده و جمله «الَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ» با مفاد کلیی که دارد شامل همه اینها می شود.

پیوندهای گسستنی و ناگسستنی

اگر اسلام به حفظ یک سلسله پیوندها دستور داده، در برابر آن، مسلمانان را به بریدن قسمتی از پیوندها و روابط نیز فرمان داده است؛ مثلًا وظیفه افراد با ایمان را این می داند که با دشمنان خدا و پیامبر- هر چند پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنان باشند- پیوند محبت و دوستی بر قرار نکند آن جا که می فرماید: «لَاتَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْاخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّاللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَو کانُوا آبَاءَهُمْ أَو أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَو عَشِیرَتَهُمْ أُولئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ؛[7] هرگز گروهی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، کسانی را که با خدا و پیامبر او دشمنی دارند، دوست نمی دارند اگر چه آنان پدران و فرزندان و برادران و بستگان آنان باشند. آنان کسانی اند که در دل هایشان ایمان نوشته شده است». در آیه دیگر می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکمْ أَولِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَد کفَرُوا بِمَا جَاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ؛[8] ای افراد با ایمان، دشمن من و دشمن خود را، ولی و دوست خود قرار ندهید و طرح دوستی با آنان نریزید؛ زیرا آنان آیین حقی را که پیش شماست انکار ورزیده اند». قرآن مجید در این موضوع به اندازه ای پافشاری دارد که حتی اجازه نمی دهد یک فرد مسلمان برای خویشاوندان مشرک خود، که در حال شرک و کفر از دنیا رفته اند، طلب آمرزش کند؛ زیرا چنین پدر مشرکی با فرزندان با ایمان خود ارتباطی ندارد چنان که می فرماید: «مَا کانَ لِلنَّبِی وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکینَ وَ لَوْ کانُوا أُولی قُربی؛[9] پیامبر و افراد با ایمان حق ندارند درباره بستگان مشرک خود دعا کنند و برای آنان آمرزش بطلبند». اصرار قرآن در بریدن چنین پیوندها برای این است که مبادا بر اثر معاشرت و رفت و آمد و ابراز مودّت و علاقه به آنان، جامعه مسلمانان به انحراف فکری دچار شود و تحت تأثیر اخلاق بد و صفات مذموم و رفتار ناشایست آنان قرار گیرد و باید برای چنین مصلحت بزرگی، عاطفه خویشاوندی را نادیده گرفت.

پی نوشت ها:

[1] «وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛ از خداى خود خشيت دارند و از سختى حساب روز رستاخيز مى‏ترسند».

[2] «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَر اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ...؛ كسانى كه پيوندهايى را كه خداوند به برقرارى آنها دستورداده است ثابت و استوار نگاه مى‏دارند».

[3] در روايات ما با آيه مورد بحث به لزوم حفظ پيوند دوستى با اهل بيت پيامبر استدلال شده است‏ر.ك: تفسير برهان، ج 2، ص 288. در حقيقت مفهوم كلى و وسيع آيه به موردى از موارد آن تطبيق شده است.

[4] شورى(42) آيه 23.

[5] لقمان(31) آيه 15.

[6] محمد(47) آيه 22 و 23.

[7] مجادله(58) آيه 22.

[8] ممتحنه(60) آيه 1.

[9] توبه(9) آيه 113.

پرهیز از کارهای بیهوده

«وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کراماً[1]؛

هنگامی که با سخن لغو یا کار بیهوده روبه رو شدند، بزرگوارانه می گذرند و خود را آلوده نمی نمایند.» افراد بشر با سرمایه های گوناگون و مختلفی آفریده شده اند که می توانند به وسیله آنها در این جهان تجارت کنند. گروهی تمام سرمایه های مادی و معنوی خود را در مسیر تحصیل مقام و منصب، مال و ثروت قرار می دهند و هدفی جز این کالاهای زودگذر و فناپذیر ندارند. چنین بازرگانی، از نظر منطق قرآن، چیزی جز خسارت نیست، زیرا این شخص در برابر از دست دادن سرمایه های طبیعی و خدا دادی، کالایی را خریده است که ثبات و دوام ندارد و پس از مرگ و انتقال به سرای دیگر که رشته حیات در آنجا ادامه دارد، از آن بهره ای نخواهد برد. قرآن در سوره «عصر» به خسارت و ورشکستگی در تجارت با مواهب و سرمایه های بزرگ الهی اشاره کرده می فرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ؛ بشر در زیان و خسارت است». ملاک زیان کاری انسان، همین است که از استعدادهای سرشار و مواهب الهی، بهره ای جز لذت چندروزه نمی برد و برای زندگی در جهان دیگر در اندیشه توشه ای نمی باشد و گاهی او را به این عنوان معرفی می کند: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً[2]؛ آیا شما را به زیانکارترین افراد از نظر کار و کوشش آگاه سازم؟ آنان کسانی هستند که کار و کوشش آنها در این جهان، بی نتیجه گردیده و تلف شده است و آنان تصور می کنند که کار نیک و تجارت پرسودی انجام می دهند». هر عملی که بازدهی در سرای آخرت داشته باشد، عملی است خوب و نیکو، ولی هر عملی که فاقد هر نوع بازدهی اخروی باشد، قرآن مجید از آن به «ضلّ سعیهم» تعبیر کرده است. گوش فرا دادن به سخنان لهو و بیهوده و یا اشتغال به کارهای لغو، از جمله اعمالی است که هرگز بازدهی ندارد و جز اتلاف سرمایه گران بهای عمر، نتیجه دیگری عاید انسان نمی گردد. امروز بشر در فضای روح خود خلأ وحشتناکی را احساس می کند، خلئی که با هیچ چیزی پر نمی شود و به روح او ثبات و سکون نمی بخشد و بسان مرغی از شاخه ای به شاخه ای می پرد و از لذتی به لذت دیگر پناهنده می شود و هیچ کدام، عطش او را بر طرف نمی کند؛ در گذشته این خلأ از طریق معنویات و توجه به خدا و تعالیم الهی که به راستی حیات بخش و ثبات آفرین است، پر می شد. از دو رکعت نماز، از احیای شب، از کمک به بینوایان، آن چنان کامیاب می گردید که دیگر وقتی برای کارهای لغو و بیهوده نداشت و پیوسته می کوشید در خود، روح اطاعت از خدا و پرهیز از گناه و خدمت به اجتماع بیافریند و از همه این کارها، لذت عجیبی می برد، اما امروز بر اثر دوری از معنویت و تعالیم پیامبران برای گذراندن وقت به داستان های دروغین و سرگذشتهای بی اساس که زاییده خیال نویسنده های حرفه ای است پناه می برد و سرمایه عمر را در موردی به کار می برد که اصلا بازده ندارد. بگذریم از برخی بازی ها که دشمن جان انسان است و روح وحشی گری و درّندگی را در انسان ها زنده می کند. روح ستیزه خویی و درندگی در جامعه انسانی به شدت نفوذ کرده است تا آنجا که دستگاه های مخابراتی و ماهواره ها در جهان، دست به دست هم داده اند تا زدوخورد دو انسان را که با مشت به جان هم افتاده اند و آهنگ نابود کردن یکدیگر را دارند، در صفحه تلویزیون نشان دهند، تماشاگران نیز از شکستن دماغ و پیشانی و چانه و دندان طرف، لذت ببرند و در این راه مبلغی را خرج کنند؛ به راستی بزرگ ترین ضرر صرف سرمایه گران بهای عمر در این مراحل زندگی است، چه نیکو سروده است شاعر:

 

دامن کشان به مقصد پیری روانه ایم

 

هر دم خدنگ و تیر بلا را نشانه ایم

 

 

 

جای بسی فسوس که در وادی گناه

 

در خواب غفلتیم و پشیمان چرا نه ایم

طبل رحیل کوفت دلا کاروان عمر

 

ما همچنان به فکر خور و خواب و خانه ایم

امروز زنده ایم در این جمع لاجرم

 

فردا به پیش پیر و جوان چون فسانه ایم

 

 

 

 

چندی قبل، یک هندی در چند کشور، دست به نمایشی زد و توانست شش شبانه روز تمام، روی دوچرخه قرار گیرد، و آن را براند؛ بدون این که بخوابد و یا استراحت کند، در همان لحظه، پزشکان ایران اعلام خطر کردند که این جوان در هر مسابقه ای که می دهد، قسمتی از عمر خود را از دست می دهد و در هر مسابقه ای بخشی از عمر خود می کاهد، ولی به مضمون گفتار معروف «آنچه البته به جایی نرسد فریاد است»، اندرزهای پزشکان به جایی نرسید و او نیز گوش به سخنان حکیمانه پزشکان نداد؛ چیزی نگذشت که سرانجام در یکی از استودیوهای لندن در حالی که مشغول نمایش بود، از بالای دوچرخه نقش زمین گردید و درگذشت. در این آیه، اعراض از لغو، از نشانه های مردان خدا معرفی شده است. اصولا باید بدانیم لغو چیست؟ «لغو» در لغت، صدای گنجشک و مرغان هوا را گویند که بدون فکر و اندیشه به زبان آنان جاری می گردد و به همین مناسبت به هر سخنی که به منطق و اندیشه متکی نبوده و از هر نوع فایده ای دور باشد و بیهوده شمرده شود، لغو می گویند. بنابراین، قصه و افسانه های دروغین که هیچ نوع آموزندگی ندارند و یا سخنان قبیح و زشت که حاکی از ابتذال و پستی است، «لغو» شمرده می شود. قرآن مجید روی اعراض از لغو به طور روشن تکیه کرده و می فرماید: «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ [3]؛ کسانی که از کار و سخن لغو، اعراض می نمایند»، «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ [4]؛ هنگامی که کلام لغو بشنوند، از آن اعراض می کنند». خداوند زندگی بهشتیان را چنین توصیف می کند که: «لا یسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا کذَّاباً[5]؛ در آنجا که سخن لغو و دروغ نمی شنود». اینک برای تکمیل مطالب از سخنان ارزنده ای که درباره موضوع بحث ما وارد شده است، اشاره می کنیم:

1.پیامبر گرامی وارد مسجد شد، دید گروهی دور یک نفر حلقه زده اند. پیامبر فرمود: این کیست؟ گفتند: علّامه است. فرمود: مقصود از لفظ علّامه در این مورد چیست؟ گفتند: این مرد به انساب عرب و وقایع و حوادث دوران جاهلیت احاطه کامل دارد. پیامبر فرمود: «ذاک علم لا یضرّ من جهله و لا ینفع من علمه [6]؛ این علمی است که ندانستن آن ضرری را متوجه انسان نمی سازد و آگاهی از آن، مفید و سودمند نمی باشد».

2.مردی از حضرت صادق علیه السّلام پرسید: آیا صحیح است که به سخن داستان سرایان گوش فرا دهیم؟ فرمود: نه، زیرا هرکس به سخن کسی گوش فرا دهد به حکم این است که او را می پرستد، هرگاه گویند از خدا سخن بگوید در این هنگام، خدا را پرستش کرده است و اگر از شیطان سخن بگوید، او را پرستش کرده است [7].

بنابراین، گوش فرا دادن به سخنان بیهوده به اندازه ای خطرناک است که تو گویی گوینده آن را می پرستد.

پی نوشت ها:

[1] فرقان، آیه 72

[2] كهف(18) آيه 103 و 104.

[3] مؤمنون(23) آيه 3.

[4] قصص(28) آيه 55.

[5] نبأ(78) آيه 35.

[6] اصول كافى، ج 1، ص 32.

[7] « من أصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن نطق عن اللّه فقد عبد اللّه، و إن نطق عن إبليس فقد عبد ابليس»(سفينة البحار، ج 2، ماده عبد، ص 125)؛ اين حديث را محدثان اسلامى از سنى و شيعه نقل كرده‏اند.

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضاً، أَ یحِبُّ أَحَدُکمْ أَنْ یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً فَکرِهْتُمُوهُ، وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ؛

ای افراد با ایمان! از بسیاری گمان ها بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان ها گناه[و بی اساس] است؛ در امور مردم کنجکاوی نکنید و از یکدیگر غیبت ننمایید؛ آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر خود را در حالی که مرده است، بخورد؟ حتما این کار را بد و ناپسند می شمارید[غیبت برادر مسلمان همانند این عمل است] و از مخالفت خدا بپرهیزید؛ خداوند توبه پذیر و رحیم است».

در این آیه، خداوند جامعه اسلامی را ملزم می سازد که سه اصل اخلاقی را به عنوان حق لازم- که از لوازم و آثار اخوت اسلامی و برادری دینی است- نسبت به یکدیگر رعایت نمایند؛ اینک به طور اجمال به این سه اصل اشاره می کنیم:

1.بدگمانی و بد بینی نسبت به مسلمانان ممنوع است.

2.یک فرد مسلمان نباید در امور مردم کنجکاوی کند.

3.غیبت و بدگویی پشت سر مسلمان حرام است.

از آنجا که اصول یاد شده از مباحث اساسی اخلاق اسلامی هستند و در اصلاح اجتماع نقش مهمی ایفا می کنند و از پیشوایان بزرگ ما بیانات جالب و شیوایی در این زمینه وارد شده، شایسته است که هر کدام را جداگانه مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

بدگمانی و بدبینی

اکنون نخستین اصل یعنی «بدگمانی» را مورد بحث قرار می دهیم. بدبینی یک حالت روانی منفی است که شخصیت و احترام و تقوا و پاکی افراد در فضای فکر و قضاوت دارنده آن، لطمه می بیند. افراد بدبین از میان هزاران نقاط روشن و جلوه های خوب زندگی مردم، فقط به نقطه های مبهم و تاریک و تیره زندگی آنان، متوجه می گردند. همه ما می دانیم که جان و مال و آبروی مسلمان محترم و هرگونه تعدی به آن حرام است، ولی در آیه به تعدّی دیگری اشاره نموده و می فرماید: حیثیت و آبرو و شخصیت هر مسلمانی، حتی در عالم فکر و پندار و در دایره داوری درونی ما نیز محترم است. هیچ فرد مسلمانی، نباید بی جهت در درون خود، به حریم شخصیت و پاکی مسلمانی با بدبینی و بدگمانی و داوری بد، تجاوز نماید. به قول یکی از دانشمندان معاصر: حدود امنیتی که اسلام برای جامعه مسلمانان به وجود آورده، منحصر به جان و مال و آبرو نیست، بلکه علاوه بر این امنیت های سه گانه، امنیت چهارمی را نیز خواستار شده است و آن، امنیت قضاوته ای دیگران است؛ یعنی افراد دیگر را در محیط فکر خود، مورد هجوم افکار و داوریهای بد و ناروا قرار ندهد؛ احترام و شخصیت مسلمان، علاوه بر مرحله عمل، باید حتی در محیط افکار دیگران نیز محفوظ بماند. از این نظر، اسلام هرگونه بدگمانی و بدبینی را که منجر به لکه دار ساختن شخصیت کسی در محیط فکر و پندار می شود، تحریم نموده و دستور داده است که جامعه باایمان از هرگونه سوءظن نسبت به همدیگر بپرهیزند.

پیامبر اکرم در یکی از بیانات شیوای خود به امنیت های چهارگانه مزبور اشاره نموده و چنین می فرماید: «انّ اللّه حرّم علی المسلم دمه، و ماله و عرضه، و ان یظنّ به سوء الظّن»[1] خداوند، تجاوز به خون، مال و آبروی مسلمانان را حرام نموده و هرگز اجازه نداده است که کسی به یک فرد مسلمان بدگمان شود و حتی در ذهن و فکر خود، به او نسبت ناروا بدهد. اگر امنیت های سه گانه، نخست در پرتو حکومت های مادی و سازمان های اداری تأمین گردد، ولی امنیت از نظر قضاوت مردم، جز در سایه ایمان به خدا عملی نمی شود؛ زیرا حدود حکومت های مادی منحصر به ظواهر است و جلوگیری از تجاوزهای باطنی، از حریم قدرت عوامل مزبور، بیرون می باشد؛ فقط ایمان به خداست که می تواند جلو این گونه تجاوزها را بگیرد؛ زیرا یک فرد مسلمان ایمان دارد که خداوند از کارهای برون و درون او آگاه است.

ضررهای بدبینی

1.نخستین نتیجه بدگمانی، به خود انسان برمی گردد؛ از آنجا که افراد بدگمان نمی توانند اعمال دیگران را خالی از غرض و آلودگی تصور نمایند، همواره در رنج روحی و درد روانی سختی به سر می برند و سوز و گداز خیال و پندار، همواره آنان را شکنجه می دهد.

2.بدبینی، رشته الفت و دوستی را از هم می گسلد و بر اثر گمان بدی که انسان به دیگران دارد، همواره آنها را خیانتکار و در میدان دوستی، ناپایدار می پندارد، ناچار می شود که همه گونه روابط خود را با آنها قطع کند؛ ازاین رو پیشوایان ما فرموده اند: «من غلب علیه سوء الظّن لم یترک بینه و بین خلیل صلحا؛[2] بدگمانی بر هرکس که غلبه کند، هر نوع صلح و صفایی را که میان او و دوستان وی برقرار است، از بین می برد».

3.افراد بدبین همیشه منزوی و گوشه گیرند، و بر اثر رعب و ترسی که از مردم دارند، هرگز نمی توانند با کسی انس بگیرند؛ ازاین رو در روایات، آمده است که: «من لم یحسن ظنّه استوحش من کلّ احد؛[3] افراد بدبین از همه مردم وحشت دارند».

- بدبینی آفت بزرگی برای سنجش منطق انسان است؛ بدبینی نوعی اختلال در طرز تفکر و ادراک انسان به وجود می آورد که هرگز نمی تواند در موضوعی به صورت خردپسند و واقع بینانه داوری کند.

- بدبینی از بیماری های سرایت کننده است که هم نشینان انسان را نیز آلوده می سازد.

- بدبینی نه تنها در روح انسان اثر می گذارد، بلکه براساس ارتباطی که میان تن و جان وجود دارد، تن نیز از گزند آن سالم نمی ماند، و به قول دانشمند بزرگ عصر ما دکتر کارل: بدبینی و عادت به انتقاد از همه چیز، حتی از قدرت زندگی نیز می کاهد؛ زیرا این عادت منفی روانی روی دستگاه اعصاب «سمپاتیک» و غدد داخلی اثر می کند و می تواند مبدأ اختلالات عملی و حتی عضوی شود.

- بدگمانی های بی مورد، به همسر و یا شاگرد مغازه و کارگر و خدمت کار منزل، آنان را به خیانت و جنایت می کشاند؛ زیرا کنجکاوی های زیاد ارباب و بزرگ خانه و یا شوهر، بر اثر «تداعی معانی» صور و اشباح خیانت و کارهای زشت را در نظر آنها مجسم می سازد و فکر خیانت را در دل آنها احیا می نماید و به قول برخی از دانشمندان: نوکرانی که مورد سوء ظن آقا هستند و او پیوسته احتمال می دهد که آنان به اثاث خانه دستبردی بزنند، چنین نوکرانی بالاخره دست به دزدی می زنند، و به سوی دزدی کشیده می شوند.

از این رو، در دین مقدس اسلام، تظاهر به غیرت مندی بی مورد و افراطی درباره همسر، مذموم شمرده شده است؛ زیرا چه بسا افراد پاکی را به ناپاکی بکشاند و درست کار را به نادرستی دعوت نماید؛ چنان که علی علیه السّلام فرموده است: «ایاک و التّغایر فی غیر موضعه فانّ ذلک یدعوا الصّحیحة الی السّقم و البریئة الی الرّیب؛[4]اظهار غیرتهای بی مورد، زنان پاک را به ناپاکی و زنان بی گناه را به سوی گناه دعوت می کند».

پی نوشت ها:

[1] المحجة البيضاء، ج 5، ص 268.

[2] غرر الحكم، ص 697.

[3] همان، ص 712.

[4] همان، ص 152.

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: گونان گون
برچسب‌ها: گوناگون

تاريخ : سه شنبه 8 / 6 / 1394 | 7:26 | نویسنده : اکبر احمدی |

سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)

كرامت انسانى

بر اساس سخنان آن حضرت كرامت انسانى زير بناى بسيارى از مراتب بالاى انسانى است؛ و اساس ترقى و تكامل انسان به حساب مى‏آيد.

آن حضرت مى‏فرمايند:

«من كرمت عليه نفسه هانت عليه شهواته‏»(1) .

«كسيكه داراى كرامت نفس باشد شهوات در پيش او بى ارزش خواهند بود».

و يا مى‏فرمايد «من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية‏».(2)

كسى كه براى خود ارزش و كرامت قائل باشد خود را به معصيت و گناه، زبون و خوار نمى‏كند».

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «عالم كسى است كه قدر خويش را بشناسد و از جهل و نادانى انسان همين بس كه ارزش خود را نداند».

و در نامه 31 نهج البلاغه مى‏فرمايد.

ايمان از ديدگاه حضرت على (ع)

در كتاب شريف نهج البلاغه كه حاوى سخنان نغز و حكيمانه حضرت على عليه‏السلام مى‏باشد، مساله ايمان از جايگاه و اهميت ويژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است كه در اين نوشتار به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏شود:

الف) فضيلت ايمان

«همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جويند ايمان به خدا و پيامبر ... است‏» (1)

ب) اقسام ايمان

«برخى ايمان در دلها برقرار است، و برخى ديگر ميان دلها و سينه‏ها عاريت و ناپايدار» (2)

ج) پايه‏هاى ايمان

«ايمان بر چهار پايه استوار است‏بر شكيبائى، و يقين، و عدالت و جهاد. شكيبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسيدن، و پارسائى و چشم اميد داشتن. پس آن كه مشتاق و آرزومند بهشت‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن كه از دوزخ ترسيد، از آنچه حرام است دورى گزيد، و آن كه خواهان دنيا نبود و پارسائى داشت مصيبتها بروى آسان نمود، و آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نيك پاى پيش گذاشت.

و يقين بر چهار شعبه است: بر بينائى زيركانه، و دريافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پيشينيان. پس آن كه زيركانه ديد حكمت‏بروى آشكار گرديد، و آن را كه حكمت آشكار گرديد عبرت آموخت، و آن كه عبرت آموخت چنان است كه پشينيان زندگى را در نورديد.

و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقيقت‏برنده و نيكو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن كه فهميد به ژرفاى دانش رسيد و آنكه به ژرفاى دانش رسيد از آبشخور شريعت‏سيراب گرديد و آن كه بردبار بود، تقصير نكرد و ميان مردم با نيكنامى زندگى نمود.

و جهاد بر چهار شعبه است: به نيك وادار نمودن و از كار زشت منع فرمودن و پايدارى در پيكار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنكه به كار نيك واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن كه از كار زشت منع فرمود بينى منافقان را به خاك سود؛ و آن كه در پيكار با دشمنان پايدار بود، حقى را كه برگردن دارد ادا نمود؛ و آن كه با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آيد، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخيز وى را خشنود نمايد» (3)

و در جاى ديگر درباره حقيقت ايمان فرمودند

«ايمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏» (4)

د) نشانه‏هاى ايمان

1 - «ايمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او بدانچه در دست‏خداست‏بيش از اعتماد وى بدانچه در دست‏خود اوست‏بود.» (5)

2 - كلمه 333 كلمات قصار ص 420 نهج البلاغه:

(در صفت مؤمن فرمود:) شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر. برترى جستن را خوش نمى‏دارد، و شنواندن نيكى خود را به ديگران دشمن مى‏شمارد. اندوهش دراز است، همتش فراز. خاموشى‏اش بسيارست، اوقاتش گرفتار؛ سپاسگزار است، شكيبايى پيشه است، فرو رفته در انديشه است، نياز خود به كس نگويد، خوى آرام دارد، راه نرمى پويد. نفس او سخت‏تر از سنگ خارا - در راه ديندارى - و او خوارتر از بنده - در فروتنى و بى‏آزارى -.

و نيز فرمود: «ايمان آن است كه راستى را برگزينى كه به زيان تو بود بر دروغى كه تو را سود دهد، و گفتارت بركردارت نيفزايد و چون از ديگرى سخن گويى ترس از خدا در دست آيد» (6)

ه) آفات ايمان

1 - همنشينى با اهل هوى و هوس

2 - دروغ گفتن

3 - حسد ورزيدن

«همنشينى پيروان هوا فراموش كردن ايمان و جاى حاضر شدن شيطان است. از دروغ دورى گزينيد كه از ايمان به دور است ... بر هم حسد مبريد كه حسد ايمان را مى‏خورد چنانكه آتش هيزم را» (7)

و) عوامل تقويت ايمان

1 - اعمال صالح

«ايمان را بر كرده‏هاى نيك دليل توان ساخت، و از كردار نيك ايمان را توان شناخت‏» (8)

2 - سلامت قلب

«ايمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد» (9)

3 - صبر

«صبر و شكيبائى نسبت‏به ايمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور كه تنى سر ندارد فايده‏اى ندارد، ايمانى هم كه صبر و شكيبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (10)

4 - حياء

«هيچ ايمانى مثل حياء نيست‏» (11)

ز) نتائج ايمان

1 - شهود حق

«ديده‏ها او را آشكارا نتوان ديد، اما دلها با ايمان درست‏بدو خواهد رسيد» (12)

2 - توان فهم معارف عالى

«دانستن امر ما (ولايت) كارى سخت است و تحمل آن دشوار كسى آن را تحمل نكند جز انسان با ايمانى كه خداوند قلب او رابراى ايمان آزموده باشد» (13)

پى‏نوشت‏ها:

(1)نهج البلاغه، خطبه 110

(2)همان خطبه 189

(3)همان، كلمات قصار، 31

(4)همان، 227

(5)همان 310

(6)همان، 458

(7)همان، خطبه، 86

(8)نهج البلاغه، خطبه، 156

(9)همان، 176

(10)همان، كلمات قصار، 82

(11)همان، 113

(12) همان، خطبه، 179

(13)همان، خطبه 189

تزكيه نفس

 

1 - بر نفس خود بخيل باش و زمام آن را در آنچه برايت روانيست رها مگردان كه بخل ورزيدن بر نفس داد آن را دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش مى‏انگارد.(1)

2 - مؤمن ... سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر.(2)

3 - پس حساب نفس خود را براى خود گير كه ديگران را حسابرسى است.(3)

4 - آن كه حساب نفس خود كرد سود برد و آن كه از آن غافل گرديد زيان ديد(4)

5 - بر خواهش نفست غلبه كن حكمت الهى برايت كامل مى‏شود.(5)

6 - با كندن ريشه بدى از سينه‏ات آن را از سينه ديگرى بر كن.(6)

7 - راه راست را از عقل جوى و هواى نفس را مخالفت كن تا پيروز گردى.(7)

8 - آنگه از خود خوشنود بود ناخشنودان او بسيار شود. كلمات قصار - 6

9 - خداى بيامرزد مردى را كه با لجام طاعت و تقوى خويش نفس را مهار كند و لجام زند و با زمام خود را بسوى فرمانبردارى خدا بكشاند»(8)

10 - «به نفس خدمت كردن او را از لذت و سرمايه‏هاى (شهوانى) بازداشتن و به كسب علوم و حكمتها وادارش كردن و به عبارت و طاعتها بكوشش داشتن است، و رستگارى نفس در اين است‏».(9)

11 - پيكر و تن را خدمت كردن باو دادن است آنچه را كه مى‏خواهد از لذات و شهوتها و سرمايه‏ها و هلاك نفس در اين كار است‏»(10)

پى‏نوشتها:

1)صفحه 326 - نهج البلاغه شهيدى)

2)كلمات قصار 333 - ص 421)

3)خطبه 223 - 16

4)كلمات قصار 208

5)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 49

6)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 70

7)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 87

8)غرر الحكم ج 1 فصل سى و سوم، ح 15

9)همان - فصل 31 - ح 61

10)همان ح 60

وفاى به عهد

1 ـ «مردم! همانا وفا همزاد راستى است هيچ سپرى چون وفا باز دارنده (گزند) نيست. و بى وفائى نكنيد، آن كه مى‏داند او را چگونه بازگشتگاهى است. مادر روزگارى بسر مى‏بريم كه بيشتر مردم آن بى‏وفائى را زيركى دانند، و نادانان آن مردم را گريز و چاره‏انديش خوانند . خداشان كيفر دهد چرا چنين مى‏پندارند؟ گاه بود كه مرد آزموده و دانا از چاره كار آگاه است، اما فرمان خدا وى را مانع راه است. پس دانسته و توانا بر كار، چاره را واگذارد تا آن كه پرواى دين ندارد فرصت شمارد و سود آن را بردارد.» (1)

2 ـ وفا دارى نجابت است. (2)

3 ـ جوانمرد وعده‏اش نقد و فورى است. ناكس وعده‏اش بهانه‏جوئى و به فردا انداختن است (3)

 

پى‏نوشتها:

1)خطبه، 41

2)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 24

3)غررالحكم ج 2 فصل 83 ح 2و 1

عبادت و نيايش

عبادت و پرستش خداوند يكتا و ترك پرستش هر موجود ديگر،يكى از اصول تعليمات پيامبران الهى است.تعليمات هيچ پيامبرى از عبادت خالى نبوده است.

چنانكه مى‏دانيم در ديانت مقدسه اسلام نيز عبادت سرلوحه همه تعليمات است.چيزى كه هست در اسلام عبادت به صورت يك سلسله تعليمات جدا از زندگى كه صرفا به دنياى ديگر تعلق داشته باشد وجود ندارد،عبادات اسلامى با فلسفه‏هاى زندگى توام است و در متن زندگى واقع است.

گذشته از اينكه برخى عبادات اسلامى به صورت مشترك و همكارى دسته جمعى صورت مى‏گيرد، اسلام به عبادتهاى فردى نيز آنچنان شكل داده است كه متضمن انجام پاره‏اى از وظايف زندگى است. مثلا نماز كه مظهر كامل اظهار عبوديت است،چنان در اسلام شكل خاص يافته است كه حتى فردى كه مى‏خواهد در گوشه خلوت به تنهايى نماز بخواند خود به خود به انجام پاره‏اى از وظايف اخلاقى و اجتماعى از قبيل نظافت،احترام به حقوق ديگران،وقت‏شناسى،جهت‏شناسى،ضبط احساسات،اعلام صلح و سلم با بندگان شايسته خدا و غيره مقيد مى‏گردد.

از نظر اسلام هر كار خير و مفيدى اگر با انگيزه پاك خدايى توام باشد عبادت است.لهذا درس خواندن، كار و كسب كردن،فعاليت اجتماعى كردن اگر لله و فى الله باشد عبادت است.

در عين حال،اسلام نيز پاره‏اى تعليمات دارد كه فقط براى انجام مراسم عبادت وضع شده است از قبيل نماز و روزه،و اين خود فلسفه‏اى خاص دارد.

درجات عبادتها

تلقى افراد از عبادت يكسان نيست،متفاوت است.از نظر برخى افراد عبادت نوعى معامله و معاوضه و مبادله كار و مزد است،كار فروشى و مزد بگيرى است.همان طور كه يك كارگر،روزانه نيروى كار خود را براى يك كار فرما مصرف مى‏كند و مزد مى‏گيرد،عابد نيز براى خدا زحمت مى‏كشد و خم و راست مى‏شود و طبعا مزدى طلب مى‏كند كه البته آن مزد در جهان ديگر به او داده خواهد شد.

و همان طور كه فايده كار براى كارگر در مزدى كه از كار فرما مى‏گيرد خلاصه مى‏شود و اگر مزدى در كار نباشد نيرويش به هدر رفته است،فايده عبادت عابد نيز از نظر اين گروه همان مزد و اجرى است كه در جهان ديگر به او به صورت يك سلسله كالاهاى مادى پرداخت مى‏شود.

و اما اينكه هر كارفرما كه مزدى مى‏دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعيف ناتوان خود ببرد،و هم اينكه فرضا اجر و مزد از جانب آن كار فرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گيرد پس چرا اين تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى‏شود،مساله‏اى است كه براى اينچنين عابدهايى هرگز مطرح نيست.

از نظر اين گونه افراد تار و پود عبادت همين اعمال بدنى و حركات محسوس ظاهرى است كه به وسيله زبان و ساير اعضاى بدن صورت مى‏گيرد.

اين يك نوع تلقى است از عبادت كه البته عاميانه و جاهلانه است،و به تعبير بوعلى در نمط نهم اشارات خدانشناسانه است و تنها از مردم عامى و قاصر پذيرفته است.

تلقى ديگر از عبادت تلقى عارفانه است.بر حسب اين تلقى،مساله كارگر و كارفرما و مزد به شكلى كه ميان كارگر و كارفرما متداول است مطرح نيست و نمى‏تواند مطرح باشد.بر حسب اين تلقى،عبادت نردبان قرب است،معراج انسان است،تعالى روان است،پرواز روح است‏به سوى كانون نامرئى هستى، پرورش استعدادهاى روحى و ورزش نيروهاى ملكوتى انسانى است،پيروزى روح بر بدن است،عاليترين عكس العمل سپاسگزارانه انسان است از پديد آورنده خلقت،اظهار شيفتگى و عشق انسان است‏به كامل مطلق و جميل على الاطلاق،و بالاخره سلوك و سير الى الله است.

بر حسب اين تلقى،عبادت پيكرى دارد و روحى،ظاهرى دارد و معنى‏اى آنچه به وسيله زبان و ساير اعضاى بدن انجام مى‏شود پيكره و قالب و ظاهر عبادت است،روح و معنى عبادت چيز ديگر است.روح عبادت وابستگى كامل دارد به مفهومى كه عابد از عبادت دارد و به نوع تلقى او از عبادت و به انگيزه‏اى كه او را به عبادت بر انگيخته است و به بهره و حظى كه از عبادت عملا مى‏برد و اينكه عبادت تا چه اندازه سلوك الى الله و گام برداشتن در بساط قرب باشد.

تلقى نهج البلاغه از عبادت

تلقى نهج البلاغه از عبادت چگونه است؟تلقى نهج البلاغه از عبادت تلقى عارفانه است.بلكه سر چشمه و الهام بخش تلقيهاى عارفانه از عبادتها در جهان اسلام،پس از قرآن مجيد و سنت رسول اكرم كلمات على و عبادتهاى عارفانه على است.

چنانكه مى‏دانيم يكى از وجهه‏هاى عالى و دور پرواز ادبيات اسلامى(چه در عربى و چه در فارسى) وجهه روابط عابدانه و عاشقانه انسان است‏با ذات احديت.انديشه‏هاى نازك و ظريفى به عنوان خطابه، دعا،تمثيل،كنايه،به صورت نثر يا نظم در اين زمينه به وجود آمده است كه راستى تحسين آميز و اعجاب انگيز است.

با مقايسه با انديشه‏هاى ما قبل اسلام در قلمرو كشورهاى اسلامى مى‏توان فهميد كه اسلام چه جهش عظيمى در انديشه‏ها در جهت عمق و وسعت و لطف و رقت‏به وجود آورده است.اسلام از مردمى كه بت يا انسان و يا آتش را مى‏پرستيدند و بر اثر كوتاهى انديشه‏ها مجسمه‏هاى ساخته دست‏خود را معبود خود قرار مى‏دادند و يا خداى لا يزال را در حد پدر يك انسان تنزل مى‏دادند و احيانا پدر و پسر را يكى مى‏دانستند و يا رسما اهورا مزدا را مجسم مى‏دانستند و مجسمه‏اش را همه جا نصب مى‏كردند،مردمى ساخت كه مجردترين معانى و رقيقترين انديشه‏ها و لطيفترين افكار و عاليترين تصورات را در مغز خود جاى دادند.

چطور شد كه يكمرتبه انديشه‏ها عوض شد،منطقها تغيير كرد،افكار اوج گرفت،احساسات رقت‏يافت و متعالى شد و ارزشها دگرگون گشت؟

سبعه معلقه و نهج البلاغه دو نسل متوالى هستند.هر دو نسل،نمونه فصاحت و بلاغت‏اند اما از نظر محتوا تفاوت از زمين تا آسمان است.در آن يكى هر چه هست وصف اسب است و نيزه و شتر و شبيخون و چشم و ابرو و معاشقه و مدح و هجو افراد،و در اين يكى عاليترين مفاهيم انسانى.

اكنون براى اينكه نوع تلقى نهج البلاغه از عبادت روشن شود،به ذكر نمونه‏هايى از كلمات على مى‏پردازيم و سخن خود را با جمله‏اى آغاز مى‏كنيم كه درباره تفاوت تلقيهاى مردم از عبادت گفته شده است.

عبادت آزادگان

ان قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار،و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد،و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار (1) .

همانا گروهى خداى را به انگيزه پاداش مى‏پرستند،اين عبادت تجارت پيشگان است،و گروهى او را از ترس مى‏پرستند،اين عبادت عبادت برده صفتان است،و گروهى او را براى آنكه او را سپاسگزارى كرده باشند مى‏پرستند،اين عبادت آزادگان است.

لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه (2) .

فرضا خداوند كيفرى براى نافرمانى معين نكرده بود،سپاسگزارى ايجاب مى‏كرد كه فرمانش تمرد نشود.

از كلمات آن حضرت است:

الهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك(3) .

من تو را به خاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر طمع در بهشت پرستش نكرده‏ام،من تو را بدان جهت پرستش كردم كه شايسته پرستش يافتم.

ياد حق

ريشه همه آثار معنوى اخلاقى و اجتماعى كه در عبادت است در يك چيز است:ياد حق و غير او را از ياد بردن.قرآن كريم در يك جا به اثر تربيتى و جنبه تقويتى روحى عبادت اشاره مى‏كند و مى‏گويد:«نماز از كار بد و زشت‏باز مى‏دارد»و در جاى ديگر مى‏گويد:«نماز را براى اينكه به ياد من باشى بپا دار»،اشاره به اينكه انسان كه نماز مى‏خواند و در ياد خداست همواره در ياد دارد كه ذات دانا و بينايى مراقب اوست،و فراموش نمى‏كند كه خودش بنده است.

ذكر خدا و ياد خدا كه هدف عبادت است،دل را جلا مى‏دهد و صفا مى‏بخشد و آن را آماده تجليات الهى قرار مى‏دهد.على در باره ياد حق كه روح عبادت است چنين مى‏فرمايد:

ان الله سبحانه و تعالى جعل الذكر جلاء للقلوب،تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعاندة و ما برح لله عزت الاؤه فى البرهة بعد البرهة و فى ازمان الفترات عباد ناجاهم فى فكرهم و كلمهم فى ذات عقولهم (4) .

خداوند ياد خود را صيقل دلها قرار داده است.دلها بدين وسيله از پس كرى شنوا و از پس نابينايى بينا و از پس سركشى و عناد رام مى‏گردند.همواره چنين بوده و هست كه خداوند متعال در هر برهه‏اى از زمان و در زمانهايى كه پيامبرى در ميان مردم نبوده است،بندگانى داشته و دارد كه در سر ضمير آنها با آنها راز مى‏گويد و از راه عقلهايشان با آنان تكلم مى‏كند.

در اين كلمات خاصيت عجيب و تاثير شگرف ياد حق در دلها بيان شده است تا جايى كه دل قابل الهامگيرى و مكالمه با خدا مى‏گردد.

حالات و مقامات

در همين خطبه حالات و مقامات و كرامتهايى كه براى اهل معنى در پرتو عبادت رخ مى‏دهد توضيح داده شده است.از آن جمله مى‏فرمايد:

قد حفت‏بهم الملائكة و تنزلت عليهم السكينة و فتحت لهم ابواب السماء و اعدت لهم مقاعد الكرامات فى مقام اطلع الله عليهم فيه فرضى سعيهم و حمد مقامهم يتنسمون بدعائه روح التجاوز...

فرشتگان آنان را در ميان گرفته‏اند،آرامش بر ايشان فرود آمده است،درهاى ملكوت بر روى آنان گشوده شده است،جايگاه الطاف بى پايان الهى برايشان آماده گشته است،خداوند متعال مقام و درجه آنان را كه به وسيله بندگى به دست آورده‏اند ديده و عملشان را پسنديده و مقامشان را ستوده است. آنگاه كه خداوند را مى‏خوانند،بوى مغفرت و گذشت الهى را استشمام و پس رفتن پرده‏هاى تاريك گناه را احساس مى‏كنند.

شب مردان خدا

از ديدگاه نهج البلاغه دنياى عبادت دنياى ديگرى است.دنياى عبادت آكنده از لذت است،لذتى كه با لذت دنياى سه بعدى مادى قابل مقايسه نيست.دنياى عبادت پر از جوشش و جنبش و سير و سفر است،اما سير و سفرى كه‏«به مصر و عراق و شام‏»و يا هر شهر ديگر زمينى منتهى نمى‏شود،به شهرى منتهى مى‏شود«كو را نام نيست‏».دنياى عبادت شب و روز ندارد،زيرا همه روشنايى است،تيرگى و اندوه و كدورت ندارد،يكسره صفا و خلوص است.از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است كسى كه به اين دنيا پا گذارد و نسيم جانبخش اين دنيا او را نوازش دهد.آن كس كه به اين دنيا گام نهد،ديگر اهميت نمى‏دهد كه در دنياى ماده و جسم بر ديبا سر نهد يا بر خشت:

طوبى لنفس ادت الى ربها فرضها و عركت‏بجنبها بوسها و هجرت فى الليل غمضها حتى اذا غلب الكرى عليها افترشت ارضها و توسدت كفها فى معشر اسهر عيونهم خوف معادهم و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم و همهمت‏بذكر ربهم شفاههم و تقشعت‏بطول استغفارهم ذنوبهم.اولئك حزب الله،الا ان حزب الله هم المفلحون (5) .

چه خوشبخت و سعادتمند است آن كه فرايض پروردگار خويش را انجام مى‏دهد(الله،يار و حمد و قول هو الله كار اوست)،رنجها و ناراحتيها را(مانند سنگ آسيا دانه را)در زير پهلوى خود خرد مى‏كند،شب هنگام از خواب دورى مى‏گزيند و شب زنده‏دارى مى‏نمايد،آنگاه كه سپاه خواب حمله مى‏آورد زمين را فرش و دست‏خود را بالش قرار مى‏دهد،در گروهى است كه نگرانى روز بازگشت‏خواب از چشمانشان ربوده،پهلوهاشان از خوابگاههاشان جا خالى مى‏كنند،لبهاشان به ذكر پروردگارشان آهسته حركت مى‏كنند،ابر مظلم گناههايشان بر اثر استغفارهاى مداومشان پس مى‏رود.آنانند حزب خدا،همانا آنانند رستگاران!

شب مردان خدا روز جهان افروز است روشنان را به حقيقت‏شب ظلمانى نيست.

ترسيم چهره عبادت و عباد در نهج البلاغه

در فصل پيش طرز تلقى نهج البلاغه از عبادت بيان شد،معلوم شد كه از نظر نهج البلاغه عبادت تنها انجام يك سلسله اعمال خشك و بى‏روح نيست.اعمال بدنى صورت و پيكره عبادت است،روح و معنى چيز ديگر است.اعمال بدنى آنگاه زنده و جاندار است و شايسته نام واقعى عبادت است كه با آن روح و معنى توام باشد.عبادت واقعى نوعى خروج و انتقال از دنياى سه بعدى و قدم نهادن در دنيايى ديگر است،دنيايى كه به نوبه خود پر است از جوشش و جنبش و از واردات قلبى و لذتهاى خاص به خود.

در نهج البلاغه مطالب مربوط به اهل سلوك و عبادت فراوان آمده است.به عبارت ديگر،ترسيمها از چهره عبادت و عبادت پيشگان شده است،گاهى سيماى عباد و سلاك از نظر شب زنده‏دارى‏ها،خوف و خشيت‏ها،شوق و لذت‏ها،سوز و گدازها،آه و ناله‏ها،تلاوت قرآن‏ها ترسيم و نقاشى شده است،گاهى واردات قلبى و عنايات غيبى كه در پرتو عبادت و مراقبه و جهاد نفس نصيبشان مى‏گردد بيان شده است،گاهى تاثير عبادت از نظر«گناه زدايى‏»و محو آثار تيره گناهان مورد بحث قرار گرفته است،گاهى به اثر عبادت از نظر درمان پاره‏اى بيماريهاى اخلاقى و عقده‏هاى روانى اشاره شده است و گاهى ذكرى از لذتها و بهجتهاى خالص و! بى‏شائبه و بى‏رقيب عباد و زهاد و سالكان راه به ميان آمده است.

شب زنده‏دارى‏ها

اما الليل فصافون اقدامهم تالين لاجزاء القران يرتلونه ترتيلا،يحزنون به انفسهم و يستثيرون به دواء دائهم،فاذا مروا بآية فيها تشويق ركنوا اليها طمعا و تطلعت نفوسهم اليها شوقا و ظنوا انها نصب اعينهم، و اذا مروا بآية فيها تخويف اصغوا اليها مسامع قلوبهم و ظنوا ان زفير جهنم و شهيقها فى اصول آذانهم، فهم حانون على اوساطهم،مفترشون لجباههم و اكفهم و ركبهم و اطراف اقدامهم،يطلبون الى الله تعالى فى فكاك رقابهم،و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقياء (6) .

شبها پاهاى خود را براى عبادت جفت مى‏كنند،آيات قرآن را با آرامى و شمرده و شمرده تلاوت مى‏نمايند،با زمزمه آن آيات و دقت در معنى آنها غمى عارفانه در دل خود ايجاد مى‏كنند و دواى دردهاى خويش را بدين وسيله ظاهر مى‏سازند،هر چه از زبان قرآن مى‏شنوند مثل اين است كه به چشم مى‏بينند،هر گاه به آيه‏اى از آيات رحمت مى‏رسند بدان طمع مى‏بندند و قلبشان از شوق لبريز مى‏گردد،چنين مى‏نمايد كه نصب العين آنهاست،و چون به آيه‏اى از آيات قهر و غضب مى‏رسند بدان گوش فرا مى‏دهند و مانند اين است كه آهنگ بالا و پايين رفتن شعله‏هاى جهنم به گوششان مى‏رسد، كمرها را به عبادت خم كرده و پيشانيها و كف دستها و زانوها و سر انگشت پاها به خاك مى‏سايند و از خداوند آزادى خويش را مى‏طلبند.همينها كه چنين شب زنده‏دارى مى‏كنند و تا اين حد روحشان به دنياى ديگر پيوسته است،روزها مردانى هستند اجتماعى،بردبار،دانا،نيك و پارسا.

واردات قلبى

قد احيى عقله و امات نفسه،حتى دق جليله و لطف غليظه و برق له لامع كثير البرق،فابان له الطريق و سلك به السبيل و تدافعته الابواب الى باب السلامة و دار الاقامة،و ثبتت رجلاه بطمانينة بدنه فى قرار الامن و الراحة بما استعمل قلبه و ارضى ربه (7) .

عقل خويش را زنده و نفس خويش را ميرانده است،تا آنجا كه ستبريهاى بدن تبديل به نازكى و خشونتهاى روح تبديل به نرمى شده است و برق پر نورى بر قلب او جهيده و راه را بر او روشن و او را به رهروى سوق داده است.پيوسته از اين منزل به آن منزل برده شده است تا به آخرين منزل كه منزل سلامت و بارانداز اقامت است رسيده و پاهايش همراه بدن آرام او در قرارگاه امن و آسايش،ثابت ايستاده است.اينهمه به موجب اين است كه دل و ضمير خود را به كار گرفته و پروردگار خويش را خشنود ساخته است.

در اين جمله‏ها-چنانكه مى‏بينيم-سخن از زندگى ديگرى است كه زندگى عقل خوانده شده است، سخن از مجاهده و ميراندن نفس اماره است،سخن از رياضت‏بدن و روح است،سخن از برقى است كه بر اثر مجاهده در دل سالك مى‏جهد و دنياى او را روشن مى‏كند،سخن از منازل و مراحلى است كه يك روح مشتاق و سالك به ترتيب طى مى‏كند تا به منزل مقصود كه آخرين حد سير و صعود معنوى بشر است مى‏رسد يا ايها الناس انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه (8) ،سخن از طمانينه و آرامشى است كه نصيب قلب ناآرام و پر اضطراب و پر ظرفيت‏بشر در نهايت امر مى‏گردد الا بذكر الله تطمئن القلوب (9) .

در خطبه 221 اهتمام اين طبقه به زندگى دل چنين توصيف شده است:

يرون اهل الدنيا يعظمون موت اجسادهم و هم اشد اعظاما لموت قلوب احيائهم.

اهل دنيا مردن بدن خويش را بزرگ مى‏شمارند اما آنها براى مردن دل خودشان اهميت قائل هستند و آن را بزرگتر مى‏شمارند.

خلسه‏ها و جذبه‏هايى كه روحهايى مستعد را مى‏ربايد و بدان سو مى‏كشد،اينچنين بيان شده است:

صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلى (10) .

با دنيا و اهل دنيا با بدنهايى معاشرت كردند كه روحهاى آن بدنها به بالاترين جايگاهها پيوسته بود.

لو لا الاجل الذى كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم فى اجسادهم طرفة عين شوقا الى الثواب و خوفا من العقاب (11) .

اگر اجل مقدر و محتوم آنها نبود،روحهاى آنها در بدنهاشان يك چشم به هم زدن باقى نمى‏ماند از شدت عشق و شوق به كرامتهاى الهى و خوف از عقوبتهاى او.

قد اخلص لله فاستخلصه (12) .

او خود را و عمل خود را براى خدا خالص كرده است،خداوند نيز به لطف و عنايت‏خاص خويش او را مخصوص خويش قرار داده است.

علوم افاضى و اشراقى كه در نتيجه تهذيب نفس و طى طريق عبوديت‏بر قلب سالكان راه سرازير مى‏شود و يقين جازمى كه نصيب آنان مى‏گردد،اينچنين بيان شده است:

هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون (13) .

علمى كه بر پايه بينش كامل است‏بر قلبهاى آنان هجوم آورده است،روح يقين را لمس كرده‏اند،آنچه بر اهل تنعم سخت و دشوار است‏بر آنان نرم گشته است و با آن چيزى كه جاهلان از آن در وحشتند انس گرفته‏اند.

گناه زدايى

از نظر تعليمات اسلامى،هر گناه اثرى تاريك كننده و كدورت آور بر دل آدمى باقى مى‏گذارد و در نتيجه ميل و رغبت‏به كارهاى نيك و خدايى كاهش مى‏گيرد و رغبت‏به گناهان ديگر افزايش مى‏يابد.

متقابلا عبادت و بندگى و در ياد خدا بودن وجدان مذهبى انسان را پرورش مى‏دهد،ميل و رغبت‏به كار نيك را افزون مى‏كند و از ميل و رغبت‏به شر و فساد و گناه مى‏كاهد،يعنى تيرگيهاى ناشى از گناهان را زايل مى‏گرداند و ميل به خير و نيكى را جايگزين آن مى‏سازد.

در نهج البلاغه خطبه‏اى هست كه در باره نماز،زكات و اداء امانت‏بحث كرده است.پس از توصيه و تاكيدهايى در باره نماز،مى‏فرمايد:

و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق و شبهها رسول الله صلى الله عليه و آله بالحمة تكون على باب الرجل فهو يغتسل منها فى اليوم و الليلة خمس مرات،فما عسى ان يبقى عليه من الدرن (14) ؟

نماز گناهان را مانند برگ درختان مى‏ريزد و گردنها را از ريسمان گناه آزاد مى‏سازد.پيامبر خدا نماز را به چشمه آب گرم كه بر در خانه شخص باشد و روزى پنج نوبت‏خود را در آن شستشو دهد تشبيه فرمود.آيا با چنين شستشوها چيزى از آلودگى بر بدن باقى مى‏ماند؟

درمان اخلاقى

در خطبه 234 پس از اشاره به پاره‏اى از اخلاق رذيله از قبيل سركشى،ظلم،كبر،مى‏فرمايد:

و عن ذلك ما حرس الله عباده المؤمنين بالصلوات و الزكوات و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم و اذهابا للخيلاء عنهم.

چون بشر در معرض اين آفات اخلاقى و بيماريهاى روانى است،خداوند به وسيله نمازها و زكاتها و روزه‏ها بندگان مؤمن خود را از اين آفات حراست و نگهبانى كرد.اين عبادات دستها و پاها را از گناه باز مى‏دارند،چشمها را از خيرگى باز داشته به آنها خشوع مى‏بخشند،نفوس را رام مى‏گردانند،دلها را متواضع مى‏نمايند و باد دماغ را زايل مى‏سازند.

انس و لذت

اللهم انك آنس الآنسين لاولياءك و احضرهم بالكفاية للمتوكلين عليك،تشاهدهم فى سرائرهم و تطلع عليهم فى ضمائرهم و تعلم مبلغ بصائرهم،فاسرارهم لك مكشوفة و قلوبهم اليك ملهوفة،ان اوحشتهم الغربة آنسهم ذكرك و ان صبت عليهم المصائب لجاوا الى الاستجارة بك (15) .

پروردگارا،تو از هر انيسى براى دوستانت انيس‏ترى و از همه آنها براى كسانى كه به تو اعتماد كنند براى كارگزارى آماده‏ترى.آنان را در باطن دلشان مشاهده مى‏كنى و در اعماق ضميرشان بر حال آنان آگاهى و ميزان بصيرت و معرفتشان را مى‏دانى.رازهاى آنان نزد تو آشكار است و دلهاى آنها در فراق تو بيتاب است.اگر تنهايى سبب وحشت آنان گردد،ياد تو مونسشان است و اگر سختيها بر آنان فرو ريزد به تو پناه مى‏برند.

و ان للذكر لاهلا اخذوه من الدنيا بدلا (16).

همانا ياد خدا افراد شايسته‏اى دارد كه آن را به جاى همه نعمتهاى دنيا انتخاب كرده‏اند.

در خطبه 150 اشاره‏اى به مهدى موعود(عجل الله فرجه الشريف)دارد و در آخر سخن،گروهى را در آخر الزمان ياد مى‏كند كه شجاعت و حكمت و عبادت تواما در آنان گرد آمده است.مى‏فرمايد:

ثم ليشحذن فيها قوم شحذ القين النصل،تجلى بالتنزيل ابصارهم و يرمى بالتفسير فى مسامعهم و يغبقون كاس الحكمة بعد الصبوح.

سپس گروهى صيقل داده مى‏شوند و مانند پيكان در دست آهنگر تيز و بران مى‏گردند،به وسيله قرآن پرده از ديده‏هايشان برداشته مى‏شود و تفسير و توضيح معانى قرآن در گوشهاى آنان القا مى‏گردد، جامهاى پياپى حكمت و معرفت را هر صبح و شام مى‏نوشند و سرخوش باده معرفت مى‏گردند.

پى‏نوشتها

1- نهج البلاغه،كلمات قصار،حكمت‏229.

2- نهج البلاغه،كلمات قصار،حكمت 282.

3- بحار الانوار،ج 41،ب 101/ص 14،با اندكى اختلاف.

4- خطبه‏213.

5- نامه 45.

6- خطبه 184.

7- خطبه 210.

8- انشقاق/6.

9- رعد/28.

10- حكمت‏139.

11- خطبه 184.

12- خطبه‏86.

13- حكمت‏139.

14- خطبه 190.

15- خطبه 218.

16- خطبه‏213.

مجموعه آثار جلد 16 صفحه 411

استاد شهيد مرتضى مطهرى

 

 

عبادت امام على(ع)(2)

1ـ ابن ابى الحديد گويد: او عابدترين مردم بود و بيش از همه نماز و روزه مى‏گزارد و مردم نماز شب و ملازمت و آداب وردخوانى و خواندن نافله‏ها را از او آموختند. چه پندارى درباره مردى كه كار مراقبت از ذكر و اوراد خود به جايى رسيد كه در آن شب بسيار سرد در جنگ صفين زيراندازى برايش گستردند و در حالى كه تيرها در برابرش به زمين مى‏نشست و از راست و چپ بر بيخ گوش او مى‏گذشت به نماز مشغول شد و هراسى به خود راه نمى‏داد و برنخاست تا از كار عبادت آسوده گشت؟! و چه پندارى درباره مردى كه پيشانى مباركش از سجده‏هاى دراز مانند زانوى شتر پينه بسته بود؟! و هرگاه در دعاها و مناجاتهاى او ژرف بنگرى و بر مضامين آن مبنى بر تعظيم و بزرگداشت خداى سبحان و خضوع در برابر هيبت او و خشوع در برابر عزت او و تواضع و فروتنى و رام بودن در برابر خداوند آگاه شوى ميزان اخلاص حضرتش را خواهى شناخت و مى‏فهمى كه اين دعاها و راز و نيازها از كدامين دل برخاسته و بر كدامين زبان روان گشته است. به امام على بن الحسين(ع) كه نهايت عبادت را داشت گفتند: عبادت شما را با عبادت جدتان چه قياس است؟ فرمود: عبادت من در برابر عبادت جدم مانند عبادت جدم در برابر عبادت رسول خدا(ص) است. (1)

2ـ علامه مجلسى (ره) از حبه عرنى روايت كرده كه گفت: در اين بين كه من و نوف در حياط قصر حكومتى خوابيده بوديم ناگاه متوجه شديم كه امير مؤمنان(ع) در آخر شب بيرون آمده، مانند شيدازدگان دست بر ديوار نهاده و اين آيات را مى‏خواند: ان فى خلق السموات و الأرض ...، (2) اين آيات را زمزمه مى‏كرد و مانند كسى كه عقل از سرش پريده راه مى‏رفت، و به من فرمود : اى حبه، خوابى يا بيدار؟ گفتم: بيدارم، شما كه چنين كنيد پس ما بايد چه كنيم؟ حضرت ديده فرو بست و گريست، سپس فرمود: اى حبه، خدا را جايگاهى است و ما را نيز در پيشگاه خدا جايگاهى، چيزى از اعمال ما بر او پوشيده نيست. اى حبه، خداوند به من و تو از رگ گردن نزديكتر است. اى حبه هيچ چيز من و تو را از خدا پوشيده نمى‏دارد.

سپس فرمود: اى نوف، خوابى يا بيدار؟ گفت: نه اى اميرمؤمنان، خواب نيستم، شما امشب مرا بسيار گرياندى! فرمود: اى نوف، اگر امشب از خوف خداى متعال بسى گريستى، فرادى قيامت در پيشگاه خداوند ديده‏ات روشن خواهد بود. اى نوف، قطره اشكى از چشم مردى از خوف خدا نريزد جز آنكه درياهايى از آتش دوزخ را خاموش مى‏سازد، اى نوف، هيچ مردى نزد خداوند بزرگتر نيست از مردى كه از بيم خدا بگريد و در راه خدا دوستى و دشمنى كند. اى نوف، هركس در راه خدا دوستى كند و چيزى را بر دوستى او ترجيح ندهد، و هر كه در راه خدا دشمنى كند و منفعتى از اين راه براى خود نجويد اينجاست كه اگر چنين باشيد حقايق ايمان را به كمال دريافته‏ايد.

آن گاه آن دو را پند و اندرز داد و در پايان فرمود: از خدا پروا داشته باشيد كه من شما را هشدار دادم. سپس به راه افتاد و در راه مى‏گفت: «كاش مى‏دانستم كه آيا در هنگام غفلت من نگاه لطف از من بر مى‏دارى يا به من مى‏نگرى؟ كاش مى‏دانستم كه حال من در خوابهاى دراز و اندكى سپاس از نعمت‏هايت چگونه است»؟ به خدا سوگند در همين حال بود تا سپيده صبح دميد... (3)

3ـ نوف در وصف حضرتش به معاويه گفت: در هيچ شبى بسترى براى او نگستردند، و هرگز در كاسه بزرگ (يا در وقت نيمروز) غذا نخورد. (4)

پى‏نوشت‏ها:

1) شرح نهج البلاغه 1/ .27

2) سوره آل عمران /190 به بعد.

3) بحار الانوار 41/ .22

4) همان / .23

اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب(ع)ص 751

احمد رحمانى همدانی

 

 

 

 

«نفس خود را از پستى گرامى بدار، هر چند تو را بدانچه خواهى رساند، چه آنچه را از خود بر سر اين كار مى‏نهى هرگز به تو برنگردد».

- ارجمندى با دشواريهاست.(3)

- از هر كه خواهى بى نياز شو مانندش باش و نيازمند هر كه خواهى بشو اسيرش باش.»

پى‏نوشتها:

1)حكمت 449 نهج البلاغه

2)مستدرك الوسايل ج 11 باب 41

3)غررالحكم ج 1

نهج البلاغه

دكتر سيد جعفر شهيدى

 


موضوعات مرتبط: امام شناسی
برچسب‌ها: سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)

تاريخ : سه شنبه 8 / 6 / 1394 | 7:14 | نویسنده : اکبر احمدی |

آموزشی

 

فناوری کوکی که کوکیهای  HTTP و یا کوکیهای وب نیز نامیده میشوند،توسط وب سایتها به کارگرفته می شوند. فناوری کوکی برای نگهداری اطلاعات کاربران استفاده میشود.شناسایی کاربران بر اساس اطلاعات را تسهیل می نماید.

 

کوکی یک تکه از متن است که توسط یک سرور به سرویس گیرنده وب ارسال شده و بعد دوباره توسط سرویس گیرنده بازگردانده می شود.این اتفاقی است که در هر بار استفاده در سرور رخ می دهد. معمولا یک کوکی شامل پیام یا اطلاعات متنی(Text)با کمتر از 255 کاراکتر و حجمی حدود چند کیلو بایت است. فناوری کوکی معمولا برای احراز هویت کاربران وب سایت و همچنین برای حفظ اطلاعات مربوط به آنها مورد استفاده قرار می گیرد.

چرا از فناوری کوکی استفاده می کنیم؟

 

کوکی ها به عنوان وسیله ای برای شناسایی یک کاربر عمل می کنند. هنگامی که یک کاربر از یک وب سایت بازدید می کند، آن وب سایت ها برروی رایانه های کاربران کوکی ها را ذخیره می کنند تا در مراجعات بعدی از این اطلاعات استفاده شود .

هدف دوم اینکه وب سایت ها می توانند دقیقا تعیین کنند که چند نفر در حال بازدید از سایت هستند. معلوم است که با وجود سرور های پروکسی، کش کامپیوتر و سرورها و غیره تنها راهی که برای شمردن بازدید کنندگان باقی می ماند، استفاده از یک کوکی و یک شناسه منحصر به فرد است. با استفاده از کوکی ها سایت ها می توانند تعیین کنند:
• چند بازدید کننده وجود دارند
• چند بازدید کننده جدید در مقایسه با بازدید کنندگان قدیم وجود دارند
• بازدید کننده هر چند وقت یک بار به سایت سر می زند

.

فناوری کوکی چگونه کار می کند؟

1. انتقال صفحات وب بین یک سرور و یک مرورگر، با استفاده از پروتکل (HTTP) اتفاق می افتد. هنگامی که یک کاربر در نوار آدرس مرورگر ، آدرس(URL) وب سایت مورد نظرخود را وارد می نماید، مرورگر آن را دریافت کرده و این درخواست را به سرور می فرستد، این درخواست مربوط به همان صفحه وبی است که توسط کاربر مشخص شده است.

2. بعد سرور توسط مرورگر ، صفحه مورد درخواست را در قالب پاسخHTTP می فرستد.این پاسخ ممکن است به عنوان یک بسته متنی با حجم چند کیلو بایت، برای ذخیره سازی کوکی ها فرستاده شود.

3. در طی هر درخواستی که شما به سرور می فرستید، حتی زمانی که از سرور، صفحات وب مختلفی را درخواست  می کنید، سرور تمام این اطلاعات را مشخص و درخواست شما را برآورده می نماید ، بدون این که نیاز باشد کاربر فرآیند تائید را دوباره انجام دهد.

مزایای استفاده از فناوری کوکی

• با استفاده از کوکی ها ، وب سایت های متعددی وجود دارند که کاربران می توانند از آن ها بازدید و آن ها را پیگیری نمایید.با این روش وب سایت ها اطلاعات کاربر را در بانک اطلاعاتی خود نگهداری می نمایند. این فرآیند می تواند شامل پیاده سازی مکانیزم شمارش کاربران بازدیدکننده باشد.

• بعضی از وب سایتها به کاربران خود اجازه این را  می دهند که طرح بندی و محتویات وب سایت را براساس دیدگاه شخصی خود از سایت تغییر دهند. این ارمغان توسط فناوری کوکی ساخته شده است که این توانایی را امکان پذیر می نماید.

• استفاده از فناوری کوکی برای ردیابی رفتار محلی کاربران آگهی دهنده نیز مفید است، در حالی که اطلاعات شخصی بازدید کنندگان را در خود نگه می دارد. این اطلاعات  محرمانه باقی می مانند.

همچنین کوکی ها کمک می کنند که تبلیغات برحسب عادات گشت و گذار بازدید کنندگان از وب برایشان در دسترس باشد .این تبلیغ می تواند محصولات خاصی را برای کاربران خاصی، بر اساس اطلاعات جمع آوری شده در مورد آنها از کوکی ها در دسترسشان قرار دهد(مثل فیس بوک که تبلیغات گوشه ی پروفایل شما بر اساس علائق شما می باشد)

• وب سایت های تجارت الکترونیک ، توسط فناوری کوکی به عنوان چرخ دستی های خرید، برای کاربران  طراحی شده اند. هنگامی که یک کاربر یک کالا را انتخاب می نماید ، کالای مورد نظر در بانک اطلاعاتی سایت توسط کوکی ها ذخیره می شود. این فناوری مکانیزم خرید آنلاین را آسان کرده است. مسلما بدون استفاده از فناوری کوکی که برای نگهداری اطلاعات استفاده می شود، مکانیزم خرید آنلاین کار دشواری خواهد بود.

معایب استفاده از فناوری کوکی

• فناوری کوکی برای نگهداری اطلاعات استفاده می شود و ناتوان در تشخیص بین دو کاربر هست که از یک حساب کاربری استفاده می کنند. کوکی ها یک کاربر را از دیگری تشخیص نمی دهند. آنها تنها می توانند ترکیبی از یک حساب کاربری مجزا ، یک مرورگر و یک کامپیوتر را تشخیص دهند.

درکوکی ها ممکن است تناقض اطلاعات میان آنچه مشتری درخواست نموده و آنچه در کوکی ذخیره شده اتفاق بیفتد. در این موارد می توانید عملیات را با کلیک روی دکمه برگشت، به عقب بازگرداند . یا وقتی به صفحه RELOADED رسیدید عملیات را لغو کنید.با این روش می توانید درخواست های ذخیره شده در کوکی را تغییرات داده و به وب سایت مربوطه منعکس نمایید.

• افراد امکان دارد در طول روز از بیش از یک کامپیوتر استفاده کنند. مثلا امروزه استفاده از یک کامپیوتر در خانه ،یکی در اداره و یک لپ تاپ کار متداولی است. پس این فرد برای هر سایت سه کوکی کاملا مجزا برروی هر سیستم خود ذخیره می کند .در این صورت سایتها هم وی را به عنوان سه فرد مجزا محسوب کرده و در آمارشان ثبت می کنند. البته این فرد هم مجبور است تنظیمات دلخواه هر سایت را سه بار انجام دهد!

•از آنجاییکه کوکی ها معمولا به صورت متن عادی بین سایت و کامپیوتر شما رد و بدل می شوند ، پس کافی است یک هکر بین راه سایت و کامپیوتر شما کمین کرده باشد و بسته های اطلاعاتی را کنترل کرده و کپی کند . هنگامی که وی به یک کوکی برای Login دست پیدا کرد، به صورت دستی یک کوکی با این مشخصات بر روی سیستم خودش می سازد. سایت هم که نمی تواند فرق بین کوکی اصلی و کپی را تشخیص دهد. پس هکرها بدون نیاز به نام کاربری و رمزعبور به اکانت شما وارد می شود و به سرقت اطلاعات محرمانه شما می پردازد.

تکنولوژی مدرن راه حل بسیاری از این معایب را نشان داده است. با این حال با وجود مسایل و مشکلات احتمالی موجود در فناوری کوکی، باز هم کوکی ها به عنوان ساده ترین روش از میان چند روش فعال کردن فعالیت های خرید آنلاین در سایت های تجارت الکترونیک باقی مانده اند. با وجود انتقادها و رقابت های موجود در دنیای فناوری هنوز هم فناوری کوکی به طور گسترده ای تا این تاریخ مورد استفاده قرار می گیرد.


موضوعات مرتبط: آموزشی
برچسب‌ها: آموزشی

تاريخ : دو شنبه 7 / 6 / 1394 | 7:31 | نویسنده : اکبر احمدی |

آموزشی

 

آیا می خواهید داده های خود را حفظ کنید؟ آیا سیستم پشتیبان موقتی را می خواهید؟ در این مقاله بهترین نرم افزارهای پشتیبان گیری سال 2011 را به شما معرفی خواهیم کرد. بنابراین خواهید دانست اگر بطور تصادفی داده هایتان را از دست دادید، به کدام نرم افزار اطمینان کنید.

به عقیده ی من هیچوقت اهمیت پشتیبان گرفتن از داده ها را نخواهید فهمید ، مگر زمانی که داده هایتان را از دست بدهید. وقتی این اتفاق افتاد به اهمیت آن پی خواهید برد. هر بار سیستم دچار نقص شود و یا مورد حمله ویروسی قرار گیرد و یا کامپیوترتان فایل خاصی را از سیستم حذف کند، کاری نمی توانید بکنید. مگر اینکه فقط یکبار وقت خود را صرف گرفتن فایل پشتیبان از سیستم خود کنید و کاملا تمام فایل های خود را صحیح و سالم حفظ کنید. شما بهترین نرم افزار را در اختیار دارید تا فایل پشتیبان خود را تهیه کنید حالا به نرم افزارهای منتخب نگاهی بیاندازید و ببینید که کدامیک برای شما به صرفه تر است.

 

 

بهترین نرم افزارهای پشتیبان گیری کامپیوتر

شاید مجبور شوید مقداری پول خرج کنید اما بدانید که سرمایه گذاری بجایی کرده اید.  با این هزینه کم می توانید تمام فایل های مهم و کاربردی را از نابود شدن محافظت کنید. تمام نرم افزارهایی که در ادامه این مقاله توضیح داده خواهد شد، قابلیتی مثل گذاشتن پسورد برای فایل پشتیبان را دارند، در حقیقت این نرم افزارها از اطلاعات شما با پسورد گذاری محافظت می کنند و همچنین قابلیت فشرده سازی(zip)داده ها و تایید فایل پشتیبان را دارد.علاوه بر اینها بسیاری از آنها شامل نرم افزار Write همراه با بسته بندی و همچنین قابلیت پاک کردن CD و   DVD  را نیز دارند.در اینجا چندین نرم افزار برتر آمده است شما می توانید با توجه به حساسیت کامپیوتر خود یکی را انتخاب کنید.

 

NovaBACKUP 10 Professional

با نصب آسان و استفاده راحت از این نرم افزار می توانید از داده های خود محافظت کنید و همچنین هر آنچه که در محیط اینترنت به اشتراک می گذارید را حفظ می کنید. اگر کامپیوتر شما خراب شود، با داشتن فایل پشتیبان که با این برنامه گرفته شده است، سیستم خود را محافظت کنید، قبل از آنکه چیزی را از دست بدهید. قابلیت پشتیبان گیری اتوماتیک، رتبه ی این نرم افزار را در میان رقبای آن در بازار فناوری بالا برده است.

 

Genie Backup Manager Professional 8.0

برای سازمان های حرفه ای IT که در مقیاس کوچک کار می کنند هیچ نرم افزاری بهتر از این نرم افزار وجود ندارد. با نسخه ای از این نرم افزار با خیال راحت هر وقت اطلاعات خود را از دست دادید نگران هیچی نباشید. با وجود این نرم افزار بسیار مشهور می توانید از هر ابزار ذخیره ای بطور مجازی فایل پشتیبان بگیرید. فقط زمان مورد نظر را انتخاب کنید تا بطور اتوماتیک در همان زمان فایل پشتیبان از سیستم شما گرفته شود و هر بار یک ایمیل برای شما با این مضمون "فایل پشتیبان گرفته شده است " ارسال می شود.

 

NTI Backup Now EZ

هیچ فرقی نمی کند چه کاربری باشید، نرم افزار جدید NTI Backup Now EZ پشتیبان گیری را به راحتی و آسانی برای شما انجام می دهد. این نرم افزار نه تنها می تواند تمام داده های شما را حفظ کند (فایل ها، پوشه ها، برنامه کاربردی، نرم افزارها) بلکه تنها در چند لحظه و به روشی بسیار ساده می تواند هارد درایو شما را به روز کند. حالا هر بار که شما می خواهید از درایو جدیدی استفاده کنید، فقط کافی است آن را جایگزین کنید و حالا برنامه پشتیبان گیری از بقیه چیزها مراقبت می کند و همچنین یک نسخه آزمایشی رایگان به شما پیشنهاد می کند.

 

 

Symantec Backup Recovery Manager

کاربران به این نرم افزار عنوان "مدیر بازاریاب رتبه بالا" را دادند و از آسان بودن استفاده از این برنامه بسیار راضی هستند و در بازار پر رقابت امروز این برنامه بسیار مطلوب است، چه یک کسب و کار کوچک راه انداخته باشید و یا کسب و کار بزرگ داشته باشید این نرم افزار از فایل ها و پوشه های شما محافظت می کند. از خراب شدن سیستم شما جلوگیری می کند، بهترین چیز در مورد این نرم افزار این است که می توانید بشینید و نظاره گر باشید که این نرم افزار پشتیبان چطور از داده های شما محافظت می کند.

 

نرم افزارهای دیگری برای انتخاب 

موارد دیگر یاز نرم افزارهای پشتیبان گیری وجود دارد، امابه اندازه موردهایی که در بالا به آن اشاره شد کارایی ندارند. برخی ازآنها می تواند نیاز شما را برآورده کند و ازفایل های شما پشتیبانی کنند، اما تنها مشکلی که وجود دارد این است که آنها هیچ ضمانتی برای استفاده از نرم افزار به شما نمی دهند. آیا دنبال گزینه های بیشتری هستید؟ به اسامی که در زیر آمده نگاهی بیاندازید:

·         Acronis Backup & Recovery

·         Hewlett Packard Backup and Recovery Manager

·         DT Utilities PC Backup

·         Norton Ghost

·         Power Backup

 

این برنامه ها وعده جهت ایجاد امنیت، اعتماد و ارائه راه حل بسیار موثر برای تمام نیازهای تهیه پشتیبان(Backup)خود راداده اند. آنها از لپ تاپ و کامپیوتر شما محافظت می کند. با هر کدام از این نرم افزارها می توانید به سیستم خود اطمینان کنید. بدون اینکه هیچ نگرانی داشته باشید.


موضوعات مرتبط: آموزشی
برچسب‌ها: آموزشی

تاريخ : دو شنبه 7 / 6 / 1394 | 7:29 | نویسنده : اکبر احمدی |

آموزشی

 

 

این مقاله به شما مختصرا در مورد نحوه متوقف کردن ایمیل های اسپم توضیح می دهد. ایمیل های اسپم (هرزنامه) نه تنها مقدار قابل توجهی از فضای جهان مجازی را به خود اختصاص داده اند ، همچنین می توانند وسیله ای برای سرقت های امنیتی باشند. برای اطلاعات بیشتر در مورد تهدیدات ناشی از ایمیل های اسپم ، لطفا این مقاله را مطالعه نمایید.

آیا می دانیددر کشورهای پیشرفته فردی که ایمیل اسپم( هرزنامه ) برای شما ارسال می کند مجرم بوده و علاوه بر بلوک شدن وب سایتش باید جریمه نقدی زیادی هم برای هر ایمیلی که برای شما می فرستد پرداخت نماید ؟

ما در این مقاله قصد داریم برخی از روش های موثر در مورد چگونگی متوقف کردن ایمیل های اسپم را به شما ارائه دهیم.

 

 

 

چرا ایمیل های اسپم یک تهدید به حساب می آیند؟

ایمیل های اسپم گاها ممکن است ابزار خوبی برای سرقت هویت شما توسط هکرها باشند.شما با کلیک بر روی لینک موجود در این گونه ایمیل ها ، ممکن است به طور ناخواسته  برای فرستنده ی ایمیل ، این امکان را فراهم کنید که به بسیاری از اطلاعات مهم موجود در کامپیوتر شما دسترسی پیدا کند.مانند شماره Social Security،پسورد، مشخصات حساب و فایل های شخصی و غیره ، یعنی همه ی اطلاعات محرمانه ای که از آن ها استفاده می نمایید ،با استفاده از این روش تمام اطلاعات شما توسط فرد دیگری که این ایمیل را برایتان فرستاده است سرقت (سرقت هویت )می شود.

مشکل دیگر این ایمیل های اسپم این است که بعضا حاوی نرم افزارهای مخرب ،نرم افزارها جاسوس  و غیره می باشند.

شما تنها با یک کلیک ساده روی هر یک از لینک ها ی ایمیل اسپم ممکن است دانلود برخی از نرم افزارهای مخرب را در کامپیوتر خود آغاز نمایید.

بنابراین شما باید اطلاعات بیشتری در مورد حفاظت ازسیستم تان در مقابل ابزارهای تبلیغاتی مزاحم و نرم افزارهای جاسوسی بدست آورید. با استفاده از این اطلاعات، ما به شما می گوییم که در مورد این واقعیت کاملا مطمئن باشیدکه بسیاری از ایمیل های اسپم تهدیدی برای حریم خصوصی شمامی باشند.

 

چگونه ایمیل های ناخواسته را متوقف کنیم ؟

بسیاری از ارائه دهندگان سرویس ایمیل(یاهو ،گوگل و ...) تا حد زیادی اقدامات لازم برای مسدود کردن ایمیل های اسپم را می دانند. بله ، شما باید متوجه پوشه اسپم ،در حساب ایمیل خود باشید. جایی که بسیاری از ایمیل های اسپم به صورت خودکار به آنجا منحرف می شوند. اما باز هم  شما برخی از ایمیل های اسپم را در حساب اصلی خود دریافت می نمایید. شما می توانید اقدامات زیر را انجام دهیدکه می تواند به شما در متوقف کردن ایمیل های اسپم کمک کند.

هرگز پاسخ ایمیل اسپم را ندهید

مسلما شما آن قدر باهوش هستید که هرگز به یک ایمیل اسپم پاسخ ندهید و یا روی لینک موجود در این ایمیل های ناخواسته کلیک نکنید . من به شخصه هیچ عنوان بر روی ایمیل های ناشناس کلیک نمی کنم و به سرعت آنها را Delete خواهم کرد . اما با این حال ممکن است گاهی تحت شرایطی ، این کار را انجام دهید مانند پاسخ دادن به یک ایمیل اسپم احساسی یاجواب دادن به یک سوال در ایمیل هرزنامه ای که برایتان ارسال شده است. کلیک روی ایمیل های اسپم تنها راهی است که شما به کسی که ایمیل اسپم رابرایتان ارسال کرده اجازه می دهید به سیستم تان نفوذ کند ، باید بدانید که این ایمیل ها همیشه فعال هستند. فرستندگان ایمیل اسپم همیشه حواسشان هست که آدرس ایمیلی فعال باشد تا او را طعمه قرار دهند.

مورددیگر اینکه گاهی حتی با کلیک کردن بر روی یک دکمه مانند قبول'اشتراک' در ایمیل نیز راه برای فرستنده ایمیل اسپم باز خواهد شد تا شما را پیدا کند و بداند که آدرس ایمیل شما فعال است. پس تحت هیچ شرایطی روی ایمیل های ناشناس و مشکوک کلیک نکنید تا فرستنده ایمیل اسپم، ایمیل شما را غیر فعال تلقی نماید.

استفاده از ایمیل های مختلف برای شناسه ها

با استفاده از آدرس های ایمیل مختلف ، برای مقاصد مختلف، ایده ی هوشمندانه ای است. اگر شما کسی هستید که استفاده ازسیستم خرید آنلاین را دوست دارید ، استفاده از یک آدرس ایمیل دیگربرای همه معاملاتی که از طریق اینترنت انجام میدهید روش خوبی خواهد بود. یعنی آدرس ایمیلی راکه برای کسب و کار و یا استفاده شخصی تان استفاده می کنید ، برای انجام معاملات اینترنتی مورد استفاده قرار ندهید. در این شرایط شما می توانید هر زمان که خرید آنلاین انجام میدهید، بدون نگرانی آدرس پست الکترونیکی خود را به فروشنده بدهید.

استفاده از فیلترهای هرزنامه

استفاده از فیلترهای اسپم ارائه شده توسط ارائه دهندگان خدمات پست الکترونیکی ، یکی دیگر از راه های موثر برای کاهش دریافت ایمیل های اسپم هستند. اگر چه این فیلترهای هرزنامه به طور خودکار حذف می شوند و گاهی باز هم برخی از این گونه ایمیل های اسپم را دریافت می کنید ، ولی شما می توانید ابتکار عمل به خرج داده و با مارک کردن این گونه ایمیل ها کاری کنید که بازهم این گونه ایمیل ها به عنوان اسپم به صندوق پستی بروند. کافی است که ایمیل خاصی را انتخاب کنید و آن را به عنوان اسپم علامت گذاری نمایید. به این روش شما می توانید دریافت ایمیل های اسپم را فیلتر نمایید.

این ها اطلاعات کمی در مورد نحوه متوقف کردن ایمیل های اسپم بود.

در ایالات متحده آمریکا قانونCAN - SPAM وجود دارد ، این قانون چیزی است که حاکم بر تمام دادرسی هایی مربوط به سازمان های اسپم است. به امید روزی که در کشور ما نیز این قانون جزئی از قوانین حاکم بر این صنعت شود هر چند با توجه به رشد روز افزون تجارت آنلاین در ایران این روز زیاد دیر نیست.


موضوعات مرتبط: آموزشی
برچسب‌ها: آموزشی

تاريخ : دو شنبه 7 / 6 / 1394 | 7:27 | نویسنده : اکبر احمدی |

پند های نهج البلاغه

كم بخشيدن يا نبخشيدن
لا تستح من اعطاء آلقليل فان الحرمان اقل منه 
ح / 67
ترجمه : از بخش اندك شرمنده مباش ، زيرا هيچ ندادن از آن بخشش ‍ اندك نيز كمتر و ناچيزتر است .
شرح : يكى از كارهاى خوب و پسنديده ، كه باعث خوشنودى خلق و رضايت خدا ميشود، اين كه ما، از مال و دارائى خود بخشش كنيم . البته بخشش كردن ، اين نيست كه مال خود دور بريزيم و در راههاى نادرست تلف كنيم . بلكه معنى بخشش آن است كه وقتى يك كار خير پيش مى آيد و براى انجام آن ، به كمك ديگران احتياج پيدا ميشود، ما نيز قدم به پيش ‍ گذاريم و در حد توانائى خود، به انجام آن كار خير، كمك كنيم . مثلا ممكن است در كشور، جنگى رخ دهد و گروهى از هموطنان جنگ زده ما، خانه و زندگيشان را از دست بدهند. يا ممكن است حوادثى مانند آمدن سيل و زلزله شهر و خانه و محل كار عده ئى آسيب ببيند و سرمايه و دار و ندارشان از بين برود. حتى ممكن است بدون هيچگونه از اين حوادث ، باز هم عده ئى پيدا مى شوند، كه در عين آبرومندى ، دچار فقر و محروميت شده باشند. در تمام اين حالات ، وضعى پيش ميايد، كه گروهى از هموطنان و هم دنيهاى ما، به كمك اشخاص مؤ من و نيكوكار، پيدا مى كنند.
در چنين مواقعى ، وظيفه دينى و اخلاقى ما حكم ميكند كه براى رضاى خدا. از مال و دارائى خود. هر قدر كه ميتوانيم به اينگونه افرادبخشش كنيم . لازم نيست كه حتما مقدار بخشش ما، زياد و هنگفت باشد، بلكه مهم اين است كه از بخشيدن آنچه در قدرت داريم ، كوتاهى نكنيم .
بعضى از افراد، با آنكه دلشان مى خواهد در اينگونه موارد، به ديگران كمك كنند، ولى چون مقدارى كه قادر بهبخشيدن آن هستند، كم و ناپذير هستند، كم و ناچيز است ، احساس شرمندگى مى كنند. اينگونه افراد، بخاطر شرم بيهوده از بخشش آن مقدار كم ، خوددارى مى كنند، و در نتيجه ، اشخاص نيازمند را، از همان مقدار اندك بخشش نيز محروم و بى نصيب ميگذارند.
براى آنكه بدانيم اين طرز فكر تا چه حد نادرست است . به يك مثال توجه كنيم : فرض مى كنيم براى يكى از هموطنان جنگ زده بايد خانه يى ساخته شود كه 10 هزار تومان هزينه دارد. ما نيز يكهزار نفر هستيم ، كه هر كدام فقط 10 تومان ميتوانيم كمك كنيم . اگر همه ما كه 1000 نفر هستيم ، 10 تومانهاى خود را بدون هيچگونه شرمندگى روى هم بگذاريم ، مجموع آن ميشود 000/10 تومان ، كه ميتوان با آن ، خانه مورد نظر را ساخت .
اما اگر يكايك ما، از دادن 10 تومان خجالت بكشيم و اين مبلغ رابخشش نكنيم ، هيچ پولى فراهم نميشود و در نتيجه ، آن خانه نيز ساخته نخواهد شد. در اين مورد، آيا دادن 10 تومان بهتر است يا ندادن آن ؟ و آيا آن 10 كمتر است و يا خجالت كشيدن و هيچ ندادن ؟
بخاطر همين است كه امام عليه السلام ميفرمايد: از بخشش كم ، شرمنده نباشيد، چون شرمندگى باعث ميشود كه ازبخشش كم خوددارى كنيد و به افراد نيازمند چيزى ندهيد. در حاليكه بخشش شما، هر چقدر كه كم و ناچيز باشدهيچ ندادن از آن كمتر و ناچيزتر، و در نتيجه باعث شرمندگى بيشتر است

 

ايمان چيست ؟
و سئل عن الايمان ، فقال : الايمان معرفه با لقلب ، و اقرار با للسان ، و عمل با لاركان . 
ح /227
ترجمه : از اميرالمؤ منين عليه السلام ، پر سيدند كه :ايمان چست ؟
فرمود:ايمان عبارت است : شناخت قبلى ، اعتراف و اقرار به زبان ، عمل با اعضاء و جوارح بدن 
شرح : ايمان حقيقى : نشانه هائى دارد، كه هر كس اين نشانه ها را در خود داشته باشد، مؤ من حقيقى است .
امام عليه السلام ، براى مؤ من حقيقى ، سه نشانه اصلى و مهم تعيين فرموده است ، كه ما نيز با توجه به آنها ميتوانيم مؤ منان حقيقى را بشناسيم . طبق فرموده امام (ع ) مؤ من حقيقى كسى است كه :
* اولا شناخت قبلى داشته باشد. يعنى از صميم قلب و از ته دل ، وجود خدا را شناخته باشد، و صميمانه معتقد باشد كه اصول دين اسلام ، يعنى يگانگى خداوند متعال ، نبوت حضرت محمد (ص )، و فرارسيدن روز قيامت ، عدل خداوند و جانشينى امامان عليه السلام ، بر حق است .
* ثانيا به زبان اعتراف كند، يعنى اعتقادات الهى و اسلامى خود را بر زبان آورد، و همواره كلمه شهادتين را به زبان جارى سازد، و به يگانگى خدا و نبوت حضرت محمد (ص ) اقرار كند.
* ثالثا وظايف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، يعنى وضو ساختن ، نماز خواندن ، روزه گرفتن ، بدنگرفتن با زبان بد نشنيدن با گوش ، نگاه حرام نكردن با چشم ، و... تمام وظائفى را كه خداوند براى اعضاء بدن او تعيين فرموده است ، بطور صحيح و كامل به انجام رساند.
بنابراين ، كس كه يكى از اين نشانه ها، يا قسمتى از اين نشانه ها را نداشته باشد، نمى توان خود را مؤ من حقيقى بداند

 

ستيزه جويى
لا تدعوك الى مبارزه ، و ان دعيت اليها فاءجب ، فان الداعى باغ و الباغى مصروع . 
ح / 233
ترجمه : كسى را به ستيز دعوت مكن ، اما اگر تو را به مبارزه دعوت كردند، براى دفاع از خود، جنگ را قبول كن . زيرا شخص ستيزه جو، ستمگر است ، و ستمگر بر خاك مى افتد و مغلوب مى شود.
شرح : يكى از افتخارات فراوان اسلام ، اين است كه در دستورات آن هيچگاه دعوت به ستيزه وجود ندارد. زيرا اسلام ، دين صلح و صفا و آشتى است ، و قادر است كه تمام مسائل را با منطق قوى و دلايل روشن و محكم خود حل كند. و بخاطر همين برخوردارى از منطق و دليل است كه هيچگاه پيغمبر (ص ) و ائمه معصوم (ع ) لازم نمى ديدند كارها را با زور پيش ببرند، و رفتار جنگ طلبانه داشته باشند و جنگى را شروع كنند.
در جنگهاى صدر اسلام ، هيچگاه حضرت محمد (ص ) و مسلمانان براى جنگ پيشقدم نمى شدند و به جنگ كسى نمى رفتند. بلكه اين دشمنان اسلام بودند كه يا بطرف مسلمانان لشكر كشى ميكردند، يا آنقدر به آزار و اذيت و شكنجه مسلمين مى پرداختند كه آنها هم براى دفاع از خود ناچار از جنگيدن مى شدند.
دليل اينكه اسلام ، پيشقدم شدن در جنگ و جنگ طلب بودن را جايز نميداند. اين است كه هر كس جنگ طلب باشد، و با برپاكردن جنگ به كشتار و تجاوز دست بزند،ستمگر است . و ستمگر نيز، سر انجام بر خاك مى افتد و مغلوب ميشود. پس اسلام ، هرگز دستور جنگ طلبى نمى دهد، چون هرگز نميخواهد پيروانش ستمگر باشند.
اما همان اندازه كه اسلام ، مسلمانان را از جنگ طلبى بر حذر ميدارد، به همان اندازه هم ، هر مسلمانى را موظف ميسازد كه در برابر جنگ طلبها، از خود دفاع كند. زيرا دفاع نكردن در برابر جنگ طلبها، دليل خوارى و زبونى است ، و اسلام هرگز نميخواهد كه پيروانش خوار و زبون باشد و به ديگران ، اجازه كشتار و تجاوز بدهد.
به همين دليل است كه امام عليه السلام نيز مى فرمايد كه مسلمانان نبايد جنگ طلب باشند، اما اگر جنگى به آنها تحميل شد، بايد بهر قيمتى كه هست از خود دفاع كنند و حتى با چنگ و دندان به جهاد برخيزند و به زمزمه هاى شوم صلح و سازش اعتنا نكنند.

 

چه بسا كه يكبار خوردن
كم من اءكله منعت اءكلات .
ح /171
ترجمه : بسا كه يك خوردن چيزى ، تو را از خوردن بسيارى از خوردنيهاى ديگر، محروم مى كند.
شرح : گاهى كسى را مى بينيم كه سر سفره ، به غذائى ميرسد كه با وضع مزاجى آن روز او سازگار نيست و نبايد از آن بخورد. اما او نميتواند از هوس ‍ خوردن جلوگيرى كند، و از آن غذائى ناسازگار ميخورد، و چند ساعت بعد، به بستر بيمارى مى افتد. يا گاهى ، كسى ديگرى را مى بينيم ، كه ناراحتى مزاجى ندارد، ولى در خوردن غذا، چنان افراط و زياده روى ميكند كه بيمار مى شود.
در هر حال ، اينگونه افراد، بخاطر آن كه نتوانسته اند شكم خود را نگاه دارند چنان بيمار و نزار ميشود، كه تا مدتها از خوردن بسيارى از غذاها و ميوه ها و خوراكى ها محروم ميشوند. و ته دستور پزشك با چند روز، جز غذائى ساده ، نميتوانند به چيز ديگرى لب بزنند.
در حاليكه اگر آن يكى ناپرهيزى نميكرد، و اين يكى به افراط و زياده روى نمى پرداخت هر دو، در روزهاى بعد نيز ميتوانستند از هر نوع خوراكى استفاده كنند، و ناچار از تحمل چند روز پرهيز و محروميت نمى شدند.
اين سخن امام عليه السلام ، به ما مى آورد كه : در هر كارى ، بايد به عاقبت آن هم بينديشيم و صلاح خود را تشخيص دهيم . يعنى اگر ديديم ، در كارى ، با يكبار استفاده كردن ، چندين استفاده بعدى را از دست ميدهيم ، بايد از انجام آن كار خوددارى كنيم .

 

صبر و ظفر
لا يعدم الصبور الظفروان طال به الزمان 
ح /153
ترجمه : شخص بردبار و شكيبا، پيروى را، سرانجام از دست نخواهد داد، هر چند روزگارى دراز بر او بگذرد.
شرح : انسان براى بدست آوردن پيروزى ، بايد صبر و شكيبائى داشته باشند. زيرا كسى كه در برابر مشكلات زندگى ، صبور و بردبار باشد، مى تواند با حوصله و شكيبائى ، سر فرصت ، فكر كند و راههاى مختلف را بررسى و آزمايش كند، و سرانجام ، از ميان آنها، راهى را كه به پيروزى ميرسد بر گزيند. ولى افراد شتاب زده ، كه براى انجام هر كارى ، عجله ميكنند و حاضر نيستند صبر و آرامش بكار برند، در برابر مشكلات دست و درست پيدا كنند.
يك ضرب المثل فارسى مى گويد:صبر تلخ است وليكن بر شيرين دارد.. و ضرب المثل ديگرى هم ميگويد:گر صبر كنى ، ز غوره حلوا سازى . اين دو ضرب المثل ، كه تقريبا معنى يكسانى دارند، به خوبى ارزش و كارسازى صبر و بردبارى را نشان ميدهند. وقتى درخت مو شروع به ميوه دادن مى كند، ميوه هايش به صورت دانه هاى ريزى بنام غوره كه مزه يى بسيار ترش دارد و قابل خوردن نيست . اگر كسى چند ماه صبر كند، اين غوره هاى ترش ، به انگورهاى شيرين و آبدار مبدل ميشوند، كه ميتواند با آن ، شيرين ترين حلواها را نيز بسازد. اما كسى كه صبر نداشته باشد، و براى استفاده از ميوه درخت مو عجله كند، از عجله خود فايده ئى نخواهد برد. چون هر كدام از غوره هاى كه به دهان بگذارد، كمترين اثرى از شيرينى در آن نخواهد ديد.
پس صبر و شكيبائى ، اگر چه ممكن است تلخ و دشوار باشد، و اگر چه ممكن است ساليان دراز طول بكشد ولى سرانجام به پيروزى منتهى ميشود. همچنانكه در قرآن كريم نيز صبر بعنوان يكى از عبارات ذكر شده است .

 

ميانه رو تنگدست نمى شود
ماء اءعال من اقتصد.
ح /140
ترجمه : كسى كه در خرج كردن ميانه روى كند، تنگدست نمى شود.
شرح : بهترين راه ، براى داشتن يك زندگى آسوده و راحت ، ميانه روى در خرج كردن است . و اين ، راهى هست كه در اسلام و قرآن به ما مى آموزند. خداوند، در قرآن كريم ، به مؤ منان ميفرمايد: كه در زندگى ميانه رو باشند. نه آنقدر خسيس باشند و كم خرج كنند كه حتى آسايش خود و خانواده شان خراب شود. و نه آنقدر ولخرج باشد و مال خود را دور بريزند كه به فقر و تنگدستى دچار شوند.
سخن امام عليه السلام نيز به ما مى آموزد: انسان ، هر قدر هم كه در آمد زياد داشته باشد، اگر در خرج كردن اندازه نگه ندارد، در آمدش تمام مى شود، و خودش نيز تنگدست و محتاج مى شود، اما كسى كه عقل معاش دارد پولش ‍ را به اندازه خرج مى كند، هيچگاه تنگدست و محتاج نخواهد شد.

 

تندخويى ديوانگى است
الحدة ضرب من الجون لان صاحبها يندم فاان لم يندم فجنونه مستحكم . 
ح /255
ترجمه : تندخوئى يك نوع ديوانگى است ، زيرا تندخو پشيمان ميشود، و اگر پشيمان نشود، ديوانگى اش پابرجا و پايدار شده است .
شرح : شخصى تندخو، نميتواند بر اعصاب خود مسلط باشد، و اعمال و رفتار خود را مهار كند. در نتيجه ، هنگام خشم و تند خوئى ، دست به كارهائى عقل سالم انجام آن را نمى پذيرد: زبان به بى ادبى و فحاشى مى گشايد، دست به شكستن و پاره كردن و دور ريختن چيزهاى مختلف مى زند. با ديگران نزاع و كتك كارى ميكند و باعث زخم و جراحت خود يا ديگران مى شود چه بسا ديده شده كه خشم و تند خوئى يك نفر. باعث نزاع دسته جمعى خانواده و دوستانش شده ، و سرانجام در ميان آنها جنايت و فاجعه ئى رخ داده . يا زيان و خسارت جبران ناپذير ديگرى پيش آمده است .
وقتى شخص تندخو، در حالت خشم به سر مى برد و باعث ايجاد چنين مشكلات و مصيبتهائى ميشود، حالت او شبيه نوعى ديوانگى است . زيرا او هم ، در آن لحظات ، مانند ديوانگان ، بر اعصاب خود تسلط ندارد و متوجه نيست كه مرتكب چه كارهائى ميشود.
البته شخص تندخو، پس از فرونشستن خشم ، از كارهايى كه انجام داده پشيمان ميشود و همين پشيمانى ، نشان ميدهد كه وى ، سر عقل آمده و متوجه زشتى آن كارهاى ديوانه وار خود شده است . يعنى خود او هم متوجه مى شود كه در آن لحظات خشم ، نوعى ديوانگى زود گذر گريبانش را گرفته و سپس رهايش كرده است .
اما اگر كسى باشد كه پس از فرونشستن خشم نيز، از انجام آن كارهاى زشت پشيمان نشود، معلوم ميشود كه آن حالت ديوانگيش زودگذر و موقتى نيست ، بلكه ديوانگى براى هميشه ، در وجود او، باقى و پاورجا مانده است .

 

حكمت هاى ايمان ، نماز...
فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك ، و الصلاة تنزيها عن الكبر، و الزكاة تسبيبا للرزق ، و الصيام ابتلاء لا خلاص الخق ، و الحج تقربة للدين ، و الجهاد عزا للاسلام ، و الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهى عن المنكرردعا للسفهاء. 
ح /252
ترجمه : خداوند، ايمان را براى پاك شدن دلها از آلودگى كفر و شرك ، و نماز را براى پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكوة را وسيله ايى براى روزى مستمندان ، و روزه را وسيله يى براى آزمايش اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نيرومند شدن دين ، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت ، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده نا آگاه مردم ، و نهى از منكر را براى باز داشتن افراد بى خرد، از كارهاى زشت و گناه آلود مقرر كرد.
شرح : احكام دين اسلام ، با تمام جزئيات خود، دستورهائى هستند كه خداوند براى بندگان مؤ من خود مقرر كرده است . از اينرو، انجام دادن اين احكام ، وظيفه حتمى و قطعى مسلمانان است ، و يك مسلمان مؤ من كسى است كه دستورهاى واجب الاجراى خداوند را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هيچگونه شك و ترديدى نشود، هيچگونه سؤ ال و جوابى نكند، و هيچگونه دليل و برهانى بخواهد.
با اين حال ، گاهى پيشوايان معصوم و امامان بزرگوارما، علت منطقى و فلسفه فردى و اجتماعى اين دستورها را تشريح كرده و درباره هر يك ، توضيح كافى داده اند. تا هم غير مسلمانان ، به منطقى و مستدل بودن دستورهاى اسلام پى ببرند و بتوانند با دستورهاى اديان ديگر مقايسه كنند، و هم مسلمانها، با فلسفه احكامى كه انجام ميدهند آشنا شوند و فوايد سازنده ، آنها را بهتر و بيشتر بشناسند.
امام عليه السلام نيز، در اين جمله هاى كوتاه و پر معنى ، فلسفه ايمان ، نماز، زكوة ، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف ، و نهى از منكر را تشريح فرموده ، و درباره واجب بودن هر يك ، توضيحى دقيق و عميق داده است .

 

در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
اءحبب حبيبك هونا ما، عسى اءن يكون بغيضك يوما ما، و اءبغضك هونا ما، عسى اءن يكون حبيبك يوماما. 
ح /268
ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
شرح : در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه نگهداشت . چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل جبران نباشد.
وقتى با كسى دوست ميشويم ، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى كنيم ، كه بيش از اندازه به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست ، بصورت دشمن ما درآيد. درانصورت ، او، چون تمام اسرار ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است ، ميتواند از دانسته هاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده كند، و ضربه هايى به ما بزند، كه ديگر قابل جبران نباشد.
در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم . يعنى نبايد دشمن را آنقدر اذيت و آزار كنيم ، و آنقدر درباره اش سخنان زشت و زننده بگوئم ، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم ، به خاطر كارها و حرفهاى خود، شرمنده و خجل باشيم .

 

نگاه به زيردستان
و اءكثر اءن تنظر الى من فضلت عليه فان ذلك من اءبواب الشكر. 
نامه /69
ترجمه : به افراد پائين تر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستن ها، درهاى شكر گزارى را به روى تو باز مى كند.
شرح : انسان بايد، در مورد نعمتهائى كه خداوند به او داده است ، هميشه شكر گزار باشد، و نشان دهد كه قدر آن نعمتهاى خدا را بداند، و بخاطر آنها در برابر خداوند شكر گزار باشد، لياقت و شايستگى رسيدن به نعمتهاى بيشتر را نيز بدست آورد.
اما كسى كه قدر نعمتهائى كه خداوند به او داده است ناراضى باشد، نعمتهاى خدا را تلف مى كند، و نشان مى دهد لياقت آن نعمتها را ندارد. در آن صورت ، نه تنها نعمت بيشترى بدست نمى آورد، بلكه آنچه كه دارد از دست مى دهد.
ما، براى قدر نعمتهاى خداوند را بدانيم ، بايد هميشه به افراد پائين تر از خود نظر داشته باشيم . يعنى كسانى را نگاه كنيم ، كه كمتر از ما، از نعمتهاى خداوند برخوردار شده اند. در اين صورت ، نه تنها از آنچه داريم ناراضى نخواهم بود، بلكه احساس رضايت و خوشنودى خواهيم كرد. و از خداوند سپاسگذار خواهيم بود. هر چه بيشتر به اينگونه افراد نگاه كنيم ، درهاى شكر گزارى ، بيشترى به روى ما باز خواهند شد، زيرا در اين نگاه كردنها، به نعمت هاى خود بيشتر آگاه خواهيم شد و شكر خداوند را بيشتر بجاى خواهيم آورد. سعدى ، شاعر بزرگ ايرانى مى گويد: در ايام جوانى ، روزى كفش نداشتم و از اين رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسيار گله و شكايت ميكردم . اما وقتى بيرون رفتم ، مردى را ديدم كه كنار ديوار نشسته است و پا ندارد. با ديدن او، يكباره به خود آمدم و به درگاه خداوند شكر گزارى كردم كه اگر كفش ندارم ، در عوض دو پاى سالم دارم كه بدون كفش ‍ هم مى توانم با آنها راه بروم .
ما نيز به جاى آنكه به پاى بى كفش خود نگاه كنيم ، بايد به كسانى كه اصلا پا ندارند بنگريم و خدا را شكر گوئيم .
البته آنچه كه شرح داده شده دليل اين نيست كه انسان پيوسته زندگى خود را در يك حالت سكون نگهداشته و بعنوان رضايت از تقدير هيچگاه حقوق خود را مطالبه نكند. در زمان طاغوت از اين نصيحت سعدى براى ساكت نگهداشتن مردم استفاده ميكردند والى آنچه كه ما امروز ميگوئيم فقط براى شكر نعمتهاى الهى است و بس

 

 


موضوعات مرتبط: پند های نهج البلاغه
برچسب‌ها: پند های نهج البلاغه

تاريخ : دو شنبه 7 / 6 / 1394 | 7:1 | نویسنده : اکبر احمدی |

عنايت هاي قائم آل محمد (عج) (3)


عنايت هاي قائم آل محمد (عج) (3)

 

نويسنده: دکتر احمد (رجبعلي) زماني

 

5. تفقد و دل جويي از اوليا به هنگام مرگ

از ديگر عنايات منجي عالم بشريّت نسبت به انسان ها، فريادرسي و تفقد به هنگام مرگ و خروج روح از بدن است؛ لحظات حساس و به ياد ماندني که هر کس از آن حالت، وحشت و اضطراب دارد و بر خود مي لرزد؛ « همان طوري که در روايات آمده است از موسي بن عمران – علي نبينا و آله و عليه السلام – سؤال شد: يا أهون الانبياء موتاً کيف وجدتَ الموتَ؟! »؛ اي کسي که در ميان انبيا [عليهم صلوات الله] راحت ترين مرگ را در پيش داشتي [عزرائيل نارنج خوشبوئي را به موسي (عليه السلام) داد. وقتي او استشمام کرد با خروج هوا از تن، جان موسي (عليه السلام) به ملکوت اعلا رفت.] چگونه مرگ وحالات او را يافتي و بر تو چه گذشت؟ موسي (عليه السلام) پاسخ داد: کشاة تسلخ و هي حيّة؛ همانند گوسفند زنده اي بودم که در حال حيات، پوست او را از بدنش جدا مي کردند تا سپس قطعه قطعه شود. (1)
امام موسي بن جعفر (عليه السلام) بارها در مناجات هاي خويش مي گفت:
اللّهُمَّ إِنِّي أَسأَلُکَ الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ وَ العَفوَ عِندَ الحِسَابِ؛ (2) بار خدايا! از تو آسايش و آرامش به هنگام مرگ را خواستارم و نيز گذشت و بزرگواري ات را به هنگام حساب رسي مي طلبم.
حال با توجه به اين مرحله ي وحشتناک از مراحل تکامل انسان و انتقال از جهان مادي به جهان آخرت، تکيه گاه و منجي و فريادرسي هم چون حجة بن الحسن (عجل الله تعالي فرجه الشريف) چه ارزش والايي دارد! او در اين لحظات حسّاس و وحشتناک بر بالين افراد مي آيد و تا آنان امام زمان خويش را نبينند از اين جهان به دار باقي منتقل نخواهند شد و مسير بعدي خويش را طي نخواهند کرد، زيرا او راه را نشان مي دهد. توسط او درب هاي رحمت الهي باز مي گردد و از نعمت دائمي برخوردار مي شود و لبخند موفقيت آميز بر لبان و چهره ي مؤمن آشکار مي شود و از جانب ديگر بدون وجود پربرکت او و با خشم او، عذاب هاي دردناک شامل جنايت کاران و اهل معصيت و دنيا پرستان خواهد شد و از آن جا به سوي جهنم و آتش سرازير مي گردند. پس آخرين امضا يعني امضاي خروج از اين جهان و ورود به بهشت برين و يا آتش دوزخ در دست اوست و او همانند جدش، امير مؤمنان (عليه السلام) قسيم الجنة و النار (تعيين کننده بهشتيان و دوزخيان) است.


موضوعات مرتبط: دریچه ای به سوی مذهب
برچسب‌ها: عنايت هاي قائم آل محمد (عج) (3)

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 6 / 6 / 1394 | 7:36 | نویسنده : اکبر احمدی |

لوازم استجابت دعا


لوازم استجابت دعا

 

 

دعا به معنای خواندن و صدا زدن خداوند، برای برآورده شدن نیاز و حاجت است. بنابراین، باید قصد دعاکننده هنگام دعا جدی و برخاسته از دل باشد، نه صرف لقلقه ی زبان. از مضمون آیه ی شریفه ی ادْعُونِی أسْتَجِبْ لَکُمْ (1) می توان استفاده کرد که شرط استجابت دعا این است که اولاً قصد دعاکننده، جدی، و خواست او واقعی باشد؛ ثانیاً تنها از خداوند درخواست شود.

بسیاری از دعاهای ما، روخوانی دعاهایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصوم علیهم السلام یا احیاناً دیگر انبیا و اولیای الهی علیهم السلام است که برای ما گزارش شده است. این شیوه، اگر با تدبر و توجه به معانی همراه نباشد، خود، نشانه ی جدی و واقعی نبودن درخواست های ماست. البته بهره بردن از این ادعیه ی مأثور اگر از عمق دل بوده و با توجه به معانی و مضامین بلند آن همراه باشد، بسیار مؤثر و گاه خود، بهترین شیوه ی دعاست. دعا باید به گونه ای باشد که هنگام قرائت متن دعا، قصد انشای مضامینش را داشته باشیم و به لوازم آن ملتزم باشیم. به این معنا که حقیقتاً معتقد باشیم همه ی آنچه را در اختیار ماست، از خداوند داریم. حقیقتاً به این مسئله ایمان داشته باشیم که درد از خداست و درمان نیز. طبیب حقیقی اوست و داروی شفابخش نیز. این همه در ید قدرت اوست. پس با استفاده از دانش و تجربه ی طبیب و تأثیر دارو، به این نکته ی مهم توجه داشته باشیم که همه ی اینها اسبابی است که او به حکمت خداوندی اش برای ما مهیا ساخته است و در این امور و امور مشابه باید به این اسباب توسل جوییم تا او فرج را محقق کند. اگر با وجود این اعتقاد، در مرحله ی عمل، توجه و توسل به این اسباب الهی را نادیده بگیریم و باز هم از خودش شفا بخواهیم، به بیراهه رفته ایم. در این صورت، گویی استفاده از امکانات پزشکی و طبابت را در قبال خداوند، مؤثراتی مستقل و خداوند را مؤثر مستقل دیگری می دانیم و به خیال خود، به این امور پشت کرده و به خدا روی آورده ایم. بی شک، این دعا به هیچ روی مستجاب نخواهد شد؛ چرا که بی توجهی به اسباب الهی و در نتیجه، استفاده نکردن از آن، نشان این است که ما خواست واقعی نداریم. البته گاه انسان در مواردی، این اسباب ظاهری را در اختیار ندارد و به مسبب الأسباب متوسل می شود. در این صورت، چون خواست او واقعی است و از خداوند تقاضا می کند، خداوند هم جواب مثبت خواهد داد.


موضوعات مرتبط: دریچه ای به سوی مذهب
برچسب‌ها: لوازم استجابت دعا

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 6 / 6 / 1394 | 7:35 | نویسنده : اکبر احمدی |

معانی عترت و امت و آل و اهل


معانی عترت و امت و آل و اهل


 

نویسنده: آیت الله سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی(ره)

 


«عترت» به معنای نسل و قبیله ای است که بسیار نزدیک باشند به انسان.
عن الصحاح: و عترة الرجل: نسله و رهطه الأدنون (1) و «ذرّیّة» در لغت به معنای اولاد است. فعن الصحاح: و ذرّیّة الرجل ولده.(2) و«امّت» در لغت به معنای جماعت است و به معنای طریقه و دین نیز آمده و هر دو در این مقام، مناسب است.
و امّا «آل» پس ظاهراً در لغت با اهل مترادف باشد و یحتمل آن که أخص از اهل باشد و امّا آل پیغمبر، پس شهید ثانی و دیگران نقل اتّفاق فرق شیعه را کردند که: مراد، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین (علیه السلام) است و تغلیباً بر باقی ائمّه اطلاق می شود.(3)
در ثواب الأعمال روایت نموده از عمار بن موسی که:
بودم نزد حضرت ابی عبدالله (علیه السلام)، پس مردی گفت: اللّهمّ صلّ محمّد و أهل بیت محمّد پس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: تنگ کردی بر ما، آیا نمی دانی أهل بیت پنج نفر آل عبا است؟ آن شخص عرض کرد، پس چه نحو بگوییم؟ فرمود: بگو اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد، تا آن که ما و شیعیان ما داخل شویم.(4)
و شاید مراد از دخول شیعیان، الحاق معنوی باشد؛ یعنی آن ها هم اولاد و ذرّیّه ی روحانی هستند که شیعیان کامل باشند، پس شبیه عموم مجاز می شود. و الله العالم.
و در معانی الاخبار از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده که سؤال کردند از معنای آل، حضرت فرمود:
آل محمّد کسی است که خدای تعالی حرام کرده بر محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)، نکاح او را؛ یعنی ذرّیّه آن حضرت است.(5)
و در روایت دیگر از آن حضرت منقول است که:
آل محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) ذرّیّه آن حضرت است و عترت آن حضرت، اصحاب عبایند و امّت آن حضرت، مؤمنین هستند که تصدیق کرده اند به آن چه از جانب خدا آورده.(6)


پی نوشت ها :


1.صحاح اللغه، ج 2، ص 735؛ ماده «عتر».
2.همان، ج 2، ص 663، ماده ی «ذرر».
3.ر.ک: خطبه ی شرح لمعه، ج 1، ص 8.
4.ثواب الاعمال: باب ثواب من صلّی علی النبی و آله یوم الجمعة، ج 2، ص 189.
5.معانی الأخبار، «باب معانی الآل و الأهل»، ج 1، ص 93 ــ94.
6.همان، ج 3.


موضوعات مرتبط: دریچه ای به سوی مذهب
برچسب‌ها: معانی عترت و امت و آل و اهل

تاريخ : یک شنبه 6 / 6 / 1394 | 7:34 | نویسنده : اکبر احمدی |

چگونه شاد زندگی کنیم ؟

قانون کاشت و برداشت:

 

با تو همانگونه رفتار خواهد شد که تو با دیگران رفتار کرده‌ای. هرچه بکاری همان را پس می‌گیری. جهان هستی‍ منصف و عادل است، برداشت امروز ما از زندگی حاصل کشته‌های دیروز ماست.

 

ریسک:

 

رسیدن به هر هدفی، همیشه مستلزم قبول خطر است. چاشنی زندگی دست زدن به کارهای تازه و خلق تازه‌ها از جوهر خویشتن است. بی‌خطری نیروی حیات را خفه می‌کند.

 

تعهد:

 

وقتی ما بر خود مسلط می‌شویم اتفاق جالبی می‌افتد، بدین معنی که اغلب همان تعهد کافیست. به بیان دیگر وقتی ما حاضر می‌شویم هر بهایی را برای رسیدن به هدف خود بپردازیم عموما دیگر نیازی به پرداخت آن پیش نمی‌آید.

 

تلاش:

 

ما نیاز به تلاش داریم زیرا طبیعت ما آنرا «طلب» می‌کند. زیرا تلاش، امت‍یاز و اشتیاق انسان برای یادگیری،خود‌آزمایی، آزمایش و تجربه است. اشتباه اغلب مردم اینجاست که تنها برای رسیدن به اهداف نهایی کار می‌کنند و نه برای لذت از کار کردن و به همین خاطر است که وقتی به اهداف مورد نظر خود نمی‌رسند دچار یاس و افسردگی می‌شوند.

 

اوضاع وقتی بهتر می‌شود که ما بهتر شویم همه چیز زمانی تغییر می‌کند که ما تغییر کرده باشیم و نه قبل از آن.

 

تمام توان خود را به کار بگیرید:

 

وقتی فلسفه فردی شما این باشد که «‌ من تمام تلاش خود را خواهم کرد صرف نظر از اینکه ...» آنوقت است که همیشه می‌توانید سرافرازانه بر عقاید خود بایستید. شکست آسیب می‌رساند اما این آسیب زمانی شدیدتر است که بدانیم حداکثر تلاش خود را به‌کار نبرده‌ایم.

 

پا‍یان شب سیه: زندگی اینگونه است، همیشه سردترین و تاریک‌ترین لحظه‌ها درست قبل از سپیده است، اما اگر خود را از سقوط و نومیدی حفظ کنیم پاداش‌ها به زودی سرازیر می‌شوند.

 

پافشاری:

 

پافشاری یک راز است، رازی که انسان‌های موفق بخوبی از آن آگاهند. اینان می‌دانند که این راز عامل اصلی پیروزی است اما بازندگان پافشاری را به منزله‌ی نوعی « تلاش اضافی» بی‌مورد تلقی می‌کنند ( البته پافشاری را با کله‌شقی نباید اشتباه گرفت)

 

درخواست کردن:

 

درس اول چگونه رسیدن به هر خواسته‌ای، درخواست کردن آن است. به چندین دلیل عمده زیر مطرح کردن خواسته‌ها حائز اهمیت است:

 

۱- درخواست کردن نشانه اعتماد‌به‌نفس و ارزش قائل بودن برای خود است و این برای سلامت مهم است.

 

۲- اولین قدم منطقی برای تفهیم خواسته‌های خود به دیگران است زیرا هیچکس قادر به خواندن ذهن ما نیست.

 

۳- برای دیگران هم لذت کمک کردن به ما را در بردارد.

 

و اگر کسی به شما جواب منفی دهد به معنی لیاقت نداشتن شما نیست بلکه تنها بدین معنی است که ایده‌های شما با ایده‌های آن شخص جفت نمی‌شود.

 


موضوعات مرتبط: ناگفته های زندگی
برچسب‌ها: چگونه شاد زندگی کنیم ؟

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 6 / 6 / 1394 | 7:26 | نویسنده : اکبر احمدی |

چگونه شاد زندگی کنیم ؟

 

شکرگزاری:

 

وقتی سپاسگزار نعمت‌های خود هستیم مرکز توجه خود را بر خواسته‌های مطلوب خود قرار می‌دهیم. وقتی زندگی خود را سرشار از مواهب الهی بدانیم و آنچه که اکنون در اختیار داریم معترف باشیم سبب جاری گشتن سیلی از مواهب تازه به زندگی خود می‌شویم.

 

 

فصل چهارم:

 

 

اهداف:

 

هدف آن چیزی است که ما را همیشه در حرکت نگه می‌دارد. هدف داشتن جزئی از طبیعت ماست و صرف هدف داشتن به مراتب مهم‌تر از ماهیت آن هدف است. چون مهمترین چیز رسیدن به هدف نیست بلکه یاد گرفتن و رشد کردن در خلال راه است.

 

قانون نتایج افزوده اصلی است که با اطمینان به ما می‌گوید:« علاوه بر خود هدف اصلی، نتایج بسیاری عاید شما خواهد شد.»

 

هنگام برنامه‌ریزی برای هدف لازم است نحوه عملکرد هر چیز را در این سیاره به خاطر بسپاریم، هیچ چیز در خط مستقیم حرکت نمی‌کند و هیچ هدفی مستقیم بدست نمی‌آید بلکه تصحیح مداوم و پیوسته راه رسیدن به هدف است.

 

هدف‌های خود را بر روی کاغذ بیاورید. مسلما تهیه لیست تنها کاری نیست که باید انجام شود، اما این لیست، طریقه و ساختاری برای دستیابی به اهداف زندگی در اختیار ما قرار می‌دهد.

 

 

محدودیت‌ها:

 

تنها چیزی که موفقیت ما را محدود می‌سازد تفکریست که به ما می‌گوید:‌ «نمی‌توانی موفق شوی». با هر محدودیتی که برای خود قرار می‌دهیم، مسئولیتی تازه برای خود ایجاد می‌کنیم. دور ریختن برچسب‌هایی که به خود آویزان کرده‌ایم نخستین گام بسوی خوب زیستن است.

 

 

مشکلات:

 


ما پیوسته با موقعیت‌های بزرگی روبرو می‌شویم که زیرکانه خود را در غالب مشکلات لاینحل از ما پنهان می‌کنند. مشکلات بخشی از میراث فرهنگ جهان هستند که ما را برای رهایی از خود بسوی یادگیری و تجربه می‌رانند و ذهن ما را وسعت می‌بخشند.

 

اشتباهات: اشتباهات واقعا اشتباه نیستند، بیایید در هر موردی انتظار خطا از خود داشته باشیم و آنها را بعنوان بخشی از فرآیند یادگیری بپذیریم. از آن گذشته اگر تا این اندازه در برابر خود جدی و خشک نباشیم زندگی کردن با اشتباهات بسیار، بسیار آسان‌تر خواهد بود. شکست خوردن هرگز مایه شرمساری نیست، شرمساری تنها از تلاش نکردن است.

 


موضوعات مرتبط: ناگفته های زندگی
برچسب‌ها: چگونه شاد زندگی کنیم ؟

تاريخ : یک شنبه 6 / 6 / 1394 | 7:25 | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 ... 532 533 534 535 536 ... 563 صفحه بعد
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.