.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; امکان شناخت یقینی از دیدگاه قرآن

تفاوت یقین و ایمان در قرآن

«وَالَّذینَ یُؤمِنونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیکَ وَ مَا أُنزِلَ مِنْ قَبلِکَ وَ بِالأَخِرَةِ هُمْ یُوقِنُون.» (بقره: 4)؛ و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو بر پیامبران پیشین نازل گردیده ایمان می آورند و به رستاخیز یقین دارند.

خداوند در آیه دیگر، اعتقاد راسخ به توحید و نبوت را با کلمه «ایمان» تعبیر نموده و در اینجا، اعتقاد راسخ، بخصوص به آخرت، را به «ایقان» تعبیر کرده و این بدان جهت است که به لازمه یقین، که عبارت است از فراموش نکردن آخرت، نیز اشاره کرده باشد؛ چون بسیار می شود انسان نسبت به چیزی ایمان دارد و هیچ شکی در آن ندارد، اما پاره ای از لوازم آن را فراموش می کند و در نتیجه، عملی منافی با ایمانش انجام می دهد. به خلاف یقین که با فراموشی سازگار نیست.(6)

مراد از یقین در اینجا، همان علم حقیقی است که در مقابل شک قرار دارد. در آیه 118 از سوره بقره نیز یقین به معنای علم حقیقی به کار رفته است: «لِقُومٍ یُوقِنُون» یعنی مردمی که به آیات خدا یقین و ایمان دارند.(7)

لفظ «یقین» در آیه 157 از سوره نساء نیز به معنای علم یقینی و قطعی آمده، به ویژه اینکه قبل از آن، از کلمه «ظن» استفاده شده است.(8) قرآن کریم ضمن آن که ایمان مبتنی بر شناخت برهانی را محترم می داند، از پیمان و میثاقی که مبتنی بر شناخت شهودی انسان است نیز یاد کرده و انسان را به توجه و یادآوری آن پیمان فرا می خواند.

گویاترین آیات در این مورد، آیه شریفه سوره اعراف است که می فرماید: یادآور آن گاه را که خداوند نسل های پیاپی آدمیان را بر نفس های خودشان شاهد قرار داده و پرسید آیا من پروردگار شما نیستم و آن ها گفتند: آری، مشاهده نموده و گواه بر آن شدیم، پس مبادا که در روز قیامت بگویید که ما از این حقیقت غافل بودیم، یا اینکه بگویید پدران ما از قبل شرک ورزیده و ما فرزندان آن ها بودیم. پس آیا ما را به گناه آنان هلاک می نمایی.(9)

در این دو آیه، سخن از برهان و استدلال و یا تعلیم کتاب و حکمت نمی باشد. خداوند در اینجا نمی فرماید ما انسان را به او نشان دادیم تا خلقت خود را ببیند و یا تجرد و فقر خود را مشاهده کند و از این طریق خالق و یا مبدأ تجرد و یا بی نیاز مطلق را اثبات نماید.

از این رو، طبق آیه فوق، رسیدن به یقین از راه شناخت شهودی نیز ممکن است هر چند گاهی مورد غفلت قرار می گیرد.

در قرآن کریم شناخت شهودی نفس از قبیل شناخت مرآتی است. معنی آیه این است که چون نظر به خودکنی نه این است که خود را بینی و از این راه بر بود خداوند استدلال نمایی، بلکه اصلاً خود را مشاهده نکرده فقط خداوند را خواهی دید.(10)

به همین دلیل، در این گونه شناخت جای هیچ اختلافی نیست؛ زیرا که اختلاف وقتی متصور است که انسان خود و مفاهیم منتزعه از نفس خود را به گونه ای مستقل مشاهده نموده و آن گاه در ترتیب قیاس یا در فهم یک قیاس دچار اشکال گردد، یعنی وقتی که انسان برهانی را ارائه می دهد، هر چند که آن برهان را بر اساس دریافت های فطری خود تنظیم کرده باشد، احتمال اشتباه و اختلاف در آن وجود داشته و حتی احتمال عناد و انکار باقی می ماند. گواه این مدعا برهان ابراهیم خلیل علیه السلام است که با استفاده از فطرت، محبت خود را نسبت به حقیقت جاودانه و همیشگی، حد وسط قرار داده فرمود: «لاَ أُحِبُّ الأَفِلینَ»(انعام: 76)

و سرانجام بر این اساس فرمود: «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَالسَّمواتِ وَالأَرْضَ» (انعام: 79) معاندین در برابر این برهان، بهانه ای چند مطرح نموده و سرانجام با سرسختی تمام به انکار خود ادامه دادند. بنابراین، صحنه نظر هرگز خالی از اختلاف نیست.

اما آن گاه که خداوند انسان ها را به خود آن ها نشان می دهد، می فرماید: همه آن ها بدون هیچ اختلافی ربوبیت ما را مشاهده کردند و در پاسخ ما به «بلی» شهادت دادند.

خداوند در این باره می فرماید: ما حقیقت شما را به خود شما نشان دادیم تا هیچ یک از شما به غفلت از آن بهانه نیاورد.

عبارت «واذ اخذ» در ابتدای آیه به معنای یادآوری و به یاد داشتن است. بدین معنا که به یاد داشته باش آن وقت را که خداوند از نسل های آدمیان پیمان گرفت. این به یاد داشتن نشانه آن است که آن صحنه شهادت و گواهی، که اینک مورد غفلت قرار گرفته است، همچنان می تواند مورد توجه و یاد انسان باشد، یعنی آدمی هنوز می تواند آن گفتار و مشاهده حضوری را دریابد.(11)


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: اعتقادی
برچسب‌ها: دانستنی های،اعتقادی

تاريخ : سه شنبه 6 / 4 / 1400 | 8:49 | نویسنده : اکبر احمدی |