.post img { max-width: 500px; /* Adjust this value according to your content area size*/ height: auto; ندای وحی

تفسیر ادبی و عرفانی سوره قدر



 

عابدى بود اندر اسرائيليان
نام او شمسون بسى روشن روان‏

كرده بد هشتاد سال او خود جهاد
با عدوى دين حق با اجتهاد

با صحابه گفت حالش را رسول
بس شدند از استماع آن ملول‏

كه بود ما را چنين طاعت كجا 
با حيات و عمر كوتاه از قضا


آمد اينكه ما فرستاديم چند 
در شب قدر اين كتاب ارجمند

يعنى آن از لوح محفوظ مبين
در سماء دنيوى آمد چنين‏

پس ورا روح الامين در بيست سال 
در جهان آورد ز امر ذو الجلال‏

چه تو را دانا نمود از ليل قدر
با چنان قدر و شرف وان شرح صدر


از هزاران ماه آن شب بهتر است 
اهل طاعت را كه طاعت در خور است‏

بر زمين نازل شوند افرشتگان
با امين وحى جبريل اندران‏


ز امر حق از بهر هر كارى كه هست 
كرده حق تقدير آن در فوق و پست‏

تا طلوع فجر در آن شب تمام
مى‏ نباشد جز سلامت جز سلام‏


نزد تحقيق از كمال سرمدى
ليلة القدر است بنيه احمدى‏

حال كون احتجابش بالعهود
بر مقام قلب از بعد شهود


زانكه ممكن نيست آن انزال خاص 
جز كه در اين بنيه در اين حال خاص‏

نيست ظاهر قدر آن بر هيچكس 
خود شناسد قدر آن احوال و بس‏


جمله اشيا را در آن حال و صفت
مى‏ ببايد از حقايق معرفت‏

چيست دانى ليلة القدر اى عيار 
گر شنيدستى نسيم كوى يار

شرح آن حال ار نمايم هيچ من
منقلب گردم بمانم از سخن‏

خاصه كز يار عزيز آيد پيام
كامشبت من ميهمانم در مقام‏


خانه را خالى كن از بيگانه تو
منتظر بنشين بباب خانه تو

با تو من گويم چه زين حال عجب
كه فراوان ديده‏ام اين روز و شب‏


خانه از غير ار كنى خالى تمام
آيد آن مهمان غيبت لا كلام‏

چون كه آمدكار بر دلخواه تست 
طالع از برج حقيقت ماه تست‏


قوه ‏هاى عقلى و روحى تمام 
تا بصحبت در درودند و سلام‏


منبع : تفسیر صفی 

 


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: تفسیر ادبی و عرفانی سوره قدر

تاريخ : یک شنبه 5 / 4 / 1394 | 10:36 | نویسنده : اکبر احمدی |

چگونه در پناه قرآن باشیم؟

 

 

چکیده

دو سوره ناس و فلق" معوذتان یا معوذتین" نامیده می شوند. زیرا از ویژگی های این دو سوره، این است که با خواندن این دو سوره می توان خود یا کس دیگری را " تعویذ" کرد. تعویذ یعنی در پناه قراردادن، دفع شر کردن و حفظ نمودن. به عبارت دیگر، خواندن این دو سوره باعث دفع بعضی از شرور و آفات خواهد شد. و مُعوذ، اسم فاعل تعویذ و به معنای تعویذ کننده، در پناه قرار دهنده و حفظ کننده است.

 

کلید واژه ها:

کلمه"رب"به معنای" مالک و صاحب اختیار" است. مثل" رب البیت"؛ یعنی صاحب و مالک خانه و لزوماً به معنای" پرورش دهنده" است.

" خناس"

یعنی " آن که خود را بسیار عقب می کشد و پنهان می شود." در روایت آمده است که: شیطان بینی خود را بر قلب انسان می گذارد ( به سراغ انسان می آید)، ولی وقتی این انسان به یاد خدا افتاد، خود را عقب می کشد و مخفی می شود" فاذا ذکر الله خَنسَ"(علل الشرایع/ ص 526). لذا شیطان، خناس نامیده شده است. یعنی بسیار عقب نشینی کننده و پنهان شونده.آشنایی با کلمات و نیز الگوهای زبانی به کار رفته در قرآن کریم، در فهم معانی ظاهری این کتاب مقدس، نقش بسیار مهمی دارد، ولی متأسفانه عربی آموختگان کشور ما، از زبان عربی، بیشتر با قواعد آن، اعم از صرف یا نحو، آشنایی دارند و از لغت و نیز" الگوهای جمله" (sentens structur) عموماً غافلند.

در این مقاله سعی خواهد شد، به خواست خداوند متعال مختصری درباره ریشه یابی لغات سخن گفته شود.

بحث را از سوره مبارکه" ناس" شروع می کنیم . البته در آغاز و پیش از شروع توضیح واژه ها و مفردات این سوره، بی مناسبت نیست درباره نام دیگر سوره ناس که در واقع نام مشترک دو سوره ناس و فلق است توضیح مختصری بدهیم.

دو سوره ناس و فلق، معوذتین یا معوذتان- با کسر واو(رازی/461)- نیز نامیده می شوند. معوذ اسم فاعل از تعویذ است. تعویذ یعنی" چیزی را در پناه چیز دیگر قرار دادن".عوذه: وقاه (راغب/352) و این دو سوره از این جهت، معوذتین نامیده شده اند که با" قل اعوذ" آغاز می شوند ( ابن منظور3/499، زبیدی5/382) یعنی انسان با خواندن این دو سوره، خود را- یا کس دیگر را- در پناه خداوند قرار می دهد. از جمله ویژگی هایی که برای این دو سوره، در روایت ذکر شده است، دفع بعضی از شرور و آفات است. برای مثال در روایتی از امام باقر علیه السلام، چنین نقل شده است:

رسول اکرم صلی الله علیه و آله به بیماری سختی مبتلا شده بودند و از درد شدیدی رنج می بردند، جبرائیل و میکائیل علیهماالسلام، به خدمت ایشان آمدند. جبرائیل بالای سر آن حضرت و میکائیل پایین پای ایشان نشستند. آن گاه جبرائیل با " قل اعوذ برب الفلق" و میکائیل با" قل اعوذ برب الناس" آن حضرت را تعویذ کردند.(طبرسی10/560) یعنی برای دفع شر از آن حضرت، این دو سوره را برایشان خواندند.

و نیز نقل کرده اند که رسول اکرم (ص) بعد از این که، کسی درصدد سحر کردن ایشان برمی آمد، خود را با این دو سوره" تعویذ" می کردند و نیز دو فرزند دلبند خود، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام  را نیز با این دو سوره تعویذ می نمودند.( ابن منظور 3/499)

 

 

واژه های سوره ناس

از بین کلمات این سوره، سه واژه"رب"، " وسواس و وسوسه" و" خناس" را توضیح می دهیم.

رب

" رب" را معمولاً مربی و پرورش دهنده معنی می کنیم.ولی باید در نظر داشت که در عربی قدیم، این کلمه بیش تر معنای" مالک" و " صاحب اختیار" را می رسانده است. برای مثال:

الرب: المالک ( زمخشری1/10)

رب کل شیء: مالکه ( رازی، 228)

الرب هو الله عزوجل، هو رب کل شیء ای مالکه ( ابن منظور1/399).

رب کل شیء مالکه و مستحقه و قیل: صاحبه و یقال: فلان رب هذا الشیء ای ملکه له و کل من ملک شیئاً فهو ربه.(همان)

ربه یربه ربا: ملکه ... و انه لمربروب بین الربوبة ای لمملوک. و العباد مربوبون الله- عزوجل- ای مملوکون. (همان/400)

و نیز گفته می شود:

لان یربنی فلان احب الی من ان یربنی فلان. یعنی اگر فلانی مالک من بشود و من برده او گردم، برایم محبوب تر است تا فلانی مرا مالک گردد و مرا برده خود کند.( ابن منظور 1/400، زمخشری1/10).

یا در داستان اصحاب فیل آمده است که وقتی ابرهه به اطراف مکه رسید و آنجا اردو زد. مردم از ترس، به کوه های اطراف گریختند و سپاهیان او200 شتر عبدالمطلب را غارت و تصاحب کردند. جناب عبدالمطلب به نزد او رفت و درباره شتران خود از وی پرسید. ابرهه گفت: فکر می کردم تو مرد بزرگی هستی، ولی الان از چشمم افتادی. من آمده ام این خانه را که دین و آیین و شرافت آباء و اجدادی شما به آن بستگی دارد، نابود کنم، ولی تو به دنبال تعدادی شتر هستی که از تو گرفته اند!

فقال:انا رب الابل و للبیت رب سیمنعه. (زمخشری4/798)، یعنی گفت: من مالک شتران هستم و این خانه هم مالکی دارد که آن را حفظ خواهد کرد.

پر واضح است که منظور جناب عبدالمطلب این نبوده است که: من پرورش دهنده شتر هستم یا شتر چرانم! و یا این خانه پرورش دهنده ای دارد!!

پس به هر حال معنای اصلی رب،- همان طور که در مثال های فوق روشن شد، عبارتست از: مالک و صاحب اختیار. پس " رب الناس" یعنی " مالک و صاحب اختیار مردم"

بی مناسبت نیست در این جا به این نکته اشاره کنیم که: با توجه به این معنی" رب"، " عبد" بودن، مردم و نیز تمامی آنچه در جهان است، بهتر روشن می شود. زیرا" عبد" یعنی" برده"، و" مملوک".

ما عادت کرده ایم" عبد" را به معنای" بنده" ترجمه کنیم، حال آن که" عبد" یعنی" برده"، " آن که در مالکیت کسی قرار می گیرد و مالک و صاحب اختیاری دارد."

خداوند رب است و هر چه در آسمان ها و زمین است" عبد" و" مملوک" است." ان کل من فی السموات و الارض الا اتی الرحمن عبدا"( مریم:93) و لذا وقتی انسان سر به سجده می گذارد و می گوید: سبحان ربی الاعلی و بحمده، چه زیبا است که در نظر آورد، در واقع در مقابل مالک و صاحب اختیار خود، و نه پرورش دهنده خود، سر به خاک تسلیم می ساید و اظهار ذلت، کوچکی و بردگی می کند و می گوید:پاک و منزه و بی عیب است، مالک و صاحب اختیار من، این برده بی مقدار، و به حمد و ستایش او مشغولم.

 

وسواس، یوسوس

نخست توضیحی درباره وزن این کلمه می دهیم: " وسواس" اسم مصدر است، ولی به خاطر مبالغه، به معنای وصفی به کار رفته است. ولی وسواس با کسر واو، مصدر است ( زمخشری4/823). به کار بردن مصدر یا اسم مصدر به جای صفت در عربی شایع است، مثل " زید عدل" به جای" زید عادل".

اما معنای آن:

" وسوسة" یعنی سخن گفتن پنهانی. وسوسه: کلمه کلاماً خفیا. و نیز الوسواس: همس الصائد و الکلاب و هوالصوت الخفی

( زبیدی9/31). وسواس یعنی صدای آهسته صیاد و سگ های[او] و آن عبارتست از صدای پنهان و آهسته. مخفی نماند که " همس" یعنی صدای آهسته؛ صدای ظریف زیور آلات را نیز" وسواس" گویند(همان).

پس " وسواس" در معنای وصفی یعنی کسی که آهسته سخن می گوید و بی سر و صدا حرف می زند.

گویی شیطان بی سرو صدا و آرام به سراغ طعمه خود می رود و آهسته و مخفیانه با او سخن می گوید. و " یوسوس" نیز یعنی آهسته و بی سر و صدا سخن می گوید.

 

خناس

" خناس" صیغه مبالغه از ماده " خُنوس" است. خنوس یعنی پنهان شدن بعد از آشکار بودن. الاختفاء بعدالظهور،( طبرسی10/559) و نیز به معنای عقب رفتن و کناره گیری کردن است." خنس" تأخر و انقبض،( زبیدی 8/268) برای این که به معنای ماده " خنس" بهتر پی ببریم، خوب است به آیه شریفه " فلا اقسم بالخنس" (تکویر: 15) نیز اشاره کنیم . خداوند در این آیه به " خنس" قسم یاده کرده است. " خنس" جمع مکسر بر وزن" فُعّل، و مفرد آن:" خانس" است. مثل: ساجد و سُجّد، راکع و رُکع.

صرف نظر از گفته های مفسران درباره " خنس" و این که مراد از این کلمه در آیه مورد بحث چیست، اگر به آیه بعدی مراجعه کنیم، درمی یابیم که " خنس" یعنی چیزهایی که حرکت می کنند و سپس پنهان می شوند ( الجواری الکنس). " جواری" جمع جاری، به معنای چیزهایی است که حرکت و جریان دارند. و" کنس" جمع کانس، به معنای آهوانی است که در کِناس خود مخفی می شوند. " کناس" یعنی مکان و مأوایی لابه لای درختان که آهو خود را در آن جا پنهان می کند ( محمود شلتوت و دیگران2/501). پس خنس، هر چه و هر که باشند، یکی از ویژگی هایشان پنهان شدن بعد از آشکار شدن است.

بعضی از مفسران خنس را در این جا به معنای سیاره های خاص دانسته اند که پس از طلوع و سیر و حرکت در فلک خود، مجدداً غروب می کنند و پنهان می شوند (طباطبائی 20/239). پس کاملاً روشن می شود که : خناس یعنی" بسیار کناره گیری کننده و عقب رونده یا بسیار مخفی شونده  و" وسواس خناس" یعنی" آن که آهسته و بی سر و صدا و بدون جلب توجه به سراغ انسان می آید و با او سخن می گوید و بسیار مخفی می شود و عقب می نشیند."

در روایتی از پیامبراکرم(ص) چنین آمده است:

" ان الشیطان واضع خطمه علی قلب ابن آدم فاذا ذکرالله سبحانه خنس"( طبرسی10/561) شیطان بینی(منقار) خود را بر قلب انسان می گذارد. وقتی او به یاد خدا بیفتد شیطان عقب نشینی می کند و پنهان می شود.

و ظاهراً به همین خاطر، خداوند، شیطان را" خناس" نامیده است.

 

منابع:

1. قرآن کریم.

2. تاج العروس من جواهرالقاموس. محمد مرتضی الزبیدی، دارالفکر، بیروت، 1414ه، 1994م.

3. الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل. محمودبن عمرالزمخشری، دارالکتاب العربی، بیروت، بدون تاریخ.

4. لسان العرب، محمدبن مکرم، ابن منظور افریقی، نشر ادب الحوزة، قم، 1405ه.ق، 1363 ه.ش.

5. مجمع البیان علوم القرآن. ابوعلی فضل بن الحسن الطبرسی، رابطة الثقافة الاسلامیة، تهران1417ه، 1997م.

6. مختار الصحاح. محمدبن ابی بکر الرازی، مؤسسة الرسالة بیروت، 1413ه. 1992م.

7. معجم الفاظ القرآن الکریم، مجمع اللغة العربیة قاهره. محمود شلتوت و دیگران، انتشارات ناصرخسرو، قم، 1363ه.ش.

8. المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبائی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1417ه. 1997م.

9. المفردات. ابوالقاسم الحسین بن محمد الراغب الاصفهانی، المکتبة المرتضویه، تهران، بدون تاریخ.

"دکتر حمیدرضا مستفید"، مجله گلستان قرآن.


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: چگونه در پناه قرآن باشیم؟

تاريخ : یک شنبه 5 / 4 / 1394 | 8:5 | نویسنده : اکبر احمدی |
تاريخ : پنج شنبه 4 / 4 / 1394 | 8:36 | نویسنده : اکبر احمدی |

اگر انسان با ديد بصيرت بنگرد ، مي بيند كه اين سختي ها بجز خير براي انسان چيزي ندارد.نمونه اش همين روزه ، آنهم در اين هواي گرم؛ درست است كه سختي دارد اما:  إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا

 

داستانك:

پس از آنکه حضرت مریم علیها السّلام از دنیا رفت، حضرت عیسی علیه السّلام جنازه ی او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت: «مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟»
مریم علیها السّلام پاسخ داد: «آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می گرفتم»


  منبع: داستان هایی از یاد خدا، صفحه ۲۸

 

ثواب روزه گرفتن در گرما و در حال تشنگى

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام:

مَنْ صَامَ يَوْماً فِي الْحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَأٌ وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَمْسَحُونَ وَجْهَهُ وَ يُبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ رَوْحَكَ مَلَائِكَتِي اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَه‏

 

يونس بن ظبيان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است:

كسى كه در گرما يك روز را روزه بدارد و تشنگى را تحمل كند، خداوند هزار فرشته را بر او میگمارد تا دستهاى خود را بر روى او كشيده و او را بشارت دهند، و پس از آنكه افطار كرد خداوند میفرمايد: چقدر خوش بويى! اى فرشتگان من گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.

 منبع: ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صفحه ۱۴۸

 

محاسبه اول ماه رمضان

محاسبه اول ماه رمضان
مرحوم سیّد بن طاووس رضوان اللّه تعالی علیه ، به نقل یکی از اصحاب به نام ابوالهیثم ، محمّد بن ابراهیم حکایت کند: روز اوّل ماه رمضان ، پدرم خدمت امام حسن عسکری علیه السلام شرفیاب شد و مردم در آن روز اختلاف داشتند که آیا آخر ماه شعبان است یا آن که اوّل ماه رمضان می باشد؟! موقعی که پدرم بر آن حضرت وارد شد، فرمود: جزء کدام گروه هستی و در چه حالی می باشی ؟ پدرم عرضه داشت : ای سرورم ! یاابن رسول اللّه ! من فدای شما گردم ، امروز را قصد روزه کرده ام . امام علیه السلام فرمود: آیا مایل هستی که یک قانون کلّی را برایت بگویم تا برای همیشه مفید باشد و نیز دیگر بعد از این ، نسبت به روزهای اوّل ماه رمضان شکّ نکنی ؟ پدرم اظهار داشت : بلی ، بر من منّت گذار و مرا راهنمائی فرما. حضرت فرمود: دقّت کن که اوّل ماه محرّم چه روزی خواهد بود که اگر آن را شناختی برای همیشه سودمند است و دیگر برای ماه رمضان مشکلی نخواهی داشت . پدرم گفت : چگونه با شناختن اوّل محرّم ، دیگر مشکلی برای ماه رمضان نخواهد بود؟! و سپس افزود: خواهشمندم چنانچه ممکن باشد، برایم توضیح بفرما، تا نسبت به آن آشنا بشوم ؟ امام علیه السلام فرمود: خوب دقّت کن ، هنگامی که روز اوّل ماه محرّم فرا می رسد - که با تشخیص صحیح آن را که به دست آورده باشی -. پس اگر اوّل محرّم ، روز یک شنبه باشد، عدد یک را نگه بدار. و اگر دوشنبه باشد، عدد دو، نیز اگر سه شنبه بود عدد سه و برای چهارشنبه عدد چهار و برای پنج شنبه عدد پنج ، همچنین برای جمعه عدد شش و برای شنبه ، عدد هفت را در نظر بگیر. بعد از آن ، حضرت افزود: سپس همان عدد مورد نظر را - که مصادف با اوّلین روز محرّم شده است - با عدد ائمّه اطهار علیهم السلام - که عدد دوازده می باشد - جمع کن . سپس از مجموع اعداد، هفت تا هفت تا، کم بکن و در نهایت ، دقّت داشته باش که عدد باقیمانده چیست ؟ اگر عدد باقیمانده هفت باشد پس اول ماه رمضان شنبه خواهد بود و اگر شش باشد ماه رمضان جمعه است و اگر پنح باشد ماه رمضان پنج شنبه است و اگر چهار باشد ماه رمضان چهارشنبه خواهد بود؛ و به همین منوال تا آخر محاسبه را انجام بده ، که انشاءاللّه موافق با واقع در خواهد آمد.

این مطلب  رومدتها پیش در یک سایت ایینترنتی خوندم  البته منبعش یادم نیست  اماخیلی برام جالب بود

 


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: روزه و گرما !!! واي!!!

تاريخ : پنج شنبه 4 / 4 / 1394 | 8:2 | نویسنده : اکبر احمدی |

لقمان حکیم رضى الله عنه پسر را گفت: امروز طعام مخور و روزه دار، و هر چه بر زبان راندى، بنویس. شبانگاه همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان؛ آنگاه روزه‏ات را بگشا و طعام خور. شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند. دیروقت شد و طعام نتوانست خورد. روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام  نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند، آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد.

 

روز چهارم، هیچ نگفت. شب، پدر از او خواست که کاغذها بیاورد و نوشته‏ها  بخواند. پسر گفت: امروز هیچ نگفته‏ام تا برخوانم. لقمان گفت: پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که در روز حقیقت، آنان که کم گفته‏اند، چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى!

من روزه ام را از روی ... نشکستم

داستانی را که الان دارم می نویسم واقعی است . و مربوط به سالیان خیلی خیلی دور می شه .
فکر کنم اکثرتون اسم حسین بن منصور حلاج را تو کتاب های ادبیات شنیده باشید ....ولی کی این ادم کی بود ؟
این قسمت کوچیک را زندگیش را امروز معلم ادبیات مون برامون تعریف کرد که من خودم خیلی خوشم اومد و تصمیم گرفتم تو انجمن بزارمش ....

فکر کنم که همه می دونند ادم های جزامی که شکل و قیافه ای دارند و اگر فیلم دکتر قریب را دیده باشید حتما دیدید که مردم جزامی صورات هاشون را می پوشوندند تا دیده نشد چون اگر حکومت انها را می دیده سریع دارشون می زده ...برای همین صورت هاشون را همیشه می پوشاندند ....
همه می دونید که بیماری جزام ذره ذره گوشت و تن را می خوره و یهو می بینید که یکی یک طرف از صورتش کاملا ریخته و نه لپ داره نه گونه ....و از بیرون صورت دندوناش معلومه ....یا یک تیکه از استخوان دستشون معلومه و گوشتاش همه ریخته ....بیمارای جزامی چهره های خیلی خیلی دردناکی دارند .طوری که هر کسی نمی تونه بهشون نگاه کنه ....

الان این افراد خیلی کم شدن و جلو این بیماری داره گرفته میشه ... یه دهکده ای است نزدیک تبریز که اون ادمها را توش نگه داری می کنند ....باورتون میشه وقتی در خواست دادن برای این که چند تا پرستار استخدام کنند تا به اونها غذا بده هیچ کس حاظر نشد ...چرا خیلی ها اومدند تا کار کنند ولی وقتی از نزدیک اون جا را دیدند همه جا زدند .....
در خواست را جهانی دادند .....چند تا راهبه از فرانسه و ایتالیا بلند شدند اومدند واسه پرستاری از این ادما ....
چند تا راهبه !!! اون هم از کشور های دیگه ! به خدای خیلی درد خیلی ! اگه کسی رفته اون جا از نزدیک اون جا را دیده بیاد تعریف کنه ...ولی فکر نمی کنم کسی رفته باشه ....اگه هم رفته باشه وسط راه برگشته .

به هر حال ...

داستان از اون جایی شروع میشه که ...

ظهر یکی از روزهای رمضان بود ....حسین حلاج همیشه برای جزامی ها غذا می برده و اون روز هم ...داشت از خرابه ایی که بیماران جزامی توش زندگی می کردند می گذشت ....جزامی ها داشتند ناهار می خوردند ...ناهار که چه ؟ ته مونده ی غذاهای دیگران و و چیزهایی که تو اشغال ها پیدا کرده بودند و چند تکه نان...یکی از اون ها بلند میشه به حلاج می گه : بفرما ناهار !
- مزاحم نیست ؟
- نه بفرمایید.
حسین حلاج میشینه پای سفره ....یکی از جزامی ها رو بهش می گه : تو چه جوریه که از ما نمی ترسی ...دوستای تو حتی چندششون می شه از کنار ما رد شند ...ولی تو الان....
حلاج میگه : خب اون ها الان روزه هستند برای همین این جا نمیاند تا دلشون هوس غذا نکنه .
- پس تو که این همه عارفی و خدا پرستی چرا روزه نیستی ؟
- نشد امروز روزه بگیرم دیگه ...

حلاج دست به غذا های می بره و چند لقمه می خوره ...درست از همون غذا هایی که جزامی ها بهشون دست زده بودند ...( تو رو خدا این جوری نخونید ...به خدا شما های حتی حاظر نیستید کنار این جور ادمها بشینید چه برسه که دهنی غذاشون را بخورید ...کار اسونی نبوده ...)

چند لقمه که می خوره بلند میشه و تشکر می کنه و می ره ....

موقع افطار که میشه منصور غذایی به دهنش می زاره و می گه : خدایا روزه من را قبول کن ....
یکی از دوستاش می گه : ولی ما تو را دیدیم که داشتی با جزامی ها ناهار می خوردی 

حسین حلاج در جوابش می گه : اون خداست ...روزه ی من برای خداست ...اون می دونه که من اون چند لقمه غذا را از روی گرسنگی و هوس نخوردم ....دل بنده اش را می شکستم روزه ام باطل می شد یا خوردن چند چند لقمه غذا ؟؟؟

ماجرای هدیه 200 دیناری خلیفه سوم به ابوذر غفاری/داستان مردی که یک هفته نان خشک خورد

آیت‌الله جاودان می‌گوید: هر کس که راضی به رضای الهی باشد خداوند متعال سه خصلت به او می‌بخشد؛ شکری که در آن ابداً جهلی نباشد، ذکری که در آن نسیان نباشد و سوم محبتى که با وجود آن هیچ گاه محبت مخلوقات را بر محبت من ترجیح ندهد.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، آیت‌الله محمدعلی جاودان از اساتید اخلاق شهر تهران در جلسه اخلاق خود، در تشریح حدیث «معراج» به بیان  اثرات روزه مقبول پرداخت.

 

خبرگزاری فارس: ماجرای هدیه 200 دیناری خلیفه سوم به ابوذر غفاری


وی با اشاره به اینکه ما از صد هزار بهره روزه یک بهره می‌بریم و آن هم گرسنگی است، گفت: روزه این ماه هزاران هزار بهره دارد ولی ما از آن گرسنگی را می‌بریم. فرموده‌اند وقتی روزه می‌گیرید چشمتان، دستتان، گوشتان و حتی پوست بدنتان روزه باشد؛ اگر اینگونه باشیم، روزه قبول می‌شود. روزه‌ای که قبول شود، سپری است در برابر آتش.

این استاد اخلاق با اشاره به حدیث معراج درخصوص روزه مقبول اظهار داشت: این حدیث در بین احادیث شیعه بی‌نظیر است. در یکی از فرازهای این گفت‌و‌گو خداوند به رسولش(ص) می‌فرمایند که «یا احمد! هل تعلم ما میراث الصوم؟» آیا می‌دانی نتیجه روزه چیست؟ در تمام این مدت که خداوند پیامبر را مخاطب قرار می‌دهد، خدای تبارک و تعالی سوال می‌کنند و پیامبر (ص) پاسخ می‌دهند: خیر یا الهی و آنگاه خداوند تبارک و تعالی توضیح می‌دهند.

*کم سخن گفتن حکمت به بار می‌آورد

آیت‌الله جاودان عنوان کرد: خداوند فرمودند: ثمره روزه این است که انسان کمتر می‌خورد و کمتر سخن می‌گوید. کمتر حرف زدن چه نتیجه‌ای دارد؟ خداوند فرمودند: کم سخن گفتن حکمت به بار می‌آورد. نتیجه حکمت هم معرفت است و معرفت منجر به یقین می‌شود. یقین می‌دانید تا کجا انسان را می‌برد؟ انسان همین که از دنیا به آن طرف رفت می فهمد سرمایه‌اش چقدر است. آن وقت است حسرت می‌خورد که ای کاش آن روز این کار را نکرده بودم و این کار را کرده بودم. ای کاش آن حرف را زده بودم و ای کاش آن حرف را نزده بودم. ای کاش آن چیز را نخورده بودم و ای کاش آنجا را نرفته بودم. آنجاست که انسان، حسرت، حسرت و حسرت می‌خورد.

وی با بیان اینکه سکوت به این معناست که شخص هرچه لازم است می‌گوید و ممکن است یک وقت لازم باشد که مزاح کند، به نتیجه یقین که منجر به بی‌باکی انسان می‌شود، اشاره کرد و تصریح کرد: فردی که به یقین رسیده، برایش فرقی ندارد که صبح فردا از خواب برخواست، نان دارد بخورد یا ندارد.

*ماجرای 200 دینار هدیه عثمان به ابوذر

این استاد اخلاق ادامه داد: خلیفه سوم 200 دینار برای  ابوذر فرستاد. ابوذر پرسید این پول را برای چه آوردید؟ آیا این حقوق بیت‌المال است که قطع کرده بودید؟ گفتند: نه این هدیه و بخشش از مال پاک و حلال خلیفه است که برای شما فرستاده‌اند. گفت بروید سفره‌ام را باز کنید و ببینید دو قرص نان دارم که یکی برای امروزم و یکی برای فردایم است، بنابراین به این پول احتیاجی ندارم. 200 دینار شاید یک‌سال زندگی‌اش را اداره می‌کرد ولی وقتی بنده به یقین رسید، دیگر باکی از روزی ندارد.

*بزرگی انسان یعنی سختی و آسانی برایش فرقی نکند

آیت‌الله جاودان با تاکید بر اینکه باکی نداشتن بدان معنا نیست که روزه بگیری و کم بخوری و کم حرف بزنی که حکمت و معرفت و یقین پیدا کنی و بعد هم تمام عمرت در بلا باشی؟، گفت: این «باکش نیست» مهم است. اصلا تمام عالم برای من است، مهم نیست؛ هیچی هم ندارم باز هم مهم نیست. این «مهم نیست»، مهم است. یعنی انسان اینقدر بزرگ شده که همه عالم باشد و نباشد فرقی ندارد.

وی خاطرنشان کرد: امثال ما اگر امشب افطاری نداشته باشیم، نماز که می‌خواهیم بخوانیم، اصلا در نماز نیستیم و می‌گوئیم افطاری را چکار کنم؟ اگر زن و بچه هم داشته باشیم که بیشتر. بزرگی آدم به انداز‌‌ه‌ای است که برای او سختی و آسانی فرقی نمی‌کند.

*داستان مردی که یک هفته نان خشک خورد

وی با اشاره به داستانی از فردی که در یکی از حجرات صحن امیرالمومنین(ع) زندگی می‌کرد، اظهار داشت: یک آقایی بود که هر روز برای این فرد نان می آورد و تمام 24 ساعت زندگی این فرد نیز با همین نان سپری می‌شد. از قضا این فردی که نان می‌آورد، به نحوی مریض شد که تا یک هفته نتوانست حرکت کند. بعد یک هفته رفت در حجره فرد  گفت نمی‌دانم در این یک هفته‌ای که من نتوانستم بیایم، بر سر شما چه گذشت؟ او جواب داد: طوری نبود. یک مقدار نان خشک مانده بود، آنها را استفاده کردم. این بزرگی مهم است. سیری و گرسنگی مهم نیست، مهم همین بزرگی است که نه در بند سیری و نه در بند گرسنگی است و سختی روزگار او را فلج نمی‌کند و کمرش را خم نمی‌کند.

*3 خصلت خداوند برای کسانی که راضی به رضای اویند

آیت‌الله جاودان در ادامه حدیث معراج گفت: خداوند می‌فرمایند: «فهذا مقام الراضین» این افراد در اثر این مقدمات و یقین به مقام کسانی رسیده‌اند که از خدای خود راضی‌اند و حوادث تلخ، اوقات آنها را تلخ نمی‌کند. در ادامه حدیث آمده «فمن عمل برضاى، الزمه ثلاث خصال» یعنی هر کس راضی به رضای من باشد، من سه خصلت را از او جدا نمی‌کنم. اول شکری که در آن ابداً جهلی نباشد. شکر یعنی در تمام عمرش شادمان است زیرا شاکر بودن نتیجه شادمانی از یک امری است. دوم ذکری که در آن نسیان نباشد، و سوم محبتى که با وجود آن هیچگاه محبت مخلوقات را بر محبت من ترجیح ندهد.

*ضمانت سر علامه طباطبایی برای رسیدن به حکمت با سکوت

وی با بیان اینکه رسیدن به این محبت در اثر سکوت است، تصریح کرد: بزرگی می‌گفتند که خدمت علامه طباطبایی رسیدیم. ایشان می‌گفت: من سرم را ضمانت می‌کنم که کسی دهانش را ببندد، به حکمت می‌رسد. کسی که به حکمت برسد، به محبت خداوند خواهد رسید. ما اصلا نمی‌توانیم این محبت را تصور کنیم و اگر یک سر سوزن از آن را بچشیم به خاطر آن از دنیا و آخرت می‌گذریم. آن موقع است که اگر درب بهشت را باز کنند و بگویند برو در بهشت، نگاه به بهشت نمی‌کند.

این استاد اخلاق عنوان کرد: در ادامه این حدیث آمده است: «اذا احبنى احببته» اگر بنده مرا دوست بدارد، من او را دوست خواهم‌داشت. «و حببته الى خلقى» مخلوقاتم را وادار خواهم کرد او را دوست بدارند؛ «و افتح عین قلبه الى جلالى و عظمتى» و چشم دلش را به عظمت و جلال خودم باز خواهم کرد. عظمت و جلال خدا در عالم پر است؛ «فلا اخفى علیه علم خاصة خلقى» بندگان مخصوصم را با هم آشنا می‌کنم؛ «فاناجیه فى ظلم اللیل و نور النهار» و در تاریکی شب و روشنی روز با او نجوا می‌کنم. نجوا یعنی سخن گفتن پنهانی. شما اینجا نشستی و مرا نگاه می‌کنی ولی در آنجا نشستی و صحبت می‌کنی.

*ذکر خاطره‌ای از آیت‌الله حق‌شناس

این استاد اخلاق نجوا را پنهانی سخن گفتن معنا و تصریح کرد: چنین فردی مانند پیامبر(ص) زندگی روزمره‌اش را دارد، مشغول کار و فعالیت است اما مناجاتش هم برقرار است و در ذکر دائم است. «حتى ینقطع حدیثه مع المخلوقین» دیگر با مخلوقات من حرف نمی‌زند. با مردم حرف می‌زند ولی حرف نمی‌زند. ماجرایی نقل کرده‌ام از آیت‌الله حق‌شناس که نهار منزل ما در مشهد بودند، ایشان سؤال پرسیدند که غذا را چطور درست کردی؟ من شروع به گفتن کردم و  در بین پاسخ متوجه شدم که مرا نگاه می‌کنند ولی گویا که اینجا نیستند. من صحبتم را قطع کردم؛ وقتی ایشان برگشتند، نپرسیدند که چی بود؟

آیت‌الله جاودان به ذکر یک داستان دیگر در همین زمینه پرداخت و گفت: فردی به بزرگی خدمت کرده بود. مثلا سه یا چهار ماه آن بزرگ مریض بود و این فرد به او خدمت کرده بود. وقتی حال او بهتر شد، به فردی که خدمتش کرده بود گفت به تو چه بدهم؟ گفت من یک چیز دیگر از شما می‌خواهم. آن بزرگ به او گفت برو و فردا بیا. فردا که آمده بود دید آن مرد بزرگ به روی جانماز نشسته بود. او هم کنارش نشست. همانطور که نشسته بود، آن بزرگ به روی زانوی این فرد زد و روح او از بدنش بیرون آمد و تا نزدیکی طبقه اول بهشت بالا رفتند. مکانهای بسیار زیبا و صداهای بسیار خوشی آنجا بود که بهترین صداهای روی زمین نسبت به آن مانند صدای گوش دراز بود. باور کنید آنجا طبقه اول هم نبوده.

وی در ادامه حدیث معراج به تشریح «و اسمعه کلامى و کلام ملائکتى و اعرفه سرى الذى سترته عن خلقى و البسه الحیاء حتى تستحیى منه الخلق کلهم» پرداخت و اظهار داشت: سخن خود را به گوش او می‌گویم و با او حرف می‌زنم و ملائکه من با او حرف می‌زنند و سرّ خود را با او در میان می‌گذارم. در بعضی روایات آمده که سرّ قَدَر را می‌فهمد. یعنی چرایی همه چیز را می‌فهمد هیچ سوالی برایش باقی نمی‌ماند.

* گناهان نمی‌گذارند مزه نماز را بچشیم

به گفته این استاد اخلاق، همه این‌ برکات از سکوت ناشی می‌شود. این بسیار سخت است اما اگر ما بتوانیم در ماه رمضان از چشم و گوش و زبانمان مراقبت کنیم، روزه‌مان قبول است و کمی از مزه ماه رمضان که خیلی عظیم است را می‌چشیم. مزه‌ای که، کم آن هم خیلی زیاد است. توصیه این است که بیشتر مواظبت کنیم.هر چه بیشتر مواظبت کند، بهره‌اش بیشتر می‌شود. یکی از بهره‌های ماه رمضان این است که گناهان بخشیده می‌شود و در روایات متعددی آمده که در هر افطار و هر شب جمعه و نیمه ماه و هر احیاء هزاران هزار نفر بخشیده می‌شوند. انشاء‌الله ما هم بین آنها باشیم. اگر گناهان بخشیده و پاک شوند آن وقت مزه نماز را خواهیم چشید. زیرا گناه است که نمی‌گذارد مزه نماز را بچشیم.

*باید با کمک خدا گناه را ترک کرد

وی افزود: یک کار خیلی خوب که انسان بتواند بکند این است که قول ترک یک گناه را بدهیم. به خدا هیچ وقت قول ندهید چون اگر قول بدهید، شما را به خودتان وا می‌گذارد که به قولت عمل کنی؛ باید قول بدهی به کمک و مدد خداوند. خدایا به مدد تو این کمک را دیگر نمی‌خواهم بکنم.

این استاد اخلاق با تاکید بر اینکه نباید در مناجات کم گذاشت، گفت: شاید آن یکی را که کم گذاشتی، بشود قبول شود. ما کلمه را می‌گوییم و اوست که باید ببخشد. شاید این یکی که گفتیم مورد قبول واقع شود.

 

 

 


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: روزه ی سکوت!

تاريخ : پنج شنبه 4 / 4 / 1394 | 7:47 | نویسنده : اکبر احمدی |

در روایت است که روزه چهار گروه مقبول نیست:
حضرت صادق ( علیه‏السلام) فرمود: لا صیام لمن عصی الامام، و لا صیام لعبد آبق حتی یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب، و لا صیام لولد عاق حتی یبر، (1) ؛ روزه نیست ‏برای کسی که امام و پیشوای خود را نافرمانی کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فراری، تا مراجعت کند و به خدمت ‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمی‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمی‏گیرد، و روزه به حساب نمی‏آید .

حضرت فاطمه (علیهاالسلام) در آداب صائم سخن می‏گوید:
حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار می‏فرماید: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد. یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنی ها و نوشیدنی ها و مبطلات دیگر و خلاصه‏ای از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند می‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است.

 

اثرات منفی غیبت و نمامی در روزه :

امام رضا علیه‏السلام فرمود: «از غیبت مۆمن اجتناب کنید، و از نمامی بپرهیزید، براستی که غیبت و نمامی روزه صائم را باطل می‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل می‏گرداند) ، ولی از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتی نیست، (یعنی آنان از خود هتک حرمت نموده‏اند، و آبرو از خویش برده‏اند).» (3)

 

روزه از زبان پیامبر اسلام(ص)

 رسول گرامی خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: هر زنی که شوهر خویش را به زبان بیازارد، خداوند هیچ عمل و حسنه‏ای را از او قبول نکند، تا شوهر را راضی سازد، اگر چه در تمامی روزهای عمرش روزه باشد، و تمامی شب های زندگیش را به نماز ایستاده باشد، و تمامی بندگان را آزاد سازد، و همیشه ملازم گردن اسبان (که حاکی از جهاد دائمی است) در راه خدا بوده باشد، اول کسی است که وارد آتش جهنم خواهد شد، و نیز اینچنین است اگر مرد به زوجه خویش ظلم نماید، (یعنی همه این عذابها برای آن مرد نیز جاری خواهد بود. ) (5)



داستان دو زن روزه‏دار که غیبت مردم می‏کردند:
روایت ‏شده دو زن در عهد پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزه‏دار بودند، در آخر روز حالشان از شدت گرسنگی و تشنگی وخیم شد و نزدیک بود که تلف گردند، پس فرستادند کسی را پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که تا از آن حضرت اذن افطار بگیرند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) ظرفی را فرستاد برای آن زنان، فرمود: به ایشان بگو که در داخل این ظرف قی کنید آنچه که خوردید، پس یکی از آندو قی کرد نیمی از آن ظرف را از لخته‏های خون و گوشت‏خالص پر کرد، و آن دیگری نیز با قی کرد خویش بقیه ظرف را پر نمود، مردم از این ماجرا به شگفت درآمدند و تعجب کردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: این دو زن از آنچه که بر آنها حلال بود امساک نمودند، و بر آنچه که بر آنان حرام بود روزه خویش را باطل نمودند، به این صورت که نشستند در کنار هم دیگر، از مردم غیبت کردند، و این است آنچه که پشت‏سر مردم گفتند که در این ظرف است، از گوشتهای آنان.

 

 


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: چند حدیث زیبا در مورد روزه

تاريخ : پنج شنبه 4 / 4 / 1394 | 7:38 | نویسنده : اکبر احمدی |

بیماری و منع پزشک‏

س 748: بعضی از پزشکان که به مسائل شرعی ملتزم نیستند، بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع می‏کنند، آیا گفته این پزشکان حجت است یا خیر؟

ج: اگر پزشک امین نباشد و گفته او هم اطمینان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتباری ندارد و در غیر این صورت نباید روزه بگیرد.

س 749: مادرم تقریباً سیزده سال بیمار بود و به همین دلیل نمی‏توانست روزه بگیرد. من دقیقاً اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتیاج به مصرف دارو بوده است، امیدواریم ما را راهنمایی فرمایید که آیا قضای روزه‏ها بر او واجب است؟

ج: اگر ناتوانی او از روزه گرفتن بر اثر بیماری بوده، قضا ندارد.

س 750: من بر اثر ضعف جسمانی از ابتدای سن بلوغ تا دوازده سالگی روزه نگرفته‏ام، در حال حاضر چه تکلیفی دارم؟

ج: واجب است روزه‏هایی را که در ماه مبارک رمضان نگرفته‏اید با اینکه به سنّ تکلیف رسیده بودید، قضا کنید، و اگر افطار روزه ماه رمضان عمدی و اختیاری و بدون عذر شرعی بوده، کفّاره هم بر شما واجب است.

س 751: چشم پزشک مرا از روزه گرفتن منع کرده و گفته است که به علت ناراحتی چشم به هیچ وجه نباید روزه بگیرم، ولی من به گفته او توجه نکرده و شروع به روزه گرفتن کردم که باعث بروز مشکلاتی برای من در اثنای ماه رمضان شد. به‌طوری که در بعضی از روزها هنگام عصر احساس ناراحتی می‏کنم، لذا متحیّر و مردّد هستم بین اینکه روزه نگیرم و یا ناراحتی‏ام را تحمل کرده و روزه را تا غروب ادامه دهم. سؤال این است که آیا اصولاً روزه گرفتن بر من واجب است؟ و در روزهایی که روزه می‏گیرم و نمی‏دانم قدرت ادامه آن را تا غروب دارم یا نه، آیا روزه‏ام را ادامه دهم؟ و نیت من چگونه باید باشد؟

ج: اگر از گفته پزشک متدیّن و امین اطمینان حاصل کنید که روزه برای چشم شما ضرر دارد و یا خوف ضرر داشته باشید، روزه گرفتن برای شما واجب نبوده و بلکه جایز هم نیست، و با خوف ضرر نیت روزه صحیح نیست و در صورت عدم خوف ضرر نیت روزه اشکال ندارد، ولی صحّت‏ روزه متوقف بر این است که برای شما واقعاً ضرر نداشته باشد.

س 752: من از عینک طبی استفاده می‏کنم و در حال حاضر چشمانم بسیار ضعیف است. هنگامی که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر برای تقویت چشمانم تلاش نکنم، ضعیف‏تر خواهند شد، بنا بر این اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظیفه‏ای دارم؟

ج: اگر روزه برای چشمان شما ضرر دارد، واجب نیست روزه بگیرید، بلکه واجب است افطار کنید و اگر بیماری شما تا ماه رمضان آینده استمرار پیدا کرد، قضای روزه بر شما واجب نیست، ولی واجب است که عوض هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهید.

س 753: مادرم به بیماری شدیدی مبتلاست و پدرم نیز از ضعف جسمانی رنج می‏برد و در عین حال هر دو روزه می‏گیرند که گاهی مشخص است که روزه باعث تشدید بیماری آنها می‏شود، تاکنون نتوانسته‏ام آنها را قانع کنم که لااقل هنگام شدت بیماری روزه نگیرند. خواهشمندیم ما را در مورد حکم روزه آنها راهنمایی فرمایید.

ج: ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخیص خود روزه دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه برای او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد و در عین حال بخواهد روزه بگیرد، روزه گرفتن برای وی حرام است.

س 754: در سال گذشته توسط پزشک متخصص موردعمل جراحی کلیه قرار گرفتم. وی مرا از گرفتن روزه تا آخر عمر منع نمود، ولی در حال حاضر هیچ مشکل و دردی احساس نمی‏کنم و حتی به‌طور طبیعی غذا می‏خورم وآب می‏نوشم و هیچ‌یک از عوارض بیماری را هم حس نمی‏کنم، وظیفه من چیست؟

ج: اگر خود شما از ضرر روزه خوف ندارید و حجت شرعی هم بر آن ندارید، واجب است روزه ماه رمضان را بگیرید.

س 755: اگر پزشک شخصی را از روزه گرفتن منع کند آیا با توجه به اینکه بعضی از پزشکان اطلاعی از مسائل شرعی ندارند، عمل به گفته او واجب است؟

ج: اگر مکلّف از گفته پزشک یقین پیدا کند که روزه برای او ضرر دارد و یا از گفته وی یا منشأ عقلایی دیگری برای او خوف از ضرر حاصل شود، روزه گرفتن برای او واجب نیست، بلکه جایز هم نیست.

س 756: در کلیه‏های من سنگ جمع می‏شود و تنها راه جلوگیری از جمع شدن سنگ در کلیه، نوشیدن مستمر مایعات است و از آنجایی که پزشکان معتقدند که من نباید روزه بگیرم، تکلیف واجب من نسبت به روزه ماه مبارک رمضان چیست؟

ج: اگر جلوگیری از بیماری کلیه مستلزم نوشیدن آب یا سایر مایعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نیست.

س 757: از آنجا که مبتلایان به مرض قند مجبورند هر روز یک یا دو بار آمپول انسولین تزریق کنند و نباید در وعده‏های غذایی آنها تأخیر و فاصله بیفتد، زیرا باعث پائین آمدن میزان قند خون و در نتیجه نوعی تشنج و بیهوشی می‏شود، لذا گاهی پزشکان به آنها توصیه می‏کنند که در روز چهار نوبت غذا بخورند، خواهشمندیم نظر شریف خود را درباره روزه این افراد بیان فرمایید.

ج: اگر بدانند که خودداری از خوردن و آشامیدن از طلوع فجر تا غروب، به آنان ضرر می‏رساند یا خوف ضرر داشته باشند، روزه گرفتن بر آنها واجب نبوده و بلکه جایز نیست.


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: بیماری و منع پزشک‏

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 / 4 / 1394 | 8:53 | نویسنده : اکبر احمدی |

احکام روزه ‏(استفتائات روزه بر اساس فتوای مقام معظم رهبری)

س 731: دختری که به سن تکلیف رسیده، ولی به علت ضعف جسمانی توانایی روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمی‏تواند قضای آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا می‏رسد، چه حکمی دارد؟ 

ج: ناتوانی از گرفتن روزه و قضای آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضای روزه نمی‏شود، بلکه قضای روزه‏های ماه رمضان که از او فوت شده، بر وی واجب است.

س 732: دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده‏اند و روزه گرفتن بر آنها مقداری مشکل است، چه حکمی دارند؟ آیا سن بلوغ شرعی دختران اکمال نه سال قمری است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعی دختران همان تکمیل نه سال قمری است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضی از عذرها جایز نیست، ولی اگر روزه گرفتن برای ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار برای آنها جایز است.

س 733: من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمی‏دانم، از جناب عالی خواهشمندم بیان فرمایید که از چه زمانی قضای نماز و روزه بر من واجب است؟

ج: فقط قضای آن مقدار از نمازها و روزه‏ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعی تکلیف شرعی دارید، بر شما واجب است.

س 734: اگر دختر نه ساله‏ای که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشواری، روزه‏اش را افطار نماید، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضای روزه‏هایی که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س 735: اگر فردی به خاطر عذری قوی، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفّاره چه حکمی دارد؟

ج: اگر افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وی باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایی داشته باشد، کفّاره واجب نیست، ولی قضا بر او واجب است.

س 736: شخصی مشغول انجام خدمت سربازی است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمی‏تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد، و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازی بخواهد روزه این دو ماه را قضا نماید، آیا کفّاره هم بر او واجب است یا خیر؟

ج: کسی که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضای آن بر او واجب است و کفّاره تأخیر واجب نیست.

س 737: اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسی نماید، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسی نموده است، آیا قضای آن واجب است؟

ج: اگر غسل ارتماسی بر اثر فراموشی و غفلت از روزه دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضای روزه‏اش بر او واجب نیست.

س 738: اگر شخصی بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولی در راه به خاطر پیشامد حادثه‏ای نتواند در زمان معیّن به مقصد برسد، آیا روزه او اشکال دارد و آیا کفّاره بر او واجب است یا فقط قضای روزه آن روز را باید به جا آورد؟

ج: روزه‏اش در سفر صحیح نیست و بر او فقط قضای روزه آن روزی که پیش از ظهر به محل اقامتش نرسیده، واجب است و کفّاره‏ای هم ندارد.

س 739: اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانی در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما برای حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفّاره و قضای روزه بر آنها واجب می‏شود؟

ج: اگر روزه برای آنها ضرر داشته باشد، جایز است که با نوشیدن آب افطار نمایند و قضای آن را بجا آورند و در این حالت کفّاره بر آنها واجب نیست.

س 740: اگر زن در ماه مبارک رمضان دو ساعت یا کمتر مانده به اذان مغرب حیض شود، آیا روزه‏اش باطل می‏شود؟

ج: روزه‏اش باطل است.

س 741: کسی که با پوشیدن لباس مخصوص (مانند لباس غواصی) بدون اینکه بدنش خیس شود، در آب فرو رود، روزه‏اش چه حکمی دارد؟

ج: اگر لباس به سر او چسبیده باشد، صحّت‏ روزه‏اش محل اشکال است و بنا بر احتیاط وجوبی قضای آن لازم است.

س 742: آیا مسافرت عمدی در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جایز است؟

ج: مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت، ولو اینکه برای فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.

س 743: شخصی که روزه واجب بر عهده‏اش است و قصد دارد که آن را بگیرد، ولی بر اثر پیشامدی نتواند روزه بگیرد مثلاً بعد از طلوع خورشید آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بین راه هم مرتکب هیچ‌یک از مفطرات نشد، ولی وقت نیت روزه واجب از وی فوت شد، و آن روز هم از روزهایی است که روزه در آن مستحب است، آیا می‏تواند نیت روزه مستحبی کند یا خیر؟

ج: اگر قضای روزه ماه رمضان بر ذمّه‏اش باشد، نیت روزه مستحبی حتی بعد از فوت وقت نیت روزه واجب، از وی صحیح نیست.

س 744: من معتاد به سیگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش می‏کنم که تندخو نباشم نمی‏توانم و همین باعث ناراحتی زیاد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعیت دشوارم رنج می‏برم، تکلیف من چیست؟

ج: روزه ماه مبارک رمضان بر شما واجب است و بنا بر احتیاط واجب جایز نیست در حال روزه سیگار بکشید، و نباید بدون دلیل با دیگران تند برخورد کنید.

زن باردار و شیرده‏

س 745: آیا روزه گرفتن بر زن بارداری که نمی‏داند روزه برای جنین او ضرر دارد یا خیر، واجب است؟

ج: اگر بر اثر روزه، خوف ضرر بر جنین داشته باشد و خوف وی هم دارای منشأ عقلایی باشد، افطار بر او واجب است و در غیر این صورت واجب است که روزه بگیرد.

س 746: زنی که کودک خود را شیر می‏داده و باردار هم بوده و در همان حال روزه ماه رمضان را هم گرفته است، و هنگام زایمان فرزندش مرده به دنیا آمد، اگر از ابتدا احتمال ضرر را می‏داده و در عین حال روزه گرفته است:

ج: اگر با وجود خوف از ضرری که دارای منشأ عقلایی است، روزه گرفته باشد و یا بعداً برایش معلوم شود که روزه برای وی یا برای جنین‏اش ضرر داشته، روزه‏اش صحیح نیست و قضای آن بر او واجب است، ولی ثبوت دیه جنین متوقف بر این است که ثابت شود فوت جنین مستند به روزه گرفتن وی است.

س 747: من به لطف خداوند متعال دارای فرزندی هستم که شیرخوار است. ان شاء الله تعالی بزودی ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسید. در حال حاضر می‏توانم روزه بگیرم ولی در صورت روزه گرفتن، شیرم خشک خواهد شد. با توجه به اینکه دارای بنیه ضعیفی هستم و کودکم هر ده دقیقه شیر می‏خواهد، چه وظیفه‏ای دارم؟

ج: اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشید، روزه‏تان را افطار کنید، ولی برای هر روزی باید یک مدّ طعام به فقیر بدهید و قضای روزه را هم بعداً بجا آورید.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: احکام روزه ‏(استفتائات روزه بر اساس فتوای مقام معظم رهبری)

تاريخ : جمعه 3 / 4 / 1394 | 8:45 | نویسنده : اکبر احمدی |

اعتکاف

اعتکاف، در لغت به معنای توقف در جایی است و در اصطلاح فقهی، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند، با شرایطی که خواهد آمد.

اعتکاف، در لغت به معنای توقف در جایی است و در اصطلاح فقهی، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند، با شرایطی که خواهد آمد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری در بخش استفتائات خود، جدیدترین پاسخ‌های رهبری درباره مراسم معنوی اعتکاف را به شرح زیر منتشر کرده است:

وقت فضیلت اعتکاف
س. چه زمانی اعتکاف مستحب مؤکد است؟ و به عبارت دیگر در چه اوقاتی اعتکاف مستحب است؟

ج: اعتکاف وقت خاصی ندارد، هرچند اعتکاف در ده روز آخر ماه مبارک رمضان فضیلت بیشتری دارد.

استحباب اعتکاف در ماه رجب

س. آیا اعتکاف در ماه رجب مستحب است؟

ج: دلیل خاصی بر استحباب اعتکاف در خصوص ماه رجب نیافتیم.

شرط ترک اعتکاف
س. آیا شخص معتکف می‌تواند در ابتدای اعتکاف هنگام نیت کردن شرط کند که اگر برای او عذری پیش آید حتی در روز سوم هم دست از اعتکاف بردارد؟

ج: بله می‌تواند.

اعتکاف بعد از طلوع فجر
س. معتکفی می‌خواهد سه روز اعتکاف کند و مدّت ۷۲ ساعت اعتکاف انجام دهد، اگر اعتکافش را از بعد از طلوع فجر مثلاً از ظهر شروع کند و ظهر هم به پایان برساند به‌گونه‌ای که مجموع آن ۷۲ ساعت شود، آیا این اعتکاف صحیح است؟

ج: اعتکاف باید از شروع روز اول تا پایان روز سوم باشد و تلفیق کردن بدین‌گونه که جزئی از روز اول را با جزئی از روز آخر یک روز کامل به حساب بیاورد صحیح نیست.

تأخیر از وقت واجب اعتکاف
س. اگر معتکف مثلاً یک ساعت از ابتدای روز بعد از طلوع فجر تأخیر کند آیا این روز به عنوان روز اول اعتکاف حساب می‌شود؟ چه تأخیر عمدی باشد یا اضطراری؟

ج: در اعتکاف باید از ابتدای روز اول شروع کرد، لذا روزی که ناقص مانده جزو اعتکاف محسوب نمی‌شود هرچند که تأخیر از روی اضطرار باشد.

نذر اعتکاف دو روز و یا سه روز منفصل
س. اگر انسان نذر کند دو روز معتکف شود نه بیشتر از آن، آیا نذرش منعقد می‌شود؟

ج: منعقد نمی‌شود.

س. اگر کسی نذر کند سه روز منفصل معتکف شود، آیا نذرش منعقد می‌شود؟

ج: منعقد نمی‌شود.

اعتکاف بیش از سه روز

س. آیا بیشتر از سه روز می‌توان معتکف بود به‌طوری که آن زیاده بخشی از یک روز یا شب باشد؟

ج: اعتکاف بیشتر از سه روز جایز و صحیح است و در طرف زیاده حدّی ندارد، ولی زیاد کردن بخشی از روز یا بخشی از شب به نیت اعتکاف محل اشکال است.

س. اگر معتکف نیّت چهار روز اعتکاف کند، آیا روز چهارم هم جزو اعتکاف است یا این‌که باید شش روز را تکمیل کند تا روز چهارم به حساب آید؟

ج: روز چهارم نیز داخل در اعتکاف است، و اگر پنج روز اعتکاف کند، واجب است روز ششم را کامل کند.

تعریف شب و روز

س. منظور از شب و روز در اعتکاف چیست؟

ج: روز از طلوع فجر تا مغرب شرعی است و شب از مغرب تا طلوع فجر.

اعتکاف بیمار و معذور از روزه

س. آیا بیمار و کسی که روزه برایش ضرر دارد می‌تواند معتکف شود و اگر در اعتکاف باشد و روزه بگیرد ثوابی می‌برد؟

ج: با علم و یا احتمال عقلاییِ ضرر داشتنِ روزه، اعتکاف صحیح نیست.

نوع روزه اعتکاف

س. چه نوع روزه‌هایی را نمی‌توان در اعتکاف گرفت؟

ج: هر نوع روزه‌ای را در اعتکاف می‌توان گرفت.

معتکف شدن زنان

س. آیا زن‌ها می‌توانند معتکف شوند؟

ج: اعتکاف اختصاص به مردان ندارد ولی چنانچه اعتکاف وی موجب از بین رفتن حق شوهر باشد بنا بر احتیاط واجب باید از او اجازه بگیرد.

اعتکاف ممیّز

س. آیا اعتکاف بچه ممیّز صحیح است؟

ج: اعتکاف او نیز صحیح است.

وجوب عبادت برای معتکف

س. آیا مشغول بودن به عبادات بر معتکف واجب است یا صِرف ماندن در مسجد کافی است؟

ج: عبادات مستحبی، فی نفسه بر معتکف واجب نیست.

عدالت امام جماعت مسجد

س. آیا عدالت امام جماعت مسجد جامع در صحّت اعتکاف شرط است؟

ج: عدالت امام جماعت مسجد در صحّت اعتکاف شرط نیست.

زمان نیت اعتکاف

س. زمان نیت اعتکاف چه وقت است آیا می‌توان اول شب نیت کرد؟

ج: وقت نیت اعتکاف، اول طلوع فجر روز اول است و نیت اول شب در صورتی صحیح است که اول شب شروع در اعتکاف نموده باشد.

قصد وجه

س. آیا قصد وجه* در اعتکاف لازم است؟

ج: لازم نیست.

قصد وجه: نیت از جهت استحباب یا وجوب عمل

تجدید نیت روز سوم

س. آیا تجدید نیت در روز سوم اعتکافِ مستحب لازم است؟

ج: لازم نیست، گرچه بهتر است.

عدول از نیّت اعتکاف


س. آیا می‌توان به علّتی یا بدون علّت در روز اول یا دوم، اعتکاف را قطع نمود؟ و اگر در قطع نمودن اعتکاف تردید کنم آیا نیّت اعتکاف به‌هم می‌خورد و در نتیجه اعتکاف باطل می‌شود؟ و آیا لازم است که نیّت مستمر باشد؟

ج: در اعتکاف مستحبی جایز است که در روز اول و دوم اعتکاف قطع شود و نیّت اعتکاف باید تا پایان روز سوم ادامه پیدا کند.

قصد نمودن عبادت دیگر


س. آیا در اعتکاف نیازی به قصد نمودن عبادت دیگری هم هست؟

ج: نیازی نیست.

نذر اعتکاف در شهر خاص

س. آیا می‌توان نذر کرد در شهر خاصی معتکف شد؟

ج: اگر اعتکاف در آن شهر، به نحوی رجحان داشته باشد، اشکال ندارد.

اعتکاف در غیر از مساجد چهارگانه


س. آیا اعتکاف در غیر از مساجد چهارگانه جایز است؟ و نیّت آن چگونه می‌باشد؟

ج: اعتکاف در غیر از مساجد چهارگانه* (اعم از جامع و غیر آن) به قصد رجاء مطلوبیت (به امید این‌که مطلوب خداوند واقع شود) مانعی ندارد.

* مسجد الحرام، مسجد النبی (صلی الله علیه وآله وسلّم)، مسجد کوفه و مسجد بصره

مکان‌های جایز برای اعتکاف

س. آیا اعتکاف در مسجدی غیر از مسجد جامع باطل است و آیا ممکن است هر محله و حومه‌ای، مسجد جامعی غیر از مسجد جامع شهر یا روستا داشته باشد؟ و آیا ممکن است که در شهر چند مسجد جامع باشد؟

ج: قبلاً گذشت که اعتکاف در هر مسجدی جایز است مشروط به این‌که در غیر مساجد اربعه به قصد رجاء باشد یعنی به امید این‌که مطلوب خداوند واقع شود و مختص به مسجد جامع نیست و ممکن است که یک شهر یا روستا چند مسجد جامع داشته باشد.

س. اگر در یک شهر دو یا چند مسجد جامع وجود داشته باشد می‌توان در هر کدام که خواست معتکف شد؟

ج: به قصد رجاء اشکال ندارد.

تعریف مسجد جامع

س. مسجد جامع چیست؟ و راه تشخیص آن را بگویید.

ج: مسجد جامع، مسجدی است که برای اجتماع عامه مردم شهر، بنا شده، بدون این که اختصاص به گروه و محله خاصی پیدا کند.

اعتکاف در مساجد دانشگاه

س. اعتکاف در مساجد دانشگاه‌های سراسر کشور چه حکمی دارد؟

ج: به قصد رجاء اشکال ندارد.

شک در مسجد بودن مکان اعتکاف

س. اعتکاف در مکان‌هایی که شک است که آیا جزء مسجد است یا نه، چه حکمی دارد؟

ج: غیر از سرداب و محراب و پشت بام مسجد، در جاهای دیگری که معلوم نباشد جزو مسجد است یا نه، اعتکاف صحیح نیست.

اعتکاف در پشت بام مسجد

س. آیا پشت بام مسجد تابع مسجد است یا بستگی به وقف کننده دارد؟

ج: پشت بام مسجد در حکم مسجد است مگر این‌که احراز شود که هنگام وقفِ مسجد، پشت بام آن از وقف خارج شده است.

اعتکاف در حیاط مسجد

س. اعتکاف در حیاط مسجد چه حکمی دارد؟

ج: اگر جزو مسجد نباشد، اعتکاف صحیح نیست.

حق سبقت در مکان


س. آیا گذاشتن وسایل یا نوشتن نام موجب سبقت در محلی‌ از مسجد می‌شود؟

ج: بنا بر احتیاط واجب گذاردن وسائلی مانند کیف موجب حق سبقت می‌شود به شرط آن که از زمان گذاردن آن وسیله تا آمدن شخص زیاد فاصله نشود، به نحوی که منجر به تعطیلی مکان شود.

غصب محل معتکف دیگر

س. اگر کسی جای شخصی را که معتکف بوده غصب کند در صورتی که جاهل بوده و یا عامد آیا ضرری به اعتکافش می‌زند؟ و اگر ضرر می‌زند آیا شامل کفاره و... می‌باشد.

ج: گرچه بنابر احتیاط مرتکب خلاف شده ولی اعتکاف صحیح است و کفاره هم ندارد.

حصول مانع در مسجد محل اعتکاف

س. الف) اگر در مسجدی که معتکف شده مانعی از ادامه دادن اعتکاف در آن مسجد برایش پیش آید، آیا اعتکافش باطل می‌شود؟

ب) چنانچه آن اعتکاف واجب باشد باید در مسجدی دیگر معتکف شود و یا بعداً قضا کند؟

ج) اگر مانع برطرف شد آیا باید به مسجد قبلی بازگردد؟

جواب: الف: باطل می‌شود.

ب: واجب است اعتکاف را در مسجدی دیگر یا همان مسجد بعد از رفع مانع، شروع کرده و یا قضا نماید.

ج: لازم نیست.

استفاده از سرویس‌های بهداشتی خارج از مسجد

س.رفتن به سرویس‌های بهداشتی متعلق به مسجد که در خارج از مسجد است در موارد زیر چه حکمی دارد؟ الف: برای حمام کردن(نظافت)؛ ب: برا‌ی غسل مستحب؛ ج: برای این‌که با وضو باشد؛ د: وضو گرفتن برای خواندن قرآن یا نماز مستحبی؛ ه: برای شستن دندان‌ها و دست‌ها.

ج: خارج شدن از مسجد به دلایل مذکور اشکال ندارد، ولی باید به قدر حاجت اکتفا کند و طول ندهد.

وضو گرفتن بیرون از مسجد

س. آیا در اعتکاف با بودن آب در مسجد می‌توان برای وضو به خارج از مسجد رفت؟

ج: در فرض مذکور معتکف نباید از مسجد خارج شود.

خروج از مسجد برای غذا خوردن

س. آیا در هنگام اعتکاف، بیرون رفتن از مسجد برای غذا خوردن جایز است؟ و اگر خیر، آیا خوردن در داخل مسجد جایز است؟

ج: خروج برای تهیه غذای مورد نیاز و یا غذا خوردن در بیرون اشکال ندارد؛ همان‌طور که غذا خوردن در داخل مسجد فی حدّ نفسه منعی ندارد.

س. با توجه به مشکلاتی که صرف غذا در مسجد دارد، آیا صرف غذا در سالن غذاخوری که در محوطه مسجد قرار دارد برای معتکفین جایز است؟

ج) چنانچه عرفاً ضرورت دارد که برای صَرف غذا از مسجد بیرون رود جایز است، اما زیاد معطّل نشود و اگر ضرورت عرفی ثابت نباشد، جایز نیست.

خروج از مسجد برای خرید

س. هیأت برگزاری اعتکاف که متشکل از تعدادی از معتکفین است، وظیفه خدمت به معتکفین و فراهم کردن نیازمندی‌های آنها را بر عهده دارد لذا باید نیازمندی‌های معتکفین مثل افطاری و سحری را خریداری کند، آیا این مسئله به اعتکاف آنها ضرر نمی‌رساند؟

ج: خارج شدن از مسجد برای خرید چیزهای ضروری مثل غذا و غیره اگر در ضمن آن نیازمندی‌های خود را نیز تهیه می‌کنند، اشکال ندارد؛ البته با رعایت قیودی که در استفتای «خرید و فروش توسط معتکف» خواهد آمد.

رفتن به مکان‌های ملحق به مسجد

س. حکم رفتن به حیاط بیرونی که ملحق به مسجد است چیست؟

ج: رفتن به جاهایی که در حکم مسجد است، اشکال ندارد اما رفتن به خارج از مسجد جایز نیست مگر مواردی که خروج از مسجد به خاطر آنها جایز است.

انتخاب مسیر کوتاه در خروج اضطراری

س.هنگام خروج از مسجد برای امور ضروری، انتخاب کوتاه‌ترین راه و رفتن زیر سایه چه صورتی دارد؟

ج: احتیاط واجب آن است که نزدیکترین راه را انتخاب کند و واجب است در صورت امکان زیر سایه ننشیند لکن راه رفتن زیر سایه اشکال ندارد؛ گرچه احتیاط مستحب ترک آن است.

س. در صورت نزدیک بودن مکانی جهت قضاء حاجت یا وضو گرفتن یا مسواک زدن مسلم است که باید به مکان نزدیک‌تر برود؛ حال اگر مکان نزدیک مستلزم صف ایستادن و معطّل شدن شود و مکان دیگری با فاصله‌ی کمی بیشتر باشد که معطّلی نداشته و زمان کمتری گرفته می‌شود تکلیف چیست؟ (مثلاً سرویس بهداشتی در جنب شبستان اعتکاف هست ولی شلوغ است اما در وسط حیاط مسجد حوض هست و می‌توان آنجا بدون معطلی وضو گرفت) آیا باید به مکان دوم برود؟ یا مستحب است؟ یا به‌خاطر فاصله بیشتر، رفتن به مکان دوم جایز نیست؟

ج: رفتن به مکان دوم در فرض سؤال اشکالی ندارد.

خارج شدن از مسجد برای تشییع جنازه

س. آیا رفتن به تشییع جنازه در هنگام اعتکاف مدّت زمان مشخص دارد؟ حکم رفتن زیر سایه در این هنگام چه در ماشین و یا غیر آن چیست؟

ج: زمان مشخصی ندارد و رفتن به تشییع جنازه در صورتی که ضرورت عرفی به‌حساب آید و آن‌قدر طولانی نشود که باعث محو صورت اعتکاف شود، اشکال ندارد و در صورت امکان واجب است که زیر سایه ننشینند و احتیاط مستحب این است که زیر سایه حرکت نکند.

شرکت در امتحان

س. نظر مبارک‌تان را در مورد «شرکت در امتحان برای معتکفین» بیان فرمایید.

ج: اگر شرکت در امتحان ضرورت ندارد خارج نشوند و برای افرادی که شرکت در امتحان ضرورت عرفی دارد مانع ندارد ولی خروج از مسجد نباید به حدّی برسد که صورت اعتکاف محو شود.

شرکت معتکف در نماز جمعه

س. آیا شخص معتکف برای شرکت در نماز جمعه می‌تواند از مسجد محل اعتکاف خارج شود؟

ج: با انتخاب نزدیکترین راه و معطّل نشدن در بین راه اشکال ندارد؛ ولی نباید خروج او به مقداری باشد که صورت اعتکاف به‌هم بخورد.

س. آیا می‌توان برای غسل امّ داوود از محل اعتکاف خارج شد؟ بر فرض خروج (سهواً یا عمداً) آیا باعث ابطال اعتکاف می‌شود؟

ج: با مراعات آن‌چه در جواب سؤال قبل گفته شد، اشکال ندارد.

رفتن به محل کار در حین اعتکاف

س. آیا اشخاصی که مشغول کارند اعم از کارمندان، کارگران و معلمان و... می‌توانند در ایام کار معتکف شوند و در عین اعتکاف به محل کار رفته و بعد از اتمام کار به محل اعتکاف برگردند؟

ج: نمی‌توانند.

تهیه مکان وضو در داخل مسجد

س. اگر مکان‌هایی برای وضو و شستن دست‌ها و دندان‌ها در خارج از مسجد فراهم شده باشد، آیا واجب است مکان خاصی در داخل مسجد تهیه شود تا معتکف از مسجد خارج نشود؟

ج: صِرف نیاز به خروج از مسجد برای طهارت و نظافت برای جواز خروج کافی است و تهیه مکانی در داخل مسجد واجب نیست.

خروج در غیر از موارد مجاز

س. اگر کسی سهواً به غیر از جهاتی که تجویز شده برای بیرون رفتن از مسجد در هنگام اعتکاف بیرون رود، آیا اعتکافش باطل می‌شود؟

ج: اگر به جهت فراموشی خارج شود و خروجش زیاد طول نکشد، اعتکافش باطل نمی‌شود.

محرّمات اعتکاف

س. کارهای حرام در هنگام اعتکاف چیست؟

ج: معتکف باید از این کارها پرهیز کند:

* بوییدن چیزهای خوشبو و عطریّات حتی گیاهان خوشبو، همراه با لذّت؛ پس برای کسی که حس بویایی ندارد اشکال ندارد.

* خرید و فروش

* سایر انواع تجارت؛ مثل صلح و اجاره و مضاربه و غیر این‌ها (بنابر احتیاط واجب).

* مجادله و جدال چه در امور دینی و چه دنیوی به قصد غلبه بر دیگری و اظهار فضل و برتری بر او؛ اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طریق باطل باشد، مانعی ندارد.

* امور جنسی و شهوت‌آمیز مانند بوسه، لمس و آمیزش.

* استمناء(۱) (بنا بر احتیاط واجب)

(۱) گرچه استمناء در هر حال حرام و از گناهان بزرگ است ولی در حال اعتکاف گناهی بزرگتر است.

رفتن به مکانی به گمان تابع مسجد بودن

س. اگر معتکف به گمان این‌که مکانی تابع مسجد است، به آن مکان برود و بعد معلوم شود که آن‌جا جزو مسجد نبوده، حکم اعتکافش چیست؟

ج: خروج عمدی از مسجد ولو از روی جهل اعتکاف را باطل می‌کند.

افطار اجباری روزه

س. اگر معتکف مبتلا به مرضی شود که مجبور به افطار روزه است چه باید بکند و حکم اعتکاف او چیست؟

ج: اعتکاف بدون روزه صحیح نیست لذا با افطار روزه، اعتکاف باطل می‌شود.

خرید و فروش توسط معتکف

س. آیا در صورت ضرورت یا عدم ضرورت می‌توان شخصاً در ایام اعتکاف خرید و فروش نمود و یا باید توکیل یا نقل به غیر بیع نمود؟

ج) خرید و فروش بر معتکف حرام است ولی هرگاه برای تهیه مواد خوراکی ناچار از خرید و فروش شود و شخص غیرمعتکفی که این کار را انجام دهد، نیابد و تهیه اجناس مذکور بدون خرید نیز امکان نداشته باشد، در این صورت خرید و فروش مانعی ندارد.

وکیل کردن غیر برای خرید

س. آیا جایز است که معتکف کسی را برای خرید چه ضروری و چه غیر ضروری وکیل نماید؟

ج: اگر برای خرید نیازمندی‌های هنگام اعتکاف باشد، اشکال ندارد و اما در غیر آن موارد اگر وکیل کردن در هنگام اعتکاف باشد، اشکال دارد.

موارد مجاز خرید و فروش

س. موارد ضروری که خرید و فروش در آنها برای معتکف جایز است چیست؟

ج: مواردی که در هنگام اعتکاف برای خودش و نفقه خانواده‌اش به آن نیاز دارد.

معاملات معتکف غیر از خرید و فروش

س. آیا اجاره و دیگر معاملات غیر از خرید و فروش در هنگام اعتکاف جایز است؟

ج) سایر معاملات (غیر از خرید و فروش) بنابر احتیاط واجب در هنگام اعتکاف جایز نمی‌باشد.

اجرای عقود و ایقاعات

س. آیا اجرای عقود و ایقاعات (غیر از معاملات) در هنگام اعتکاف جایز است؟

ج: مانعی ندارد.

گفتگوی مباح در حال اعتکاف

س. آیا گفتگو در مورد چیزهای مباح هنگام اعتکاف جایز است؟

ج: اشکال ندارد.

غسل معتکف در مسجد

س. انجام غسل برای معتکف در مسجد چه حکمی دارد و آیا فرقی بین غسل واجب و مستحب می‌باشد؟

ج: غسل جنابت و حیض در دو مسجد شریف مکّه و مدینه، مطلقاً جایز نیست بلکه باید تیمّم نموده فوراً خارج شود و در مساجد دیگر نیز اگر غسل، موجب درنگ کردن و یا آلودگی مسجد شود، جایز نمی‌باشد و سایر اغسال واجب و یا مستحب در صورت امکان و عدم مزاحمت برای دیگران اشکال ندارد.

استفاده از عطر و گلاب

س. عطر و گلاب زدن و یا بو کردن عطر و گلاب اعتکاف را باطل می‌کند یا نه؟ اگر سهواً باشد چه‌طور؟

ج: در صورتی که عطر یا گلاب را برای لذت بردن بو کند، بنا بر احتیاط واجب اگر اعتکاف واجب معیّن باشد باید اعتکاف را به پایان ببرد و قضای آن را به‌جا آورد؛ و در واجب غیرمعیّن، اگر در دو روز اول باشد باید اعتکاف را از سر بگیرد و اگر روز سوم باشد اعتکاف را اتمام و سپس از سر بگیرد و در اعتکاف مستحب قبل از اتمام روز دوم چیزی بر عهده او نیست و اگر روز سوم باشد باید دوباره اعتکاف را از سر بگیرد و در آنچه ذکر شد بنا بر احتیاط واجب فرقی بین عمد و سهو وجود ندارد.

کفّاره مُحرّمات اعتکاف

س. کفّاره هر یک از مُحرّمات را به‌طور جداگانه بیان کنید؟

ج: اگر اعتکاف واجب را با آمیزش جنسی (جماع) هرچند در شب باطل نماید کفّاره بر او واجب می‌شود اما در اعتکاف مستحب (در دو روز اول) اگر با این عمل قصد دارد که از اعتکاف صرف‌نظر نماید کفاره ندارد و در غیر این صورت بنا بر احتیاط واجب کفاره ثابت است لکن انجام سایر مُحرّمات کفّاره ندارد گرچه احتیاط مستحب پرداخت کفّاره‌ می‌باشد و کفّاره ابطال اعتکاف (در موارد وجوب کفّاره) کفّاره ابطال روزه ماه رمضان است.

بوی خوش خمیر دندان

س. با توجه به اینکه بوی خمیردندان بوی خوشی است آیا مسواک زدن با خمیردندان در حین اعتکاف مخلّ به اعتکاف هست؟

ج: مسواک زدن با آن مانع ندارد و آنچه حرام است بوییدن بوی خوش است.

ترک محل خوشبو

س. اگر در مکانی از مسجد بوی خوشی می‌آمد آیا ترک آنجا لازم است؟ اگر وضوخانه بود و بوی خوش به سبب خمیردندان یا صابون بود چه باید کرد؟

ج: اگر بودن در آن مکان مستلزم بوییدن بوی خوش است باید آنجا را ترک کند.

عارض‌شدن حیض یا استحاضه در زمان اعتکاف

س. حکم اعتکاف زنی که در ایام اعتکاف چه در روز اول یا دوم یا سوم حیض یا استحاضه بر او عارض شده، چیست؟

ج: در صورت حائض‌شدن حتی اگر در ساعات آخر روز سوم باشد اعتکاف باطل می‌شود و باید فوراً از مسجد خارج شود؛ ولی در صورت استحاضه اگر به وظیفه مستحاضه نسبت به روزه‌اش عمل کند، اعتکافش صحیح است.

حائض شدن پس از اتمام روز دوم اعتکاف

س. من در سال گذشته در ایام البیض در مسجدی معتکف شدم، پس از اتمام روز دوم اعتکاف، حائض شدم. با توجه به این امر که اعتکاف بر من واجب شده است، آیا قضای آن حتماً باید در ایام البیض ماه رجب و در همان مسجد باشد یا این‌که زمان و مکان آن مهم نیست؟

ج: با پیداشدن حیض ولو در بعض روز سوم اعتکاف باطل می‌شود و قضا ندارد و اگر از قبل اعتکافی به سبب نذر بر او واجب شده قضای آن را می‌تواند در هر مسجدی و در هر زمانی به‌جا آورد مگر آن‌که در نذر، اعتکاف در مسجد خاص و زمان خاصی را ملحوظ داشته باشد که در این صورت باید بر طبق همان نذر خود عمل کند.

شک در تحقّق حیض یا استحاضه

س. حکم اعتکاف زنی که شک در حیض یا استحاضه دارد، چه در روز اول یا دوم یا سوم، چیست؟

ج: اگر قبلاً پاک بوده، به شکش اعتنا نکند.

خوردن قرص برای جلوگیری از عادت

س. اگر زن در روزهای عادت قرض بخورد تا از حالت عادت خارج شود می‌تواند روزه بگیرد؟

ج: اشکال ندارد.

خوردن قرص برای جلوگیری از عادت

س. اگر زن در روزهای عادت قرض بخورد تا از حالت عادت خارج شود می‌تواند روزه بگیرد؟

ج: اشکال ندارد.

غسل‌های معتبر در صحّت اعتکاف

س. آیا غسل‌های استحاضه شرط صحّت اعتکاف است؟

ج: این غسل‌ها شرط صحّت اعتکاف نیست، مگر غسل‌هایی که در صحّت روزه معتبرند.

زمان قضای اعتکاف واجب

س. اگر قضای اعتکاف به علت بطلان، واجب باشد و ده روز پایانی ماه رمضان تمام شود. آیا جایز است که برای درک فضیلت، قضای اعتکاف را در ماه رمضان آینده به‌جا آورد یا این‌که باید فوراً قضا نماید؟

ج: قضا در هر ماهی که خواست اشکال ندارد، مگر این‌که نذر کرده باشد که در ماه خاصی اعتکاف نماید.

شرایط صحّت اعتکاف در سفر

س. آیا می‌توان برای شرکت در مراسم اعتکاف به شهر دیگری که بیش از چهار فرسخ با ما فاصله دارد مسافرت کرد و اعتکاف در صورت سفر صحیح است؟

ج: اگر قصد اقامت ده روز و یا نذر روزه در سفر نباشد، روزه در سفر صحیح نیست و با عدم صحّت روزه، اعتکاف هم صحیح نیست.

س. آیا انسان می‌تواند در شهر دیگری معتکف شود؟

ج: اگر مسافر باشد نمی‌تواند مگر این‌که نذر کرده باشد در سفر روزه بگیرد؛ و بنا بر احتیاط واجب این نذر باید قبل از شروع سفر انجام گیرد.

اعتکاف مسافر با نذر

س. من علاقه زیادی دارم که در مراسم اعتکاف در مرکز استان شرکت کنم ولی چون در شهرستان زندگی می‌کنم و اگر بخواهم به مرکز استان بروم باید نماز خود را شکسته بخوانم، آیا از این نظر مشکلی نخواهم داشت؟

ج: کسی که بخواهد در سفر معتکف شود، می‌تواند نذر کند که در سفر روزه بگیرد و می‌تواند اعتکاف نماید.

شرایط و صیغه نذر روزه در سفر

س. اگر کسی بخواهد در خارج از شهر خود اعتکاف کند، به‌طور مثال در مکّه مکرّمه و از ساکنین مکّه نباشد و قصد ده روز هم نکند، آیا نذر کافی است؟ و صیغه آن چیست؟

ج: نذر روزه در سفر مانعی ندارد و با این نذر روزه و اعتکافش صحیح است، ولی احتیاط واجب آن است که نذر قبل از شروع مسافرت باشد و صیغه آن عبارت است از: «لله علیّ أن اصوم فی سفری إلی کذا».(۱)

۱- و می‌تواند ترجمه آن را بگوید که عبارت است از: « برای خدا بر من است که در سفر به فلان مکان روزه بگیرم»

اعلان عمومی اعتکاف

س. آیا اعلام عمومی اعتکاف در محافل عمومی با اخلاص منافات دارد؟

ج: اعلام اعتکاف اگر برای تشویق مردم باشد، مانعی ندارد.

پنهان کردن اعتکاف از دیگران

س. اگر از معتکف سؤال شود که آیا جزء معتکفین است بهتر است پنهان کند یا آشکار نماید؟

ج: آشکار کردن مانعی ندارد، مگر این‌که برای ریا باشد.

مرور درس‌ها در حال اعتکاف

س. آیا جایز است دانشجویان معتکف درس‌های دانشگاهی خود را مرور کنند؟

ج: اشکال ندارد.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: پرسش وپاسخ

تاريخ : جمعه 3 / 4 / 1394 | 8:35 | نویسنده : اکبر احمدی |

خداوند تبارك و تعالى می‏فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بوده‏اند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد.  سوره بقره آيه 183 
‏امام على عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد. 
امام رضا عليه السلام فرمود: مردم به انجام روزه امر شده ‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.» 
امام على عليه السلام فرمود: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است. 
امام صادق عليه السلام فرمود: آنگاه كه روزه می‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.» 
امام باقر عليه السلام فرمود: روزه اين افراد كامل نيست: 
1 - كسى كه امام را نافرمانى كند. 
2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد. 
3 - زنى كه اطاعت‏ شوهر نكرده تا اينكه توبه كند. 
4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود. 
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می‏گمارد تا دست‏ به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند. 
امام كاظم عليه السلام فرمود: دعاى شخص روزه ‏دار هنگام افطار مستجاب می‏شود. 
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند. 
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است. 
امام على عليه السلام فرمود: رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏ اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد. 
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اگر بنده «خدا» می‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست می‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد. 
امام رضا عليه السلام فرمود: هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماه هاى ديگر تمام قرآن را بخواند.
منبع:  همبلاگی


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: ماه رمضان و روزه از نگاه معصومین (ع)

تاريخ : جمعه 3 / 4 / 1394 | 8:20 | نویسنده : اکبر احمدی |

از مهمترين امور در افطار و سحرى ، قبل از شروع و بعد از گفتن بسم الله ...، خواندن سوره قدر است ؛ و بهترين چيزى كه قبل از افطار خوانده مى شود دعايى است كه در اقبال آمده و مفضل بن عمر، آن را روايت كرده است .
امام صادق فرمودند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: اباالحسن ! ماه رمضان نزديك شده است ؛ قبل از افطار دعا كن ؛ جبرئيل پيش من آمد و گفت : يا محمد! كسى كه در ماه رمضان ، با اين دعا، قبل از افطار، دعا كند، خداوند دعاى او را مستجاب ، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى كند؛ گناه او را بخشيده ، غم و غصه او را از بين برده ، گرفتاريهايش را بر طرف كرده ، حاجات او را برآورده نموده ، او را به مقصودش رسانيده ، عمل او را با عمل پيامبران و صديقين بالا برده و در روز قيامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود. 
گفتم : چه دعايى است ؟ جبرئيل ! گفت:
اللَّهمَّ ربَّ النُّورِ العَظيم، ورَبَّ الکُرسيِّ الرَّفيع، ورَبَّ البَحرِ المَسجور، ورَبَّ الشَّفعِ الکَبير، والنُّور العَزيز، ورَبَّ  التَّوراهِ والإنجيلِ والزَّبورِ، والفُرقانِ العَظيمِ. أنت إلهٌ مَن في السَّمواتِ وإلهُ مَن في الأرضِ لا إلهَ فِيهِما غَيرُکَ، وأنتَ جَبّارُ مِن في السِّموات وجَبّار مَن في  الإرضِ لا جَبّار فيهِما غَيرُکَ، أنت مَلِکُ مَن في السَّموات، ومَلِکُ مَن في الأرضِ، لا مَلِکَ فيهما غَيرُکَ، أسألُکَ  بِاسمِکَ الکَبيرِ، و نُور وَجهِکَ المُنيرِ، وبمُلکِکَ القَديمِ. يا حَيُّ يا قَيِّومُ، يا حَيُّ يا قَيُّوم يا حَيُّ يا قَيّوم، أسألُکَ بِاسمِکَ الّذي أشرَقَ بِهِ کُلِّ شَيءٍ، وبِاسمِکَ الّذي أشرَقَت  بِهِ السّمواتُ والأرضُ، وبِاسمِکَ الّذي صَلُحَ بِهِ الأوَّلونَ، وبِهِ يَصلُحُ الاخِرونَ.
يا حَيّاً قَبلَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيّاً بَعدَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيُّ لا إلهَ إلا أنت صَلِّ علي مُحَمّدٍ وآلِ مُحَمَّد، واغفِر لي ذُنُوبي،  واجعَل لي مِن أمرِي يُسراً وفَرَجاً قَريباً، وثَبِّتني علي دينِ مُحَمَّدً وآل محمد و وعلي هُدي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد،  وعلي سُنَّهِ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد، عليه وعليهِمژُ السَّلام.
واجعَل عَملِي في المَرفوعِ المُتَقَبِّلِ، وهَب لي کما وَهَبتَ لأوليائِکِ وأهلِ طاعَتِکَ، فانّي مُؤمِنٌ بِکَ، ومُتَوَکِّلٌ عَليک،  مُنيبٌ اليکَ، مَعَ مَصيري إليکَ، وَتَجمَع لي ولأهلِي وَلوِلَدَي الخَيرَ کُلَّهُ، وتَصرِف عَنّي وَعَن وَلَدي وأهلِي الشَّرَّ کُلَّهُ. أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ بَديعُ السّمواتِ والأرضِ، تُعطِي الخَيرَ مَن تَشاءُ، وتَصرِفُهُ عَمَّن تَشاءُ، فَامنُن علي بِرَحمَتِکَ يا  أرحَمَ الرّاحِمِينَ.
 - المراقبات - مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى (ر ه)
-صحيفه علويه، متن‏عربى، ص: 219 

منبع : مشرق


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: سفارش پيامبر(ص) به امام علی(ع) هنگام افطار

تاريخ : جمعه 3 / 4 / 1394 | 8:16 | نویسنده : اکبر احمدی |

رمضان ماه خدا، ماه اسلام و تسليم ، طهارت و پاكيزگى، آزمايش و تصفيه ناخالصيها و ماه قيام براى خداست.
 اعمال ماه رمضان فراوان است . يكى از اعمال اين ماه نماز است . از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه هزار ركعت نماز در تمام ماه مبارك رمضان وارد شده است. 
1. نماز شب اول ماه رمضان: 
دو ركعت است ؛ در هر ركعت ، حمد و سوره انعام خوانده مى شود.
2. نماز اول ماه: 
دو ركعت است كه كيفيت آن در ماه رجب بيان شد.
3. نماز هر شب ماه رمضان: 
دو ركعت مى باشد كه در هر ركعت آن ؛ پس از حمد، سه مرتبه سوره توحيد خوانده و بعد از سلام گفته مى شود: سبحان من هو حفيظ لايفعل ، سبحان من هو رحيم لايعجل ، سبحان من هو قائم لايسهو سبحان من هو دائم لايلهو پس از آن تسبيحات چهارگانه ، هفت مرتبه خوانده مى شود: سبحان اللّه و الحمدلله و لا اله الا اللّه اللّه اكبر و سپس گفته مى شود: سبحانك سبحانك سبحانك يا عظيم غفرلى الذنب العظيم . پس ده مرتبه بر پيغمبر صل الله عليه و آله و آل محمد صل الله عليه و آله صلوات فرستاده مى شود. 
ثواب اين نماز، آمرزش هفتاد هزار گناه است.
4. نماز روز اول ماه: 
دو ركعت است ؛ در ركعت اول ، سوره حمد و فتح و در ركعت دوم ، سوره حمد و يك سوره دلخواه خوانده مى شود.
5. نماز شب هاى قدر: 
دو ركعت مى باشد، مانند نماز صبح . با اين تفاوت كه در هر ركعت ، بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحيد قرائت و پس از سلام نماز، هفتاد مرتبه ذكر مى شود: استغفر اللّه و اتوب اليه.
6. نماز ديگر شب هاى قدر: 
صد ركعت است و مى توان به جاى اين صد ركعت ، شش روز از نمازهاى قضاى خود را به جا آورد؛ به اين ترتيب كه از ظهر روز اول شروع نموده و در عشاى روز ششم ختم كرد.
7. هزار ركعت در تمام شب هاى ماه رمضان: 
به اين نحو كه از شب اول تا شب بيستم ، در هر شب بيست ركعت (ده تا دو ركعت مثل نماز صبح) هر دو ركعت به يك سلام . از شب بيست و يكم تا آخر ماه هر شب سى ركعت به همان روش خوانده شود. همچنين در هر يك از شب هاى احياء (نوزدهم ، بيست و يكم و بيست و سوم) صد ركعت به ترتيب مذكور به جا آورده شود. 

منبع : مشرق


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: همه نمازهاى لیالی ماه رمضان

تاريخ : جمعه 3 / 4 / 1394 | 8:15 | نویسنده : اکبر احمدی |

روزه نوعی تمرین تهذیب، تزکیه نفس و راهی مناسب برای تحقق تسلط انسان بر نفس خویش و مبارزه با هوس های نفسانی است و عاملی مؤثر در تحقق بخشیدن به مهم ترین هدف و فلسفه حیاتی انسان، یعنی کمال و قرب الهی است.
روزه در دو بُعد فردی و اجتماعی، افزون بر ثمرات جسمی، آثار تربیتی مانند: تقویت صبر، آخرت گرایی، قدرت بر کنترل شهوت، شکوفایی حسّ همدردی با فقرا و کم شدن شکاف طبقاتی و ... را به همراه دارد. امام صادق (علیه السلام) یکی از آثار روزه را این گونه بیان فرمودند: روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این به جهت آن است که غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند؛ چراکه اغنیا معمولاً هر چه را بخواهند برای آنها فراهم است، خدا می خواهد میان بندگان مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا آنان به ضعیفان و گرسنگان رحم کنند.
 خداوند با تشریع روزه فرصتی مناسب را در بیشتر روزهای سال به ویژه در ماه مبارک رمضان در اختیار انسان قرار داده تا او استعداد بالقوه اش را در راه رسیدن به قرب الهی به فعلیت رسانده، به مقام خلیفة اللهی خویش نزدیک گردد. چه اینکه روزه هر چه آثار و فوائد بدنی و اخلاقی و اجتماعی دارد، در مسیر تقوا است، همان گونه که قرآن کریم می فرماید: «اى افرادى که ایمان آورده ‏اید! روزه بر شما نوشته شده، همان ‏گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد، تا پرهیزکار شوید».
 گرچه اصل روزه در جسم و روان انسان مؤثر است، از این رو روزه یکی از نعمت های فراگیر و از مصادیق رحمت عامه خداوند بوده و همه مردم از آن می توانند بهره مند شوند، ولی اگر این عمل عبادی، با ویژگی های روحی و صفات کمالی و فضائل اخلاقی همراه گردد، قطعاً، آثار روزه در به کمال رسانی نفس انسانی بسیار مؤثر خواهد بود؛ از این رو روزه یک فرد عادی با کسی که مراحل تقوا و کمال انسانی را طی نموده، و متخلق به اخلاق الهی شده، متفاوت است. روزه در دو بعد فردی و اجتماعی، افزون بر ثمرات جسمی، آثار و فایده های تربیتی و سازندگی بسیاری دارد. در این جا به برخی از آنها به گونه اختصار پرداخته می شود:

 آثار فردی روزه
1. تقویت پایداری و صبر: صبر یکی از فضیلت های اخلاقی و انسانی است که بر تحصیل آن بسیار تأکید شده است؛ زیرا شخص سالک به سوی قرب الهی در حرکت است و با داشتن این صفت نیکو است که می تواند با نشیب و فرازها، مشکلات، مصیبت ها و مانند آن دست و پنجه نرم کند و به مقصود خود نایل آید.
 یکی از راه های رسیدن به این توانایی نفسانی و فضیلت انسانی، روزه داری است؛ بر اساس روایاتی که از معصومان به ما رسید. کلمه «صبر» در آیه مبارکه «وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»، به روزه تفسیر شده است.
 و نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) ماه مبارک رمضان را ماه صبر دانسته و می فرماید: «ای مردم! به درستی که ماهی بر شما سایه افکنده است که در آن شبی است بهتر از هزار شب، و آن ماه رمضان است، خداوند روزه گرفتن در آن را واجب نمود... و آن ماه صبر است».
 در حقیقت یکی از مهم ترین آثار روزه همین اثر روحانی و معنوی صبر در روح و جان روزه دار است؛ زیرا روزه با فراهم نمودن محدودیت های موقت در برابر گرسنگی و تشنگی و دیگر موارد، به او توان پایداری، شکیبایی و توان مبارزه با حوادث سخت در زمان های ممتدّ می بخشد و چون غرائز سرکش را کنترل می کند بر قلب انسان نور و صفا می ‏پاشد.
 2. آرامش و نشاط: روزه به ویژه روزه ماه مبارک رمضان، از دو جهت مایه آرامش برای روزه دار است و شخص روزه دار را از نگرانی ها و اضطراب ها به دور نگه می دارد؛ یکی از آن جهت که، انسان را به مرحله صبر می رساند و انسان صابر را، مسلط بر نفس و پیرو عقل و تسلیم خدا می سازد و کسی که چنین باشد دارای نفسی آرام و مطمئن خواهد بود؛ زیرا حقیقت و معنای صبر ملازم با سکون و آرامش نفس است و در واقع صابر کسی است که به زودی تحت تأثیر حوادث واقع نگردد و بادهای مخالف او را تکان ندهد و وی را مضطرب نگرداند.
از سوی دیگر روزه نوعی یاد و ذکر عملی خداوند است و مسلّم است که یاد و ذکر الهی مایه آرامش دل ها است، همان گونه که قرآن کریم می فرماید: «آنها کسانى هستند که ایمان آورده‏ اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد».
به علاوه، آرامشی که نصیب روزه دار می شود می تواند ناشی از لذتی باشد که هنگام انجام فریضه روزه، به ویژه هنگام افطار از آن بهره مند می شود؛ از این رو امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «برای روزه دار دو شادمانی وجود دارد؛ شادمانی هنگام افطار و شادمانی دیگر هنگام ملاقات با خداوند عز و جل». نیز پیامبر (صلی الله علیه واله) در یکی از سفارش هایشان به امیرالمئومنین (علیه السلام) فرمودند: «اى على! مؤمن در دنیا در سه وقت خوشحال مى‏گردد: هنگام ملاقات با برادران، هنگام افطار در ماه رمضان، و هنگام نماز در آخر شب».
 3. آخرت گرایی: یکی دیگر از آثار فردی روزه این است که آدمی را در مسیر آخرت گرایی قرار می دهد؛ زیرا انسان روزه دار با گرسنگی و تشنگی خود، به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت می افتد و تصمیم می گیرد برای آن روز واپسین، توشه ای آماده سازد.
 پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) در خطبه شعبانیه می فرماید: «با گرسنگی و تشنگی تان [در روزه رمضان] به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت باشید». نیز در حدیث دیگری از آن حضرت می خوانیم: «بهشت دری دارد به نام ریان (سیراب شده) که تنها روزه داران از آن وارد می شوند». مرحوم صدوق در شرح این حدیث می نویسد: انتخاب این نام برای این در بهشت به جهت آن است که بیشترین زحمت روزه دار از ناحیه عطش است، هنگامی که روزه داران از این در وارد می شوند چنان سیراب می گردند که بعد از آن هرگز تشنه نخواهند شد.
  4. قدرت بر کنترل شهوت ها: از مهم ترین زمینه های دوری از رحمت الهی و محرومیت از الطاف بی کران خداوند، گرفتار شدن انسان در دام خواسته های نفسانی و شهوت ها به ویژه شهوت جنسی است. در آموزه های دینی دستورالعمل های بسیاری برای کنترل و جهت دهی به آن شهوت ها و تعدیل در غرائز بیان شده که یکی از آن راه کارها، روزه داری است؛ زیرا روزه نوعی ریاضت طبیعی و معقول است که اگر به گونه منظم و مرتب تکرار شود، به تدریج نیروی خویشتن داری از گناهان را در انسان تقویت می کند و او را بر اراده خود مسلّط می نماید، و در این جا است که شخص روزه دار در برابر هر گناهی عنان اختیار از کف نمی دهد، و در تقرب به خدای سبحان دچار سستی نمی گردد، و از گناهان دوری می کند. همان گونه که قرآن کریم با جمله: «لعلّکم تتّقون»، به این مسئله اشاره می فرماید.
 پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) می فرماید: «ای جوانان! هر کس از شما که از وضعیت زندگانى خوبى برخوردار باشد، ازدواج کند؛ زیرا ازدواج، برای حفظ چشم و فرج، بهتر است و هرکس توانایی مالی برای ازدواج ندارد، روزه بگیرد؛ زیرا روزه برای او کاهش دهنده شهوت است».
 5. عامل تقویت اخلاص: امیرالمومنین (علیه السلام) هنگامی که فلسفه عبادات را بیان می کند درباره روزه چنین می فرماید: «خداوند روزه را برای آزمودن و آموزش اخلاص واجب نمود». حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در این باره می فرماید: «خدا روزه را برای تثبیت اخلاص واجب نمود». بنابراین روزه برای ایجاد، پرورش و رشد اخلاص در انسان مؤثّر است؛ زیرا روزه با توجه به این که کفّ و خودداری است، یگانه عبادت مخفی است و تا خود شخص آن را بیان نکند کسی جز خداوند از آن آگاهی پیدا نمی کند.


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: علت وجوب روزه از زبان امام صادق(علیه السلام)

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 3 / 4 / 1394 | 8:13 | نویسنده : اکبر احمدی |

بار خدایا تو به ما دستور دادی که از کسانی که به ما ظلمی روا داشتند درگذریم، ما بخود ظلم کردیم، پس از ما درگذر، که تو نسبت به آن سزاوارتری.
ماه مبارک رمضان ماه ضیافت رحمان از بندگان خود می باشد و خوان رحمت الهی گسترده است. بجاست که با نگاهی گذار به سیره معصومان (ع) در این ماه رفتارهای فردی و اجتماعی آنان را سرمشق زندگی خود قرار دهیم.
به طور کلی می توان سیره آن بزرگواران را در دو بخش مورد مطالعه و بررسی قرار داد.
الف) رابطه خود و خدا (بعد فردی)

1- تغییر حالت
سید ابن طاووس نقل می‌‌کند وقتی ماه مبارک رمضان فرا می رسید رنگ چهره پیامبر اکرم(ص) عوض می شد و زیاد به نماز و دعا می پرداخت، تغییر حالت آن حضرت در دهه آخر ماه مبارک رنگ مضاعفی به خود می گرفت، به گونه ای که تمام شبها را به شب زنده داری و عبادت سپری می کرد. درباره حضرت امام زین العابدین(ع) نقل شده است که ایشان در این ماه کاملا غرق در دعا و تسبیح و استغفار و ذکر تکبیر می گشت.
2- نمازهای مستحبی
گرچه به جا آوردن نمازهای مستحبی و نوافل یکی از مسائل عادی و روزمره آن بزرگواران بوده است. ولی در ماه رمضان حالت مضاعف به خود می گرفت تا آنجا که نمازهای مخصوصی توسط آنان در ماه مبارک رمضان و شبهای قدر خوانده می شد، که ذکر تفصیل آن مجال دیگری می طلبد.
3- تلاوت قرآن
ماه مبارک رمضان بهار قرآن است و پیامبر اکرم (ص) و عترت طاهرینش که خود قرآن ناطقند و هیچ‌گاه ایشان از قرآن و قرآن از ایشان جدا نبوده و تلاوت آیات دلنشین آن جزء برنامه روزمره ایشان بوده است، عنایت خاصی نسبت به تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان مبذول می داشتند و توجه اصحاب و یاران خود را نسبت به آن جلب می نمودند تا آنجا که در مورد حضرت امام سجاد(ع) نقل شده است که چهل بار قرآن را در ماه مبارک ختم می نمود.
4- نیایش
چگونه خواستن و از چه کسی خواستن و به چه انگیزه ای خواهش کردن از مهمترین مطالبی است که در هر درخواستی، نهفته است اینجا سخن از درخواست از یگانه معبود قادر و تواناست که معصومین(ع) بر بشریت منت نهاده و نحوه درخواست را در قالب «دعا» به عالی ترین وجه ممکن نشان داده اند و علاوه بر لذت سخن گفتن با خداوند عالی‌ترین مضامین معارف تابناک الهی را در آن جای داده و از خود یادگارهایی بس ارزشمند به ودیعت نهاده اند.
در ماه مبارک رمضان دعاهای مخصوصی از آن بزرگواران رسیده است که تنها به ذکر عناوین آن ها در این مقاله اکتفا می شود:
الف- دعا در وقت دیدن هلال ماه مبارک.
ب- دعای پیامبر اکرم(ص) در وقت وارد شدن به ماه مبارک رمضان،
ج- دعای پیغمبر اکرم(ص) در شب اول،
د- دعای ابوحمزه ثمالی در هر شب،
ح- دعای سحر،
و- دعای اول صحیفه سجادیه،
ز- دعای وقت افطار،
ط- دعای امام زین‌العابدین(ع) در شبهای نوزدهم و بیست و یکم،
ظ- دعای پیامبر اکرم(ص) و امام باقر (ع) و امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) در ماه مبارک رمضان.
ی- دعای پیامبر اکرم(ص) و امام زین العابدین(ع) در شب بیست و هفتم،
ل- دعای پیامبر اکرم (ص) در شب آخر هر ماه،
ن- دعا به هنگام وداع با ماه رمضان،
5- احیای شب قدر
معصومین(ع) در شبهای قدر شب زنده دار بودند و نه تنها خود به احیاء آن می پرداختند بلکه خانواده و کودکان و فرزندان خویش را به انجام آن وامی داشتند، روایت شده است که رسول خدا(ص) در شب بیست و سوم ماه، خفتگان از خانواده خود را از خواب بیدار می کرد و آب به صورت آنها می پاشید.
حضرت فاطمه زهرا(س) نیز نمی گذاشت کسی از فرزندانش در آن شب به خواب رود، و آنان را با کمی غذا و ایجاد آمادگی از روز و با انجام استراحت در روز، آماده می ساخت، و می فرمود محروم کسی است که از خیر این شب محروم ماند و یک سال حضرت امام صادق(ع) به بیماری سختی گرفتار شده بود، آن حضرت دستور داد که در شب بیست و سوم ایشان را برداشته و به مسجد پیامبر (ص) بردند، و آن شب را در آن مکان شریف به احیاء گذارند.
6- آداب افطار
چگونه افطار کردن، و با چه افطار کردن از جمله مسائل قابل توجه سیره است. از پیامبر (ص) و ائمه هدی(ع) ادعیه خاصی در وقت افطار نقل شده است. امام صادق(ع) می فرماید که پیامبر اکرم(ص) در وقت افطار این دعا را می فرمود: «اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبله منا، ذهب الظلما و ابتلت العروق و بقی الاجر» بار خدایا برای تو روزه گرفتیم و بر روزی تو افطار نمودیم، پس آن را از ما بپذیر. حضرت امیرالمؤمنین(ع) در وقت افطار می فرمود: «اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبله منا انک انت و السیمع العلیم» خدایا برای تو روزه داشتیم، و بر روزی تو افطار کردیم.پس آن را از ما قبول نما، همانا که تو شنوا و دانایی.
اما اینکه با چه چیزی افطار می نمودند، مواردی نقل شده است، از امام باقر(ع) نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) با آب و خرما و یا آب و رطب افطار می نمودند (رطب غیر از خرما است) و اگر آن حضرت شیرینی و حلوا نمی یافت با آن افطار و گاهی با شکر که از نی گرفته می شد، افطار می کرد و امام صادق(ع) می فرماید: پیامبر، اکرم(ص) با شیرینی و حلوا افطار می نمود، و اگر آن را نمی یافت با آب ولرم افطار می کرد، و می فرمود: آن باعث پاکیزگی کبد و معده است و دهان را خوشبو می سازد و ریشه دندان و دید چشم را تقویت می نماید. بنابر این از مجموعه روایات استفاده می شود که آن حضرت ـ در صورت امکان ـ با یک ماده شیرینی مثل حلوا، خرما و در صورت نبود آنها با آب نیمه گرم و ولرم فطار می نمود. ابن طاووس از امام باقر(ع) نقل می کند که حضرت علی(ع) دوست داشت که با شیر افطار کند.
7- غسل
پیامبر اکرم (ص) در دهه آخر ماه مبارک رمضان هر شب غسل می کرد. حضرت امام باقر(ع) شب‌های نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم و بیست و پنجم را غسل می کرد و امام صادق(ع) در شب بیست و سوم دو بار غسل می نمود، یک بار در اول شب، بار دوم در آخر شب.
8- اعتکاف
یکی از مستحبات بسیار مهم و سازنده اعتکاف است که تفصیل و شرائط آن در کتب فقهی آمده است و از عهده این نوشته خارج می باشد، امام صادق(ع) فرمود: یکبار رسول خدا (ص) در دهه اول ماه رمضان به اعتکاف نشست و در رمضان دیگر در دهه دوم، و در رمضان پس از آن در دهه سوم اعتکاف نمود و بعد از آن همیشه در دهه آخر رمضان به اعتکاف می نشست.
9- وداع با ماه رمضان
برخاستن از سفره ضیافت الله برای عارفان دلداده حق سخت و ناگوار است، لذا همانطور که جدایی عاشق از معشوق، به سختی هر چه تمام تر صورت می گیرد، پیامبر اکرم(ص) چگونگی وداع با ماه رمضان را چنین بیان می کند: جابر بن عبد الله انصاری نقل می کند که در جمعه ماه رمضان، بر رسول خدا وارد شدم. هنگامی که چشم او بر من افتاد فرمود: ای جابر این جمعه آخر ماه رمضان است، پس با او وداع کن و بگو:«اللهم لا تجعله آخر العهد من صیامنا ایاه، فان جعلته فاجعلنی مرحوما و لا تجعلنی محروما»یعنی خدایا! این رمضان را آخرین روزه ما قرار مده و چنانچه قرار دادی پس ما را مورد رحمت خود قرار بده و ما را محروم ساز و هر کس این را بگوید به یکی از دو امر نیکو (احدی الحسنیین) نائل می شود یا آنکه عمر پیدا می کند و ماه رمضان بعدی را درک می نماید، و یا آنکه مورد بخشش و رحمت خدا قرار می گیرد.
10- شب عید فطر
از مجموعه روایات استنباط می شود که این شب از جایگاه بس والایی برخوردار است و معصومین (ع) آنرا به احیاء و شب زنده داری می گذراندند. حضرت علی بن الحسین امام زین العابدین(ع) شب عید فطر را در مسجد به نماز می گذارند تا آنگاه که صبح شود.
11- نماز عید فطر
رسول خدا (ص) روز عید بعد از طلوع آفتاب خارج می شد و هنگامه خروج به اطراف آسمان می نگریست و می فرمود که در آن روز بر جا نماز و حصیر نماز مخوان، یعنی روی خاک بنشین و بر آن نماز بخوان. فقهاء عظام مستحباتی را برای این روز ذکر نموده اند که از جمله آنها، نماز را در صحرا بپا داشتن، خارج شدن امام با پای برهنه و پیاده، و توام با وقار و ذکر خدا، و سجده بر زمین و ....
روز عید فطر روز اجر و گرفتن نتیجه امتحان است. قهرا در هر امتحانی نتایج یکسان نیست. شیخ صدوق نقل می نماید: امام حسن مجتبی (ع) گروهی از مردم را در روز عید فطر دید که به بازی و خنده مشغولند، حضرت رو به یاران خود کرد و فرمود: «خدای عز و جل ماه رمضان را محل مسابقه بندگان خود قرار داده است که به واسطه اطاعت خویش بسوی رضوان الهی پیشی می گیرند، پس گروهی سبقت گرفتند و پیروز و رستگار گشتند، و گروهی عقب ماندند و محروم شدند، پس عجب دارم از کسی که خندان است و به لهو و بازی مشغول است در روزی که نیکوکاران به اجر و ثواب رسیده و کوتاهی ورزان از آن بی فیض و محرومند، به خدا سوگند اگر پرده برداشته شود هر آینه نیکوکار به عمل نیک خویش و بدکار به عمل بد خود مشغول خواهد شد.»

ب) رابطه خود و مردم ( بعد اجتماعی)

1- ایجاد آمادگی برای ماه رمضان
در آستانه ماه مبارک، معصومان(ع) اهمیت و عظمت ماه مبارک رمضان را به مردم گوشزد نموده و آنان را به استفاده از این ضیافت الهی فرا می خواندند که در این زمینه خطبه های بسیار جالب از پیامبر اکرم (ص) و امیر المؤمنین(ع) و روایات تکان دهنده ای صادر شده است، که برای نمونه به ذکر دو روایت بسنده می کنیم:
امام صادق(ع) در آستانه ماه مبارک رمضان اینگونه به فرزندان خویش سفارش می فرمود:«نهایت کوشش خودتان را بنمایید که در این ماه روزی ها تقسیم می شوند، و سرآمد عمرها و اجلها نوشته می شود و در آن شبی است که عمل در آن ماه از عمل هزار ماه برتر و افضل است.»
اباصلت می گوید: بر حضرت امام رضا(ع) در جمعه آخر شعبان وارد شدم. حضرت به من فرمود: «ای اباصلت، بیشتر روزهای ماه شعبان گذشت و این جمعه آخر ماه است. پس در این باقیمانده آن کوتاهی مورز و سابق خود را جبران کن،... و بیشتر به دعا و استفغار و تلاوت قرآن بپرداز، و از گناهانت توبه کن، تا با خلوص در ماه خدا وارد گردی.»
2- سفارش به تلاوت قرآن
اهل بیت عصمت و طهارت(ع) علاوه بر آنکه خود موفق به تلاوت قرآن بودند دیگران را به تلاوت آن سفارش می نمودند و گاه نسبت به تلاوت بعضی سوره ها در بعضی از شبها عنایت خاصی از خود نشان داده اند، توجه عزیزان را به چند روایت که دو نکته ذکر شده را در بر دارد جلب می نمائیم.
وهب از امام صادق (ع) می پرسد خوب است در ماه رمضان در چند روز قرآن خوانده شود؟ حضرت فرمود: در سه روز به بالا. امام باقر (ع) فرمود:«لکل شی ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان» هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است. از بین سوره های قرآن به تلاوت این سوره ها سفارش شده است: سوره عنکبوت و روم. تلاوت این دو سوره در شب بیست و سوم ماه رمضان توصیه شده است.
امام صادق (ع) فرمود: «من قرا سورة العنکبوت و الروم فی لیلة ثلاث و عشرین فهو و الله یا ابا محمد من اهل الجنة» سوگند به خدا کسی که سوره عنکبوت و روم را در شب بیست و سوم رمضان بخواند از اهل بهشت است. البته این به معنای اقتضاء است که با وجود شرائطش چنین نتیجه ای را به دنبال خواهد داشت.
3- سوره قدر در وقت سحر و افطار:
از امام زین العابدین(ع) روایت شده است: کسی که سوره قدر را در هنگام افطار و سحر بخواند مانند کسی است که در این فاصله در راه خدا بخون خود غلتیده باشد و همین مضمون نیز از حضرت امام صادق (ع) روایت شده است و نیز از امام صادق(ع) نقل شده است که هر کسی که در هر شب ماه رمضان هزار بار سوره قدر را بخواند در شب بیست و سوم عجایبی را درک خواهد کرد و در روایتی دیگر از آن حضرت اثر آن را در رسیدن انسان به سرحد نهایت یقین در امور اختصاصی اهل بیت (ع) قرار داده است که به واسطه دیدن بعضی از حقایق در عالم رؤیا به آن می رسد.
4- سوره دخان:
شیخ صدوق روایت کرده است که مردی خدمت امام باقر(ع) رسید و پرسید چگونه من شب قدر را در هر سال شناسایی کنم؟ حضرت فرمود: «وقتی که ماه رمضان آمد هر شب یکبار سوره دخان را بخوان، وقتی که شب بیست و سوم فرا رسید به آنچه که می خواهی خواهی رسید.»
3- کمک به مستمندان
یکی از علل و حکمت‌های روزه این است که با ایجاد حالت گرسنگی و تشنگی انسان به یاد ضعیفان و مستمندان و تنگدستان بیفتد، و هر کسی به فراخور حال و وسع خود نسبت به آنان کمک نماید. ابن عباس می گوید: وقی که ماه رمضان فرا می رسید هر صاحب حاجتی که به نزد رسول خدا مراجعه می کرد حاجتش برآورده می شد. راجع به حضرت زین‌العابدین(ع) نقل است که هر روز ماه رمضان را صدقه می داد.
4- افطاری دادن
این عمل در سیره معصومین (ع) بنحو کاملی مشاهده می شود و از امام صادق (ع) روایت است که هنگامی که حضرت امام زین العابدین (ع) روزه می گرفت دستور می داد گوسفندی را سر می بریدند، و آن را تکه تکه ساخته و در دیگ می ریختند، آن حضرت در وقت غروب به دیگها سر می زد و در حالی روزه داشت بوی آبگوشت را استشمام می نمود، آنگاه می فرمود: کاسه ها را بیاورید این کاسه را برای فلان کس و دیگری را برای فلان بکشید، و همینطور کاسه ها را پر می کردند تا آبگوشت به اتمام می رسید، آنگاه خود با نان و خرما افطار می کرد.
5- توجه بیشتر به زیردستان و گذشت از خطای آنان
از امام صادق(ع) روایت است که امام زین العابدین(ع) در ماه مبارک رمضان توجه خاصی به زیردستان و خدمتکاران خود داشت و هرگاه یکی از آنها مرتکب خطایی می شد او را مورد عقوبت قرار نمی داد و تنها گناه او را یادداشت می نمود تا آنکه که شب آخر ماه رمضان فرا می رسید، همه آنان را گرد خود جمع می نمود و کاغذهای خطایای آنان را بیرون می آورد و بر تک تک آنان می خواند و آنان به گناه خود اعتراف و اقرار می نمودند، پس از آن در میان ایشان برمی خاست و می فرمود:«با صدای بلند بگویید: ای علی بن الحسین، همان خدایت نیز خطاهایت را شمارش کرده است همانگونه که تو گناهانمان را شمردی و در کتاب، تمام اعمال کوچک و بزرگ ثبت است و همه اعمال در نزد او حاضر است همانگونه که اعمال ما در نزد تو حاضر بود (و تو بر آن ناظر بودی)، پس از ما درگذر همانگونه که تو امید عفو و گذشت داری، از ما درگذر تا که خدایت را بخشنده و رحیم یابی...ای علی بن الحسین، کوچکی مقام خود را در برابر خدای داور دادگری که به هیچ کس ظلم روا نمی دارد یادآور و از گناه ما درگذر،...» و حضرت در حالی که گریه و زاری می کرد مرتب این کلمات را می فرمود و آنان هم با وی هم آواز می شدند و می فرمود: بار خدایا تو به ما دستور دادی که از کسانی که به ما ظلمی روا داشتند درگذریم، ما بخود ظلم کردیم، پس از ما درگذر، که تو نسبت به آن سزاوارتری. تو به ما فرمودی که هیچ درخواست کننده ای را از در خانه هایمان رد نکنیم. ما به درگاه تو دست نیاز و درخواست بلند کرده ایم و از تو طلب می نماییم. پس بر ما منت نه و ما را محروم مساز...آنگاه رو به آنان می نمود و می فرمود: من از خطایای شما گذشتم، آیا شما نیز از من می گذرید؟
و آنان در پاسخ می گفتند: از تو گذشتیم ای آقای ما و تو به ما هیچ بدی روا نداشتی، پس آن حضرت می فرمود بگوئید: بار خدایا: از علی بن الحسین درگذر، همانگونه که او از ما گذشت و او را از آتش آزاد آن همانطوری که او ما را از بندگی رهانید، و آنان آمین گفتند، و حضرت فرمود: بروید که از شما گذشتم، و همگی شما را آزاد کردم، و همگی آنان را آزاد می فرمود.
6- حفظ حریم دین و حرمت زمان
حفظ عفت عمومی جامعه از جمله مهمترین وظایف نظام اسلامی است به عنوان نمونه حد شرابخوار 80 تازیانه است، ولی اگر در ماه رمضان شراب خورده شود حالت دیگری دارد، نجاشی شاعر در روز ماه رمضان شراب خورد، او را به نزد امیرالمؤمنین(ع) آوردند، حضرت پس از یک شب زندان کردن او و اجرای حد شرعی شرابخواری (80 ضربه)، 20 ضربه شلاق اضافی، بخاطر شکستن حرمت ماه رمضان بر او زد و در برخی روایات او پذیرای 39 ضربه اضافی بدان جهت شد.
7- آزادی اسیران
بنابر نقل برخی از روایات حضرت رسول اکرم(صدر ماه رمضان تمامی اسیران را آزاد می ساخت، البته این مربوط به حفظ مصالح عمومی اسلام و مسلمین است و تشخیص آن به دست حاکم شرعی و ولی امر مسلمین است.*

منبع : مهر _ نویسنده: محمد امین پور امینی


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: سیره اهل بیت علیهم السلام در ماه مبارک رمضان

تاريخ : شنبه 2 / 4 / 1394 | 18:45 | نویسنده : اکبر احمدی |

سپاس خدایی را سزاست که با من بردباری می‌کند انگار که من هیچ گناهی نکرده‌ام. به گونه ای در من می نگرد انگار که هیچ خطایی از من سر نزده است. با من طوری رفتار می‌کند انگار که هیچ لغزشی نداشته‌ام.
مشرق-  ابوحمزه ثمالی دعایی را از امام سجاد علیه السلام نقل کرده که امام زین العابدین علیه السلام هر شب ماه رمضان آن را تلاوت می‌فرموده اند:
سپاس خدایی را سزاست که تا صدایش می‌کنم پاسخم میگوید اگرچه وقتی او مرا صدا می‌کند،من کاهلی می‌کنم
سپاس خدایی را سزاست که هرچه ازاو می‌طلبم عطا می‌کند اگرچه وقتی او درخواستی می‌کند من بخل می‌ورزم 
سپاس خدایی را سزاست که هروقت بخواهم می توانم صدایش کنم و هرگاه در پی خلوتی با او باشم بی هیچ واسطه ای می توانم داشته باشم و او همیشه برآورنده خواسته های من است
سپاس خدایی را سزاست که غیر از اورا نمی خوانم و اگر بخوانم هم پاسخی نمی شنوم
سپاس خدایی را سزاست که به غیر از او دل نمی بندم و اگر ببندم هم دلم را می شکند و پشتم را خالی می کند
سپاس خدایی را سزاست که به او تکیه می کنم و او گرامی ام می دارد و دست نوازش بر سرم می کشد و به مردم تکیه نمی کنم که اگر کنم خوارم می کنند و تنهایم می گذارند
سپاس خدایی را سزاست که از من بی نیاز است اما با من دوستی می کند و به من محبت می ورزد
سپاس خدایی را سزاست که با من بردباری میک ند انگار که من هیچ گناهی نکرده ام
به گونه ای در من می نگرد انگار که هیچ خطایی از من سر نزده است
با من طوری رفتار می کند انگار که هیچ لغزشی نداشته ام.
این خدا! این خدای من است...!
به راستی ستایش برانگیز است
به حقیقت دوست داشتنی است
و به واقع سجده کردنی

متن حدیث:

اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَدْعوُهُ فَيجيبُني وَ اِنْ كُنْتُ بَطيـئاً حينَ يدْعوُني؛ وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اَسْئَلُهُ فَيعْطيني وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يسْتَقْرِضُني؛
وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتي وَاَخْلوُ بِهِ حَيثُ شِئْتُ؛لِسِرِّي بِغَيرِ شَفيـع فَيقْضي لي حاجَتي اَلْحَمْدُللهِِ الَّذي لا اَدْعُو غَيرَهُ؛وَلَوْ دَعَوْتُ غَيرَهُ لَمْ يسْتَجِبْ لي دُعآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي لا اَرْجُو؛غَيرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَيرَهُ لاََخْلَفَ رَجآئي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي وَكَلَني؛اِلَيهِ فَاَكْرَمَني وَلَمْ يكِلْني اِلَي النّاسِ فَيهينُوني وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي؛تَحَبَّبَ اِلَي وَهُوَ غَنِي عَنّي وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي يحْلُمُ عَنّي حَتّي كَاَ نّي لا ذَنْبَ لي فَرَبّي اَحْمَدُ شَيء عِنْدي وَاَحَقُّ بِحَمْدي

منبع : مشرق


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: هشت سپاس از خداوند در دعای ابوحمزه

تاريخ : شنبه 2 / 4 / 1394 | 18:44 | نویسنده : اکبر احمدی |

نماز زيباترين و كامل ترين شكل عبادت و پرستش است. نماز ذكر كاملي است كه خداوند بارها از بندگان خويش خواسته تا ذكر كثير و بسيار داشته باشند.
نماز دربردارنده كلمات قرآني، حركات و سكنات بندگي، نمايش اوج خضوع، خشوع، تضرع، ابتهال، استغفار، دعا، توبه و همه اعمال صالحي است كه بنده مي تواند در پيشگاه پروردگار و معبود خويش داشته باشد.
دراين ميان برخي از شرايط زماني و مكاني به اين عمل، ويژگي هاي برتر مي بخشد، چنان كه مساجد و از همه مهم تر مساجد چهارگانه و اوقات پنج گانه، به ويژه شب، سحرگاهان و شب قدر درماه رمضان، از اشرف مكان ها و زمان ها براي انجام اين عمل عبادي است. نماز شب در شب قدر، مهم ترين عمل عبادي است كه اگر با تمام خصوصيات آن انجام گيرد، اميد است نمازگزار درمقام محمود قرارگيرد.
جايگاه شب در زندگي بشر
شب، فاصله زماني غروب خورشيد تا طلوع فجر است. (المصباح، ج1-2، ص561 «الليل») از نظر آموزه هاي وحياني قرآن، شب يكي از آيات بسيار مهم الهي است كه ارزش تفكر براي خداشناسي و هستي شناسي را داراست و در چنان جايگاه ارزشي است كه خداوند به اين آيت و نشانه خويش سوگند مي خورد تا عظمت شب درك شود. (انشقاق، آيه 16، تكوير، آيه 17؛ مجمع البيان، ج10-9، ص 677؛ الكشاف، ج4، ص711)
شب به عنوان يك آيت عظيم الهي فرصتي براي استراحت و آرامش، تفكر و تدبر است. در اين ميان بخشي از اوقات شب از برخي ديگر نيز ارزشمندتر است. شامگاهان، فرصتي مناسب براي سجده و خضوع (آل عمران، آيه 113، فرقان، آيه64، زمر آيه9) ذكر الهي (اعراف، آيه 205)، دعا و نيايش (اسراء، آيات 79 و 80؛ انعام، آيه 52؛ اعراف آيه205) و نيز حمد (روم، آيه18) و تسبيح خداوند از هر نقص و عيبي است. (آل عمران، آيه41؛ روم آيه17)
يكي از اوقات نمازهاي واجب، شامگاهان و اوايل شب است. (هود، آيه114؛ اسراء، آيه78) خداوند شب را به تسخير انسان درآورده تا رام انسان باشد. (ابراهيم، آيه33؛ نحل، آيه12).
با همه ارزشي كه شب براي انسان و رسيدن به كمالات و مقامات دارد، ولي دراين ميان برخي از شب ها از شب هاي ديگر برتر است؛ چنانكه شب هاي دهگانه، شب هايي است كه خداوند توجه ويژه اي به آن دارد و بدان سوگندي خاص مي خورد. (فجر، آيه2) از جمله شب هاي بافضيلت، شب هاي قدر است كه اين شب ها در فضيلت از همه شب ها برتر و يك شب آن اگر درك شود برابر با هزارماه است. (قدر، آيات 2 و 3) از اين رو خداوند شب قدر را شبي مبارك دانسته است. (دخان، آيه 3)
رسول خدا(ص) زمستان را بهار شب زنده داري مي داند و اين اوقات را به سبب طولاني بودن براي شب زنده داري مناسب تر مي بيند، چرا كه فرصت بيشتري را به شخص مي دهد تا تهجد داشته باشد. آن حضرت مي فرمايد: الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به علي قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به علي صيامه؛ زمستان بهار مؤمن است، از شبهاي طولاني اش براي شب زنده داري و از روزهاي كوتاهش براي روزه داري بهره مي گيرد. (وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3)
اهل ايمان شب را بسيار عزيز و گرامي مي دارند و آن را فرصتي گرانبها و ارزشمند براي تفكر و تدبر در خلقت آسمان و رسيدن به حكمت و اهداف آفرينش و درك رستاخيز و معاد مي دانند (بقره، آيه 164؛ آل عمران، آيه 190؛ نبا، آيات 2 تا 17) و مي كوشند تا همه شب را به شب زنده داري بگذرانند؛ چرا كه مي خواهند سيره و سلوك نبوي را به عنوان اسوه حسنه و الگوي برتر در پيش گيرند (احزاب، آيه 21)؛ زيرا اگر شب زنده داري براي آن حضرت(ص) واجب بوده براي مومنان مستحب است. (مزمل، آيه 20)
البته سيره پيامبران ديگر نيز اين بوده است. از اين رو خداوند ميعاد خود را با حضرت موسي(ع) در شب قرار مي دهد و ايشان به ميعاد چهل شبانه مي رود تا با خداوند خلوت كند و مناجات داشته باشد. (بقره، آيه 21؛ اعراف، آيه 142) پس هر كسي كه مي خواهد با محبوب خويش مناجات خاص داشته باشد و به عبادت و بندگي خالصانه بپردازد و صفا يابد، شب هنگام بهترين زمان براي اين كار است. (همان و نيز انعام، آيه 52؛ اسراء، آيه 79)
شبها، زمان ارتباط گيري مستقيم با خداوند و زمان دريافت وحي و نبوت است. (طه، آيات 10 تا 14؛ نمل، آيات 7 تا 9) پس انسان ها مي بايست به علل گوناگون از جمله اين امكان استثنايي نجوا و ارتباط باخداوند و رسيدن به مقامات و كمالات و نيز آرامش و سكونت و خواب (انعام، آيه 96؛ يونس، آيه 67؛ روم، آيه 23؛ نباء آيات 9 و 10) و قبض موقت روح و رفتن آن به ملكوت و نزد پروردگار (انعام، آيه 60) و امور ديگر، به عنوان يك نعمت بزرگ شكرگزار آن باشند. (فرقان، آيه 62؛ قصص، آيه 73)
البته ديگراني نيز شب زنده داري مي كنند، ولي اين فرصت استثنايي را به تباهي مي كشانند. خداوند در بيان خصوصيات مترفان و مرفهان بي درد مي فرمايد كه شب نشيني مرفهان مستكبر، با ياوه سرايي و بدگويي برضد قرآن و پيامبر(ص) و كارهاي لغو و بيهوده ديگر سپري مي شود و اين فرصت را به تهديد عليه خود تبديل مي كنند. (مومنون، آيات 64 تا 67)
مفهوم تهجد
اصطلاح تهجد در فرهنگ قرآني معنايي خاص دارد. تهجد در فرهنگ قرآن، به معناي بيدار شدن در شب براي نماز (ترتيب العين، ج 3، ص 1868) و ذكر خداست. (مجمع البيان، ج 5-6، ص 669)
خداوند به مومنان و مسلمانان توصيه مي كند به هر مقدار ممكن، تهجد و شب زنده داري داشته باشند. از اين رو تهجد براي مسلمانان يك امر مستحب دانسته شده است؛ (مزمل، آيه 20) زيرا تهجد و شب زنده داري آثار و بركات زيادي دارد كه ازجمله آنها رسيدن به مقام محمود است.
البته اين عمل از عهده همه كس برنمي آيد، چرا كه نيازمند صبر و شكيبايي بسيار (فرقان، آيات 64 و 75)، بيم و اميد به خدا (سجده، آيات 15 و 16؛ زمر، آيه 9) و توجه به خدا و ربوبيت و پروردگاري اش است. (همان و نيز فرقان، آيه 64)
شرايط تهجد و شب زنده داري
در بيان كيفيت و چگونگي رسيدن به مفهوم تهجد قرآني و شب زنده داري كمال بخش لازم است كه شرايط و آدابي فراهم آيد وگرنه همانند شب زنده داري مترفان و مرفهان مستكبر بي ارزش و حتي ضدارزش خواهد شد.
از مهم ترين شرايط و آداب تحقق تهجد مي توان به نيت و قصد خالصانه شب زنده دار اشاره كرد. متهجد كسي است كه براي اطاعت از امر هر چند مستحب خداوند بيدار مي شود و مي خواهد در طول شب تفكر و تدبر و تذكر و بندگي كند. (مزمل، آيه 20) پس براي رسيدن به اين مقصد و مقصود، به تسبيح و تحميد خداوند (طه، آيه 130؛ سجده، آيات 15 و 16؛ انسان، آيه 26)، استغفار (آل عمران، آيه 17؛ ذاريات، آيات 15 تا 18؛ مزمل، آيه 20)، تلاوت قرآن به مقدار ممكن و در حد توان (مزمل، آيات 2 و 4 و 20)، دعا و نيايش (اسراء، آيات 79 و 80؛ سجده، آيات 15 و 16)، ذكر و ياد خدا (مزمل، آيات 2 و 8)، سجده (فرقان، آيه 64؛ انسان، آيه 26) و نماز (زمر، آيه 9 و آيات ديگر؛ و نيز مجمع البيان، ج 7-8، ص 517) مشغول مي شود. البته وقت تهجد و بهترين زمان آن از نيمه شب شرعي است. لذا براي تهجد در مقدار دو سوم شب يا كمتر و يا نيمي از آن توصيه شده است. (مزمل، آيه 20)
آثار شب زنده داري و نماز شب
كسي كه تهجد كند و نماز شب را به جا آورد، به مقامات بالايي مي رسد كه هر خردمندي آرزوي آن را دارد. انسان در شب مي تواند با ارتباط گيري و اتصال به خدا، از الهامات و وحي الهي برخوردار شود؛ هر چند كه به مقام پيامبري و رسالت تشريعي نمي رسد. از اين رو بر پيامبران و نيز پيامبر گرامي(ص) تهجد واجب بود تا امكان دريافت وحي با افزايش لطافت روحي و اتصال فراهم آيد. (مزمل، آيه 20؛ و نيز مجمع البيان، ج 9-10، ص 570)
از ديگر آثار تهجد مي توان به كسب حضور قلب (مزمل، آيه 6)، آرامش و رضايت (طه، آيه 130)، دستيابي به مقامات صالحان (آل عمران، آيات 113 و 114)، محسنان (ذاريات، آيات 16 و 17)، شفاعت از ديگران (طه، آيه 130؛ اسراء، آيه 79؛ و نيز مجمع البيان، ج 5-6، ص 671و نيز ج 7-8، ص 58) و مقام محمود و پسنديده (اسراء، آيه 79) اشاره كرد.
مقام محمود، مقامي است كه خداوند آن را ستوده و ارزشمند شمرده است. پس بايد مقامي بسيار بلند باشد كه بيرون از دسترس هر كسي است و به سادگي هم به دست نمي آيد و نيازمند تهجد با ويژگي ها و شرايط خاصي است.
مي دانيم كه براي هر چيزي چند سطح مي توان تعريف كرد؛ زيرا داراي مراتب و درجات است. به عنوان نمونه اخلاق پسنديده مي تواند در دو سطح مثلا محاسن و مكارم تعريف شود. يا صراط حق مي تواند صراط مستقيم يا صراط حميد باشد كه صراط حميد همان صراط مستقيم با يك درجه و مرتبه برتر است.
اين مقام محمود نيز در ميان مقاماتي چون مقام متقين، صالحين، محسنين و مانند آن از يك برجستگي بيشتري برخوردار است كه خداوند نيز آن را ستوده دانسته است.
برخي ها از اين مقام به مقام شفاعتي ياد مي كنند كه در يك درجه بالاتر در اوج و تماميت قرار گرفته و اين امكان را به شفاعت دهنده مي بخشد تا هر چه مي خواهد شفاعت كند تا راضي و خشنود شود. (طه، آيه 130؛ اسراء، آيه 79؛ و نيز مجمع البيان، ج66-5، ص 671 و نيز ج8-7، ص58)
پيامبر(ص) درباره آثار تهجد و نماز شب مي فرمايد: نماز شب، موجب رضايت پروردگار، دوستي فرشتگان، سنت پيامبران، نور معرفت، ريشه ايمان، آسايش بدن ها، مايه ناراحتي شيطان، سلاحي بر ضد دشمنان، مايه اجابت دعا، قبولي اعمال و بركت در روزي است. (ارشاد القلوب، ج1، ص191)
امام صادق(ع) نيز در بيان آثار شب زنده داري و نماز شب مي فرمايد: نماز شب، انسان را خوش سيما، خوش اخلاق و خوشبو مي كند و روزي را زياد و قرض را ادا مي نمايد و غم و اندوه را از بين مي برد و چشم را نوراني مي كند. (ثواب الاعمال، ص 42)
شب هاي قدر، زمان رسيدن به مقام محمود
در ميان شب ها، شب هاي ماه رمضان، در ميان شب هاي ماه رمضان، شب قدر و در ميان ساعات آن، سحرگاهان (ذاريات، آيه 18؛ آل عمران، آيه 17) و در ميان مساجد، مساجد چهارگانه يعني مسجدالحرام و مسجدالاقصي، مسجدالنبي(ص) و مسجد كوفه، بهترين زمان و مكان براي تهجد و احياء و نماز شب است؛ زيرا هر عمل در شب هاي قدر خود به اندازه عبادت هزار ماه مي ارزد و اگر همراه با ديگر كيفيات شود، اين ارزش فزوني مي يابد. به گونه اي كه انسان مي تواند با ادراك شب قدر، ره صد ساله را يك شبه بپيمايد و به مقام محمودي كه خداوند وعده داده نايل شود.
امام رضا(ع) درباره ارزش اعمال در ماه رمضان نسبت به ديگر ماه هاي سال مي فرمايد: من قرا في شهر رمضان آيه من كتاب الله كان كمن ختم القرآن في غيره من الشهور؛ هر كس در ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اين است كه در ماههاي ديگر تمام قرآن را بخواند. (بحارالانوار ج39، ص346)
از امام صادق(ع) سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است. (وسائل الشيعه، ج7 ص256، ح2) در سيره عملي امامان(ع) اين معنا بارها روايت شده كه ايشان شب هاي قدر تا بامدادان به عبادت مي پرداختند تا اين شب را ادراك كنند.
در سيره عملي امام باقر(ع) آمده كه ايشان در شب بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان مشغول دعا مي شد تا شب به سر آيد و آنگاه كه شب به پايان مي رسيد نماز صبح را مي خواند. (وسائل الشيعه، ج7، ص260، ح4)
بيدار بودن شب قدر و احياي آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پيامبر و اهل بيت آن حضرت بوده است و در ميان سه شب، بر شب بيست و سوم تأكيد بيشتري داشته اند. چنان كه شخصي به نام جهني از پيامبر پرسيد: منزل ما از مدينه دور است، يك شب را معين كن تا به شهر بيايم. حضرت فرمود: شب بيست و سوم به مدينه داخل شو.
امام صادق(ع) در حالي كه بيمار بودند، خواستند كه شب بيست و سوم ايشان را به مسجد ببرند و حضرت زهرا(س) در اين شب، با پاشيدن آب به صورت بچه ها، مانع خواب آنها مي شدند. در روايات آمده است كه دهه آخر ماه رمضان، پيامبر بستر خواب خود را جمع مي كرد و ده شب را احيا مي داشت.
در حديثي از پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم كه حضرت موسي(ع) به خدا عرض كرد: خدايا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: «قربي لمن استيقظ ليله القدر»، قرب من، در بيداري شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رحمتي لمن رحم المساكين ليله القدر»، رحمت من در ترحم بر مساكين در شب قدر است.
گفت: خدايا، جواز عبور از صراط مي خواهم. پاسخ آمد: «ذلك لمن تصدق بصدقه ليله القدر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. عرض كرد: خدايا بهشت و نعمت هاي آن را مي طلبم. پاسخ آمد: «ذلك لمن سبح تسبيحه في ليله القدر»، دستيابي به آن، در گرو تسبيح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلك لمن استغفر في ليله القدر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پايان گفت: خدايا رضاي تو را مي طلبم. پاسخ آمد: «رضاي لمن صلي ركعتين في ليله القدر»، كسي مشمول رضاي من است كه در شب قدر، نماز بگذارد. (تفسير نور، قرائتي، سوره قدر)
بنابراين، شب هاي قدر در ميان شب هاي سال يك استثناست كه درك آن براي همگان بسيار سخت و دشوار است. از اين رو خداوند براي تشويق مومنان به انديشه و درك حقيقت شب قدر خطاب به پيامبرش(ص) مي فرمايد: توچه داني شب قدر چيست؟ سپس گوشه اي از ارزش شب قدر را در ميان شب هاي سال بيان مي كند و معلوم مي دارد كه آن، زمان نگارش تقدير هر چيزي بر جريده هستي است.
فلسفه نهان بودن شب قدر
به باور بسياري از مفسران، بدان دليل شب قدر در ميان شب هاي سال يا ماه و يا در شب هاي ماه رمضان نهان داشته شده كه مردم كمال طلب و خداجو در تلاش براي عبادت و شب زنده داري و در پرتو آن، تزكيه جان و پاكسازي دل از زنگارهاي گناه و كوشش براي آراستگي به ارزش ها و والايي ها به ره آورد ارزنده تر و موفقيت بيشتري برسند و بكوشند تا به اميد درك آن شب گرانقدر، شب هاي بسياري را با راز و نياز سپري كنند.
اين ظرافت در برنامه هاي ديگر نيز هست، براي نمونه خداي فرزانه در ميان نمازها، «صلاه وسطي و نماز ميانه» را نهان داشت تا از همه نمازها مراقبت بيشتر شود. در ميان نام هاي خود، اسم اعظم را نهان داشت و ساعت اجابت دعا را در ساعت ها و خشم خود را در ميان همه گناهان و نيز هنگامه فرا رسيدن مرگ را از انسان ها، تا بندگانش به موفقيت بيشتري در تقرب به خدا نايل آيند و از گناهان دوري جويند.

منبع : باشگاه خبرنگاران


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: نمازی که ثوابش از آسمان هفتم هم می گذرد

تاريخ : شنبه 2 / 4 / 1394 | 18:43 | نویسنده : اکبر احمدی |

پژوهش دانشمندان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نشان داد روزه گرفتن برای دو روز و بیشتر می‌تواند به ارتقای سیستم ایمنی کمک کند، به ویژه اگر بدن در اثر پیری یا درمان سرطان آسیب دیده باشد.
                                      
به گفته دانشمندان، روزه گرفتن بدن را به جایگزین کردن سلول های قدیمی و آسیب‌دیده تشویق می‌کند.
والتر لونگو، کارشناس طول عمر در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی گفت: هنگامی که گرسنگی می‌کشید، سیستم ایمنی تلاش می‌کند انرژی ذخیره کند، و یکی از کارهایی که می‌توان برای ذخیره انرژی انجام داد، بازیافت تعداد زیادی از سلول های ایمنی غیر ضروری به ویژه موارد آسیب‌دیده است.
محققان دریافتند که روزه گرفتن برای دو تا چهار روز در هر شش ماه، بدن را مجبور به ورود به حالت بقا می‌کند که در پی آن از چربی‌ها و قند ذخیره شده استفاده کرده و سلول های قدیمی را تجزیه می‌کند.
بدن سپس پیامی را برای سلول های بنیادی مبنی بر بازسازی کل سیستم ارسال می‌کند.
به گفته پرفسور لونگو، برای سیستمی که به شدت در اثر پیری یا شیمی‌درمانی آسیب دیده، دوره‌های روزه گرفتن می‌تواند به معنای واقعی کلمه یک سیستم ایمنی جدید تولید کند.
در یک کارآزمایی آزمایشی، بیماران سرطانی که برای 72 ساعت پیش از شیمی‌درمانی روزه گرفته بودند تعداد سلول سفید خون کمتری را از دست دادند.
خودداری از خوردن و آشامیدن، همچنین آثار منفی و مرگ و میر را در موش هایی که تحت داروهای شیمی‌درمانی بودند، کاهش داده و سیستم ایمنی را در موش های پیر ارتقا بخشید.
دانشمندان اکنون در حال بررسی امکان اجرای آثار مشابه روزه گرفتن بر روی سیستم های زیستی و اندام های گوناگون هستند.
نتایج این پژوهش در مجله Cell Stem Cell منتشر شده است. 

منبع: ایسنا 


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: فواید روزه گرفتن از نگاه دانشمندان آمریکایی

تاريخ : شنبه 2 / 4 / 1394 | 18:40 | نویسنده : اکبر احمدی |

رسول اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و اله مردم را به نماز شب، انجام کار خیر، افطاری دادن، آسان گیری بر زیردستان و درخواست از خداوند در ماه مبارک رمضان سفارش فرموده‌اند.
ابو الورد از امام محمد باقر علیه‎السلام روایت کرده است که: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در آخرین جمعه از ماه شعبان، خطبه‌اى براى مردم ایراد کرد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم! ماهى بر شما فراز آمد که در آن، شبى هست (لیلة القدر) که از هزار شب بهتر است و آن ماه رمضان است.
خداوند روزه این ماه را بر شما واجب کرده، و پاداش یک شب نماز مستحبى آن را همانند ثواب هفتاد شب نماز مستحبى در ماههاى دیگر قرار داده است.
و پاداش کسى که براى خدا در این ماه کار خیر مستحبى انجام دهد پاداش کسى است که یکى از واجبات الهى را انجام داده باشد، و پاداش کسى که یکى از واجبات الهى را در این ماه انجام دهد، مانند ثواب کسى است که هفتاد واجب از واجبات خداوندى را در ماههاى دیگر انجام بدهد. و این ماه صبر است، و مسلما پاداش صبر، بهشت خواهد بود.
و این ماه مواسات (همدلى و کمک) است؛ و ماهى است که خداوند در آن روزى مؤمنان را افزون مى کند؛ و هر کس یک مؤمن روزه دار را در این ماه افطارى دهد، پاداشى برابر با آزاد کردن یک بنده نزد خدا، مایه آمرزش گناهان گذشته وى نیز خواهد بود.
در این هنگام یکى از حاضران در مجلس به حضرت عرض کرد: اى رسول خدا! همه ما توانایى افطار دادن به روزه داران نداریم، حضرت فرمود: خداوند، کریم است، این ثواب را (که گفتم) خداوند حتى به کسى که یک جرعه شیر یا آبى گوارا یا چند دانه خرما در اختیار روزه دارى مى گذارد تا روزه خود را افطار مى کند و بیش از این توانائى بر انفاق ندارد عنایت مى کند.
و هر کس در این ماه به زیردست خود آسان بگیرد، خداوند تخفیف در حساب را براى او مقرر مى فرماید.
و این ماهى است که آغاز آن رحمت است، و میانه اش آمرزش، و پایانش برآورده شدن حاجات و آزادى از آتش.
و شما در این ماه از چهار خصلت بى نیاز نخواهید بود: دو خصلت که خداوند را با آن خشنود مى سازید، و دو خصلت دیگر که شما را از آن گریزى نیست، آن دو خصلتى که با آن خدا را خشنود مى سازید، شهادت به «لا إله إلا الله» و اقرار به رسالت من است، اما دو خصلت دیگر که شما را از آن گریزى نیست، یکى خواسته‌ها و نیازهاى خود را از خدا خواستن و بهشت را طلبیدن، و دیگرى درخواست عافیت از خدا و از آتش جهنم به او پناه بردن است.

متن حدیث:

 أبو أیوب عن أبی جعفر ع قال خطب رسول الله ص فی آخر جمعة من شعبان فحمد الله و أثنى علیه ثم قال أیها الناس قد أظلکم شهر فیه لیلة خیر من ألف شهر و هو شهر رمضان فرض الله صیامه و جعل قیام لیلة فیه بتطوع صلاة کمن تطوع بصلاة سبعین لیلة فیما سواه من الشهور و جعل لمن تطوع فیه بخصلة من خصال الخیر و البر کأجر من أدى فریضة من فرائض الله عز و جل کمن أدى سبعین فریضة من فرائض الله فیما سواه من الشهور و هو شهر الصبر و إن الصبر ثوابه الجنة و هو شهر المواساة و هو شهر یزید الله فیه رزق المؤمن و من فطر فیه مؤمنا صائما کان له عند الله بذلک عتق رقبة و مغفرة لذنوبه فیما مضى- فقیل له یا رسول الله لیس کلنا نقدر على أن نفطر صائما فقال إن الله کریم یعطی هذا الثواب من لم یقدر إلا على مذقة من لبن یفطر بها صائما أو شربة من ماء عذب أو تمرات لا یقدر على أکثر من ذلک و من خفف فیه على مملوک خفف الله عز و جل علیه حسابه و هو شهر أوله رحمة و وسطه مغفرة و آخره إجابة و العتق من النار و لا غنى بکم فیه عن أربع خصال خصلتین ترضون الله بهما و خصلتین لا غنى بکم عنهما أما اللتان ترضون الله بهما فشهادة لا إله إلا الله و أنی رسول الله و أما اللتان لا غنى بکم عنهما فتسألون الله فیه حوائجکم و الجنة و تسألون الله فیه العافیة و تعوذون به من النار؛

«ثواب‌الاعمال، صفحه 143»

منبع : باشگاه خبرنگاران


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: پنج سفارش مهم پیامبر(ص) درباره ماه مبارک رمضان

تاريخ : چهار شنبه 1 / 4 / 1394 | 11:5 | نویسنده : اکبر احمدی |

حسن بصری نه تنها از نخستین روزهای تشخیص خوب و بد، صراط اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام را راه زندگی خود قرار نداد بلکه با دشمنان آنها نیز به محبت رفتار کرده و مورد احترامشان بود.
قبل از آنکه بدانیم حسن بصری با مخالفین اهلبیت عصمت و طهارت چگونه ارتباطی داشته بهتر است به چند روایتی پیرامون محبت اشاره کنیم.
محبت: درباره ی محبت و محبت به خدا و محبت به رسول خدا و محبت به اهلبیت و محبت به قرآن و محبت به محبان آل بیت و محبت به دشمنان اهلبیت می بایستی مطالبی را تا حد ضرورت بیان کرد، لکن فعلاً به محبت اهلبیت اشاره می کنیم که مورد استناد و توجه است.
موقعیت محبت: باید به این مهم اشاره داشت علاوه بر این که هر کس با هر قومی که به آن تشبه دارد محشور می شود روایت دیگر از حضرت صادق نقل کرده اند که مردی به رسول خدا عرض کرد: ای پیغمبر خدا ترا دوست دارم، رسول خدا فرمود: تو با کسی که دوستش داری خواهی بود(1) و در این صورت علاقه ای که انسان در دل دارد سرنوشت زندگی باطنی و اخروی او را معین می نماید.
دوستی دوستداران اهلبیت: این دوستی آن چنان مورد توجه ائمه معصومین علیه السلام بوده است که ابی بخران از ابوالحسن نقل می کند حضرت فرمودند: «آن که با پیروان ما ستیز کند با ما ستیزه کرده و هر که با آنان مهر ورزد با ما مهر ورزیده چون آنان از خمیر ما آفریده شده اند، کسی که آنها را دوست داشته باشد از ما است.»(2)
دوستی مخالفان اهلبیت: محبت و دوستی باید صرف دوستان و محبان حضرت دوست شود و اگر محبت و دوستی صرف دشمنان حضرت دوست گردد در نزد اهلبیت مورد مأخذه قرار می گیرد ابن فضال از حضرت رضا علیه السلام نقل می کند که فرمودند: «هر که به دور شده از ما نزدیک شود و یا از وابستگان ما دوری کند یا کسی را که به ما عیب می بندد ستایش نماید یا به دشمن ما بخشش کند از ما نیست و ما هم از او نیستیم».(3)
زیان دوست داشتن، دشمن دوست: دیده شده است عده ای با این که ابراز محبت به اهلبیت عصمت می کنند و می گویند ما دوستدار آن ذوات مقدسه هستیم لکن باز با دشمنان معصومین علیهم السلام هم سرسرّی دارند حضرت امام رضا علیه السلام لطمه ی اینان را از دجال آخرالزمان بدتر دانسته اند به حسن بن خزار می فرماید: «کسی هست که دوستی ما خاندان پیغمبر را دستاویز قرار داده و خرابکاری او بر پیروان ما از زیان دجال بیشتر است عرض می کند: ای پسر پیغمبر چرا؟ حضرت رضا می فرماید: برای مهر ورزیدن او با دشمنان ما و ستیزه او با دوستان ما»(4).
مخالف دوستداران اهلبیت ناصبی است: محدثین و بزرگان شیعه ناصبی کسی را می دانند که سب علی امیرالمؤمنین و اولاد بزرگوارش نماید، لکن امام صادق علیه السلام ناصبی کسی را می داند که شیعیان یعنی دوستدارانشان را سب کند.
معلی بن خنیس می گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: «کسی که به ما ناصبی باشد او را ناصبی نگویند برای آنکه فردی را نمی یابی که بگوید من محمد و دودمانش را دشمن دارم و ناصبی کسی است که نسبت به شما ناصبی است در حالی که می داند شما ما را دوست دارید و از دشمنان ما بیزاری می جوئید» سپس فرمود: «کسی که دشمنی از ما را سیر کند دوستی از دوستان ما را کشته است».(5)
ارتباط حسن بصری با دشمنان اهلبیت: در گذشته اشاره کردیم که وقتی به حسن بصری ایراد می گیرند چرا علی علیه السلام را سب کردی می گوید من دفع افسد به فاسد کردم و تقیه نمودم که چنین ارتباطی داشته ام در حالی که اگر حسن بصری از شیعیان بود و دارای نشانه های ایمان بود می بایستی همانطور که«حصین بن عمر» از امام صادق علیه السلام نقل کرده مؤمن از آهن سخت تر است آهن اگر گداخته شود رنگش بر می گردد ولی مؤمن اگر کشته شود و دوباره زنده گردد و سپس او را بکشند دل او از ایمان بر نمی گردد.(6)
کلام علی امیرالمؤمنین بهترین نشان دهنده ی یاران و دوستداران حقیقی حضرتش می باشد که تقیه و نفاق را هم از یکدیگر جدا می کند، فرموده اند: «اگر با شمشیرم بینی مؤمن را بزنم که مرا دشمن بدارد مرا دشمن نخواهد داشت»(7) و او که به دشمن حضرت رجوع کرده باشد در نوعی دشمن با علی وارد شده است.
دوستی حسن بصری و حجاج
حجاج بن یوسف ثقفی خبیث ترین چهره ی دشمنان آل بیت عصمت و طهارت است که نظیرش در میان دشمنان خاندان رسالت دیده نشده است. می نویسد: «در خون ریزی صبر نمی توانست کرد» و می گفت «بیشتر لذت من در ریختن خون است» عدد کسانی را که به شهادت رسانده به 120 هزار نقل کرده اند و بعد از به درک اسفل پرتاب شدنش پنجاه هزار مرد و سی هزار زن که 16 هزار آنها برهنه بودند در حبس داشته است.
می نویسند: وقتی به نماز جمعه می رفت در مسیر راه صدای ضجه و شیون عده ای نظرش را جلب کرد سئوال نمود که این صدای چیست گفتند: صدای زندانیان است که از شدت گرسنگی ضجه و صیحه می زنند.
حجاج چنان دردشمنی باعلی و دوستدارانشان شقی بود که علاوه بردوستدران علی امیرالمؤمنین از صحابه و تابعین را نیز به درجه شهادت رسانید از جمله کمیل و قنبر، عبدالرحمن بن ابی لیلی انصاری و سعید بن جبیر را می توان نام برد.(8)
حسن بصری: در همین اوقات که حجاج بن یوسف ثقفی صحابه و تابعین و انصار فداکار امیرالمؤمنین را شناسائی می کرد و به شهادت می رساند. با او ملاقات کرده و بعد از آن ملاقات در کنار شهادت صد هزار شیعه جان بر کف آزادانه زندگیش را ادامه می دهد و مجلس وعظ و خطابه اش هم مورد تائید حجاج بن یوسف قرار می گیرد حتی به وسیله مأموران دربار حجاج اعلام می گردد هر که می خواهد مجلس برودبه مجلس حسن بصری برود.
از قول شیخ بهاء الدین زکریا ملتانی صوفی نامی گفته اند که در حضورش از دست بوسیدن سئوال کردند، او گفت: بعد از مرگ حجاج بن یوسف ثقفی او را در خواب دیدند و پرسیدند: کیف حالک؟ گفت در معرض هلاکت! اما امید به عفو رسید و بیامرزید: پرسیدند: که کدام عمل و کدام نیکی که امیدوار شدی؟ حجاج خون آشام گفت: روزی مجلس شیخ حسن بصری دست بوسیدم و در آن کار مغفور شدم پس هر که دست بزرگان بوسید، امید است که او را بیامرزند.(9)
این دوستی و صمیمیت بین حسن بصر و حجاج چنان ریشه دار بوده است که ابوالمفاخر یحیی باخرزی وقتی در کتابش درباره ی دعای نیک کردن به سلطان مطلب می گوید استناد به کلام حسن بصری می نماید که وقتی حجاج به مُرد حسن بصری گفت: «رحمه الله اعرف زمانه و حفظ لسانه و دارالسلطانه»(10).
این رفتار و حرکات حسن بصری را با روایتی که از رسول خدا صلوات الله علیه رسیده مطابقت کنید فرموده اند: «هنگامی که قیامت برپا شود منادی می گوید کجا هستند ستمکاران و کمک کاران آنها.
این ندا شامل این افراد می شود: کسی که دواتی را برای ظالم آماده کرده یا کیسه ای را دوخته و یا قلمی را تراشیده باشد پس آنها را با ستمکاران محشور کنید.(11)
رفاقت حسن بصری با حجاج بن یوسف ثقفی که مصونیت برای او آورده و توانسته در مزان دژخیمی چون حجاج به بهاء خون شهیدانی مانند کمیل و قنبر و ابی لیلی و سعید بن جبیر و حجر بن عدی و هزاران شیعه، مجلس داشته باشد موجب شده که حسن بصری را از اسلام خارج شده بدانند زیرا رسول خدا (ص) می فرماید: «کسی که قدمی بردارد باظالمی تا او را کمک کند و در حالی که می داند او ظالم است پس در حقیقت از اسلام خارج شده است».(12)
حتماً حسن بصری که آزادانه به مجلس وعظ و خطابه مشغول بوده و حجاج بن یوسف دستش را بوسیده و به او اجازه مجلس داده و حتی امر کرده به مجلس او بروند و گفته: اگر کسی می خواهد مردی را به بیند به حسن بصری نگاه کند. در تمام کارهای حجاج شریک شده است زیرا امام باقر علیه السلام می فرماید: «ظالم و کسی که به او کمک می کند و نیز کسی که راضی به کار اوست هر سه شریکند.»(13)
حضرت رسول اکرم (ص) هم می فرمایند: «حرام است بهشت بر کسی که بر اهلبیت من ستم کند و هر کسی که با ایشان مقاتله کند و هر کسی که دشمنان ایشان را یاری کند (مانند حسن بصری) و ایشان را ناسزا گویند این ها کسانی باشند که در آخرت آنها را بهره و نصیبی نیست و حق تعالی با ایشان در روز قیامت سخن نگوید و به سوی ایشان نظر نفرماید و ایشان را از گناهان، پاک و پاکیزه نکند، غذاب دردناک آنها را باشد».(14)
حسن بصری یاری کننده ی حجاج
دانستید حسن بصری کودتای سقیفه بنی ساعده را تائید نموده در مقابل مکتب کلامی اهلبیت مکتب کلامی تأسیس کرده، دبیری حاکم دست نشانده معاویه در خراسان را به جای یاری رساندن به امام حسین علیه السلام پذیرفته. به زمانی که یاران وفادار امامت چون کمیل و قنبر، ابی لیلی و سعید بن جبیر و ... به شهادت می رسند او با اجازه رسمی از طرف حجاج بن یوسف ثقفی مجلس می گفته، امامت مسجد جامع بصره را می نموده، قضاوت آنجا را به عهده داشته است لکن ای کاش به همین جا ختم می شد ولی تاریخ
گویا موضوعات بسیار حساس و سرنوشت سازی است که به وسیله مخالفان پدیده ی ولایت با امامت از بازگو کردنش جلوگیری به عمل آمده است.
بعد از اینکه علی امیرالمؤمنین بصره را فتح نمودند و حسن بصری را سامری امت معرفی کردند، پیش بینی امام محقق شده این محدث معروف به وجوب اطاعت از شاهان بنی امیه فتوا داد: «لا یستقیم الدّین الا بهم و ان جاروا و ان ظلموا، و الله کما یصلح الله بهم اکثر مما یفسدون» (15) دین جز با آنان (بنی امیه) پا نمی گیرد هر چند ظلم و جور کنند، به خدا اصلاحاتی که خداوند به دست آنان(شاهان بنی امیه) انجام می دهد بیش از فسادهایشان است.
و در مجلس وعظ و خطابه نسبت دروغ و جعل به پیامبر خدا داده می گوید حضرتش فرموده اند: «زمامداران (در آن عصر امویان) را دشنام ندهید، زیرا اگر ایشان نیکی کنند، پاداش گیرند و شما باید شکرگزار باشید و اگر بدی کنند عقوبت به بینند، شما باید شکیبایی کنید، به یقین ایشان غذاب خدایند که به وسیله ی آنان از هر کس که بخواهد انتقام کشد. پس با عزت و خشم غذاب خدا را بخواهید بلکه با فروتنی و تضرع از آن استقبال نمائید.»(16)
ملاحظه کنید چگونه حسن بصری در توطئه خطرناک جداسازی عترت از قرآن، سیاست از دین و امامت، رهبری سیاسی و مرجعیت دینی که بر اساس و ریشه اسلام بالنده است نقش اساسی داشته می توانید برای اطلاعات بیشتر به کتاب «رهبری در اسلام» مراجعه نمائید.
و ای کاش اینگونه اعمال امثال حسن بصری در تاریخ به زمان خودشان اختصاص می یافت ولی می بینیم گفته های آنان که با احادیث ساختگی و جعلی توام می شد به صورت فتوائی کوبنده در فرداهای تاریخ دستمایه اهل سنت شده است.
احمد بن حنبل فتوا می دهد: «لا یخرج علی الامرا بالسیف و ان جاروا»(17) قیام مسلحانه علیه فرمانروایان جایز نیست هر چند که ستم روا دارند.
مالک پیشوای فرقه ای از اهل سنت نیز می گوید: «اذا ظلم الامام فالطاعة اولی من الخروج»(18) هنگامی که پیشوا ستم روا دارد، فرمانبری از او بهتر است از شورش بر او.
این تأثیر گذاری امثال حسن بصری بر اعتقادات جمعیتی از مسلمانان و نشانه هائی از حمایتهای مؤمنانه ی او نسبت به شاهان اموی موجب شده محققان عالم اسلام چنین نتیجه بگیرند که «اگر زبان حسن بصری و شمشیر حجاج نبود، دولت مروانیان از گهواره به گور می رفت»(19)
نویسنده: سید تقی واحدی

پی نوشت ها :
1- فضائل الشیعه ص 40 حدیث 42.
2- صفات الشیعه ص 45 حدیث5.
3- فضائل الشیعه ص 49 روایت 11.
4- فضائل الشیعه ص 50 روایت 14 .
5- فضائل الشیعه ص 5 حدیث 17 .
6- همان مأخذ: ص 74 حدیث 48 .
7- آثار الصادقین: 518/4 .
8- تتمة المنتهی ص 67-66.
9- احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی ص 141 .
10- اورادالاحباب ص 116 .
11- بحارالانوار ج 75 ص 373-377 .
12- بحارالانوار ج 75 ص 373-377 .
13- همان مأخذ پیشین.
14- ترجمه عیون اخبار الرضا ج 2 ص 272 .
15- المذهب الاسلامیه: 89 .
16- حکومت در اسلام: 20 .
17- مناقب امام احمد حنبل از ابن جوزی: 176/2/1402 .
18- المذهب الاسلامیه: 89 .
19- رهبری در اسلام: 148 به نقل از حکومت در اسلام: 20 .
منبع : راسخون


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: حسن بصری و اهل بیت (ع)

تاريخ : چهار شنبه 1 / 4 / 1394 | 11:3 | نویسنده : اکبر احمدی |

با پایان‌یافتن شب‌های نورانی قدر، ماه مبارک رمضان نیز به پایان نزدیک می‌شود و فرصت اندکی برای نجوای«إِلَهِی لا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ وَ لا تَمْکُرْ بِی فِی حِیلَتِکَ...» باقی مانده است. دعایی که در مشهورترین کتاب ادعیه شیخ طوسی یعنی «مصباح المتهج‍ّد و سلاح المتعب‍ّد» آمده و نقل شده است امام زین‌ العابدین (ع) در ماه رمضان‏ پس از اقامه نماز شب و هنگام فرا رسیدن، این دعا را قرائت می‌کردند. این دعا به روایت شیخ ابومحمد هارون‌ بن موسی تلعکبری به اسنادش از حسن‌ بن محبوب زراد از «ابوحمزه ثمالی» از امام سجاد (ع) باقی است. اما ابوحمزه ثمالی کیست؟

در جلد نخست دانشنامه امام رضا (ع) آمده است: ابوحمزه ثابت بن ابی‌صفیه (دینار)، از شخصیت‌های برجسته و مورد احترام شیعه، به حکم انتسابش به تیره ثماله یا اسکان در منطقه ثماله، به لقب «ثمالی» معروف شده و مورد مدح امام رضا (ع) قرار گرفته است. برابر قول مشهور، وی از اصحاب و راویان چهار تن از معصومان، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام کاظم(ع) بود. او امام رضا (ع) را درک نکرد و طبعاً راوی حدیثی از آن حضرت نیست، اما به اعتبار موقعیتی که در عالم تشیع داشته، مورد مدح و تمجید آن حضرت قرار گرفته و این ستایش در بسیاری از کتب رجالی شیعه انعکاس یافته است.
امام رضا (ع) درباره او فرمود‌ه‌اند: ابوحمزه در زمان خویش مثل سلمان یا لقمان در زمان خود بود، بدان سبب که به چهار تن از ما، یعنی علی‌ بن حسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد و در برهه‌ای موسی‌ بن جعفر خدمت کرده و با چهار تن از ما رفت و آمد داشته است.

نقل ۱۰۷ حدیث توسط ابوحمزه ثمالی
اندکی تأمل درباره دو شخصیت پیش گفته که ابوحمزه به آنان تشبیه شده، عظمت وی را بیش از پیش آشکار می‌سازد. پیامبر (ص) «سلمان» را به اعتبار جلالت و والایی‌اش از اهل بیت خود دانسته بود و لقمان نیز به حکمت و دانایی شهره تاریخ است، به گونه‌ای که نبی مکرم اسلام(ص) خود را به او تشبیه می‌کند. بنابراین، سخن امام نشان از کمال و حکمت ابوحمزه دارد.
به‌ رغم این مکانت و بزرگی ابوحمزه، از زندگی‌نامه وی اطلاع‌ چندانی در دست نیست و منابع تاریخی و حدیثی از زندگی، و ولادت، رشد، خاندان و نیز فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی‌اش سخن در خوری ارائه نمی‌کنند. البته آورده‌اند وی کوفی، از موالی مهلّب، ازدی و از راویان بزرگ است که در سلسله ۱۰۷ حدیث قرار دارد. یعقوبی نیز او را از فقهای عهد ابوالعباس سفاح (خلافت ۱۳۲-۱۳۶ق) معرفی می‌کند.

اعتبار ابوحمزه نزد اهل تسنن
با این که اهل سنت کمتر از راویان شیعی نقل روایت می‌کنند، به ویژه آن گاه که مورد توجه خاص این مذهب باشد، ابوحمزه از کسانی است روایاتش به فراوانی مورد توجه آنان قرار دارد، چنان که ابن‌ عساکر در جاهای مختلف و ابن‌کثیر در موارد بسیار با اخبار و روایاتش استناد جسته‌اند و ابوالفرج اصفهانی نیز در الأغانی روایات فراوانی از او دارد. در میان رجالیون شیعه نیز ابوحمزه مورد ستایش و تعدیل واقع شده است و نجاشی او را از افراد ثقه می‌داند.
در بیان مقام وی، حتی کرامتی برایش ذکر کرده و گفته‌اند که او دعای آموخته از امام سجاد (ع)‌ را بر دست شکسته فرزندش خواند که به یکباره خوب شد، به گونه‌ای که یحیی‌ بن عبدالله شکسته‌ بند نتوانست تشخیص دهد کدام دست او شکسته بود. (بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۳۰)

منبع : ایسنا


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: ابوحمزه ثمالی کیست؟

تاريخ : چهار شنبه 1 / 4 / 1394 | 11:1 | نویسنده : اکبر احمدی |

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی، محقق و پژوهشگر دینی در گفتگویی گفت: روزه داری از جمله اعمال و واجبات دینی است که خداوند مانند سایر تکالیف و فرایض دینی بر انسان ها به ویژه بر مسلمانان واجب کرده است و مانند هر تکلیف الهی دیگری قطعاً در سعادت و سرنوشت انسان تاثیر فراوان دارد. زیرا خداوند حکیم که سعادت و خیر انسان ها را می خواهد هیچ امر غیر مفید و غیر حکیمانه ای را بر انسان واجب نمی کند.
وی تصریح کرد: باید بدانیم که خداوند حکیم، خیرخواه و دانا به سرنوشت انسان ها، اموری را بر آنها واجب می کند که تاثیری مثبت در هدایت و سرنوشت بشر داشته باشد و قطعاً روزه یکی از امور تاثیرگذار در این زمینه است. از باب نمونه یکی از آثار روزه این است که انسان میزان صبر، طاقت و بردباری خود ر ا در برابر نیازهایی که دارد امتحان می کند. به عبارت دیگر خداوند می خواهد ببیند که انسا ن ها در برابر نیازهایی که برای خود احساس می کنند -  با وجود این که امکان انجام آن کار را دارند - اما چه قدر می توانند به دلیل اطاعت امر و دستور الهی در برابر آن مقاومت کنند. انواع غذاها، خوراکی ها و سایر چیزهایی که روزه را باطل می کنند در برابر انسان موجود است اما انسان با روزه داری در معرض آزمایش قرار می گیرد تا ببیند آیا به آنها نزدیک می شود یا نمی شود؟ در حالی که همه چیز برای وی مهیا است خود را می آزماید تا بداند که چه قدر می تواند در برابر خواهش نفس خود صبوری کرده و و با اراده، خود را کنترل کند؟
این محقق و پژوهشگر دینی در تبیین سایر آثار روزه گفت: اثر دیگر روزه آن است که به وسیله آن، انسان خود را مشغول به دعاها و اذکاری می کند که او را به یاد مرگ، آخرت و قیامت انداخته و از گرفتاری های دنیا و ابتلاء و نزدیک شدن به حاجات دنیایی فاصله می گیرد. انسان روزه دار هر روز قرائت قرآن دارد، به یاد فقرا و نیازمندان است، در جماعات و جلسات مذهبی شرکت می کند و .. . که چنین اموری در غیر ماه مبارک رمضان کمتر از او سر می زند و کمتر چنین فرصت هایی دست می دهد. لذا این امکان در ایام رمضان برای روزه دار فراهم می شود که به مساجد برود، با قرآن مانوس باشد، در جماعت شرکت کند
دبیر شورای کتاب مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام خاطرنشان کرد: این فرصت یک ماهه، به مثابه آزمونی برای انسان هاست و کسی در این آزمایش موفق و سعادتمند خواهد بود که در برابر امور و فرایض این ماه، از خود عکس العملی مثبت و در شان این آزمون نشان دهد.
حجت الاسلام جعفری فراهانی در ادامه، موضوع گرسنگی و تشنگی که در روزه مطرح می شود را تنها بعد ساده ای از ابعاد روزه دانست و افزود: روزه داری(صوم) آثار فراوانی دارد که فراتر از صِرف گرسنگی و تشنگی است. انسان می تواند با انجام روزه مراحل بالایی از کمالات و درجات را کسب کند. به عنوان مثال توجه به کارهای مستحبی مانند شب زنده داری و اقامه نماز شب که در ماه رمضان بیشتر فرصت آن فراهم می شود، یا توجه به قرائت قرآن و توجه به نزول قرآن و در دقت در آثار و برکات آن از آن جمله است!
این کارشناس دینی گفت: برخی انسان های ساده، تنها به گرسنگی و تشنگی روزه توجه می کنند اما انسان های کامل تر و با ایمان تر و کسانی که به دنبال سعادت ابدی هستند به برکات بالاتری از روزه داری توجه دارند. مانند توجه به آثار و برکات قرائت قرآن، توجه به معانی قرآن، توجه به عباداتی که در این ماه فرصت آن برای انسان فراهم می شود و در روزهای غیر روزه داری این اعمال کمتر انجام می شوند.
وی تصریح کرد: در روایات ما نیز برای روزه داری مراتب مختلفی شمرده شده است که پایین ترین درجه آن، همین مفهوم عادی و ساده گرسنگی و اجتناب از خوردن و آشامیدن است. یک درجه بالاتر انجام مستحبات و واجبات به نحو کامل، و بالاتر از این مراتبی است که اولیای الهی از روزه داری کسب می کنند . یعنی تقرب الهی و نزدیک شدن به خدا در اثر همین انجام واجبات و ترک محرمات.  از خداوند غفور و رحیم قبولی عبادات و طاعات همه مومنین و مومنات را را خواهانیم. ان شاء الله.
در گفت و گو با حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی 
-----------------------------------------------------------------------
منبع: سایت خبرگزاری شبستان


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: چه کسانی در آزمون ماه رمضان موفق هستند؟

تاريخ : چهار شنبه 1 / 4 / 1394 | 10:59 | نویسنده : اکبر احمدی |

اگر سؤال شود: چرا روزه در ماه رمضان واجب شده نه ماههاى ديگر؟ در جواب گفته مى‏شود: به خاطر اینکه ماه رمضان ماهی است که خداوند متعال در این ماه قرآن را نازل فرموده و بين حقّ و باطل تفرقه انداخته است
 محدث عالیقدر شیخ صدوق به روایت از فضل بن شاذان (از یاران خاص امام رضا) پاسخ امام رضا علیه السلام را به سه سئوال در باره ماه رمضان بدین شرح مطرح می کند:    
اگر سئوال شود چرا مردم به روزه گرفتن امر شده ‏اند؟ در جواب گفته مى ‏شود: تا درد گرسنگى و تشنگى را بيابند و درك نمايند و با درك این درد، بر فقر و نياز خود در آخرت استدلال کنند. و بدين وسيله روزه ‏دار خاشع و ذليل و خاكسار و در ضمن به خاطر آنچه از ناحيه گرسنگى و تشنگى به وى متوجّه مى‏ گردد، صاحب اجر و عارف و صابر گردد، و در نتيجه مستحقّ ثواب مى ‏شود. مضافا به اين كه روزه، شخص را از شهوات و اميال نفسانى حفظ و نگهدارى مى‏ كند. و روزه در دنيا براى روزه‏ داران واعظى بوده و راضى‏ كننده ايشان است بر ادای تكاليف و در آخرت دليل و راهنما(بر بهشت) مى‏ باشد. و بدين وسيله روزه ‏دار سختى گرسنگى و تشنگى بر اهل فقر و مسكنت را نیز در دنيا لمس مى ‏كند و اين باعث مى ‏گردد كه آنچه حقوق مالى و طلب فقرا از او هست را بپردازد. 
اگر سؤال شود: چرا روزه در ماه رمضان واجب شده نه ماههاى ديگر؟ در جواب گفته مى‏شود: به خاطر اینکه ماه رمضان ماهی است که خداوند متعال در این ماه قرآن را نازل فرموده و بين حقّ و باطل تفرقه انداخته، چنان که خود در قرآن فرموده: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ‏»، (ماه رمضان [همان ماه‏] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است، [كتابى‏] كه مردم را راهبر، و [متضمّن‏] دلايل آشكار هدايت، و [ميزان‏] تشخيص حق از باطل است.)و در اين ماه حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله به نبوّت برانگيخته شد. و در اين ماه ليلة القدر مى ‏باشد كه از هزار ماه بهتر بوده و در آن هر فرمان حكيم، تفريق و توزيع مى‏ گردد و آن ابتدای سال بوده و آنچه از خير و شرّ، ضرر و منفعت، روزى و مرگ است در آن براى انسان مقرّر مى‏ شود، و از این جهت به آن ليلة القدر مى‏ گويند. 
اگر سؤال شود: چرا مردم فقط به روزه ماه رمضان امر شده ‏اند نه به كمتر و نه به بيشتر از آن؟ در جواب گفته مى ‏شود: اين متناسب با نيرو و توان بندگان بوده اعمّ از قوى و ضعيف، و همگان تا اين اندازه با هم مشترك هستند و حقّ ـ عزّ و جلّ ـ واجبات را بر اساس اغلب اشياء و توان عمومی منظور مى ‏دارد، سپس به اهل ضعف تخفيف داده و آنها را مرخّص مى ‏نمايد، چنانچه اهل قوّه و آنان را كه توان دارند ترغيب در اضافه بر آن مى‏ نمايد و اگر بر كمتر از آن صلاحيّت داشته باشند، البته تكليف را در حقشان كاهش داده، همان طورى كه اگر محتاج به بيش از آن باشند، تكليف را نسبت به آنها افزايش‏ مى ‏دهد.                                  
منابع: علل الشرایع ج 1 ص 256 و عیون الاخبار ج 2 ص 116 
منبع : مشرق


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: پاسخ امام رضا علیه السلام به سه سئوال در مورد ماه رمضان

تاريخ : چهار شنبه 1 / 4 / 1394 | 10:57 | نویسنده : اکبر احمدی |

منبع : آفاق نیایش تفسیر دعای سحر، ص: 18 , مظاهری، حسین

مقدمه

از جمله معارف الهی و تعالیم اسلامی دعا می باشد که در عرف عارفان به آن تضرع و انابه و در فارسی به آن «راز و نیاز و توبه» گفته می شود که در اسلام از مهم ترین امور به شمار می رود، و از سیرت انبیای و اوصیا و اولیاء بر شمرده شده است، برای اهل عرفان لذیذترین لذت ها به شمار می آید، چرا که: سخن گفتن دل داده است با دل دار، هم چنان که قرآن و قرائت آن، سخن گفتن معشوق است با دل داده اش. پس دعا قرآنی است که فرا فرستاده می شود در مقابل قرآن که کتابی است فرو فرستاده شده. امام حسین علیه السلام در دعای عرفه فرموده است:

«یا مَن اذاق احبائه حلاوة المؤانسة؛[1] ای آن که شیرینی همدمی را به دوست دارانش چشانده است.»

و امام سجاد علیه السلام در مناجات محبین، صحیفه (ثانویه) فرموده است: «الهی! من ذا الذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا؛[2]

الهی کیست که شیرینی دوستی تو را چشیده باشد و تو را با کس دیگری عوض کرده باشد؟»

آن چه که باید مورد توجه قرار گیرد این است که برای راز و نیاز باید زمینه هایی چید تا قلب آماده گردد و زبان برای سخن گفتن به تکلم در آید. این زمینه ها و تمهیدات، همان آداب دعا هستند که جریان عشق ورزی و مکالمه با معشوق را زیباتر جلوه می کنند و بنده را به خداوند نزدیک تر می سازند. این آداب بسیار دقیق و تجربه شده است که از متن آیات و روایات استخراج شده است، بنابراین باید قبل از دعا، در حین دعا و بعد از آن، معشوق را به صفات جمال و کمالش ستود و از نعمت های گوناگونی که به ما عطا فرموده سپاس گذاری کرد و زبان به شکر او گشود، با این شکر دائمی است که دعا معنا و مفهوم می یابد و آدمی از راز و نیاز لذت می برد. کیفیت تمجید، ثناگویی، ستایش و قدردانی از خداوند در دعاهایی که از اهل بیت علیهم السلام رسیده بیان شده است.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: «من قال یاالله یا الله عشر مرات، قیل له: لبیک ما حاجتک؟؛[3] هر کس که ده بار بگوید: «یا الله یا الله» به او گفته می شود: بله؟ چه می خواهی؟» باز از آن حضرت روایت شده است که: «من قال یارب یا رب عشر مرات قیل له لبیک ما حاجتک؟؛[4]

هر کس که ده بار بگوید: «یا رب یا رب» به او گفته می شود: بله؟ چه می خواهی؟»

یکی از در خواست های بنده از معبود، آمرزش گناهان است؟ از جمله دعاها، دعای سحر می باشد که عارف سحرگاهان با خدای خود خلوت می کند و به راز و نیاز می پردازد و در همه دعا خدا خدا می کند همان گونه که استاد بزرگوارم حضرت امام رحمه الله می فرمودند دعای سحر، مسئول منه ندارد» یعنی فقط راز و نیاز با خداست.

معنا ندارد عبداللَّه وقتی به در خانه خدا می رود، چیزی از خدا بخواهد. او فقط باید خدا خدا بگوید لذا در دعای سحر عبد عارف به اسماء و صفات خداوند توجه دارد و در راز و نیاز خود حضرت حق تعالی را به اسماء و صفاتش قسم می دهد و گاهی پا فراتر می گذارد و به مولای خود خلوت می کند و به ذات خداوند که مستجمع جمیع صفات، اسماء و کمالات است به نحو وحدت و به نحو عینیت نظر دارد تا از تکرار جملات دلنشین این دعا لذت می برد که قابل توصیف نیست و این از ویژگی های دعای سحر است که عارف تشنه آن است.

امیدواریم حضرت حق حلاوت راز و نیاز با خود را به ویژه شیرینی دعای سحر را به همه بچشاند و با این دعا زمینه وصل و تقرب ما را فراهم سازد.

بخش اول: تفسیر بهاء

اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُک مِنْ بَهآئِک بابْهاهُ وَ کلُّ بَهآئِک بهی؛ اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُک بِبَهآئِک کلِّهِ.

تفسیر ادبی

«اللَّهُمَّ» کلمه بسیطی است که به معنای «یا الله» است. «الله» عَلَمْ است برای ذات واجب الوجود؛ ذاتی که مستجمع جمیع صفات جمالیه و جلالیه است.

«سؤال» از نظر لغت، طلب دانی از عالی است؛ یعنی طلب کردن عبد از مولاست.

«بهاء» از نظر لغت، به معنای زیبایی و حُسن است؛ اما حُسنی که در آن ظرافت، طراوات، حلاوت و ابهت باشد.

قرآن «بهی» است، چون دارای حلاوت و طراوت است؛ بنابراین «بهاء» از «جمال» خاص تر است. «جمال» معنای عامی دارد، اما «بهاء» معنایی خاص تر از «حُسن» دارد.


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: تفسیر دعای سحر1

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 18:49 | نویسنده : اکبر احمدی |

ادعیه و اعمال ماه مبارک رمضان

 

دعای شب آخر ماه شعبان و اول ماه مبارک رمضان

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 شب آخر ماه شعبان 1391-میثم مطیعی   8,837 0:37:40
2 دعای ورود به ماه رمضان - حاج رضا بکایی   3,675 0:15:39
3 منصور ارضی (بخش اول)   1,707 0:09:41
4 منصور ارضی (بخش دوم)   1,315 0:07:27

 

دعای مشلول موسوم به دعای الشّاب المأخوذ بذنبه

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای مشلول 1,263 0:20:27

 

ادعیه وارده شده در زمان افطار

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای ربنا (با صدای حامد زمانی)   877 0:02:43
2 دعای ربنا (با صدای سید علی موسوی)   1,108 0:03:31
3 اللهم لک صمت و علی رزقک افطرت و علیک توکلت   115 0:00:18
4 بسم الله اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبل منا...   105 0:00:16
5 یا واسع المغفره اغفر لی   70 0:00:10

 

ادعیه هر روز و شب ماه مبارک رمضان

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 یا علی و یا عظیم ...   750 0:02:32
2 یا علی و یا عظیم (با صدای امیر رضا عرب)   2,720 0:02:54
3 اللهم ادخل علی اهل القبور السرور   794 0:02:41
4 اللهم هذا شهر رمضان   3,946 0:29:52
5 اللهم الرزقنی حج بیتک الحرام   293 0:02:11

 

دعای سحر

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 موسوی قهار   4,468 0:19:02
2 محمد اصفهانی   3,483 0:14:50
3 عباس صالحی (قسمت اول)   5,376 0:30:34
4 عباس صالحی (قسمت دوم)   5,440 0:30:55
5 دعای سحر   561 0:09:00
6 استاد فرهمند   2,706 0:11:32

 

دعای جوشن کبیر

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 میثم مطیعی   20,502 1:27:27
2 مرشد لو   9,461 1:04:34
3 موسوی قهار   16,767 1:11:30
4 شیخ باقر مقدسی   1,876 0:30:25
5 محمدرضا طاهری   20,640 1:28:02
6 سید مهدی میرداماد   21,703 1:32:35
7 دعای جوشن کبیر1 (قسمت اول)   1,240 0:20:05
8 دعای جوشن کبیر1 (قسمت دوم)   1,242 0:20:07
9 دعای جوشن کبیر2   16,570 1:10:40
10 دعای جوشن کبیر3   17,351 1:14:00

 

دعای اللهم انی اسالک بکتابک المنزل ... (دعای قرآن به سر گرفتن)

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج محمد رضا طاهری   6,391 0:18:10
2 حاج سعید حدادیان   7,480 0:21:16

 

دعای مجیر

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج سعید حدادیان   6,542 0:37:11
2 حاج مهدی منصوری   6,260 0:21:11
3 حاج منصور ارضی   2,564 0:41:37
4 حاج منصور ارضی (بخش اول)   3,601 0:20:27
5 حاج منصور ارضی (بخش دوم)   3,801 0:21:36

 

دعای جوشن صغير

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 شيخ باقر مقدسی 1,242 0:20:06

 

دعای افتتاح

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج سعید حدادیان   4,974 0:28:16
2 حاج منصور ارضی   10,793 1:01:23
3 حاج محمد رضا طاهری   8,674 0:49:19
4 حاج مهدی سماواتی   7,634 0:25:53
5 دعای افتتاح (محمد طاهری _ قسمت اول)   1,720 0:09:45
6 دعای افتتاح (محمد طاهری _ قسمت دوم)   2,719 0:18:38
7 دعای افتتاح (منصور ارضی _ قسمت اول)   3,204 0:18:12
8 دعای افتتاح (منصور ارضی _ قسمت دوم)   3,311 0:18:48
9 دعای افتتاح (منصور ارضی _ قسمت اول)   3,703 0:21:02
10 دعای افتتاح (منصور ارضی _ قسمت دوم)   3,823 0:21:43
11 دعای افتتاح   2,034 0:32:58
12 شیخ باقر مقدسی   920 0:14:52

 

دعای ابو حمزه ثمالی

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 سید حسن نصر الله   3,329 0:09:26
2 حاج ماشاءالله عابدی (قسمت اول)   8,998 0:38:23
3 حاج ماشاءالله عابدی (قسمت دوم)   10,992 0:46:35
4 حاج ماشاءالله عابدی (قسمت سوم)   10,116 0:43:09
5 میثم تمار (قسمت اول)   2,992 0:09:57
6 میثم تمار (قسمت دوم)   2,992 0:09:57
7 میثم تمار (قسمت سوم)   2,992 0:09:57
8 میثم تمار (قسمت چهارم)   2,992 0:09:57
9 میثم تمار (قسمت پنجم)   2,992 0:09:57
10 میثم تمار (قسمت ششم)   2,250 0:07:39
11 رفیعی - قسمت اول   6,465 0:36:45
12 رفیعی - قسمت دوم   6,215 0:35:21
13 حاج مهدی منصوری - قسمت اول   5,183 0:29:11
14 حاج مهدی منصوری - قسمت دوم   5,633 0:32:01
15 حاج مهدی سماواتی1 - قسمت اول   10,602 0:36:10
16 حاج مهدی سماواتی1 - قسمت دوم   9,398 0:32:03
17 حاج مهدی سماواتی1 - قسمت سوم   9,942 0:33:55
18 حاج مهدی سماواتی1 - قسمت چهارم   10,515 0:35:42
19 حاج مهدی سماواتی2   9,297 0:39:38
20 حاج مهدی سماواتی3   9,664 0:41:12

 

مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) (مسجد کوفه)

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)(میثم مطیعی)- جدید   8,988 0:38:19
2 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)(مهدی سماواتی قسمت اول)   2,035 0:11:34
3 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)(مهدی سماواتی قسمت دوم)   1,634 0:09:17
4 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)(مهدی سماواتی قسمت سوم)   1,076 0:06:06
5 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)(مهدی سماواتی قسمت چهارم)   1,075 0:06:06
6 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)   1,280 0:20:44
7 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)   1,081 0:17:29

 

دعای عهد

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 فرهمند 627 0:10:05
2 دعای عهد 542 0:08:42
3 سید ولید المزیدی 588 0:09:27

ادعیه روز آخر ماه مبارک رمضان و شب عید فطر

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای وداع امام سجاد (ع) با ماه مبارک رمضان/میثم مطیعی-جدید   4,640 0:15:49
2 دعای وداع امام سجاد (ع) با ماه مبارک رمضان/قسمت اول/حاج رضا بکایی   7,041 0:30:01
3 دعای وداع امام سجاد (ع) با ماه مبارک رمضان/قسمت دوم/حاج رضا بکایی   10,447 0:44:32
4 دعای شب عید فطر/حاج رضا بکایی   3,901 0:16:37

 

ادعیه روز عید فطر

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای امام سجاد در روز عید فطر(دعای 46 صحیفه)   3,221 0:13:43
2 ترجمه دعای امام سجاد در روز عید فطر (دعای 46 صحیفه)   1,490 0:06:20

موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: ادعیه

تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 18:23 | نویسنده : اکبر احمدی |

سوره بقره آیه 196 { وَ أَتِمُّواْ الحَْجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْىِ وَ لَا تحَْلِقُواْ رُءُوسَكُمْ حَتىَ‏ يَبْلُغَ الْهَدْىُ محَِلَّهُ فَمَن كاَنَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلىَ الحَْجّ‏ِ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْىِ فَمَن لَّمْ يجَِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فىِ الحَْجّ‏ِ وَ سَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كاَمِلَةٌ ذَالِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِى الْمَسْجِدِ الحَْرَامِ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب‏ }

 { حج وعمره را براى خدا به پايان بريد، و اگر [به علتى‏] از انجام آن ممنوع شديد، آنچه را از قربانى براى شما ميسر است [ قربانى كنيد و از احرام در آييد ] و سر خود را نتراشيد تا قربانى به محلش برسد و از شما اگر كسى بيمار بود يا در سرش ناراحتى و آسيب داشت [و ناچار بود سر بتراشد، جايز است سر بتراشد و] كفّاره‏ اى چون روزه، يا صدقه يا قربانى بر عهده اوست. و هنگامى كه [از علل ممنوعيّت‏] در امان بوديد، پس هر كه با پايان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود، آنچه از قربانى ميسر است [قربانى كند]. و كسى كه قربانى نيابد، سه روزْ روزه در همان سفر حج و هفت روزْ روزه هنگامى كه بازگشتيد بر عهده اوست اين ده روز كامل است [و قابل كم و زياد شدن نيست‏]. اين وظيفه كسى است كه [خود و] خانواده‏ اش ساكن و مقيم [منطقه‏] مسجد الحرام نباشد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خدا سخت كيفر است }

 

سوره مائده آیه 95 { يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ وَ مَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يحَْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيَا بَلِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَالِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَام‏ }

{ اى اهل ايمان! در حال احرام شكار را نكشيد، و اگر يكى از شما از روى عمد شكار را بكشد، بايد مثل آن شكار حيوانى را قربانى كند و اين حكم بايد با نظارت دو نفر عادل انجام گيرد و به كعبه اهدا گردد و يا چند مسكين را به عنوان كفّاره طعام دهد و يا معادل آن روزه بگيرد و اين بدين خاطر است كه كيفر خلاف خود را ببيند و خدا از گذشته ‏اش درگذرد و اگر كسى دوباره مرتكب شكار در حال احرام شود، خداوند از او انتقام می ‏گيرد و خدا مقتدر و انتقام گيرنده است }

 

سوره بقره آیه 183 { يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلىَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏ } 

 { اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود و اين دستور براى آن است كه پاك و پرهيزكار شويد }

 

سوره بقره آیه 184 { أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كاَنَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلىَ‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلىَ الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيرًْا فَهُوَ خَيرٌْ لَّهُ وَ أَن تَصُومُواْ خَيرٌْ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون‏ }

 { چند روز معيّنى را بايد روزه‏ دار باشيد و هر كدام از شما بيمار يا مسافر باشد، روزهاى ديگر را به ‏جاى آن روزه بگيرد، و آنان كه طاقت روزه گرفتن ندارند، به‏ جاى آن مسكينى را طعام دهند و هر كه از روى اطاعت پروردگار خوبى كند براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است }

 

سوره بقره آیه 185 { شهَْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْءَانُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى‏ وَ الْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشهَّْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلىَ‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبرُِّواْ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا هَدَئكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏ }

 { ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده همان قرآنى كه هدايت كننده مردم و داراى دلايل روشن هدايت و معيارهاى سنجش حق و باطل است. بنا براين هر كدام از شما اين ماه را درك كرد، بايد روزه بگيرد و آنها كه بيمار و يا مسافرند، روزهاى ديگر را به ‏جاى آن روزه بگيرند. خداوند براى شما راحتى را می ‏خواهد و زحمت را نمی ‏خواهد تا شما تعداد اين روزها را كامل كنيد و خدا را براى آنكه شما را هدايت كرده به بزرگى ياد كنيد شايد شكرگزارى كنيد }

 

سوره بقره آیه 187 { أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلىَ‏ نِسَائكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تخَْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفَا عَنكُمْ فَالَْنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كلُُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتىَ‏ يَتَبَينَ‏َ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الخَْيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلىَ الَّيْلِ وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَكِفُونَ فىِ الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَالِكَ يُبَينِ‏ُّ اللَّهُ ءَايَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون‏ }

 { در شبِ روزهايى كه روزه ‏دار هستيد، آميزش با زنانتان براى شما حلال شد. آنان براى شما لباسند و شما براى آنان لباسيد. خدا می ‏دانست كه شما [پيش از حلال شدن اين كار] به خود خيانت می ‏كرديد، پس توبه شما را پذيرفت و از شما در گذشت. اكنون [آزاد هستيد كه‏] با آنان آميزش كنيد و آنچه را خدا [در اين كار] براى شما مقرّر داشته [از فضيلت، ثواب، پاكدامنى از حرام و فرزند شايسته‏] طلب كنيد. و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد [صبح‏] از رشته سياه [شب‏] براى شما آشكار شود سپس روزه را تا شب به پايان بريد. و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد با زنان آميزش نكنيد. اينها حدود خداست، به آنها نزديك نشويد. خدا اين گونه آياتش را براى مردم بيان می ‏كند تا [از مخالفت اوامر و نواهى او] بپرهيزند }


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: آیات قرآن کریم درباره روزه

تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 18:18 | نویسنده : اکبر احمدی |

اَلّلهُمَّ اجعَلنِی فِيه مِنَ المُستَغفِرين
وَ اجعَلنِی فِيه مِن عِبادِکَ الصّالِحينَ القَانِتين
وَ اجعَلنِی فِيهِ مِن أولِيائِکَ المُقرَّبين
بِرَأفَتِک يَا أرحَمَ الرَّاحِمين



خدايا!

بار گناه بر دوشم نشسته
سنگينی نافرمانی‌ها کمرم شکسته
کو حبيبی که بِدان پناه گزينم؟
و کجاست آن دستانِ روانْ‌درمانگری که از آن درمان خواهم؟
هر چه می‌جويم، تکيه‌گاهی نمی‌يابم
و بر گِرد هر که می‌گردم، پاسخی نمی‌شنوم
چه کنم با اين کوله‌بار درشتِ گناهم؟
دوا و درمان از که خواهم؟

پنج روز از رمضان رحمتَت گذشته
و از انبوه دردهايم کم نگشته
کيست جز تو که بر من بخشايد؟
و درهای رحمت خويش بر من شرمسار گشايد؟
کيست جز تو که بر منِ آلوده منت نهد؟
و نعمتم بسی دهد؟

بخشايشگرا !
امروز منّتی ديگر بر من نِه
و مرا از جويانِ بخشش قرار ده

آمرزگارا !
خواسته‌ام شنيدی
و بر من بخشيدی
حالِ زار مرا نظاره کردی
و به عفوِ من اشاره کردی
طلب‌های من اما بس بسيار
و دعاهايم فراشُمار
می‌دانم که بندگانت نه يکسان‌اند
و نه همگی در شمار شايستگان
در ميان آنان، تو صالحان را فزون‌تر می‌پسندی
و از آنان بيش‌تر خرسندی
شهدِ شيرينِ اين بندگی را به من هم بچشان
و مرا نيز در کنار آنان بنشان

الا ای دوست !
عرش‌نشيان نزديکان بارگاهِ تواَند
و ما فرش‌نشينان، غريب‌مانده از درگاهِ تو
شود آيا که ما را هم از اين سرا فرابَری؟
و در حلقه‌ی خاصان خود درآوَری؟
شود آيا که درهای آستان خويش بر پاشنه بچرخانی؟
و ما را نيز در کنار دوستانت بنشانی؟
شود آيا که ما نيز نزديک آنان جای گيريم‌
و از خرمن محبّت تو، جان؟
چرا نشود؟
آخر، اين تويی!
درِ خانه‌ی هر کس را که به مِهر شهره است کوبيده‌ام
و از همه بيش‌تر، نام و نشان تو شنيده‌ام
آوازه‌ی مهربانی‌ات بسيط زمين و زمان را فرا گرفته
و صيتِ رحمتَت از بساط گيتی فراتر رفته



موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: سی ساغر سحری

تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 18:2 | نویسنده : اکبر احمدی |

اَللّهمّ قوّنی فيه علی إقامة امرک
و أذقنی فيه حلاوة ذکرک
و أوزعنی فيه لاداء شکرک،بکرمک
و احفظنی فيه بحفظک و سترک
يا أبصر الناظرين



خدايا !

دين تو مايه‌ی زندگی است
و پيروی از تو آيين بندگی
آن که سر بر آستان پرستش تو نهد
و گوهر جان خويش وقفِ برپايیِ دستور تو کند
رسم بندگی نيک به جا آورده
و آيين عبوديت گزارده

آن که از سحرگاهان تا گاهِ خفتن، گامی که می‌زند برای تو باشد
و کلامی که می‌گويد در ثنای تو
شايسته‌ی آن است که بنده‌ی تواَش خوانند
و سزاوار آن که در شمار مخلصان نابَت نشانند
و به اين سرمنزل کس نخواهد رسيد،
مگر به نيرويی که از ذات پاک تو ستانَد
و هدايتی که همو او را به راه بندگی کشاند

نيرو بخشا !
مرا شوری دِه که منشور زندگی‌بخش تو برپا دارم
و فرمان تو به جای آرم

ای نامت بلند !
آوردن نام پاک تو افق زندگی مرا رنگ می‌دهد
و ياد خوش تو در کامم شيرينی می‌نهد
نام زيبای تو را که زمزمه می‌کنم
روزنه‌هايی از بهشت بر من گشوده می‌شود
و ياد روح‌بخش تو را که در انديشه‌ام می‌رانَم
رايحه‌ای خوش به مشام جانم می‌دود
وه که آن‌گاه، چه رؤيايی شيرين در روح خسته‌ام جان گيرد!
و چه اقيانوسی آرام در روانِ من روانی پذيرد!
چه شود اگر امروز بر من منّت نهی
و کامم را به يادَت حلاوت دهی؟

خدای من !
من بنده‌ای حقيرم و تو خدايی بزرگ
من انسانی خـُردم و تو آفريننده‌ای سترگ
از بَر و ميوه‌ی آبدار درخت پرشکوفه‌ات پيوسته می‌چينم
و هماره تو را در داد و دهش می‌بينم
نعمت‌هايت بر من سرشار است
و منّت‌هايت بر من بسيار
سپاس اين همه، شدنی نيست، جز به کارسازی تو
و شکر اين همه به جا نيايد، الاّ به بنده‌نوازی تو
رسم بزرگی را به جای آور و بر من منت نِه
و کَرم کن و راهَم نشان دِه
تا سر و پای خويش در آن گذارم
و نعمت‌های بسيارت برشمارم
بی‌گمان، آن‌گاه درمی‌يابم که مرا نه توان شمردن نعمت‌هايت باشد
و نه امکان به جای آوردن سپاس کرامت‌هايت

مهرآفرينا !
نه يک روز، نه يک ساعت
که يک دم اگر دست پُرمهر و محبت خويش از سَرم برداری
و مرا به حال خودِ خويشتنم واگذاری
آن دم، مرگ من باشد
و هستی‌ام سراسر فرو پاشد
نه يک روز، نه يک ساعت
که يک دم اگر پرده‌ی عيب‌پوش از کرده‌های من برگيری
آن دم، کوس رسوايی‌ام بر سر کوی و برزن نواخته شود
و طشتِ آوازه‌های دروغينم از بام بلند خودخواهی انداخته شود

حافظا !
مرا در سراپرده‌ی امن خويش راهی ده
و از رسوايی‌ام رهايی ده
اگر آدميان ديده‌ی خويش
برای يافتن و ديدن و نُماياندنِ هزاران عيبِ پيدا و پنهان،
بينا می‌شمارند
و اگر چشم‌هايی را برای بدنامیِ اين و آن می‌گمارند
تو از همه‌ی آن‌ها ديده‌وَرتری
و به سزا دادن بندگانت سزامندتر


موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: سی ساغر سحری

تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 18:1 | نویسنده : اکبر احمدی |

اَللّهمّ ارزقنی فيه الذِهن و التنبيه
و باعِدنی فيه مِن السّفاهة و التمويه
و اجعَل لی نصيباً مِن کل خير تنزل فيه
بجودک يا أجود الاجودين

خدايا !
بزرگیِ تو آن گونه است که خواستن‌های خُرد از تو نَشايد
و سترگی‌ات آن‌سان که زبان مرا به نيازهای کلان گشايد
من آن اندازه ناتوانم که
جز به ياری تو، دست يازيدن به هيچ کاری را يارَستن نتوانم
و اگر بر گرد آستان تو نگردم، سرگشته می‌مانم و حيرانم

مايه‌ی انسان انديشه‌ی او است
و آگاهی دغدغه‌ی هميشه او
اگر هوش از او بِستانی
چنان است که تشنه‌ای را در کويری خشک بنشانی
و اگر او را ناآگاه خواهی
از زندگی‌اش چه مانَد؟ جز سياهی و تباهی؟
اما تو بخشنده‌تر از آنی که چنين روا داری
و دهنده‌تر از آن که اين بنده‌ی بينوايت را به هوش، شايسته نشماری

ای بخشنده !
در اين روز بهره‌ای از تيزهوشی، روزی‌ام کن
و آن را مايه‌ی بهروزی‌ام کن
و دانا و آگاهم ساز
ای خدای بنده‌نواز!

يزدانا !
هوش چراغِ راه من است
و نادانی مايه‌ی تباه من
تو خود مرا آموخته‌ای که دانش نورِ تابان است
و آگاهی مشعلِ رخشان
سياهی‌های اين بيهوده‌سرا را جز با فانوسِ دانش نتوان پيمود
تباهی‌های اين بيغوله‌جا را جز با آتشِ آگاهی نشايد زدود
عطش را از سينه‌ی چاک‌چاک اين کوير تشنه
جز با زلال فهم نتوان ربود

پس ای که بنده‌ات را دوست می‌داری
و او را به پرستش خويش می‌گماری
تاريکی نادانی از من بزدای
و مرا از پلشتی بپالای

مهرورز خدايا !
دستان بخشنده‌ی تو هماره بارانی از شکوفه بر سر مردمان می‌ريزد
و از پهن‌دشت رحمت تو، بهاربهار گل برمی‌خيزد
از اين صحرای پرشکوفه بهره‌ای آيا مرا نيست ؟
از اين باران رحمت مرا نصيب آيا چيست ؟

امروز چشم به آسمان تو دارم
و به رحمت‌های بسيارت اميدوارم

ای از همه بخشنده‌تر !
ای بخشندگان را مراد و سرور !
هر چه خواهم از تو خواهم
که بی لطف و محبت تو، سرگشته و گمراهم
مرا درياب!



موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: سی ساغر سحری

تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 18:0 | نویسنده : اکبر احمدی |

اَللّهمّ قرّبنی فيه إلی مَرضاتِک
وَ جنّبنی فيه مِن سَخَطِک و نَقماتِک
وَ وفّقنی فيه لِقرائة آياتِک
برحمتِک يا أرحم الرّاحِمين!

ای خدا !
من تو را معشوقی دانم که به سودای شورانگيز عشقت دل باخته‌ام
و خود به شيفته‌ای مانَم که سوی کاروان پرشور عاشقانت تاخته‌ام
من از رسم عاشقانِ دل‌سوخته آموخته‌ام که خرسندی‌ات پيشه کنم
و چشم به اين دوخته‌ام که از خَشمت انديشه کنم
اگر آن را بسازی
من عشقی زيباتر بازم
و اگر تو خود بخواهی
من از دامنه‌ی ترس و هراسم می‌کاهم

ايزدا !
پس در دومين روز از اين ماه، مرا به اين دو خواسته رَه بنما :
از خشنودی‌ات افسرِ بهره‌ای مرا بر سر نِه
و از شعله‌های خشم و انتقام خويش رهايی‌ام ده

خدايا !
رمضان است و بهار قرآن
با روزان و شبانی همه نورباران
به هر برزن و کويی که روانه شويم
از نغمه‌ی دل‌انگيز آيه‌آيه‌ی کتابت ديوانه شويم

رمضان است و همه جا عشق باريده
و زمزمه‌ی آيات تو تا نهان‌خانه‌ی همه‌ی شيفتگان تو کشيده

بهار آفرينا !
مرا نيز بر سفره‌ی رنگ‌رنگ عشقت مهمان کن
و به کامی که خود در کامم می‌کنی قرآن‌خوان کن
از هر که به لطف و مهربانی شهره است، تو مهربان‌ترينی
پس اميد آن دارم که غبارِ غم از چهره‌ی اندوه‌آلودِ من نيز برچينی.





موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: سی ساغر سحری

تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 17:59 | نویسنده : اکبر احمدی |

اللّهمّ اجعَل صِيامی فيه صِيامَ الصّائمين
و قيامی فيه قِيامَ القائمين
وَ نبّهنی فيه عَن نومةِ الغافلين
وَ هب لی جُرمی فيه يا إله العالَمين
وَ اعفُ عنّی يا عافياً عَن المُجرِمين!

خدايا !
تو خود مَرا در پی خويش کشاندی
و در راه سُتوار و هموارت راندی
و به روزه‌‌ام فرا خواندی
تو خود مرا گفتی که از بام تا شام، خوراک و نوشاک واگذارم
و چشم و گوش و زبان خويش پاس دارم

امروز آغازين روزی است که از سحرگاهان نقره‌ای
به صف روزه‌داران پيوسته‌ام
دهان از هر خوردی بَربسته‌ام
و در پیِ پيمان تو نشسته‌ام

پس بار الها !
روزه‌ام را آن‌سان بگردان که بر روزه‌دارانِ راستين می‌پسندی
و مرا آن گونه به ريسمان سُتوارِ خويش بر بَند که
دوستان خاص خود بِدان می‌بندی

روز آفرينا !
شب همه شب، روزنه‌هايی فراخ می‌گشايی
و بندگانِ از بند رهيده‌ات را
که به کرانه‌های امن دريای رحمت تو رسيده‌اند، می‌ستايی
روزه‌ی روزانه را براتِ پذيرش نيايش‌های شبانه می‌خواهی
و با راز و نيازی هر چند کوتَه، از بار جانکاهِ گناهِ بندگانت می‌کاهی

آنان که در تاريکای شامگاهان دست نياز به سوی تو دراز می‌کنند
و نام‌های زيبای تو را با آهنگی دل‌انگيز آواز می‌کنند
پاسخی زوتَر می‌ستانند
و توسن تازانِ خويش خوش‌تر می‌رانند

بار پروردگارا !
بيداری سحرگَهان مرا بپذير
و مرا نيز در شمار بندگان شب‌زنده‌دارت دست بگير

جان‌بخشا !
روزه را جان‌مايه‌ی بيداری جانِ شيفته‌ی ما نهاده‌ای
و با ناخوردن و ناشاميدن، ما را فَرافرشته گردانده‌ای
ما غفلتيان اما، آن‌سان در خواب سنگين آسان فرو شده‌ايم
که گوييا مرده‌ايم و گمشده‌ايم
جز با سيلی‌های پياپی تو که
خود نوازش‌گرِ رخسار ما است
از رؤيای ديرين خويش به در نمی‌آييم
و جز با بيدارباش‌های پيوسته‌ات که
هوش‌بخشِ اندام‌های رنجور و تبدارِ ما است
خواب نوشين وا نمی‌نهيم
تنها اين تويی که ما را بيدار می‌نُمايی
و سنگينی خواب از ديدگان خسته‌ی ما می‌رُبايی

کردگارا !
در نخستين روز ماه رمضان
ما را از خوابی که غفلت‌زدگان را فرا گيرد، وا رَهان

خدايا !
در بی‌آبانِ گنه سرگشته‌ايم،
فرمان تو ناديده
و دستور تو ناشنيده
رخشِ خويش خوانده
و به اين سو و آن سو رانده‌ايم
نه چشم از ناپسند بسته‌ايم
نه از بندِ نيرنگ‌های رنگ‌رنگ رسته‌ايم
اينک به اين خوشيم که اذانِ رمضان در آذانِ ما نشسته
و گل‌های رحمت رُسته
اميد به اين بسته‌ايم که
در نخستين روز سپيدِ اين ماه نورانی، عهد خويش از سر گيريم
و پيمانِ خويش بپاييم تا بميريم

مهربانا !
که همه‌ی جهان و جهانيان بر سفره‌ی رحمتِ بی‌منت تو نشسته‌اند
و دل به بخشايشِ سربه‌سر جان‌بخشِ تو بسته‌اند
از کَرد‌های ناپسندِ من درگذر
و مرا در حلقه‌ی ياران در آور

آمرزگارا !
که همه‌ی ناخوش‌کرداران اميد آمرزش از تنها تو دارند
و توبه‌پذيریِ تو را چشم‌انتظارند
نافرمانی‌های فراوانی را که از من فرمان‌گريز ديده‌ای فرو پوشان
و مرا در حسرت مَنشان





موضوعات مرتبط: lماه ضیافت خدا
برچسب‌ها: سی ساغر سحری

تاريخ : سه شنبه 31 / 3 / 1394 | 17:55 | نویسنده : اکبر احمدی |
صفحه قبل 1 ... 512 513 514 515 516 ... 530 صفحه بعد