پرهيز از جايگاه تهمت

ندای وحی

قرآنی ،اعتقادی،مذهبی ، تربیتی

درباره من
این وب سایت جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ، با لا بردن سطح آگاهیهای دینی اعتقادی تربیتی
موضوعات
نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: دو شنبه 12 / 4 / 1400 ساعت: 8:57

پرهيز از جايگاه تهمت
من وضع نفسه مواضع التهمه فلايلومن من اءساء به الظن .
ح /159

 

 

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: دو شنبه 12 / 4 / 1400 ساعت: 8:56

عجز آفت است و صبر شجاعت ...
و العجز افه ، و الصبر شجاعه ، و الزهد ثروه ، و الورع جنه ، و نعم القرين الرضا.
ح /4
ترجمه : ناتوانى آفت است و بردبارى شجاعت ، پرهيز كارى و پارسايى توانگرى است و خرسندى به رويدادها يار و همراهى است با ارزش .
شرح : انسانى كه گرفتار ضعفهاى روحى و اخلاقى باشد، هميشه با يك خطر اين است كه : در برابر مسائل مختلف و پيش آمدهاى گوناگون ، قدرت ايستادگى نخواهد داشت ، و دچار سستى و لغزش خواهد شد و از راه راست ، انحراف پيدا خواهد كرد.

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: پنج شنبه 16 / 2 / 1400 ساعت: 20:51

حدیث روز

آخرت نتيجه دنيا
اءعمال العباد فى عجلهم ، نصيب اءعينهم فى آجلهم .
ح / 7
ترجمه :كارهايى كه بندگان در اين دنيا انجام ميدهند، روز قيامت ، در برابر چشمهايشان خواهد بود.
شرح : دستگاههاى راديو و تلويزيونى كه به دست بشر ساخته شده ، صدا و گفتار، و حركات و اعمال آدمى را كه چند سال پيش ضبط شده ، پس ‍ از گذشت سالها دوباره پخش مى كنند، و دوباره عين همان حرفها و حركات را جلوى 

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: پنج شنبه 16 / 2 / 1400 ساعت: 20:42

 

تفاوت اعمال
شتان ما بين عملين عمل تذهب لذته و تبقیى تبعته ، و عمل تذهب موونته و يبقى اءجره
ح /121
ترجمه:چه تفاوت بسيارى ، كه بين دو گونه عمل و كردار انسانها وجود دارد: عملى كه لذت و خوشى آن به سرعت مى گذرد، ولى نتايج زيانبار و عواقب آن باقى مى ماند، و عملى كه رنج و زحمت آن ، زود تمام مى شود ولى پاداش آن برجا می ماند.

 

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: پنج شنبه 16 / 2 / 1400 ساعت: 20:37
نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: سه شنبه 24 / 12 / 1399 ساعت: 8:56

 حدیث روز/ امام علی(ع)/ نهج البلاغه /کیفیت محصول /خبرگزاری حوزه

اينچنين مالى از دست نميرود
لم يذهب من مالك ما وعظك .
ح /196
نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: سه شنبه 24 / 12 / 1399 ساعت: 8:55

زبان عاقل و زبان احمق
لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه .
ح /40

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: سه شنبه 24 / 12 / 1399 ساعت: 8:51

تمرين بردبارى
ان لم تكن حلما فتحلم ، فانه قل من تشبه بقوم الا اءو شك اءن يكون منهم .
ح /207
نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: یک شنبه 10 / 11 / 1399 ساعت: 9:3

اينچنين مالى از دست نميرود
لم يذهب من مالك ما وعظك .ح /196
ترجمه : مالى كه از دستت رفت و تو را پندى آموخت ، از دست رفته مپندار.
نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: یک شنبه 10 / 11 / 1399 ساعت: 9:0

زبان عاقل

زبان عاقل و زبان احمق
لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه . ح /40
ترجمه : زبان عاقل ، پشت قلب او قرار دارد، و قلب احمق ، پشت زبان او جاى گرفته است ( عاقل ،با انديشه سخن مى گويد ونادان بى فكر )

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: یک شنبه 10 / 11 / 1399 ساعت: 8:57

بردباری

تمرين بردبارى
ان لم تكن حلما فتحلم ، فانه قل من تشبه بقوم الا اءو شك اءن يكون منهم . ح /207
ترجمه : اگر بردبار نيستى ، خود را وادار به بردبارى كن ، زيرا كسى كه خودرا به گروهى شبيه كند، به زودى از آنان مى شود.
نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: یک شنبه 28 / 9 / 1399 ساعت: 18:24

نگاه به زيردستان
و اءكثر اءن تنظر الى من فضلت عليه فان ذلك من اءبواب الشكر. 
نامه /69
ترجمه : به افراد پائين تر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستن ها، درهاى شكر گزارى را به روى تو باز مى كند.
شرح : انسان بايد، در مورد نعمتهائى كه خداوند به او داده است ، هميشه شكر گزار باشد، و نشان دهد كه قدر آن نعمتهاى خدا را بداند، و بخاطر آنها در برابر خداوند شكر گزار باشد، لياقت و شايستگى رسيدن به نعمتهاى بيشتر را نيز بدست آورد.
اما كسى كه قدر نعمتهائى كه خداوند به او داده است ناراضى باشد، نعمتهاى خدا را تلف مى كند، و نشان مى دهد لياقت آن نعمتها را ندارد. در آن صورت ، نه تنها نعمت بيشترى بدست نمى آورد، بلكه آنچه كه دارد از دست مى دهد.
ما، براى قدر نعمتهاى خداوند را بدانيم ، بايد هميشه به افراد پائين تر از خود نظر داشته باشيم . يعنى كسانى را نگاه كنيم ، كه كمتر از ما، از نعمتهاى خداوند برخوردار شده اند. در اين صورت ، نه تنها از آنچه داريم ناراضى نخواهم بود، بلكه احساس رضايت و خوشنودى خواهيم كرد. و از خداوند سپاسگذار خواهيم بود. هر چه بيشتر به اينگونه افراد نگاه كنيم ، درهاى شكر گزارى ، بيشترى به روى ما باز خواهند شد، زيرا در اين نگاه كردنها، به نعمت هاى خود بيشتر آگاه خواهيم شد و شكر خداوند را بيشتر بجاى خواهيم آورد. سعدى ، شاعر بزرگ ايرانى مى گويد: در ايام جوانى ، روزى كفش نداشتم و از اين رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسيار گله و شكايت ميكردم . اما وقتى بيرون رفتم ، مردى را ديدم كه كنار ديوار نشسته است و پا ندارد. با ديدن او، يكباره به خود آمدم و به درگاه خداوند شكر گزارى كردم كه اگر كفش ندارم ، در عوض دو پاى سالم دارم كه بدون كفش ‍ هم مى توانم با آنها راه بروم .
ما نيز به جاى آنكه به پاى بى كفش خود نگاه كنيم ، بايد به كسانى كه اصلا پا ندارند بنگريم و خدا را شكر گوئيم .
البته آنچه كه شرح داده شده دليل اين نيست كه انسان پيوسته زندگى خود را در يك حالت سكون نگهداشته و بعنوان رضايت از تقدير هيچگاه حقوق خود را مطالبه نكند. در زمان طاغوت از اين نصيحت سعدى براى ساكت نگهداشتن مردم استفاده ميكردند والى آنچه كه ما امروز ميگوئيم فقط براى شكر نعمتهاى الهى است و بس

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: یک شنبه 28 / 9 / 1399 ساعت: 18:22

در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
اءحبب حبيبك هونا ما، عسى اءن يكون بغيضك يوما ما، و اءبغضك هونا ما، عسى اءن يكون حبيبك يوماما. 
ح /268
ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
شرح : در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه نگهداشت . چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل جبران نباشد.
وقتى با كسى دوست ميشويم ، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى كنيم ، كه بيش از اندازه به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست ، بصورت دشمن ما درآيد. درانصورت ، او، چون تمام اسرار ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است ، ميتواند از دانسته هاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده كند، و ضربه هايى به ما بزند، كه ديگر قابل جبران نباشد.
در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم . يعنى نبايد دشمن را آنقدر اذيت و آزار كنيم ، و آنقدر درباره اش سخنان زشت و زننده بگوئم ، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم ، به خاطر كارها و حرفهاى خود، شرمنده و خجل باشيم .

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: یک شنبه 28 / 9 / 1399 ساعت: 18:12

. حكمت هاى ايمان ، نماز...
فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك ، و الصلاة تنزيها عن الكبر، و الزكاة تسبيبا للرزق ، و الصيام ابتلاء لا خلاص الخق ، و الحج تقربة للدين ، و الجهاد عزا للاسلام ، و الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهى عن المنكرردعا للسفهاء. 
ح /252
ترجمه : خداوند، ايمان را براى پاك شدن دلها از آلودگى كفر و شرك ، و نماز را براى پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكوة را وسيله ايى براى روزى مستمندان ، و روزه را وسيله يى براى آزمايش اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نيرومند شدن دين ، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت ، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده نا آگاه مردم ، و نهى از منكر را براى باز داشتن افراد بى خرد، از كارهاى زشت و گناه آلود مقرر كرد.
شرح : احكام دين اسلام ، با تمام جزئيات خود، دستورهائى هستند كه خداوند براى بندگان مؤ من خود مقرر كرده است . از اينرو، انجام دادن اين احكام ، وظيفه حتمى و قطعى مسلمانان است ، و يك مسلمان مؤ من كسى است كه دستورهاى واجب الاجراى خداوند را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هيچگونه شك و ترديدى نشود، هيچگونه سؤ ال و جوابى نكند، و هيچگونه دليل و برهانى بخواهد.
با اين حال ، گاهى پيشوايان معصوم و امامان بزرگوارما، علت منطقى و فلسفه فردى و اجتماعى اين دستورها را تشريح كرده و درباره هر يك ، توضيح كافى داده اند. تا هم غير مسلمانان ، به منطقى و مستدل بودن دستورهاى اسلام پى ببرند و بتوانند با دستورهاى اديان ديگر مقايسه كنند، و هم مسلمانها، با فلسفه احكامى كه انجام ميدهند آشنا شوند و فوايد سازنده ، آنها را بهتر و بيشتر بشناسند.
امام عليه السلام نيز، در اين جمله هاى كوتاه و پر معنى ، فلسفه ايمان ، نماز، زكوة ، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف ، و نهى از منكر را تشريح فرموده ، و درباره واجب بودن هر يك ، توضيحى دقيق و عميق داده است .

 

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: پنج شنبه 22 / 8 / 1399 ساعت: 17:30

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%86%D8%B1%D9%85_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C.jpg

تندخويى ديوانگى است
الحدة ضرب من الجون لان صاحبها يندم فاان لم يندم فجنونه مستحكم .
ح /255
ترجمه : تندخوئى يك نوع ديوانگى است ، زيرا تندخو پشيمان ميشود، و اگر پشيمان نشود، ديوانگى اش پابرجا و پايدار شده است .
شرح : شخصى تندخو، نميتواند بر اعصاب خود مسلط باشد، و اعمال و رفتار خود را مهار كند. در نتيجه ، هنگام خشم و تند خوئى ، دست به كارهائى عقل سالم انجام آن را نمى پذيرد: زبان به بى ادبى و فحاشى مى گشايد، دست به شكستن و پاره كردن و دور ريختن چيزهاى مختلف مى زند. با ديگران نزاع و كتك كارى ميكند و باعث زخم و جراحت خود يا ديگران مى شود چه بسا ديده شده كه خشم و تند خوئى يك نفر. باعث نزاع دسته جمعى خانواده و دوستانش شده ، و سرانجام در ميان آنها جنايت و فاجعه ئى رخ داده . يا زيان و خسارت جبران ناپذير ديگرى پيش آمده است .
وقتى شخص تندخو، در حالت خشم به سر مى برد و باعث ايجاد چنين مشكلات و مصيبتهائى ميشود، حالت او شبيه نوعى ديوانگى است . زيرا او هم ، در آن لحظات ، مانند ديوانگان ، بر اعصاب خود تسلط ندارد و متوجه نيست كه مرتكب چه كارهائى ميشود.
البته شخص تندخو، پس از فرونشستن خشم ، از كارهايى كه انجام داده پشيمان ميشود و همين پشيمانى ، نشان ميدهد كه وى ، سر عقل آمده و متوجه زشتى آن كارهاى ديوانه وار خود شده است . يعنى خود او هم متوجه مى شود كه در آن لحظات خشم ، نوعى ديوانگى زود گذر گريبانش را گرفته و سپس رهايش كرده است .
اما اگر كسى باشد كه پس از فرونشستن خشم نيز، از انجام آن كارهاى زشت پشيمان نشود، معلوم ميشود كه آن حالت ديوانگيش زودگذر و موقتى نيست ، بلكه ديوانگى براى هميشه ، در وجود او، باقى و پاورجا مانده است .

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: پنج شنبه 22 / 8 / 1399 ساعت: 17:29

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D9%BE%D8%B1%D9%87%DB%8C%D8%B2_%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%AA.jpg

ميانه رو تنگدست نمى شود
ماء اءعال من اقتصد.
ح /140
ترجمه : كسى كه در خرج كردن ميانه روى كند، تنگدست نمى شود.
شرح : بهترين راه ، براى داشتن يك زندگى آسوده و راحت ، ميانه روى در خرج كردن است . و اين ، راهى هست كه در اسلام و قرآن به ما مى آموزند. خداوند، در قرآن كريم ، به مؤ منان ميفرمايد: كه در زندگى ميانه رو باشند. نه آنقدر خسيس باشند و كم خرج كنند كه حتى آسايش خود و خانواده شان خراب شود. و نه آنقدر ولخرج باشد و مال خود را دور بريزند كه به فقر و تنگدستى دچار شوند.
سخن امام عليه السلام نيز به ما مى آموزد: انسان ، هر قدر هم كه در آمد زياد داشته باشد، اگر در خرج كردن اندازه نگه ندارد، در آمدش تمام مى شود، و خودش نيز تنگدست و محتاج مى شود، اما كسى كه عقل معاش دارد پولش ‍ را به اندازه خرج مى كند، هيچگاه تنگدست و محتاج نخواهد شد.

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: پنج شنبه 22 / 8 / 1399 ساعت: 17:24

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B9%D8%AC%D8%B2_%D8%A7%D9%81%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D8%B5%D8%A8%D8%B1_%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA9.jpg

صبر و ظفر
لا يعدم الصبور الظفروان طال به الزمان
ح /153
ترجمه : شخص بردبار و شكيبا، پيروى را، سرانجام از دست نخواهد داد، هر چند روزگارى دراز بر او بگذرد.
شرح : انسان براى بدست آوردن پيروزى ، بايد صبر و شكيبائى داشته باشند. زيرا كسى كه در برابر مشكلات زندگى ، صبور و بردبار باشد، مى تواند با حوصله و شكيبائى ، سر فرصت ، فكر كند و راههاى مختلف را بررسى و آزمايش كند، و سرانجام ، از ميان آنها، راهى را كه به پيروزى ميرسد بر گزيند. ولى افراد شتاب زده ، كه براى انجام هر كارى ، عجله ميكنند و حاضر نيستند صبر و آرامش بكار برند، در برابر مشكلات دست و درست پيدا كنند.
يك ضرب المثل فارسى مى گويد:صبر تلخ است وليكن بر شيرين دارد.. و ضرب المثل ديگرى هم ميگويد:گر صبر كنى ، ز غوره حلوا سازى . اين دو ضرب المثل ، كه تقريبا معنى يكسانى دارند، به خوبى ارزش و كارسازى صبر و بردبارى را نشان ميدهند. وقتى درخت مو شروع به ميوه دادن مى كند، ميوه هايش به صورت دانه هاى ريزى بنام غوره كه مزه يى بسيار ترش دارد و قابل خوردن نيست . اگر كسى چند ماه صبر كند، اين غوره هاى ترش ، به انگورهاى شيرين و آبدار مبدل ميشوند، كه ميتواند با آن ، شيرين ترين حلواها را نيز بسازد. اما كسى كه صبر نداشته باشد، و براى استفاده از ميوه درخت مو عجله كند، از عجله خود فايده ئى نخواهد برد. چون هر كدام از غوره هاى كه به دهان بگذارد، كمترين اثرى از شيرينى در آن نخواهد ديد.
پس صبر و شكيبائى ، اگر چه ممكن است تلخ و دشوار باشد، و اگر چه ممكن است ساليان دراز طول بكشد ولى سرانجام به پيروزى منتهى ميشود. همچنانكه در قرآن كريم نيز صبر بعنوان يكى از عبارات ذكر شده است .

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: سه شنبه 14 / 7 / 1399 ساعت: 4:0

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%B5%D8%A8%D8%B1_%D9%88_%D8%B8%D9%81%D8%B1.jpg

. چه بسا كه يكبار خوردن
كم من اءكله منعت اءكلات .
ح /171
ترجمه : بسا كه يك خوردن چيزى ، تو را از خوردن بسيارى از خوردنيهاى ديگر، محروم مى كند.
شرح : گاهى كسى را مى بينيم كه سر سفره ، به غذائى ميرسد كه با وضع مزاجى آن روز او سازگار نيست و نبايد از آن بخورد. اما او نميتواند از هوس ‍ خوردن جلوگيرى كند، و از آن غذائى ناسازگار ميخورد، و چند ساعت بعد، به بستر بيمارى مى افتد. يا گاهى ، كسى ديگرى را مى بينيم ، كه ناراحتى مزاجى ندارد، ولى در خوردن غذا، چنان افراط و زياده روى ميكند كه بيمار مى شود.
در هر حال ، اينگونه افراد، بخاطر آن كه نتوانسته اند شكم خود را نگاه دارند چنان بيمار و نزار ميشود، كه تا مدتها از خوردن بسيارى از غذاها و ميوه ها و خوراكى ها محروم ميشوند. و ته دستور پزشك با چند روز، جز غذائى ساده ، نميتوانند به چيز ديگرى لب بزنند.
در حاليكه اگر آن يكى ناپرهيزى نميكرد، و اين يكى به افراط و زياده روى نمى پرداخت هر دو، در روزهاى بعد نيز ميتوانستند از هر نوع خوراكى استفاده كنند، و ناچار از تحمل چند روز پرهيز و محروميت نمى شدند.
اين سخن امام عليه السلام ، به ما مى آورد كه : در هر كارى ، بايد به عاقبت آن هم بينديشيم و صلاح خود را تشخيص دهيم . يعنى اگر ديديم ، در كارى ، با يكبار استفاده كردن ، چندين استفاده بعدى را از دست ميدهيم ، بايد از انجام آن كار خوددارى كنيم .

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: سه شنبه 14 / 7 / 1399 ساعت: 4:0

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%DA%86%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87_%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%B1%D8%AD.jpg

ستيزه جويى
لا تدعوك الى مبارزه ، و ان دعيت اليها فاءجب ، فان الداعى باغ و الباغى مصروع .
ح / 233
ترجمه : كسى را به ستيز دعوت مكن ، اما اگر تو را به مبارزه دعوت كردند، براى دفاع از خود، جنگ را قبول كن . زيرا شخص ستيزه جو، ستمگر است ، و ستمگر بر خاك مى افتد و مغلوب مى شود.
شرح : يكى از افتخارات فراوان اسلام ، اين است كه در دستورات آن هيچگاه دعوت به ستيزه وجود ندارد. زيرا اسلام ، دين صلح و صفا و آشتى است ، و قادر است كه تمام مسائل را با منطق قوى و دلايل روشن و محكم خود حل كند. و بخاطر همين برخوردارى از منطق و دليل است كه هيچگاه پيغمبر (ص ) و ائمه معصوم (ع ) لازم نمى ديدند كارها را با زور پيش ببرند، و رفتار جنگ طلبانه داشته باشند و جنگى را شروع كنند.
در جنگهاى صدر اسلام ، هيچگاه حضرت محمد (ص ) و مسلمانان براى جنگ پيشقدم نمى شدند و به جنگ كسى نمى رفتند. بلكه اين دشمنان اسلام بودند كه يا بطرف مسلمانان لشكر كشى ميكردند، يا آنقدر به آزار و اذيت و شكنجه مسلمين مى پرداختند كه آنها هم براى دفاع از خود ناچار از جنگيدن مى شدند.
دليل اينكه اسلام ، پيشقدم شدن در جنگ و جنگ طلب بودن را جايز نميداند. اين است كه هر كس جنگ طلب باشد، و با برپاكردن جنگ به كشتار و تجاوز دست بزند،ستمگر است . و ستمگر نيز، سر انجام بر خاك مى افتد و مغلوب ميشود. پس اسلام ، هرگز دستور جنگ طلبى نمى دهد، چون هرگز نميخواهد پيروانش ستمگر باشند.
اما همان اندازه كه اسلام ، مسلمانان را از جنگ طلبى بر حذر ميدارد، به همان اندازه هم ، هر مسلمانى را موظف ميسازد كه در برابر جنگ طلبها، از خود دفاع كند. زيرا دفاع نكردن در برابر جنگ طلبها، دليل خوارى و زبونى است ، و اسلام هرگز نميخواهد كه پيروانش خوار و زبون باشد و به ديگران ، اجازه كشتار و تجاوز بدهد.
به همين دليل است كه امام عليه السلام نيز مى فرمايد كه مسلمانان نبايد جنگ طلب باشند، اما اگر جنگى به آنها تحميل شد، بايد بهر قيمتى كه هست از خود دفاع كنند و حتى با چنگ و دندان به جهاد برخيزند و به زمزمه هاى شوم صلح و سازش اعتنا نكنند.

 

نويسنده :اکبر احمدی
تاريخ: سه شنبه 14 / 7 / 1399 ساعت: 4:0

http://gsia.tums.ac.ir/Images/IGBase/18527/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

. ايمان چيست ؟
و سئل عن الايمان ، فقال : الايمان معرفه با لقلب ، و اقرار با للسان ، و عمل با لاركان .
ح /227
ترجمه : از اميرالمؤ منين عليه السلام ، پر سيدند كه :ايمان چست ؟
فرمود:ايمان عبارت است : شناخت قبلى ، اعتراف و اقرار به زبان ، عمل با اعضاء و جوارح بدن
شرح : ايمان حقيقى : نشانه هائى دارد، كه هر كس اين نشانه ها را در خود داشته باشد، مؤ من حقيقى است .
امام عليه السلام ، براى مؤ من حقيقى ، سه نشانه اصلى و مهم تعيين فرموده است ، كه ما نيز با توجه به آنها ميتوانيم مؤ منان حقيقى را بشناسيم . طبق فرموده امام (ع ) مؤ من حقيقى كسى است كه :
* اولا شناخت قبلى داشته باشد. يعنى از صميم قلب و از ته دل ، وجود خدا را شناخته باشد، و صميمانه معتقد باشد كه اصول دين اسلام ، يعنى يگانگى خداوند متعال ، نبوت حضرت محمد (ص )، و فرارسيدن روز قيامت ، عدل خداوند و جانشينى امامان عليه السلام ، بر حق است .
* ثانيا به زبان اعتراف كند، يعنى اعتقادات الهى و اسلامى خود را بر زبان آورد، و همواره كلمه شهادتين را به زبان جارى سازد، و به يگانگى خدا و نبوت حضرت محمد (ص ) اقرار كند.
* ثالثا وظايف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، يعنى وضو ساختن ، نماز خواندن ، روزه گرفتن ، بدنگرفتن با زبان بد نشنيدن با گوش ، نگاه حرام نكردن با چشم ، و... تمام وظائفى را كه خداوند براى اعضاء بدن او تعيين فرموده است ، بطور صحيح و كامل به انجام رساند.
بنابراين ، كس كه يكى از اين نشانه ها، يا قسمتى از اين نشانه ها را نداشته باشد، نمى توان خود را مؤ من حقيقى بداند
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
تازه ترين مطالب
دوستان
ابزارک هاي وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 5671
بازدید دیروز : 5060
بازدید هفته : 18459
بازدید ماه : 21664
بازدید کل : 2467940
تعداد مطالب : 14650
تعداد نظرات : 79
تعداد آنلاین : 1


Alternative content


ک